|
|
|
عليرغم اعتراضهاي شديدي كه در اوايل دهه ۱۹۸۰ به گروههاي موسيقي اسكانديناوي وجود داشت، اين گروهها توانسته اند در طول دو دهه گذشته، جايگاه ويژه اي را در عرصه موسيقي از آن خود سازند. اعتراضهايي كه نشأت گرفته از باور به اين مطلب بود كه از آنجايي كه موسيقي غربي امروزي بيانگر دردها و مصائب انسانهاي رنج كشيده است، افرادي حق ورود به اين عرصه و متعاقباً درك مسائل مطرح شده در آن را دارند كه چه از جنبه تاريخي و چه از لحاظ فردي و اجتماعي مزه تلخ اين رنجها و دردها را چشيده باشند و لذا كشورهاي حوزه اسكانديناوي كه همواره در طول تاريخ خود، از هرگونه مشكلات اجتماعي، همچون جنگ و خونريزي، قحطي، نسل كشي و غيره فارغ بوده اند، مجوز ورود به اين پهنه را به هيچ وجه ندارند. از ديگرسو، اين نكته وجود دارد كه موسيقي هر عصر حاصل تطور سبك هاي گذشته و نتيجه طبيعي تحول ادوار موسيقايي مختلف يك كشور است و حال چگونه است كه كشورهاي اسكانديناوي بدون بهره مندي از هرگونه پيشينه شفاف موسيقايي، به يك باره دست به خلق و توليد موسيقي در قالب سبك هاي امروزين غربي مي زنند، يعني سبك هايي كه به اعتقاد پيشروان آنها، سالهاي مديدي را براي تكامل و به بلوغ رسيدن پشت سر گذاشته اند.
در هرحال به واسطه پشت كار گروههاي موسيقي اسكانديناوي در طي چند دهه گذشته، امروزه موسيقي اسكانديناوي كه از آن به عنوان موسيقي «سلتيك»۱ نيز ياد مي كنند، مترادف موسيقي سبك «بلك»۲ گشته است.
در اين ميان، آنچه عامل اصلي اين موفقيت به شمار مي آيد، حضور افرادي با استعدادهايي فوق العاده در اين عرصه است.
افرادي چون «كريستوفر جانسون»۳ كه به واسطه برخورداري از قابليتهايي گوناگون و چشمگير در زمينه موسيقي، توانسته است در مقابل تمامي اعتراضها و مخالفتهايي كه به موسيقي كشورش، سوئد وارد مي شود، ايستادگي كرده و موسيقي خود، كشورش و نهايتاً اسكانديناوي را به گوش جهان برساند.
«كريستوفر جانسون» در سال ۱۹۸۷ در شهر استكهلم گروهي را تحت عنوان «بليتزكريگ» (Blitzkrieg) پايه ريزي كرد كه بعدها به «مگاتريون» (Megatherion) و در آخر به «تريون» (Therion) تغيير نام داد.
نخستين مجموعه گروه به نام «تخريب ناگهاني»۴ كه در سال ۱۹۸۹ توليد شد را مي توان بيشتر حاصل كار شخصي جانسون به شمار آورد، به اين معني كه وي در اين مجموعه نقش سازنده موسيقي، نوازنده گيتار و ارگ و همچنين خواننده را ايفا مي كند. جالب اينكه افراد معدودي در جهان هستند كه همه اين توانايي ها را يكجا دارند. شايد بتوان اين امر را از عوامل اصلي مطرح شدن و شهرت گروه Therion به شمار آورد.
چهار مجموعه نخستين آنها، پيرو سبك «دث»۵ مي باشند، ولي بعدها با پيوستن ساير افراد به گروه، عناصر جديدي وارد كار شدند و گروه شروع به پيمودن سير تكاملي خود كرد. از جمله اين عناصر مي توان به بهره گيري از گروههاي همسرايي، موسيقي فولكلوريك عربي و همچنين موسيقي اپرايي و كلاسيك در بطن آثار خود اشاره كرد.
جنبه ملوديك آثار آنها برگرفته از سبك گروه انگليسي «آيرن ميدن»۶ است و موسيقي كلاسيك به كار رفته، در آثار آنها تماماً ساخته خود كريستوفر جانسون و حاصل دانش گسترده وي در زمينه موسيقي است. درحال حاضر Therion را در زمره گروههاي موسيقي سمفونيك ـ اپرايي۷ به شمار مي آورند، چرا كه تكخواني ها و گروههاي همسرايي از عناصر بنيادين كار گروه گشته و حضور هنرمنداني چون «اس. جي. ديوا»۸ به هرچه برجسته جلوه گر شدن اين وجه از آثار گروه كمك مي كند. از لحاظ مضمون اشعار، Therion تشابهات فراواني با ساير گروههاي سبك «بلك» دارا مي باشد:
«به چه چيز بايد رأي بدهيم؟
خشونت در خيابانها
خشونت در همه جا
چه وقت مرد؟
بهشت يا جهنم،
زمان مشخص مي كند.
همه چيز كنترل مي شود
به جز خشونت
زمين خواهد مرد»۹
پي نوشتها:
۱/ Celtic
۲/ Black Metal
۳/ Christopher Johnsson
۴/ Paroxysmal Holocaust
۵/ Death Metal
۶/ Iron Maiden
۷/ Symphonic Operatic Metal
۸ـ Sarah Jezebel Diva: خواننده سوپرانو كه سابقه همكاري با گروههاي (Cradle of Filth) و (Covenant) را دارا مي باشد.
۹ـ برگرفته از شعر «زمان مشخص خواهد كرد» (Time shall tell)