در هفته گذشته، با «سرديويد لو» آشنا شديد.
اين هنرمند بزرگ متولد زلاند نو بالاترين مدارج ترقي را در انگلستان گذراند. در دوران كودكي، تعدادي از نسخه هاي قديمي مجله«پانچ» به دستش رسيد. مشاهده آثار هنرمنداني همچون «چارلز كين» و «داناگيبسن»، ديويد جوان را سر ذوق و شوق آورد. او تلاش بسياري كرد تامثل اينان طراحي كند ولي هرچه بيشتر پيش مي رفت، به ضعف هايش بيشتر پي مي برد.
تا اينكه به آثار هنرمندي به نام «فيل مي» علاقه مند شد و تا آخر سبك او را ادامه داد.
ديويد لو وقتي وارد مطبوعات شد به شدت كار مي كرد. گاهي بين هشت تا ده ساعت كار مفيد! گاهي وقت ها براي كشيدن يك كاريكاتور مطبوعاتي سه روز وقت صرف مي كرد.
مدتي را در استراليا كاركرد و نهايتاً عازم لندن شد. او مي دانست كه عادت كردن به كارها و رفتارهاي انگليسي ها كار ساده اي نيست آشنايي ويژه او با شخصيت هاي انگليسي در سالهاي بعد شكل گرفت. او توانست از نزديك بسياري از ايشان را ببيند، از جمله «جرج برناردشاو» نويسنده بزرگ ايرلندي و «وينستون چرچيل» نخست وزير دوران جنگ جهاني انگلستان را.
هنرمندان شوروي گرچه بسيار محدود بودند و عملاً امكان بهره گيري از سبك هاي غربي برايشان دشوار بود ولي تعدادي ازكاريكاتوريست هاي روس براي «ديويد لو» نوشتند كه بشدت تحت تأثير او هستند. امريكايي هامعمولاً تمايل چنداني به پذيرش جايگاه «ديويد لو» ندارند.
با اين همه برترين كاريكاتوريست معاصر خود آنها هم اصالتاً آمريكايي نيست! «پت اليفانت» استراليايي كه در دهه ۶۰ به آمريكا آمد، هنر كاريكاتور مطبوعات امريكا را متحول كرد. او نيز همچون«ديويد لو» از قاره اقيانوسيه آمده…
ديويد لو به خاطر طرح هاي زيادي كه عليه هيتلر كشيده بود، در ليست مرگ گشتاپو قرار گرفته بود. وزير امور خارجه انگلستان يك بار شخصاً از ديويدلوخواست كه در مقابل آلمان ها آرام بگيرد تا سياست خارجي انگلستان بيش از اين آسيب نبيند!
«لو» در طول ساليان كار خود، بيش از ۱۴/۰۰۰ اثر در مطبوعات به چاپ رساند.
كارشناسان علوم سياسي، اين كاريكاتوريست را بسيار جلوتر از اكثر نمايندگان پارلمان انگلستان مي شناسند! اوبا قدرتي شگفت انگيز، ديكتاتورها را معرفي مي كرد و تازه سياستمداران به ظاهر زرنگ انگليسي متوجه قضايا مي شدند.
«ديويد لو» در استوديويي خلوت كه نه تلفن داشت و نه زنگ كار مي كرد. ولي در همين فضاي آرام، پراثرترين كاريكاتورهاي سياسي قرن بيستم را مي كشيد. آثاري كه به اندازه نصف صفحه روزنامه چاپ مي شد.
او گرچه از منتقدين چرچيل بود، ولي خبر نداشت كه چهل سال پس از مرگش، بخشي از آثارش را خانواده چرچيل به نمايشگاه كاريكاتورش اهدا مي كنند! چرچيل قدر آثار انتقادي لو را خيلي خوب مي دانست. در دنياي امروز، بسياري معتقدند كه كاريكاتوريست ها هنرمنداني هستند كه مفت ومجاني انسان را از عيوب خود آگاه مي كنند. آيا در كشور ما قدر اين هنر را مي دانند؟ خوش به حال «سرديويدلو».