«براي پديده جديدي كه در منطقه خاورميانه در حال شكل گيري است، «سارا» و «دارا» در حقيقت اولين توپهاي شليك شده اند. چه كسي مي توانست پيش بيني كند كه اين عروسك هاي چشم قهوه اي بي بود و بي خاصيت و عقب مانده كه شبيه وصله اي بدعنق و بي ريخت هستند، گام بعدي ايران براي صدور انقلاب باشند.»
«راس پيتر» در ۱۵ مارس ۲۰۰۲ در سايت اينترنتي «آسيا تايمز» در خلال اين اظهارنظر، از جنگي سخن مي گويد كه ظاهراً تنها عروسكهايي پلاستيكي آغازگر آن بوده اند. گرچه اين اولين جنگ نيست ولي شايد مهمترين آن باشد. چون گويا «سارا»ايراني به همراه برادرش «دارا» سخت امپراتوري پرنسس «باربي» پلاستيكي را به خطر انداخته اند تا حاميان پرنسس عصباني شده و اين چنين درباره داراوسارا سخن گويند.
عروسكهاي ايراني از روزي كه جشن تولد خود را برگزار كرده اند تاكنون از سوي رسانه هاي غربي به نامهاي گوناگوني خوانده شده اند. «باربي ايراني»، «عروسك هاي ضدباربي» و «عروسك هاي دوقلوي اسلامي» از جمله اين نامها هستند. حتي توليد اين عروسكها را نيز با نام هاي جنگ نرم (Softwar) جنگ عروسكها و جنگ فرهنگي خوانده اند.
دوقلوهاي ايراني
دارا و سارا برادر و خواهري دوقلو و ۸ ساله با چهره اي شرقي هستند كه هر كدام قامتي حدود ۳۵ سانتيمتر و وزني حدود ۹۰۰ گرم دارند. پدر آنان «روزبه» كارمند سازمان ميراث فرهنگي و مادرشان «ايران» معلم جغرافياست. اين دو عروسك همراه پدر خود به سفر مي روند و لباس اقوام مختلف ايراني را برتن مي كنند.
اين دو در خانه اي قديمي با باغچه اي كوچك زندگي مي كنند. وسط حياط خانه آنها حوضي با چند ماهي قرمز وجود دارد و در حياط منزل يك مرغ، چند جوجه و يك گربه هم نگهداري مي كنند. گربه آنها شيطان است و بنابراين بايد حسابي مواظب جوجه ها و ماهي ها باشند.
سارا به علوم علاقه مند است و گاه در زيرزمين خانه آزمايش هاي علمي انجام مي دهد، او ورزش هم مي كند و طرفدار فوتبال و تنيس روي ميز است. او آرزو دارد هنگامي كه بزرگ شد معلم شود. دارا هم فوتبال دوست دارد و البته علاقه مند پروپا قرص كشتي هم هست. او پسر ماجراجويي است و گاهي اوقات سارا هم او رادر اين ماجراها همراهي مي كند. دارا در رؤياهايش خود را در نقش يك فضانورد يا باستان شناس مي بيند.
محسن چيني فروشان، مديرعامل كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كه توليدكننده عروسك هاي سارا و دارا است، در باره اين داستان مي گويد:«عروسك ها، مينياتور زندگي واقعي هستند وقتي عروسكي متولد مي شود، بايد همه چيز را با خود همراه داشته باشد. براي جان بخشيدن به عروسك بايد برايش هويت ساخت. پدر، مادر، خواهر و برادر درست مانند يك زندگي واقعي. وقتي مي خواهيم نمايي از زندگي ايرانيان را ارائه كنيم بايد والدين آنها ايراني و با ميراث فرهنگي كشور ارتباط داشته باشند.»
اما چرا چنين موضوعي چنين بازتاب جهاني وسيعي داشته است؟ مسؤولان كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان مي گويند از اسفند ماه گذشته كه اين عروسكها به بازار عرضه شده اند، بيش از ۵۰۰ گزارش و مقاله در نشريات و سايت هاي خبري معروف جهان در اين باره به چاپ رسيده است كه اغلب آنها مصر هستند عروسكهاي ملي ايران، اولين نشانه هاي يك حركت فرهنگي حساب شده براي صدور انقلاب هستند.
«داگلاس جل»، درمقاله اي در سايت library.concell به تاريخ ژانويه ۱۹۹۹ با اظهار نگراني از اعلام خبر ساخت دارا و سارا در ايران مي نويسد: «در ماجراي باربي و دوست او(كن) چه چيز جديدي نهفته است كه دولت هاي خاورميانه به جاي تحريم آنها، توجه خود را به سمت توليد نمونه رقيب باربي معطوف كرده اند و قصد دارند عروسك هاي جديد غير غربي طراحي و توليد كرده و آنها را با فنون بازاريابي غربي به فروش برسانند؟ ايران كشوري با رژيم جمهوري اسلامي است و رهبران آن مدتهاست از روشهاي غربي اجتناب مي كنند ولي اين كشور ارائه دهنده اولين طرح است.»
اين تنها اظهارنگراني رسانه هاي غربي از توليد سارا و دارا نيست. «كنراد ژئورينگر» در شبكه اينترنتي positive atheism مي نويسد: «اينك مسؤولان ايراني دست به مبارزه زده اند و يك جفت عروسك توليد كرده اند. سارا لباس سنتي اجباري اسلامي كه سراسر اندام او را مي پوشاند و به چادر معروف است ـ چادر نماد پوشيدگي زن مسلمان است ـ برتن دارد و دارا كه به عنوان برادر وي معرفي شده، لباسي شبيه عبا و عمامه مي پوشد.»
باربي، پرنسس پلاستيكي
«كاتلين گراسل» مقاله نويس مجله New Renaissauce درباره عروسك باربي مي نويسد:«در سراسر جهان باربي تبديل به تنديسي خواستني شده كه هر مادر و دختري آرزوي تملك آن را دارد . مادران و دختراني كه هويت آنان عليرغم اندازه، شكل، رنگ، زبان يا فرهنگ با باربي بلوند ثروتمند شناسايي مي شود.»
وي مي افزايد:«ستاره بخت باربي زماني طلوع كرد كه جنگ هاي نوين سلطه گرايانه آمريكا شروع شد. در اين مرحله از سلطه، مردمان بيشتر خواهان غذاهايي بودند كه براي طبخ و خوردن سريع آماده مي شوند، آنها كوكاكولا مي نوشيدند و اگر زن بودند، آرزو داشتند موهايي بلند و پاهايي كشيده داشته باشند و سوار بر آخرين مدل ماشين اسپرت شده، عينك آفتابي مد روز را برچشم بزنند. باربي هرگز چاق نمي شود و دوست پسرش (كن) براي ازدواج با او هيچ نقشه اي در سر ندارد. اين عروسك مانند چيزي ارزان و آرام جايگاه خاص خودش را در ويترين فروشگاهها پيدا كرده است.»
شركت «ماتل» سازنده باربي براي گسترش بازار فروش خود حتي عروسك هاي باربي با پوست قهوه اي، سياه و زرد توليد كرده تا دختران كشورهاي گوناگون با عروسك هاي باربي مكزيكي، ژاپني و هندي بازي كنند. اما اين باربي ها با وجود داشتن پوست تيره فاقد خصوصيات نژادي زنان سياه پوست هستند. احتمالاً اين روش موذيانه اي است تا دختران كشورهاي گوناگون فكر كنند آنها هم بايد در بزرگسالي زني لاغر و بلندبالا باشند. به عنوان مثال خط توليد جديد عروسك هاي باربي فيليپيني موهاو رنگ پوست تيره اي دارد. اين عروسكي است كه براي ساكنان جزيره اي با درآمد سرانه ۵۸۰ دلار آمريكا ساخته مي شود.
امروزه باربي حدود ۴۵ سانتيمتر قد دارد، روي لباس شب پولك دوزي شده اش، اشارپ پوست مينك طبيعي دارد. تلفن همراه به دست مي گيرد و گوشهاي پلاستيكي او سوراخ شده تا بتوان هماهنگ با وضع ظاهري و لباسش به گوشهاي خود گوشواره بياويزد.
اولين گلوله را چه كسي شليك كرد؟
چيني فروشان مي گويد: «در سال ۷۵ اين بحث مطرح شد كه الآن در چه شرايطي هستيم و براي آينده چه اقدامي بايد انجام دهيم. عمده ترين تحليل آن بود كه در بحث اسباب بازي در قشر نوجوان بويژه پسران با كمبود بازي هاي رايانه اي و درميان دختران با كمبود عروسك متناسب با شرايط فرهنگي كشور روبرو هستيم. نتايج تحقيقات ما نشان مي داد بايد وارد ساخت عروسك و بازي هاي رايانه اي شويم. اين انديشه از سال ۷۵ جوانه زد و شكل گرفت. حدود يك سال و نيم طول كشيد تا ويژگي هاي عروسك ملي را تعريف كرديم. سپس يك سال با هنرمندان مختلف صحبت و مشاوره كرديم. كار مشكلي پيش رو داشتيم، با وجود قوميت هاي مختلف در ايران رسيدن به چهره اي كه بتواند به هويت ملي ما نزديك باشد خيلي سخت بود. به هر حال از ميان ۶ طرح، چهره نهايي دارا و سارا انتخاب شد. پس از ۳ سال بالاخره توانستيم آنها رابسازيم.»
دغدغه حضور عروسك هايي كه فاقد هويت ملي هستند، تنها معطوف به ايران نيست و بسياري از كشورهاي شرقي بي آنكه بحث مسائل مذهبي در ميان باشد، با اين امر روبرو هستند.
«داگلاس جل» در مقاله خود مي نويسد: «جنجال و مسائلي كه براي باربي به وجود آمده است، فقط داشتن چشم آبي، موي بور يا نشان دادن اندام با لباس هاي نيمه عريان نيست. مشكل واقعي آن است كه اين عروسك بيانگر نوجواني و كودكي دختران غربي است.»
وي به نقل از: دكتر آبلا يكي از مسؤولان سازمان اتحاديه سران عرب درقاهره مي نويسد:« باربي لباس شناي دوتكه مي پوشد و مشروب مي نوشد. ما بايد كودكانمان را از سردرگمي و قرارگرفتن بر سر دوراهي انتخاب سنت هاي عربي يا روشي كه باربي ارائه مي دهد، نجات دهيم.»
جل به نقل از يك مادر عرب نيز مي آورد: «شرح و تعريف نقش آن پسر (كن) در زندگي باربي براي كودكان بسيار مشكل است.»
حنا مامون مادر يك دختر ۸ ساله مصري نيز به اين نويسنده گفته است: «منتظر است عروسكي با خصوصيات دخترش يعني با موهايي تيره و چشماني سياه رنگ و با روح مصري توليد شود.»
ظهور عروسك هاي شرقي
پس از آن كه ايران براي حفظ هويت كودكان خود دست به كار توليد عروسكي ملي شد، كشورهاي ديگري نيز از اين نظريه استقبال كردند. مصر خاستگاه و محل تولد يك عروسك شرقي ديگر بود. ليلا عروسك مصري است كه نماينده يك دختر عرب است. ليلا يك نام غيرمذهبي است و شبيه آن در اسلام و مسيحيت نيز وجود دارد. به گفته سازندگان ليلا، لباس اين عروسك مشابه لباس هاي غربي ولي بلند خواهد بود. به علاوه لباس هاي سنتي مصري، سوري، فلسطيني، آفريقاي شمالي و كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس نيز براي آن آماده شده است.
همنشين ليلا، برادرش است كه بهترين دوست او به شمار مي آيد. ليلا تمام خصوصياتي را كه بيانگر يك دختر عرب است، دارد.
پس از مصر و ايران، اسرائيل نيز به توليد عروسك ملي پرداخته است. سايت خبري بي.بي.سي در گزارشي در اين باره مي نويسد: «شيمي» (شمعون) اولين عروسك كليمي منحصر به فردي است كه تمام ويژگي هاي مذهبي اين قوم را دارد. «بودي دواير»، مدير بازاريابي شركت تل آويو ـ بي سد، سازنده اين عروسك مي گويد: «چون دختران سينه دارند، كار توليد را با عروسك پسر آغاز كرديم.»
شيمي داراي لپ هايي به طور غيرطبيعي چاق و تكمه كوچك قرمزرنگي به جاي بيني است. همچنين در هر دست به جاي پنج انگشت، چهار انگشت دارد. اين عروسك نيز همچون سارا و دارا در چين توليد شده است و هنگام فشرده شدن دستش دعاي مختصري از تورات مي خواند.
دواير مي گويد: «شيمي براساس قوانين يهود ساخته شده است. كودكان مذهبي به شخصيتي نياز داشتند كه با آن شناسايي شوند.»
چرا فقط دارا و سارا؟
با وجود فعاليت كشورهاي مختلف براي ساخت عروسك هاي ملي و مذهبي، آنچه جاي سؤال باقي مي گذارد، تأكيد زياد رسانه هاي خارجي بر توليد عروسك در ايران به منظور مقابله با باربي است. حتي در بسياري از گزارشها و اخبار ارسالي توسط اين رسانه ها تأكيد شده است لباسهاي سارا طوري طراحي شده كه نمي توان آنها را از تن او جدا كرد.
مهدي باقري، مدير روابط عمومي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در اين باره مي گويد:« يك خبرنگار خارجي براي مصاحبه درباره توليد دارا و سارا به ايران آمده بود. او پيش از شروع مصاحبه خواستار ديدن عروسك ها شد و در كمال تعجب شروع به خارج كردن لباس سارا كرد و پس از اطمينان از امكانپذير بودن اين كار گفت: حالا مي توانيم مصاحبه كنيم.»
رويكرد پرخاشگرانه و ارتباط دادن مسأله توليد عروسك ملي در ايران به روابط بين المللي يكي ديگر از وجوه بازتاب خبري اين پديده است.
ژئورينگر در مقاله خود موضوع را اين چنين توصيف مي كند: «رهبران ايران براي عقب نماندن از همتايان بنيادگرا و افراطيون گروه طالبان به توليد عروسك دارا و سارا پرداخته اند.»
نويسنده سايت «S-T» نيز مي نويسد: «اين عروسك آخرين تلاش و مقاومت مسؤولان ايران دربرابر چيزي است كه آن را تهاجم فرهنگي غرب مي نامند.»
«راس پيتر» نيز در سايت «اخبار خاورميانه روي خط» چنين آورده است: «جدا از آناتومي غيرممكن و مصنوعي سارا، با سينه هايي صاف و پاهايي مانند چوب، صادقانه بگويم تنها وجه مشترك ساراي كوچك با عروسك آمريكايي در نگاه تهي و خيره و لبخند دايمي مشهور باربي است. به اين ترتيب باربي و كن همچنان به طور قاچاق وارد ايران مي شوند و مانند ملكه و پادشاهي بزرگ مي درخشند.»
اين درحالي است كه چيني فروشان معتقد است: «ما در توليد اين عروسكها محدوديت شرعي نداشتيم. بچه ها مي توانند روسري و چادر عروسك را بردارند. سن عروسك هاي ما زير ۸ سال است وكودكان در اين سن هنوز به سن تكليف (سن واجب بودن انجام امور شرعي) نرسيده اند اينكه مي گويند سارا نمي تواند بدون چادر باشد، خنده دار است. ما حتي در تبليغات خود نيز اين عروسك را بدون روسري نشان مي دهيم.»
برنده كيست؟
در نگاه اول با سابقه توليد ۴۰ ساله باربي و حجم انبوه تبليغات و آزادي عمل، سازندگان آن در ارائه فرم ها و به كارگيري تزئينات عروسك و حمايت همه جانبه مالي و رسانه اي به نظر مي رسد برنده باربي و كن باشند. همانطور كه نويسنده سايت اينترنتي Fuzzybelly مي نويسد: «زماني كه جنگ فرهنگي براي كالاهاي مصرفي به وجود آيد، من روي فرهنگ غربي شرط بندي خواهم كرد. ايران مي خواهد به مردم كالاهايي بدهد كه هويت ملي خودش را تحكيم مي كند ولي فرهنگ غرب نيز كالايي عرضه مي كند كه مردم متقاضي آن هستند. غرب عروسك هايي را مي فروشد كه با افسانه ها و فانتزي هاي آنان هماهنگ است و آنچه را مردم مي خواهند به آنها ارائه مي دهد. شرط مي بندم دختران سر براه ايراني داشتن عروسكي سوپر مدل بسيار زيباي پاكستاني را به عروسك هايي از نوع دختران مطيع مدرسه رو ايراني ترجيح مي دهند.»
نويسنده سايت den beste.nu نيز مي نويسد: «چرا بنيادگرايان اسلامي از ما متنفرند؟ زيرا ما فرهنگ آنان را متزلزل كرده ايم. مافيل هاي مهاجم نيستيم و در خيابان هاي شهرهاي آنان رم نكرده ايم، ما موريانه هايي هستيم كه تك تك ساختمانهاي آنان را با ولع در كام خويش فروخواهيم داد. فرهنگ آنان جنگ بزرگي عليه ما برپا نكرده است. آنان با ميليون ها نكته كوچك درجنگ هستند و در اين راه بازنده مي شوند. مسائل كوچكي مانند موسيقي راك، لباس جين، غذاهاي سريع و فوري، فيلم ها و عروسك هاي باربي برگ هاي برنده ما هستند.»
در مقابل چنين اعتماد به نفسي، چيني فروشان مي گويد: «هدف ما حذف باربي يا عروسك هاي خارجي نبوده و نيست، البته ما خوشحال مي شويم بچه هاي ايراني عروسك ملي خودشان را به جاي عروسك هاي غربي بخرند. ولي به نظر مي رسد هر چيزي كه رنگ و بوي امروز ايران را داشته باشد درروابط جهاني وجهي سياسي پيدا مي كند. جنگ عروسك ها تحليل شيطنت آلود رسانه هاي غربي است. دارا و سارا تنها ۶ ماه دارند و در اين مدت نيز استقبال خوبي از آنها به عمل آمده است.»
البته رسانه هاي خارجي نيز از احتمالاتي خبر مي دهند كه به دليل تفاوت قيمت باربي و سارا، بازار ايران و حداقل كشورهاي همسو را در اختيار اين عروسك شرقي قراردهد.
همانطوري كه خبرنگار خبرگزاري آسوشيتدپرس در گزارش خود مي نويسد: «در كشوري كه ميانگين درآمد ماهانه مردم حدود ۱۰۰ دلار است، قيمت سارا و دارا هر كدام ۱۵ دلار است و قيمت باربي اصل ۴۰ دلار.»
اين امر نگراني هاي فراواني در سازندگاني باربي به وجود آورده است. آنان تمايلي به واگذاري بازار به يك عروسك تازه از راه رسيده ندارند. وقتي خبرمي رسد كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان توانسته با دو كشور اروپايي نيز براي فروش دارا و سارا قراردادهايي ببندد، موضوع جدي تر مي شود. به گونه اي كه باقري مدير روابط عمومي اين كانون مي گويد: «براساس اطلاعات ما در طول ۶ ماه اخير كه دارا و سارا توليد شده اند، ورود قاچاق باربي به ايران چندين برابر شده است.»
آنها مي گويند:« بگذاريد جنگ عروسكها شروع شود»، اما شايد اين جنگ باعث شكستن كاخ شيشه اي پرنسس باربي پلاستيكي شود. شايد.