يكشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۱ - ۱۴ رجب ۱۴۲۳
Sun, Sep 22, 2002
گزارش روز
شماره ۲۲۴۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
تجربه اصلاحات در سرزمين ديگر(۲)
آغاز اصلاحات در روسيه، بحران از دوسو
• نبود استراتژي منسجم براي خصوصي سازي اين فرايند
در بسياري از نقاط به تاراج اموال عمومي مبدل شد
و بسياري از نزديكان به حلقه هاي قدرت توانستند بيشترين
سهم را از كيك اقتصادي روسيه ببرند
086379.jpg
وقتي زمان اصلاحات در روسيه فرا رسيد از دوجهت با بحران مواجهه شد؛ از يكسو كمونيست هاي سنتي كه مي كوشيدند فضاي فكري ـ رواني جامعه را به سمت ديكتاتوري عقب برانند و از سوي ديگر اصلاح طلبان افراطي با دامن زدن به مطالبات فزاينده مردم، اصلاحات را با معضلات جدي روبرو مي كردند.
به نظر مي رسد كه حركت از اقتصاد مبتني بر برنامه ريزي به اقتصاد بازار بدون درد وخونريزي ممكن نيست. اين جراحي وقتي خطرناكتر جلوه مي نمايد كه رونداصلاحات به سرعت و بدون استراتژي صورت گيرد. بر همين اساس وقتي بوريس يلتسين مي خواست كه نقش قهرمان را براي كشور روسيه بازي كند و اصلاحات افراطي خودي را به نتايج مورد نظر برساند با دشواريهايي روبرو شد كه به يقين آثار آن تا سالهاي آينده وجود خواهد داشت. البته اين گفتار به اين مفهوم نيست كه تمام مشكلات اقتصادي روسيه ماحصل عملكرد بوريس يلتسين است. بلكه عوامل ساختاري بازدارنده اي در اقتصاد روسيه وجود داشت كه ميراث هفتاد سال و اندي حكومت ماركسيستي بود. ذكر اين مثال براي نشان دادن موقعيت تأسف بار اقتصادي كه يلتسين به ارث برده، كفايت مي كند. مسكو در سال۱۹۹۲ تنها پايتخت جهان بودكه مردم آن در گوشه هاي خيابان صف مي كشيدند تا حبابهاي سوخته را بخرند. چرا؟ چون در آن زمان لامپ سالم در فروشگاهها پيدا نمي شد، اگر لامپي در خانه اي مي سوخت، تنها راه جايگزين كردن آن دزديدن يك لامپ از اداره محل كار بود. براي پنهان كردن دزدي لامپ در محل كار، لازم بود لامپ سوخته را جاي لامپ سالم بگذارند. به اين ترتيب تقاضا براي لامپ سوخته افزايش يافته بود.
فريد كلمن روزنامه نكار آمريكايي در اين باره مي گويد: «در اقتصاد روسيه كه كمونيسم در بيشتر سالهاي اين قرن آن را از مسير درست منحرف كرده بود. بازگشت به يك نظام بازار معقول تر در طول چندماه و ياحتي چندسال غيرممكن بود. به بازرگانان، اقتصاددانان و بانكداران مي بايست تعليمات دوباره داده مي شد. براي ايجاد حراست از بازارها و مبارزه با جنايت سازمان يافته بايد قانونهايي وضع مي شد. شركتها و سرمايه گذاريها مي بايست ايجاد شوند و موقعيت خود را تثبيت كنند. ايجاد نظامهاي مناسب و درست توزيع لازم بود. اين كارها به دهه ها زمان نياز داشت و هيچ سياستمداري ـ نه بوريس يلتسين و نه هيچ كس ديگري ـ نمي توانست روي دهه ها حفظ قدرت براي انجام اين كارها حساب كند.
دكتر مصطفوي معتقد است كه اصلاحات در روسيه از دوجهت با بحران مواجه شده بود. از يكسو كمونيستهاي سنتي كه همه چيز را از دست داده بودند درهر فرصتي با دولت يلتسين به مخالفت مي ورزيدند و سعي مي كردند به بهانه شكست اقتصادي ملت، فضاي فكري و رواني جامعه را به سمت ديكتاتوري عقب ببرند.
086382.jpg
از سوي ديگر اصلاح طلبان افراطي روسي كه از فضاي باز به وجود آمده سرمست شده بودند به مطالبات فزاينده مردم دامن مي زدند و اصلاحات را با معضلاتي جدي روبرو مي كردند.
خصوصي سازي: يكي از مهمترين بخشهاي اصلاحات يلتسين، توجه به مقوله خصوصي سازي بود. در مورد اينكه اجراي طرح خصوصي سازي تا چه حد موفقيت آميز بوده ياخير نظريات متفاوتي وجود دارد.
اما اين را بايد پذيرفت كه پيشبرد طرح خصوصي سازي موفقيت اصلاحات اقتصادي و حركت به سوي اقتصاد بازار را تسريع مي كرد و اين نيز به نوبه خود سرنوشت اصلاحات سياسي را در روسيه مشخص مي كرد.
براي اجراي اين طرح، يلتسين از تجربيات و انديشه هاي آناتولي چوبايس و بوريس نمتسف بيشترين استفاده را برد. چوبايس كه اينك رئيس بزرگترين شركت برق روسيه است، در آن دوران وزير مسؤول خصوصي سازي بود كه به تعبيرروسها داراي داغ ترين و حساس ترين كرسي در دولت بود.
چوبايس معتقد است كه بلشويكها در دوران قبل از فروپاشي، براي آنكه بتوانند بر مردم استيلا يابند مالكيت خصوصي را از بين بردند چرا كه اگرمالكيت خصوصي نباشد به راحتي مي توان مردم را اغفال كرد و حاكمان مستقلاً تصميم خواهند گرفت كه ميلياردها روبل در چه راهي صرف شود. اما بعد از فروپاشي و تقويت گفتمان درهاي باز، چوبايس توانست بالغ بر ۶۰هزار شركت روسي را به بخش خصوصي واگذار كند. او عليه زمان مسابقه مي داد و مصمم بود تا آنجا كه مي تواند و با حداكثر سرعت درخصوصي سازي به پيش رود و كاري كند كه اصلاحات با اقدام پارلماني و يا كودتاي نظامي قابل برگشت نباشد. از ديگر افرادي كه مورد توجه و علاقه يلتسين قرار گرفت. به تعبير كلمن بوريس نمتسف فرماندار شهر نيژني نو و گورود بود. اين شهر كه بالغ بر ۱‎/۵ميليون نفر جمعيت داشت و در مسير رودخانه ولگا قرار داشت. اين شهر به واسطه رويه بوريس نمتسف به يكي از موفق ترين و بزرگترين برنامه خصوصي سازي مبدل شده بود. او در فاصله كمي بيش از يكسال حدود ۴۰درصد شركتهاي منطقه را خصوصي كرده و همچنين نخستين فرماندار در روسيه بودكه زمينهاي كشاورزي را بين مالكان و بخش خصوصي حراج كرده بود. توفيق نمتسف به عنوان يك اصلاح طلب، ظاهر جذاب هنرپيشه وار او و مغز و فكري كه باعث شده بود در رشته فيزيك دكتري بگيرد، او را به مطرح ترين سياستمدار جوان كشور تبديل كرده بود. بسياري از مردم از جمله بوريس يلتسين، از او به عنوان رئيس جمهوري احتمالي آينده روسيه سخن مي گفتند. نمتسف جواني فوق العاده بود. در زمان حكومت كمونيستها، حتي پيش از شروع اصلاحات گورباچف، هنگامي كه نام اين شهر هنوز گوركي بود، او تنها كسي بودكه شهامت و بينش دوستي و فراگيري از سرشناس ترين تبعيدي سياسي شهر كه در آنجا تحت توقيف خانگي زندگي مي كرد يعني آندره، ساخاروف، را داشت. اين كار در موفقيت سياسي بعدي او نقش اساسي داشت. وي بعدها در اوت ۱۹۹۱ در كنار يلتسين به دفاع از كاخ سفيد پرداخت. او از آن زمان، پيشگام خصوصي سازي بود و باكمك مشاوران غربي مقيم روسيه، از خصوصي سازي به عنوان بهترين دفاع عليه بازگشت به حكومتي خودكامه استفاده مي كرد. نمتسف از يك نظر نيز با ديگر مقامات روسي كه خواهان دريافت مقادير عظيم كمكهاي مالي از آمريكا بودند، فرق داشت.
او معتقد بود كه: براي آمريكا بهتر است به جاي فرستادن ميلياردها دلار پول نقد به روسيه، اقدام به سازمان دادن اعطاي كمكهاي فني به كشور روسيه بكند. منظور نمتسف اعزام مشاوران متخصص آمريكايي براي شروع يك نظام بانكي خصوصي، كمك به بهبود مهارتهاي مديريتي و ايجاد كسب و كارهاي كوچك در روسيه بود. او بر اين باور بود: انجام اين جور كارها براي ايالات متحده زياد گران تمام نمي شود و در طول فقط چندسال نتايج بهتري به بار خواهد آورد.
با اين حال مجموعه عواملي در كندي روند خصوصي سازي در روسيه دخيل بوده است. اول آنكه بسياري از ديوان سالاران و مديران رده هاي بالا سازمانهاي روسيه از دشمنان طراز اول اين جريان بودند. آنها مي دانستند كه اين سيل خروشان آنها را با خود خواهد برد. دوم عدم وجود سيستم صحيح مالياتي و نبود قانونمندي در اين زمينه جامعه را به سوي قطبي شدن بيشتر مي كشاند. به عنوان مثال اگر شركتي داراي درآمد سرشاري بود همان مالياتي را پرداخت مي كردكه يك شركت كوچك كم درآمد مي بايست بپردازد و حتي بسياري از سازمانهاي سودده با حساب سازي از پرداخت ماليات فرار مي كردند.
086385.jpg
به عبارت ديگر فرهنگ پرداخت ماليات كه در نهايت سبب انتفاع كل جامعه مي گرديد در جامعه نهادينه نشده بود. سوم آنكه خصوصي سازي نياز ه تعريف و تبيين داشت منظور اين گفتار اين است كه در روسيه بحث خصوصي سازي با تخريب شروع شد و دولت بسيار بد معرفي مي شد. اين بحث در حالي مطرح بودكه شركتهاي سودده مثل مؤسسات اسلحه سازي و هسته اي به بهانه تغيير در رفتار سياست خارجي روسيه به بخش خصوصي منتقل مي شد در حالي كه عموماً در چنين شرايطي شركتها و مؤسسات زيان ده وناكارآمد لازم است كه به بخش خصوصي واگذار گردد. چهارم آنكه به دليل عدم استراتژي منسجم براي خصوصي سازي اين فرايند در بسياري از نقاط به تاراج اموال عمومي مبدل شد و بسياري از نزديكان به حلقه هاي قدرت توانستند بيشترين سهم را از كيك اقتصادي روسيه ببرند در حالي كه اكثريت مردم در فقر و نداري زندگي مي كردند و هيچ گونه اميدي به فرداي بهتر براي آنان وجود نداشت.

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   گوناگون   |   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   | 
|   قيمت سكه و طلا   |   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |