وقتي مي بينمش آنقدر غرق تفكر است كه متوجه هيچ چيز نمي شود. انگار همه چيز در اطرافش ثابت مانده و حركت نمي كند. به يك تكه كاغذ روي پاهايش خيره شده و گه گاه روي آن چيزي مي نويسد و گاهي سر خودكار را روي شقيقه اش مي فشارد. نزديكش كه مي روم صفحه كاغذ را مي شناسم. يك مربع بزرگ ۱۵ سانت در ۱۵ سانت با خانه هاي خالي و سياه و سؤالهاي عمودي و افقي.
همينكه سلام مي كنم مي گويد: واحد پول كاستاريكا را مي داني؟ پنج حرفي ، حرف دومش هم «و» است.
سرتكان مي دهم يعني كه نه و او بازهم به جدولش خيره مي شود. مي گويم: خيلي وقت است كه جدول حل مي كني؟
مي گويد: نمي دانم چند سال است، ولي مي دانم اگر روزي دو سه جدول حل نكنم حسابي كلافه مي شوم و حال و حوصله هيچ كاري را ندارم.
مي گويم: از كاروزندگي نمي افتي؟ فقط مي خندد.
حتماً شما هم آدمهاي اين چنيني را ديده ايد. كساني كه هر جا بتوانند جدول حل مي كنند. داخل اتوبوس حتي وقتي ايستاده اند، سركار و پشت ميز اداره، داخل رستوران، ... بعضي از اين افراد آنچنان به حل جدول خو گرفته و عادت كرده اند كه اطرافيانشان لقب معتاد جدول را به آنها داده اند و آنها هم بدون توجه به اين حرفها به كار خود ادامه مي دهند.
«مهدي گلچين» از كساني است كه جدول را جزيي از زندگي خود مي داند و مي گويد: درست نمي دانم چند سال پيش و چطور اين كار را شروع كردم اما هر روز به جدول و حل آن وابسته تر مي شوم. ممكن است كه اين كار مدتي از وقتم را بگيرد و يا از بعضي كارها غافل بمانم اما حل جدول مزاياي زيادي دارد. معلومات من در اين مدت واقعاً زياد شده و الآن كمتر پيش مي آيد كه سؤالهاي اطلاعات عمومي را نتوانم جواب دهم.
«مينا شريفي» كارمند يكي از اداره ها است و مي گويد: هر روز تا وقت اضافه پيدا مي كنم جدول حل مي كنم البته خارج از ساعات كاري چون يكي دوبار بخاطر حل جدول در ساعات اداري اخطار گرفته ام و برايم مشكل ايجاد شده است. او از سالهاي نوجواني حل جدول را آغاز كرده است و تابستاني را به خاطر مي آورد كه از شدت بيكاري به توصيه يكي از دوستانش اوقات فراغتش را با حل جدول پركرده و از همان سال جدول در برنامه روزانه اش قرار گرفته است.
يكي ديگر از علاقه مندان به حل جدول هم معتقد است كه مزاياي اين كار آنقدر زياد است كه معايبش به چشم نيايد و مي گويد قبول دارم كه اين كار در بعضي مواقع وقت زيادي مي گيرد اما به من بسيار كمك كرده و علاوه بر افزايش معلومات عمومي باعث شده تا در حرف زدن كمتر مشكل پيدا كنم. فكر مي كنم اين بسيار ارزشمند است.
«مهران محبي» نيز مي گويد: هر وقت مشكلي پيدا مي كنم به طرف جدول مي روم چرا كه اين كار باعث مي شود تا به چيزي فكر نكنم، در واقع فكرم از آن مشكل خاص منحرف مي شود. اين كار شايد راه حل چندان خوبي نباشد ولي حداقل براي لحظاتي به من آرامش مي بخشد. از او مي پرسم كه چه نوع جدولهايي حل مي كند و او مي گويد: هر جدولي كه باشد معمولاً با خودم يك نوع مجله جدول دارم و جدول روزنامه ها را هم حل مي كنم. آنقدر به اين كار عادت كرده ام كه چشمم هميشه دنبال جدول حل نكرده است و بعضي اوقات وقتي در سبزي فروشيها جدولهاي حل نشده مي بينم، بر مي دارم.
با همه اين ها وقتي خانمي تا اسم جدول را از من مي شنود، ناراحت مي شود و اخمهايش را درهم مي كشد: حتي از اسم آن هم بدم مي آيد. آخر كه چه؟ همسرم از صبح زود به محل كارش مي رود و شب هم زودتر از ساعت ۸ به خانه نمي آيد. من و دخترم هم از صبح تا شب در خانه تنها هستيم. وقتي شوهرم مي آيد شام نخورده مي رود سراغ جدول. نه فرصتي براي شنيدن حرفهاي من دارد و نه حوصله اي براي بازي با دخترمان هر وقت هم مي خواهم با او حرف بزنم بلافاصله از من سؤال جدول مي پرسد. ۳ عمودي ۵ حرفي، نويسنده يك كتاب و... او حتي در مهمانيها هم دست از حل جدول بر نمي دارد و تازه چند نفر را هم با خود همراه مي كند.
جواني را مي بينم كه روي يكي از نيمكتهاي پارك جدول حل مي كند و خانه هاي سفيد، تند تند سياه مي شود. او امسال كنكور داشته و بعد از مجاز شدن به انتخاب رشته، منتظر اعلام نتايج نهايي است و مي گويد: بيشتر اوقات فراغتم را صرف حل جدول مي كنم چون راه ديگري ندارم. آنقدر كلاسهاي تفريح و آموزش تابستاني گران هستند كه اگر بتوانيم در يك كلاس كه يك روز در ميان دو ساعت تشكيل مي شود شركت كنيم، هنر كرده ايم اما بقيه روزها را چه كنيم. بالاخره بايد خودمان را سرگرم كنيم.
بعد اضافه مي كند كه: من بعد از خواندن درسهايم براي كنكور و در وقت استراحت جدول حل مي كردم كه البته چند سؤال كنكور را خصوصاً در زمينه ادبيات، با توجه به جدول حل كردم.
«بهارك شفيعي» همراه با يكي از دوستانش جدول حل مي كند و مي گويد. اين كار هر روز ما است و فردا جواب درست را نگاه مي كنيم با اين كار اطلاعاتمان هم زياد شده است. يكبار كه سركلاس به جاي توجه به درس، جدول حل مي كرديم، معلم مان متوجه شد و ما را از كلاس اخراج كرد. او و دوستش ازيادآوري اين خاطره مي خندند و دوباره به حل جدول مشغول مي شوند. دوست بهارك مي گويد: نمي دانم شايد ما هم واقعاً به حل جدول معتاد شده ايم اما فكر مي كنم اين كار خيلي بهتر از پرسه زدن در خيابانها و بيكاري باشد.
آقايي كه به همراه همسرش به خريد آمده است با خوشحالي به سؤالاتم جواب مي دهد و مي گويد: من واقعاً جدول را دوست دارم و هر روز هم عطشم براي حل جدولهاي مختلف بيشتر مي شود.
از او مي پرسم كه چگونه جدول حل مي كند و او پاسخ مي دهد: حل جدول يك راهي دارد كه بعد از حل كردن چندين جدول به دست آدم مي آيد. مثل يك راز و رمز است. با نوشتن جواب چند سؤال بقيه جوابها هم پيدا مي شوند.
وي مي گويد: من از حل جدولهاي ساده و معمولي شروع كردم و كم كم به حل جدولهاي اعداد، حروف ابجد و ... رسيدم و تقريباً حالا اكثر جدولها را حل مي كنم و البته ناگفته نماند كه همسرم چندان از اين كار خوشش نمي آيد.
همسر اين آقاي علاقه مند به جدول در عين حال مي گويد: بعضي مواقع فكر مي كنم جدول حالت هوو را برايم پيدا كرده است چرا كه همسرم بعد از يك روز سخت كاري وقتي به خانه مي آيد شروع مي كند به حل جدول و زماني براي گفت وگو و يا حل مشكلات خانه باقي نمي ماند.
او باخنده مي افزايد: يكبار آنقدر عصباني بودم كه در يك فرصت مناسب در تمام خانه هاي جدولي كه همسرم مي خواست آن را حل كند، حروف الفبا را به ترتيب نوشتم و كل جدول را پر كردم و همسرم حسابي از اين كار عصباني شد اما حداقل آن شب جدولي براي حل كردن نداشت.
شايد بتوان پديده اعتياد به حل جدول ، البته از نوع افراطي آن را ازنظر جامعه شناسي نيز بررسي كرد و به علل آن پرداخت.
دكتر «غضنفر اكبري» جامعه شناس در اين زمينه مي گويد: انجام هر كاري تا حدي كه به نظام فكري و روحي شخص لطمه نزند و به رشد و ارتقاي فكري او منجر شود، خوب است اما زماني كه اين كار از حد اعتدال خارج شود زيانهايي را به همراه خواهد داشت. حل جدول نيز از اين قاعده مستثني نيست. اين كار تا زماني كه فقط به عنوان تفريح و در مواقع مناسب انجام شود نوعي ورزش فكري است. اما افرادي در اين زمينه اعتدال را رعايت نمي كنند و اين كار به صورت يكي از دغدغه هاي ذهني آنها در مي آيد و در نتيجه نظام فكري انسان را برهم مي زند چرا كه انسان موجودي چند بعدي است و بايد به تمام ابعاد فكري خود بپردازد اما وقتي مدت زيادي يك كار خاص را انجام داد، ذهن او يك بعدي مي شود و كم كم تمركز خود را بر مسائل ديگر از دست مي دهد.
وي روي آوردن افراد به جدول را معلول علتهاي اجتماعي مي داند و مي گويد: سرخوردگيهاي افراد در جريان كارهاي روزمره زندگي، از بين رفتن شور و هيجاني كه فرد بايد در جريان زندگي داشته باشد و نبود امكانات كافي براي پر كردن اوقات فراغت باعث مي شود كه افراد زمان زيادي را صرف حل جدول كرده و سعي كنند با اين كار مقداري از فشار هاي رواني را كاهش دهند و در واقع خود را از جريان خارج كنند. اكثر اين افراد با بيشتر شدن مشكلات، بيشتر به سمت جدول كشيده مي شوند و در واقع از مشكلات و پيدا كردن راه حل مناسب براي آن ها فرار مي كنند و اين مسأله علاوه بر عواقب اجتماعي آن مانند كم كاري در هنگام انجام وظايف، بي توجهي به مسائل اطراف و ... باعث مي شود كه فرد نتواند درست فكر كند و هميشه به جاي حل مسأله، صورت آن را پاك كند و به نحوي آن را از ياد ببرد.
دكتر اكبري همچنين معتقد است كه مي توان بانياز سنجي و توجه به خواستهاي افراد جامعه به نوعي از بروز پديده اعتياد به حل جدول جلوگيري كرد.
وي مي افزايد: شايد يكي از عمده ترين علل تمايل افراطي برخي به حل جدول، مسأله اوقات فراغت باشد. چون كساني كه نمي توانند اوقات فراغت خود را به هر دليلي پركنند به حل جدول روي مي آورند و براي رفع اين مشكل بايد راهي براي پر كردن اوقات فراغت افراد به خصوص نوجوانان و جوانان پيدا كرد.
راههايي مانند كاهش هزينه كلاسهاي تفريحي و هزينه خريد كتاب، برپايي برنامه هاي موسيقي، فراهم كردن شرايط گردش در طبيعت و... تفريحي و ... مي تواند مؤثر باشد.