به تازگي تهيه يك فيلم بلند سينمايي در آرژانتين و در باره ي اين كشور به اتمام رسيده كه نام آن را تجسم آرژانتين ( يا تصويري از آرژانتين) گذاشته اند. اين فيلم درباره وقايع تلخ سياسي در اين كشور طي سالهاي ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳ يعني ايام حكومت نظامي ها است و از كساني مي گويد كه در آن سالها ناپديد و كشته شدند. افرادي كه شمارشان به رقم خيره كننده ۳۰ هزار نفر مي رسد. نويسندگي و كارگرداني با كريستوفر همپتون بريتانيايي و ايفاي دو نقش اصلي با آنتونيو باندراس اسپانيايي و اماتامپسون هموطن مشهور همپتون است. تامپسون برنده ي اسكار بهترين فيلمنامه ي اقتباس شده ي سال ۱۹۹۵ در اين فيلم نقش روزنامه نگاري را بازي مي كند كه بر عليه نظاميان صحبت مي كند و او را مي گيرند.
هم از ديد وي و هم از ديدگاه باندراس كه با بازي در فيلم هايي مثل «دسپرادو»، «نقاب زورو» و «قاتلان» مشهور شده است، اين فيلمي است كه بايد ساخته مي شد تا رنج هاي كهن در آرژانتين و كل سرزمين آمريكاي جنوبي كه پر از اين اتفاقات و مسائل است، بيان شود. باندراس در آستانه پاييز ۲۰۰۲ مي گويد: هرجا مردم آرژانتين را مي ديديم، ما را تشويق مي كردند كه اين ماجرا را براي جهانيان بگوييم. آنها مي گويند كه قصه ي دردهايشان را بايد تمام مردم دنيا بشنوند و مطلع شوند. خود من نوجواني و جواني ام در اسپانيا مصادف بود با دوره ي انتقالي از زمان حكومت ژنرال فرانكو به نظام دموكرات بعدي، پانزده سال بيشتر نداشتم. تنش را حس مي كردم. درنتيجه من ذهن و گوش تيزي براي اين قصه ها دارم و خودم از حس اين قضايا بهره مي برم.
اما تامپسون با نگاهي بسيط تر مي گويد: اين فقط وضعيت آرژانتين نيست و اگر نگاه كنيد، مي بينيد كه در شيلي، پاراگوئه و حتي برزيل هم در مقاطعي و گاهي چند بار اين اتفاق ها افتاده است. اضافه بر آن، ماجرا نه فقط مختص به گذشته بلكه ادامه دار است و زخم هاي آن امروز هم حس مي شود. در آمريكاي جنوبي طي ۴ دهه اخير بارها و سالها حقوق مردم زير پا گذاشته شده و نظاميان كشتار كرده و بسياري از مردم حق خواه ناپديد گشته اند.
... و يك موزيسين گمشده
«اما تامپسون» كه هنوز به خاطر بازي كردن در فيلم هاي شيك و اعياني بريتانيايي مثل «هاواردزاند» (۱۹۹۲) و «بقاياي روز» (۱۹۹۳) در يادها است، مي خواهد در آينده ي نزديك فيلمي در باره ي ويكتور يارابسازد. او يك موزيسين در شيلي بود كه در جريان تنش هاي سياسي در اين كشور ناپديد شد و به جمع قربانيان دهه ۱۹۷۰ و حكومت پينوشه اضافه گشت. دختر تبعيد شده ي او سالها پيش با تامپسون در انگليس و در كالجي در شهر لندن همكلاسي بود و قصه ها براي وي گفت كه حالا زمان برگرداندن آن به فيلم است.
پيش از همه ي اينها و دقيق تر بخواهيد به سال ۱۹۸۱ يعني ۲۱ سال پيش كنستانتين كاستاگاورا فيلمساز شاخص يوناني يكي از فيلم هاي معروف سياسي اش را با نام «گمشده» در شيلي و درباره ناآرامي هاي سياسي اين كشور و بلاهايي كه بر سر مردم در دوره ي حكومت نظاميان پينوشه آمد ساخت. در آن فيلم كه سيسي اسپيسك، جك لمون و جان شيا نقش هاي اصلي را بازي مي كردند، يك تبعه كشورهاي غربي در جريان تاخت و تاز نظاميان در خيابانهاي شهر بحران زده ي سانتياگو ناپديد مي شود و همسر او (اسپيسك) با كمك پدرش (لمون) به هر دري مي زند تا نشاني از او بيابند و نمي يابند...
اين كه ۲۱ سال پس از عرضه و توفيق فيلم گاو را ، وضعيت در آمريكاي جنوبي فقط به ظاهر قدري عوض شده و رنج هاي كهن و ياد گذشته تلخ پا برجاست، گوياي بسياري از مسائل است، بدتر آن كه تضميني هم براي پرهيز از تكرار وقايع گذشته وجود ندارد و منطقه، مستعد نا آرامي هاي تازه نشان مي دهد.
سينما به عنوان مديوم نشان دهنده ي اجحاف ديروز و ترس امروز از تكرار آن، وظيفه اي خطير دارد. فشار و بحران شديد اقتصادي، ناآرامي هاي اجتماعي در آرژانتين طي يك سال اخير به ناظران خارجي و منجمله به همپتون و همتاهايش اين را به وضوح مي گويد كه بايد مهياي ساخت آثاري تازه از روي وقايع سال ۲۰۰۲ در آينده نزديك باشند. اين امر، حتي از فيلم تازه ي همپتون نيز هشدار دهنده تر است.
• وصال روحاني