در بخش نخست از گزارش «نگاهي درون گرايانه به نقش صنعت فوتبال در اشتغالزايي» سعي شد به گونه اي منطقي ارتباط ميان اركان فوتبال، درآمدزايي و اشتغالزايي اين ورزش كه اكنون به صنعتي پرسود براي كشورهاي توسعه يافته تبديل شده، مدنظر قرارگيرد. درهمين راستا نقطه نظرات پرويز ابوطالب يكي از منتقدان برجسته فدراسيون فوتبال لحاظ شد و زواياي اين بحث به طريقي مورد بررسي قرارگرفت.
بي شك توجه به مباحث ارايه شده دراين گزارش آن هم در شرايطي كه بيكاري به شكلي مزمن، مسائل فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي را تحت الشعاع قرارداده، مي تواند مسؤولان و دست اندركاران را با حساسيتهاي اين موضوع آشناتر سازد و اينكه فوتبال توانايي و قابليت تبديل شدن به يك صنعت را در كشور دارد بايد آن را كاملاً جدي گرفت.
حال ادامه بحث را در گفته هاي صادق درودگر رئيس كميته هاي امور استانها و فوتسال فدراسيون فوتبال (كه نظر به وظايفش دراين خصوص فردي آگاه به شمار مي آيد)، پي مي گيريم. همچنين نظرات عباس ترابيان رئيس كميته اقتصادي فدراسيون فوتبال و اصغر باقريان مديرعامل باشگاه فولاد خوزستان به عنوان افراد درگير با اين ماجرا به رشته تحرير درآمده است.
درودگر با عنوان اين مطلب كه فوتبال بالغ بر ۱۰۰ نوع شغل مختلف ايجاد مي كند، مي گويد: يكي از بيشترين اشتغالزايي ها در فوتبال صورت مي گيرد، از بازيكن، مربي، بدنساز، پزشك و تداركات گرفته تاكسي كه چمن مي كارد، لباس توليد مي كند، لباس مي فروشد، تبليغات مي كند، برق ورزشگاه را تنظيم مي كند، نور ورزشگاه را ميزان مي كند، امنيت ورزشگاه را برقرارمي كند و... اين بحث قابل تعميم به باشگاهها نيز هست از مدير، منشي، كارمنددبيرخانه گرفته تا آبدارچي. همه به هم وصل هستند. اگرواقعاً بررسي كنيم حدود ۵۰۰ هزار نفر در فوتبال بازي مي كنند و به كار اشتغال دارند و اين ظرفيت را مي توان تا يك ميليون نفر ارتقاء داد. درواقع مي توان ۵۰۰ هزار شغل ايجاد كرد.
انجام اين مكالمه سريع با توجه به ضيق وقت از يكسو و حضور«عباس ترابيان» مشاور ارشد و رئيس كميته اقتصادي فدراسيون فوتبال به عنوان فردي آگاه در اين امر، از سوي ديگر، دسته بندي جديدي در ارتباط با نقش صنعت فوتبال در اشتغالزايي پيش روي ما قرار داد.
به گفته وي سه مورد از موارد شاخص دركمك فوتبال به اشتغال مطرح است.
*در وهله نخست؛ چنانچه فوتبال بتواند موجب تبليغات كالاهاي صنعتي شود، بالطبع تقاضابراي خريد كالا بالا مي رود. اين خود باعث افزايش توليد، گسترش صنعت وايجاد شعب جديد كه اجباراً نيازمند بكارگيري نيروي انساني بيشترمي شوند خواهد شد. به اين ترتيب، فوتبال، اشتغال بيشتري را به همراه خواهد داشت.
*در وهله دوم، اگر فوتبال رونق يابد، برتعداد باشگاهها و عوامل شاغل در آن افزوده شده و تعداد مربياني كه كار را بطور جدي و به عنوان شغل اصلي انتخاب مي كنند، افزايش مي يابد. پيدايش اين امرموجب بكارگيري عوامل و داوران بيشتر براي انجام مسابقات با توجه به تعدد تيم ها از سوي فدراسيون فوتبال مي شود. از سوي ديگر، برتعداد مدارس فوتبال كه دربرگيرنده بخشهاي اداري و فني (مربيان) است، افزوده شده و در نتيجه كارتوليد كنندگان لوازم ورزشي رونق مي يابد. بنابراين فوتبال توانايي كمك به اشتغال را دارد .
*در وهله سوم نيز ايجاد ليگ حرفه اي درهركشوري از جمله ايران موجب سوق دادن نوجوانان به پيشه اصلي فوتبال مي شود كه اين خود مانع از گرايش آنان به سوي بزهكاري خواهد شد.
ارائه آمار از تعداد افرادي كه در فوتبال فعاليت دارند، اين توضيح را از سوي ترابيان به همراه دارد: امروزه در هر شهرستاني فوتبال «براه» است. به عنوان مثال هيأت فوتبال مرزن آباد بخش كوچكي از زير مجموعه هاي هيأت فوتبال مازندران است. تصورم اين است كه حدود ۳ ميليون نفر در فوتبال كشور فعاليت دارند. در اينجا لازم مي دانم اين نكته را اضافه كنم كه در سوئيس، هرفردي كه فوتبال بازي مي كرد، حتي درسطح آماتور، اسمش در فدراسيون فوتبال آنجا ثبت مي شد. حال اگر ما بتوانيم اين كار مثبت را انجام دهيم به رقم خيلي بالايي دست خواهيم يافت.
ظرفيت مالي فوتبال
آنچه مسلم است ايران از معدود كشورهايي با ميزان بالاي نيروي جوان است كه به همين نسبت تعداد علاقه مندان فوتبال آن بالاست. به همين خاطر مي بينيم كه از كوچكترين شهرستانهاي دوردست براي تماشاي يك مسابقه به تهران مي آيند و هنوز خيلي ها ازوجود اين افراد بي خبرند. همه اينها به ظرفيت مالي فوتبال مان بازمي گردد. اگر در كشورما مثل كشورهاي پيشرفته و صنعتي از جمله سنگاپور كه به لحاظ بازرگاني و صنعت كشتيراني داراي نمايندگيهاي فعال شركتها است، شركتها به كمك فوتبال بيايند، پول، سرازير شده و به نقاط محروم نيز مي رسد.
ترابيان مي افزايد: در اينجا آدم هايي عاشق بازي فوتبال هستند اما چون توان خريد كفش فوتبال را هم ندارند، نمي توانند وارد كار شوند. اگر به هيأتها پول برسد و حتي در «دهات» زمينهاي فوتبال ايجاد شده و تيمي تشكيل شود، اين خود باعث ترغيب و تشويق جوانان مي شود. كليد اين قضيه هم داشتن اسپانسرهاي مالي قوي است تا به فدراسيون برسند و فدراسيون هم براي كشف و ارزيابي استعدادها سرمايه گذاري كند. البته مطبوعات و راديو و تلويزيون هم مي توانند در اين قضيه مؤثر باشند. به هر ترتيب، اگر بتوانيم امكانات را به نقاط مختلف و محروم كشور سرازير كنيم، مي توان در عرض ۱۰ـ۷ سال، تعداد افراد شاغل در فوتبال را به ۱۰ ميليون نفر رساند.
رئيس كميته اقتصادي فدراسيون فوتبال عدم صعود تيم ملي به جام جهاني ۲۰۰۲ را در توقف اشتغالزايي در فوتبال بي تأثير ندانسته ومي گويد: هيچكس بدون الگو به ورزش نمي پردازد. براي بسياري از جوانها، تيم هاي ملي الگو هستند و پيروزي و شكست مي تواند در آنها تأثير بگذارد و حتي آنها را فوتبالزده نمايد. درست به همان شكلي كه صعود تيم ملي به جام جهاني ۱۹۹۸ فرانسه بر روي مردم تأثير فوق العاده اي داشت و استقبال مردم و ريختن به خيابانها نشانه حساسيت آنان و جوانان نسبت به برد و باخت تيم بود. از طرفي «عرق ملي» هم باعث اهميت قائل شدن مردم براي نتايج تيم ملي مي شود. بي شك شكستها نيز بي تأثير نيست و هرچند مي توان اين شكستها را جبران كرد اما بايد در نظر داشت كه نمي توان با يك پيروزي جواب يك شكست سنگين را داد. از همين رو بايد ۵ـ۴ پيروزي چشمگير به دست آورد تا اثرات منفي آن شكست رفع شود. همين موضوع باعث كند شدن روند اشتغالزايي در فوتبال شده و ضررهاي مالي ما نيز به همان اندازه اي كه در صعود به جام ۹۸ سود برديم، است. به عنوان مثال وقتي تيم ما با بازيهاي خود در جام جهاني فرانسه، در اقصي نقاط جهان شناخته شد، تعداد زيادي از شركتهاي اقتصادي ازجمله آديداس و پوما خواستار اسپانسر شدن تيم ملي بودند كه ما با«پوما» قرارداد بستيم. اما امروز، اين شركتها اشتياقي به انجام اين كار ندارند و الآن لباسهاي تيم را نيز خودمان بايد تهيه كنيم.
|
|
|
ماركتينگ
به ميان كشيدن پاي يك مدير باشگاه به اين بحث، خالي از لطف نبود وا صغر باقريان مدير باشگاه فولاد خوزستان در اين خصوص طرف صحبت ما قرار گرفت. به عقيده باقريان اگر با ديد حرفه اي به اين مقوله نگاه شود، فوتبال در كشورما به شكل بسيار مؤثري مي تواند اشتغالزايي ايجاد كند. چرا كه در تمامي دنيا فوتبال قطب اول حضور در جوامع است و بسياري ازكشورها با بهره گيري از اين ورزش، مشاغل مختلفي مثل بازاريابي را كه خود بخش عظيمي از فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي را صورت مي دهد، ايجاد كرده اند.
باقريان مي افزايد: در ارتباط با راديو و تلويزيون ومسائل اين بخش و همچنين سرمايه گذاري در فوتبال، تعداد زيادي شاغل مي شوند. تقريباً در دنيا تعداد زيادي از افراد مختلف در رابطه با بحث فوتبال مشغول هستند و يك نكته مثبتي كه در فوتبال دنيا وجود دارد، درآمدزايي آن است. درواقع وقتي فعاليتي درآمدزا باشد، اشتغال مي آورد و صنعتي كه ازخودش زايش دارد، مي تواند درآمدزايي و اشتغالزايي كند. براين اساس فوتبال مي تواند افراد زيادي را در كنار خودش فعال كند. از طرفي باتوجه به محدوديتهاي خودمان ومقبوليت عام فوتبال در جامعه مي توان بخشي از جامعه را فعال كرد.
عقيده دارم فوتبال مي تواند اشتغالزايي كند اما ما نتوانسته ايم جايگاه فوتبال را در كشور خودمان پيدا كنيم. هنوز بايد در زمينه هاي مختلف كار شود و در ابتدا بايد فوتبال حرفه اي را راه اندازي كنيم. آنچه در دنيا مي تواند درآمدزا و فعال باشد، بحث فوتبال حرفه اي است و فوتبال حرفه اي از دامنه خودش زايش دارد. بازهم تأكيد مي كنم كه هنوز نتوانسته ايم جايگاه فوتبال را پيدا كنيم كه بتوانيم آن را به سمت اشتغالزايي سوق دهيم. چرا كه ديد ما به فوتبال آماتور است.
مديرعامل باشگاه فولاد با اشاره به اينكه صعود تيم ملي به جام جهاني مي توانست منجر به فعال كردن بخشهاي زيادي ازجامعه شده و در سايه انتقال بازيكنان، كشور با برگشت سرمايه مواجه شود، ادامه مي دهد: فكر مي كنم حدود ۱۰۰ هزار نفر در فوتبال كشور مشغول هستند كه اين رقم حدود يك سي ام ظرفيت نهايي فوتبال فعال است و مي توان آن را به ۳ـ۲ ميليون نفر رساند.
نتيجه گيري: ۱ـ بايد حقايق مدفون شده در سرزمين احساسات را بيرون آورد و با دقت و تأمل، آنچه را كه بر اثر حذف تيم ملي در مرحله مقدماتي جام جهاني ،۲۰۰۲ به وجود آمد، مورد موشكافي قرارداد. توجه به اين مهم و به دست آمدن رقمي حتي حدودي از خساراتي كه دراين بخش متحمل شده ايم خود مسؤوليت فدراسيون فوتبال را در نزد افكار عمومي افزايش داده و دست اندركاران اين فدراسيون را متوجه برنامه ريزي صحيح و اصولي با به كاربندي تجربيات تلخ گذشته خواهد كرد. ۲ـ فدراسيون فوتبال براساس روشي كه دولت در پيش گرفته و طرح ضربتي اشتغال را سرلوحه كار خود قرار داده، مي تواند به ظرفيت سازي شغلي از طريق جذب اسپانسرهاي مالي و زمينه سازي براي موفقيت تيم هاي ملي كه نقش مؤثري در مورد مذكور خواهد داشت، اقدام نمايد.
۳ـ سهم باشگاهها در اشتغالزايي فوتبال نبايد ناديده گرفته شود. تأمين كردن مربيان و بازيكنان براي آنكه آنان در انديشه پيشه دوم و سوم نباشند، يك ضرورت محسوب مي شود كه همراه با آموزش صحيح فوتبال به بازيكنان و سازندگي بايد در دستور كار قرار گيرد.
۴ـ بازيكناني كه به تيم ملي راه مي يابند بايد به قدري نسبت به سرنوشت اين تيم حساس باشند و از جان مايه بگذارند كه ديگر شاهد ديدارهاي فاجعه باري چون بازي با بحرين نباشيم.
۵ـ آنچه در اين گزارش بيان شد، آشكاركننده حقايقي بود كه مي تواند روشنگر راه بازيكنان باشد حتي اگر برخي از آنها فقط به دنبال «دلار» هستند.