|
يادداشت
يكبار ديگر فصل سرخ بي قراري
از روزي كه عفريت جنگ سربرآورد وافق ها را تيره و تار كرد بيست و دو سال مي گذرد. در تمام اين مدت چه سالهايي كه دشمن پاي ما را ناخواسته به دايره جنگ كشيد و چه سالهاي بعد از آن، دنيا هيچگاه بازبان عدالت و بي طرفي با ما سخن نگفته است. آن روز كه صدام باشني تانكهايش بر روي خاك كشورمان ردي از تجاوز كشيد و آرامش شهرها و روستاهايمان را برهم زد و سقف خانه ها را برسر ساكنان بيگناه آن خراب كرد، هيچكس از او نپرسيد چرا مرتكب چنين جنايتي مي شود. آن روز كه صدام قرار داد بين المللي الجزاير را دربرابر ديدگان همه پاره كرد و يك طرفه آن را ملغي دانست، هيچ يك از سازمانهاي بين المللي ونهادهاي سياسي جهان در برابر اين رفتار ناقض مقررات بين المللي و اصول انساني توسط رژيم عراق خم به ابرو نياوردند. آن روز كه ۱۲ لشگر عراق بي اعتنا به مرزهاي بين المللي به سمت شهرها و روستاهايمان حركت كرد و جمع هاي خانوادگي را پراكند، زندگي ها را مخدوش كرد، مزارع را سوزاند، مدارس را برسر دانش آموزان خراب كرد و... هيچيك از رجال سياسي برجسته جهان متأثر نشدند. اما همينكه آتش جنگ افروزي شرور منطقه به خرمن امنيت يكي از متحدينشان افتاد، خواب همه سران قدرتهاي بزرگ برآشفت ونگران به خطرافتادن صلح وامنيت جهاني اتحاد ها تشكيل دادند و پاسخ تجاوز را با شدت تمام دادند. مگر جرم ما چه بود كه دولتهاي مقتدر جهان به جاي مهار صدام و اقدام عملي عليه تجاوز و جنايت نسبت به مردم مظلوم ايران، ارتش عراق را به سلاحهاي پيشرفته مجهز كردند و در اقدامي زشت و نابخشودني سلاحهاي شيميايي و كشتارجمعي در اختيار جنايتكار بغداد قرار دادند و مجوز استفاده از آن عليه مردم بي پناه شهرها و روستاها را نيز به وي اعطا كردند. به راستي ما چه جرمي مرتكب شده بوديم كه بايستي تاوان آن را اينگونه پس مي داديم؛! آيا جز آن بود كه ما پس از ساليان متمادي استقلال خود را به دست آورده و خود اداره كشورمان را بدون حضور بيگانگان به دست گرفته بوديم؟ اگر چه دشمن وضعيت تازه ما را برنتابيد و استقلال و هويت جديدمان كه در پرتو انقلاب اسلامي تجلي يافته بود، به راهبردهاي اتحاد قدرتهاي اقتصادي و سياسي عليه هويت و تماميت مردم و كشورمان انجاميد، لكن در جغرافياي ايران اسلامي نسلي كه با خميني كبير همراه شده و نهال جمهوري اسلامي را به جان خويش پرورده بود همچون شجره طيبه اي باليد و ميهن عزيز را در سايه ايمان و ايثار خود آرامش بخشيد. امروز وجب به وجب خاك غرب و جنوب كشورمان گواه نسلي است كه شانه هاي ستبر خود را در برابر تجاوز بالا آورد و در فضايي آسماني، سدي از ايمان در برابر تجاوز ايجاد نمود و تومار رؤياهاي تجزيه بخشهايي از خاك كشور و شكست آرمانهاي مردم را در هم پيچيد به گونه اي كه كلمات قادر نيستند به آن حماسه ها جان و روح دوباره ببخشندو آن فضا را توصيف كنند. تاريخ شهادت خواهد داد كه مردان و زنان ما عصري را بنيان نهادند كه خميني عزيز طلايه دار آن بود، عصري كه ترس از مرگ به تسخير ايمان درآمد و عاشورا الگوي همگان گرديد. دراين عصر شجاعت و عشق سلاحي كه دستان دشمن از هر دو آنها تهي بود و نمي دانست جان مردم ما از نوري روشني مي گيرد كه هرگز خاموشي ندارد. جبهه كوي عاشقاني بود كه در هواي سوختن پر به آتش مي گشودند و از هيچ خطري باك نداشتند. از همين رو وسعت جبهه ها رازهايي در خود دارد كه تنها شاهدان روزهاي جنگ از آن باخبرند. امروز ما كنار جاده زمان باكوله باري از خاطرات مردان سرخ ايستاده ايم و گذشت شتابان ثانيه ها چشمانمان را از كدورت ابرهاي خاكستري پر مي سازند. گوشهايمان ديگر نهيب انفجارهاي ناگهاني را نمي شنوند. اينك اگر پنجره اي به وسعت آبي جبهه ها نگشاييم و پرواز پرندگان رها برفراز آسمان جبهه ها را به تماشا ننشينيم، آيينه وجودمان مكدر خواهد شد و ديگر نور برتافته از عشقي سترگ و بي منتهي كه آفاق تاريخ را منور كرده برآن انعكاسي نخواهد داشت. اين دفتر و شماره دوم آن كه به ياري خداوند روز سه شنبه منتشر مي گردد، تلاشي است تا ياد آن حماسه ها ضمير جان و دلمان را صيقل دهند.
|