يكشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۱ - ۱۴ رجب ۱۴۲۳
Sun, Sep 22, 2002
ويژه ۲
شماره ۲۲۴۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
سرهنگ غفاري شكارچي ۲۰۰ تانك عراقي:
چرا جنگ به ما تحميل شد؟
سرهنگ غفاري شكارچي ۲۰۰ تانك عراقي:
... عجب رعبي به دل دشمن افتاد!
086421.jpg
باسلام و درود فراوان به ارواح پاك شهداي جبهه هاي حق عليه باطل و با عرض تبريك و گراميداشت هفته دفاع. من سرهنگ بازنشسته رفيع غفاري از جانبازان نيروي زميني ارتش كه از بدو شروع جنگ تحميلي و تا پايان در جبهه هاي حق عليه باطل به عنوان فرمانده قبضه و تيرانداز موشك اندازتاو، فرمانده دسته سلاحهاي ضدتانك، فرمانده گروهان و افسر عمليات گردان انجام وظيفه مي نمودم.
در اكثر عمليات ها به عنوان شكارچي تانك حضور فعال داشتم و به ياري خداوند بزرگ توانستم بيش از دويست دستگاه تانك و نفربر زرهي دشمن را منهدم و باعث به غنيمت گرفته شدن بيش از شصت دستگاه تانك و نفربر سالم گردم و اگر بررسي شود به خوبي معلوم مي شود در پيروزي عمليات هاي ظفرمندانه چون فتح المبين و بيت المقدس و در پي آن آزادسازي خرمشهر و هزاران كيلومتر مربع از سرزمين هاي اشغالي توسط دشمن، سهم به سزايي داشتم. البته با شرح اين مطالب هدفم خودستايي نيست، بلكه مي خواهم به عرض آن دسته از عزيزان هموطن برسانم كه حمايت و پشتيباني شما ملت عزيز به رزمندگان روحيه شهادت طلبي و ايثار داد تا بتوانند براي به تحقق پيوستن آرمانهاي انقلاب اسلامي بيش از پيش از خودگذشتگي و ايثار و فداكاري كنند. به ياد دارم پس از شروع جنگ تحميلي يگان خدمتي ما گردان ۱۳۵ تيپ ۵۵ هوابرد شيراز اولين يگاني بود كه از پادگان خارج و به سوي جبهه حركت نمود. هرگز فراموش نمي كنم وقتي از شهرها و آبادي هاي مسيرحركت عبور مي كرديم با استقبال و بدرقه اهالي روبرو مي شديم.
من با مشاهده اين همه احساسات پاك مردم در دل با خداي خود رازونياز كردم و از او ياري طلبيدم كه به قدري به من توانايي بدهد تا بتوانم پاسخ محبت هاي مردم را آنگونه كه شايسته و سزاوار است بدهم. با ريختن اشك شوق در مقابل حمايت مردم در دل گفتم خدايا اگر هزار جان داشته باشم كه آن را براي دفاع از آرمانهاي مقدس اين مردم فدا كنم باز هم كم است. چون خواسته هايم از اعماق وجودم بر آمده بود مورد قبول درگاه الهي واقع شد و به ياري او توانستم تا آنجايي كه در توان داشتم اداي دين نمايم. در اين مورد عرض كنم، روايتي است مي گويند «در طول شبانه روز لحظاتي وجود دارد كه تمام درهاي آسمان باز مي شود و هركسي با جان و دل پاك در آن لحظات پربها هر آرزوي مشروعي از خداوند بكند بي شك برآورده خواهد شد، با توجه به اينكه من خيلي كوچكتر از آن هستم كه به آن حد از كمال برسم، ولي يقيناً اعتقاد دارم من در لحظاتي قرار گرفتم كه درهاي آسمان باز بود كه حقيقتاً با جان و دل پاك با خداي خود رازونياز كردم و عهد بستم به من توانايي دهد تا بتوانم به خاطر آن همه حمايت و پشتيباني مردم و در مقابل دشمن ايستادگي نموده و آنان را كه ناجوانمردانه جنگ را شروع كرده به خاك ذلتشان بنشانم.
در ۲۹ اسفند سال ۶۰ قبل از عمليات يادشده، دشمن بعثي عراق در جبهه رقابيه با تمام قدرت آتش شروع به تك نمود. با توجه به اينكه نيروهاي پياده دشمن شبانه قسمتي از منطقه پدافند تيپ ۵۵ هوابرد را به اشغال خود درآورده بود. صبح با روشن شدن هوا شايد بيش از يك لشكر زرهي نفرات پياده خودشان را پشتيباني كرده در منطقه ما شروع به پيشروي نمودند. در آن روز حجم آتش دشمن به قدري زياد بود كه آدم سر از سنگر نمي توانست بالا بياورد. من نگاه كردم، ديدم تعدادي از تانكهاي دشمن جهت پشتيباني نيروهاي خودش كه قسمتي از منطقه پدافند يگان همجوار ما را اشغال كرده اند به آن سمت پيشروي مي كنند و بقيه هم از سمت راست يگان ما عبور كرده و به گفته خودشان تا اشغال جاده اهواز ـ انديمشك پيشروي مي كردند. من به اين فكر افتادم به هر ترتيبي شده خودم را به آنها نزديك نموده و به وسيله موشك انداز تاو (ضد تانك) آنها را منهدم و مانع پيشروي آنان بشوم، لذا با دونفر از درجه داران به نامهاي گروهبان محمدعلي كارگر و گروهبان علي نظر دهقان و دونفر سرباز به نام محمدطاهري و حبيب الله هوشمند از مواضع پدافندي خارج و به طرف تانكهاي دشمن حركت نموديم.
در آنجا (دشت رقابيه) بعد از خدا تنها پوشش ما فقط درختچه هاي صحرا بود كه در بيابانهاي خوزستان زياد است من زماني كه مي خواستم تانكي را مورد هدف قرار بدهم پشت اين درختچه ها موشك گذاري نموده پس از انهدام يك دستگاه تانك دوباره پشت يكي از درختچه ها مي رفتم.
در آن روز ما با انهدام بيش از ۳۰ دستگاه تانك و نفربر دشمن، به طور كلي مانع پيروزي دشمن شديم. همانطور كه اطلاع داريد عمليات بيت المقدس مكمل عمليات فتح المبين بود در اين عمليات در جبهه رقابيه تانك هاي منهدم شده در پيروزي ما تأثير زيادي داشت.
خدا را شاكرم كه تلاش من در جلوگيري از تصرف جاده اهواز ـ خرمشهر توسط دشمن تأثير زيادي در روحيه رزمندگان داشت. زيرا با وجود اينكه تانكهاي خودي حضور داشتند اما در فاصله دور تيراندازي مي كردند. من با روشن شدن هوا با تمام سلاحهاي ضدتانك تفنگ ۱۰۶ و موشك اندازهاي تاو با سرعت تمام به جاده اهواز خرمشهر نزديك شده و زماني كه دشمن در برد سلاحهايمان قرار گرفت به صورت دشتبان آرايش گرفته ضمن انهدام تانكهاي دشمن مستقر در جاده آسفالته رعب و وحشتي كه براي آنها به وجود آمد، تعدادي تانك و نفر بر را سالم رها كرده و بقيه با وحشت تمام جاده را رها كردند تا نيروهاي پياده خودي جاده را به تصرف درآورند. در عملياتي ديگر با دو دستگاه موشك انداز تاو توانستيم در مدت كمتر از ۵ دقيقه تعداد ۹ دستگاه تانك دشمن را منهدم كنيم كه از نظر تاكتيك نظامي غيرقابل تصور مي باشد. در چند عمليات ديگر افتخار حضور داشتم و در طول جنگ تحميلي به دريافت هفت درجه نائل شدم و شش بار نيز مجروح شدم.
گفتني است به پاس دلاورمردي هاي اين شكارچي تانك برابر دستور فرماندهي نيروي زميني تنديسي در تيپ ۵۵ هوابرد شيراز با عنوان شكارچي تانك ساخته و پرده برداري شد.
ارسالي از روابط عمومي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران
چرا جنگ به ما تحميل شد؟
بررسي ريشه هاي وقوع جنگ تحميلي
086442.jpg
جنگ صدام عليه انقلاب اسلامي يكي از مهمترين حوادثي است كه درتاريخ ايران، رخ داده است. صدام با به كارگيري تمام توان نيروهاي زميني، هوايي ودريايي عراق در روز دوشنبه ۳۱ شهريور سال ۱۳۵۹ حمله همه جانبه نظامي خود را آغاز كرد واز مرزهاي بين المللي عبورنمود و به اشغال سرزمين هاي ايران پرداخت.صدام در ۲۵ شهريور سال ۱۳۵۹ طي يك سخنراني قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير (مطابق با ۲۳ خرداد ۱۳۵۴) را كه خودامضاكننده آن بود در مقابل دوربين تلويزيون پاره وآن را ملغي اعلام كرد و جنگ همه جانبه خود را با جمهوري اسلامي ايران آغاز نمود. طبيعتاً صدام از حمله گسترده نظامي خود به ايران در آغاز جنگ به دنبال اهدافي بوده است و به موفقيت خود در رسيدن به آن اهداف اطمينان داشته است. برخي تصور مي كنند كه صدام ازعدم اجراي قرارداد۱۹۷۵ ناراضي بوده و چون ايران را در شرايط ضعف مي دانسته است از فرصت استفاده كرد تا با زور نظامي برخي از اراضي مورد ادعاي خود را تصرف كند. ولي اين ادعا صحيح به نظر نمي رسد زيرا ارتش عراق در ۱۹ شهريور سال ۱۳۵۹ حدود ۱۲۵ كيلومتر مربع از خاك ايران در منطقه زينل كش را به اشغال خود درآورد و در ۱۳۵۹‎/۶‎/۲۴ عزت ابراهيم الدوري معاون رئيس شوراي انقلاب عراق در نشست مطبوعاتي خود در رم اعلام كرد: «عمليات جنگي عراق در مرزهاي ايران براي باز پس گيري ۱۳۰۰ كيلومتر مربع خاك متعلق به عراق تا پايان هفته جاري خاتمه خواهد يافت» يعني ارتش عراق قبل از آغاز جنگ سراسري دو منطقه مورد ادعاي خود يعني مناطق زينل كش و ميمك را تحت كنترل خود در آورد. (۱) پس لغو يك جانبه موافقت نامه الجزاير (قرارداد ۱۹۷۵) نه به دليل اختلاف مرزي دو كشور بلكه فقط بهانه اي براي آغاز جنگ گسترده نظامي بوده است. البته فرض ديگري نيز گاهي مطرح شده است كه چون صدام در امضاي قرارداد ۱۹۷۵ ، عراق را در موضع ضعف مي دانسته ، لذا از شرايط بوجود آمده پس از پيروزي انقلاب اسلامي و نيز پس از اشغال لانه جاسوسي آمريكا در تهران و دشمني ايالات متحده با جمهوري اسلامي ايران و قطع ارتباط ارتش ايران با سيستم پشتيباني خود در آمريكا، استفاده كرده و مي خواسته است قراردادي از موضع قدرت باايران امضا كند تا در آن قرارداد خط مرزي خود را در اروند رود بركنار ساحل روداروند قراردهد. و اروندرود را تبديل به شط العرب نمايد. ولي به نظر مي رسد كه صدام اهدافي بالاتر واساسي تر از هدف فوق در سر مي پرورانده است كه چنين جنگ گسترده اي را آغاز كرده و از موفقيت خود نيز در رسيدن به اهدافش اطمينان داشته است.
اگر به سلسله اقداماتي كه رژيم عراق ازابتداي اوج گيري نهضت اسلامي در ايران، عليه انقلاب اسلامي و رهبر كبير آن حضرت امام خميني (ره) انجام داده است نگاهي بيفكنيم شايد بتوانيم به اهداف صدام بهتر پي ببريم و درك كنيم كه آيا جنگ تحميلي جنگ بين دو كشور به دليل اختلافاتشان بوده است و يا جنگي از سوي حزب بعث عليه مردمي بوده است كه براي نجات خود از چنگال رژيم شاهنشاهي وابسته به آمريكا ، به اسلام روي آوردند و از بين همه رهبران سياسي ، مرجع تقليد در تبعيد خود را انتخاب كردند.
همزمان با اوج گيري قيام مردم در ايران عليه شاه و متزلزل شدن نظام شاهنشاهي در ايران، رژيم عراق در يك كمك آشكار به شاه، منزل امام خميني (ره) را درنجف اشرف به محاصره نيروهاي امنيتي خود درآورد و ايشان را درمنزل خود زنداني نمود تاارتباط ايشان بادنياي خارج و با مردم بپاخاسته ايران قطع گردد و ايشان نتواند با صدور اعلاميه هاي نهضت آفرين خود، قيام مردم ايران را برعليه سلطه شاه رهبري نمايد. دولت عراق طي اعلاميه اي از طريق سفارت خود در پاكستان در آن زمان، اعلام كرد كه «خانه آيت الله خميني را بدين خاطر زيرنظر گرفته اند كه اجازه داده نشود تا ايشان ا ز محل سكونت خود به عنوان كانوني براي «فعاليت هاي ضد ايراني» استفاده كند» (كيهان ۱۳۵۷‎/۷‎/۱۱). بعد از آنكه تحت فشار مردم ايران، رژيم عراق ادامه حصر امام خميني راغير عملي ديد، اقدام به اخراج ايشان از عراق نمود. شايد با اين اقدام صدام مي خواست كه رضايت آمريكا راجلب كرده و مقام ژاندارمي خليج فارس را از آن خود كند. درست از همين زمان عراق عملاً مقابله با امام خميني (ره) (نه با دولت وقت ايران) و نهضت اسلامي را آغاز كرد.
بعد از اينكه نهضت اسلامي در ايران به ثمر رسيد و نظام شاهنشاهي با ظهور انقلاب اسلامي براي هميشه از ايران رخت برچيد، رژيم عراق بلافاصله گروههاي دمكرات و كومله را كه درعراق حضور داشتند مسلح نموده و به داخل كردستان ايران روانه كرد و آنها درست يك هفته بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ۳۰ بهمن ماه ۱۳۵۷ پادگان مهاباد را به محاصره خود در آورده و در اول اسفندماه۱۳۵۷ اين پادگان به تصرف حزب دمكرات كردستان درآمد و تمامي سلاحها و مهمات آن به غارت رفت وفرمانده آن زخمي وافسران آن دستگير شدند و احزاب دمكرات و كومله جنگ مسلحانه را در كردستان آغاز كردند وتلاش داشتند تا تمام پادگانهاي نظامي را در كردستان خلع سلاح نمايند و خودمختاري كردستان را در پيوند با رژيم عراق بر قرار نمايند و قبل از آغاز جنگ گسترده و سراسري صدام، كردستان را در كنترل و اختيار ايادي عراق درآورند.
در حاليكه رژيم عراق براي گروههاي دمكرات و كومله در داخل كشور خود پايگاه هاي آموزشي و عملياتي و نيز ايستگاه هاي راديويي برقرار كرده بود، تلاش كرد كه گروهي رادر خوزستان به نام «خلق عرب» راه اندازي نمايد و بامسلح كردن اين گروه و در اختيار گذاشتن مواد منفجره، آنها تلاش نمودند كه در خوزستان ناامني ايجاد نموده و خطوط لوله نفتي رادر نقاط مختلف منفجر كرده و فضاي بي ثباتي را در خوزستان گسترش دهند و زمينه را براي تبديل «خوزستان» به «عربستان» فراهم آورند. در آن زمان مجله عربي المستقبل در ۱۹ آوريل ۱۹۸۰ نوشت «اطلاعات دقيق مؤكداً حاكي است كه ايالات عربستان (خوزستان) در ايران احتمالاً شاهد انقلاب سترگي عليه رژيم ايران خواهد بود كه هدف از آن جدايي اين ايالت از سرزمين ايران و بازگرداندن هويت عربي آن به عنوان يك كشور مستقل مي باشد. گزارشها حاكي است كه عراق از اين تمايل پشتيباني مي كند و چنانچه جدايي اين ايالت ازايران با پيروزي تحقق يابد، عراق نخستين كشوري خواهد بود كه استقلال آن را به رسميت خواهد شناخت».
خوشبختانه با هوشياري مردم عرب زبان خوزستان، اين اقدامات رژيم عراق ناموفق ماند.در حقيقت عراق سعي مي كرد از طريق گروههاي وابسته به خود، خوزستان و كردستان و بخش جنوبي آذربايجانغربي را در كنترل خود بگيرد و با مسلح كردن احزاب دمكرات و كومله و خلق عرب اين استانها را از حاكميت دولت ايران خارج كند. صدام در مصاحبه اي در مردادماه ۱۳۵۹ مي گويد: «ما به مبارزات خلق هاي ايران عليه ديدگاه هاي عقب افتاده و خودكامه و عليه جهت گيري هاي منحرفي كه زيرپوشش مذهب مخفي مي شوند... درود مي فرستيم».اين سخن صدام حكايت از آن مي كند كه او اميدوار بود از طريق گروههاي قومي مختلف درايران، اهداف خود را براي تضعيف جمهوري اسلامي ايران دنبال نمايد. همچنين رژيم عراق با كمك برخي از بلندپايگان رژيم شاهنشاهي ازجمله بختيار آخرين نخست وزير ملي گراي شاه كودتاي نوژه را سازماندهي كرد. هدف اين كودتا در ابتدا حمله به مقر امام خميني (ره) و ازبين بردن رهبري انقلاب بود تا بتوانند به راحتي جمهوري اسلامي را برچيده ودوباره حكومت سلطنت را برقرار نمايند.
همزمان با اين اقدامات رژيم عراق ارتش خود را براي يك حمله گسترده و وسيع آماده مي كرد تا بتواند هم ازاين تلاشها پشتيباني نمايد و هم در صورت ضرورت، ضربه آخر را وارد كند.
بعد از كناره گيري مشكوك احمدحسن البكر رئيس جمهور وقت عراق در ۲۵تيرماه ۱۳۵۸ و حضور رسمي صدام در رأس قدرت اقدامات رژيم عراق برضدانقلاب اسلامي ابعاد وسيع تري به خود گرفت . اين رژيم اقدام به اخراج گسترده مردمي كرد كه زماني اجدادشان ايراني بوده اند و درعين حال فشار به حوزه علميه نجف اشرف را افزايش داد. علماي بزرگ طرفدار انقلاب اسلامي را زنداني و به شهادت رساند كه برجسته ترين آنها آيت الله سيدمحمدباقر صدر و خواهر دانشمند ايشان بود كه در ۱۹فروردين ماه ۱۳۵۹ آنها را در زندان بغداد به فجيع ترين وضع از پاي درآورد و حوزه علميه هزارساله نجف اشرف را به تعطيلي كشاند.
بعدازاينكه همه اين اقدامات ، صدام را به اهداف خود نرساند او با تمام توان نظامي خود جنگ همه جانبه خود را عليه جمهوري اسلامي ايران آغاز كرد. او با برآوردي كه از توان نظامي ايران داشت احساس مي كرد كه خيلي زود به اهداف خود مي رسد. طه ياسين رمضان معاون نخست وزير عراق طي مصاحبه اي با روزنامه الثوره در ۱۳۵۹‎/۸‎/۲۱ اعلام كرد «اين جنگ بخاطر عهدنامه ۱۹۷۵ و يا چندكيلومتر خاك و يا نصف شط العرب نيست، بلكه اين جنگ بخاطر سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي است».
همچنين صدام در ۳۱ تيرماه ۱۳۵۹ در مصاحبه با رسانه هاي خبري اعلام مي كند «اكنون ، نيروي نظامي كافي براي بازپس گرفتن سه جزيره عربي اشغال شده توسط ايران (تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي ) را فراهم كرده ايم » (۲).
اين سخن صدام اهدافي فراتر ازحل اختلافات مرزي بين دوكشور را براي جنگ به نمايش مي گذارد.
پس با مروري براقدامات رژيم عراق از زمان اوجگيري نهضت اسلامي درايران، مشخص مي شود كه «جنگ تحميلي » جنگ بين دوكشور كه با يكديگر اختلافاتي دارند نبود بلكه «جنگ حزب بعث عراق بود برعليه امام خميني وانقلاب اسلامي »، جنگ صدام بعثي بود كه با جريان نهضت اسلامي ورهبري آن امام خميني آغاز كرد و هدف آن هم از بين بردن جمهوري اسلامي به عنوان پايگاه انديشه اسلامي بود. جنگ حزب بعث اسلام ستيز حاكم برعراق بود با اسلام ناب محمدي (ص) كه امام خميني فريادگر آن بود. اسلام انقلابي اي كه سراسر منطقه راتحت تأثير خود قرار داده بود وصدام تحمل آن رانداشت و در پي فرصت براي سركوب آن بود. لذا بهترين تعبير براي اين جنگ همان است كه امام خميني (ره) فرمود : «مسأله نزاع بين حكومت و حكومت نيست، مسأله هجوم يك بعث عراقي غيرمسلم است بريك حكومت اسلامي واين «قيام كفر عليه اسلام» است و برهمه مسلمين قتال براو واجب است » (بيانات امام خميني در ملاقات با حبيب شطي دبيركل كنفرانس اسلامي در ۲۸ مهر ۱۳۵۹).
در واقع ريشه بروز جنگ به روي كارآمدن حزب بعث و صدام در عراق مربوط مي شود. حزب بعثي كه آيت الله سيدمحسن حكيم از مراجع ديني بزرگ مردم عراق ، آن را تكفير كرد. ريشه وقوع جنگ در شخص صدام حسين بود. صدامي كه امام خميني در روز ۳۱ شهريور ۱۳۵۹ پس از حمله عراق به ايران فرمود: « اين صدام حسين، من از اول وقتي كه روي كار آمد تنبه دادم كه اين ديوانه است ، اين عقلش درست كار نمي كند ولهذا با ديوانگي دارد عمل مي كند و خودش را به هلاكت مي رساند». امام خميني همچنين فرمود كه «صدام اشتراكي و كافر است … ارتش عراق بايد بداند كه جنگ، جنگ با اسلام است به هواداري كفر… قيام صدام نسبت به ايران، قيام كافر برمسلم است و قيام لشكر كفر بر لشكر اسلام است ».
پس جنگ تحميلي « جنگ كفر عليه اسلام» بود و صدام ارتش عراق را عليه نظام جمهوري اسلامي ايران به كار گرفت. البته امام خميني عراق را برادر مي دانستند و فرمودند: «براي ملت عراق معلوم باشد كه ما با آنها هيچ كار نداريم، بلكه اين صدام حسين است كه به واسطه تحريك آمريكا به ما تجاوز كرده است و ما اگر جوابي به او بدهيم هرگز به ملت عراق كه برادر ما هستند مربوط نيست».
بطور خلاصه مي توان گفت كه ماهيت جنگ همان است كه امام خميني در پيام خود در ۲مهرماه ۱۳۵۹ فرمودند: «اين جنگ ، بين ايران و بعثي هاي عراق، «جنگ بين اسلام وكفر» و قرآن كريم و الحاد» است. صدام حسين و رفقاي كافر او تابع ميشل عفلق ملحد و نوكر چشم بسته صهيونيسم وامپرياليسم به امر اربابان جهانخوار خود به ايران و ملت ايران ـ كه با الله اكبر و پشتوانه اسلام عزيز كفار را از ميهن خود راندند ـ حمله نموده و بي رحمانه برادران ايماني شما را به قتل مي رسانند».
وهدف صدام هم از آغاز جنگ حل اختلافات دوكشور از راه زور و به كارگيري نيروهاي نظامي دريك «جنگ سريع و كوتاه مدت» نبود بلكه بنا به گفته جيمزبيل در كتاب «عقاب و شير» دليل واقعي جنگ درگيري سياسي براي دست يافتن به برتري و سلطه يافتن برخليج فارس بود. دراين روند عراق اميدوار بود انقلاب ايران را در نطفه خفه كند و نابود سازد كه اين براي كشورهاي منطقه نظير عربستان سعودي وشيخ نشينهاي خليج فارس، هدف چندان ناخوشايندي نبود».
حسين علايي
۱۳۸۱‎/۶‎/۲۰
۱ـ روزنامه السياسه ۱۹۸۰‎/۷‎/۲۲

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   گوناگون   |   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   | 
|   قيمت سكه و طلا   |   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |