يكشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۱ - ۱۴ رجب ۱۴۲۳
Sun, Sep 22, 2002
ويژه ۳
شماره ۲۲۴۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
با تأكيد بردوران جنگ هشت ساله
نقش پيدا و پنهان آمريكا در جنگ تحميلي
086415.jpg
تاريخ نيم قرن گذشته بيانگر وقوع تحولات سياسي مهمي بين ايران و آمريكا است كه برخي در راستاي تعامل و همكاري و برخي ديگر در جهت تقابل و تضاد با هم قرار داشتند. ماهيت اين مقولات كه از پايان جنگ جهاني دوم تاكنون را شامل مي شود نشان دهنده جايگاه ويژه ايران در نظر آمريكا و تأثير بيشتر آن در كشور در عرصه جهاني، خصوصاً در منطقه خاورميانه است. اين مسأله زماني روشن مي شود كه دخالت تأثيرگذار آمريكا در دوران شاه در امور كشور موضع گيري درقبال وقوع انقلاب اسلامي، كمك هاي نظامي و سياسي دوران جنگ ۸ ساله و بعد از آن مورد بررسي قرارگيرد. لذا در اين مقاله روند مناسبات سياسي ـ نظامي ايران با اين فرض مورد بررسي قرارمي گيرد كه درنيم قرن گذشته ايران در سياست خارجي آمريكا و براي تأمين منافع آن كشور و برعكس در تهديد منافع حياتي آمريكا نقش بسيار مهمي داشته است و در عوض آمريكا در امور ايران دخالت هاي زيادي نموده كه تأثيرات بسياري به جا گذاشته است.

دوران شاه:
تاريخچه حضور آمريكا به طور جدي در ايران به سالهاي بعد از پايان جنگ جهاني دوم برمي گردد كه مصادف با كاهش حضور نيروهاي روس و انگليس در كشور ما است درواقع تحولات جنگ دوم جهاني و حضور دو قدرت بزرگ جهاني آن روز، انگلستان و روسيه، نشان دهنده اهميت ايران از نظر سياسي و نظامي بود، آمريكاييها از اين زمان با نفوذ در ايران و سازماندهي امور ارتش كشورها به گسترش روابط نظامي خود با ايران پرداختند اين زمان مصادف با حاكميت دولت مصدق و نيروهاي ملي مذهبي بود، اين زمان كه مصادف با ملي شدن صنعت نفت در ايران و مناقشه سياسي شاه و دولت مصدق است با گرايش شاه به آمريكاييها، امكان سقوط دولت مصدق توسط آنها فراهم مي شود و آمريكا با فعاليت هاي جاسوسي خود دولت مصدق را در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ساقط مي نمايد تا امكان قبضه كامل ساختار نظامي و سياسي ايران به وجود آيد و شاه تحت الحمايه آمريكا قرار مي گيرد با اين تحول سيل كمك هاي نظامي وسياسي با وام هاي كلان اقتصادي از سوي آمريكا روانه ايران مي شود و سازمان ارتش و ساختار اطلاعاتي كشور توسط نظاميان آمريكا و مأموران سازمان سيا بازسازي مي شود. نفوذ گسترده آمريكا در امور ايران به مسائلي ديگر نيز كشيده شده به نحوي كه آمريكاييها در اداره امور سياسي، نظامي، اقتصادي و غيره ايران دخالت مستقيم مي كردند، آنها در سال ۴۲ به واسطه دولت علم لايحه كاپيتولاسيون را ارائه دادند كه به موجب آن، آمريكايي هاي مقيم ايران داراي مصونيت قضايي هستند، كه مورد تصويب مجلس سناي ايران قرار گرفت و موجب اعتراض امام خميني و دستگيري ايشان و عده اي از مردم و روحانيون گرديد، اما تسلط آمريكا بر ساختار سياسي ونظامي كشور به حدي بود كه ضمن تقويت دوباره نفوذ آن كشور، در ابعاد منطقه اي ايران را به عنوان يكي از اقمار تمام عيار خود درآورد تا بتواند به وسيله ارتش آمريكا و ايران منافع حياتي خود در خاورميانه و منطقه خليج فارس را حفظ نمايد. در اين راستا آمريكا ايران را در پيمان هاي منطقه اي چون پيمان بغداد و سنتو وارد كرد تا كمربند امنيتي مورد نياز خود را تكميل نمايد. با تحولات ايران در سالهاي دهه ۵۰ خصوصاً آغاز شعله هاي انقلاب اسلامي ايران، باعث فعاليت سيستم هاي جاسوسي آن كشور با شدت بيشتر در جهت سركوبي قيام مردمي شد. رئيس جمهور آمريكا بر ضرورت حفظ شاه تأكيد كرد و ژنرال هايزر را براي فرماندهي ارتش ايران جهت سركوب قيامهاي مردمي روانه تهران كرد، كه تلاشهاي عناصر آمريكايي براي جلوگيري از شعله ور شدن آتش انقلاب سودي نبخشيد و شاه سقوط كرد.(۱)
086412.jpg
پيروزي انقلاب و عملكرد آمريكا
پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني باعث سردرگمي سياستمداران آمريكايي در نحوه برخورد با ايران شد آنها كه سالها در ساختار سياسي ـ نظامي ايران سرمايه گذاريهاي كلان كرده بودند اكنون باحكومت اسلامي مواجه مي شدند كه آمريكا را باعث بدبختي هاي خود مي داند، اين امر زماني روشن تر شد كه در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ دانشجويان پيرو خط امام سفارت آمريكا را اشغال كرده و اسناد عملكرد غيرقانوني آمريكا در امور ايران به دست آنها افتاد و باعث رسوايي اعتبار دولت كارتر گرديد. دولت آمريكا براي بازگرداندن اعتبار از دست رفته خود رفتار خصمانه اي را نسبت به انقلاب ايران در پيش گرفت و ضمن قطع رابطه با ايران در جريان عمليات طبس با پياده كردن نيروهاي نظامي خود در صحراي طبس درصدد آزادكردن گروگانهاي خود در تهران برآمد، كه دچار شكست نظامي وحشتناكي گرديد و براعتبار نظامي آمريكا لطمه زيادي وارد آمد.
تحولات فوق باعث افزايش رفتار خصمانه آن كشور نسبت به ايران گرديد تا آنجا كه درصدد برآمد چهره نظام اسلامي تازه تأسيس ايران را در صحنه جهاني و در افكار عمومي جهان تخريب نمايد از سويي به هم پيمانان خود در منطقه خليج فارس چنين القا كرد كه ايران درصدد صدور انقلاب خود و نابودي شماست و باعث بدبيني كشورهايي چون كويت، اردن، عربستان، عراق، امارات، بحرين و ديگر كشورها نسبت به تحولات انقلابي ايران گرديد، در اين ميان همكاري با عراق و ترغيب غيرمستقيم آن كشور براي احساس خطر از ايران و كسب آمادگي نظامي در مقابل ايران ودر نهايت نظر مساعد نسبت به حمله به ايران اهميت خاصي دارد. اين كشور از سوي ديگر اقدام به تحريم تسليحاتي ايران نمود كه باعث قطع ارسال سلاحهاي مورد نياز كشورمان گرديد درحالي كه ساختار نظامي ارتش ايران، همان ساختار آمريكايي بود. علاوه بر اين آمريكا به طور غيرمستقيم در ايجاد بحرانهاي پس از انقلاب با تأييد آنها دخالت كرد از جمله در بحران خوزستان كه مستقيماً توسط عناصر عراقي مورد حمايت و هدايت قرارداشت يا دخالت در كودتاي نوژه كه توسط عناصر ضدانقلابي ارتش سازماندهي شده بود. (۲)
دوران جنگ ايران و عراق
با شروع جنگ ديدگاه و نحوه رفتار آمريكا نسبت به ايران وارد مرحله جديد و حساس گرديد .
براي زمامداران آمريكا امكان برخورد عملي و عيني با انقلاب اسلامي و نظام تازه تأسيس فراهم مي گرديد از سوي ديگر منافع منطقه اي خود را بهتر تأمين مي كرد.
بنابراين شروع جنگ از سوي عراق، نقطه اميدي براي آمريكا بود تا بتواند در مقابل مشكلاتي كه در اثر انقلاب ايران به وجود آمده بود، به نتايج بهتري برسد. از اين رو با اين حادثه، اشتياق آمريكا براي بازگشايي سفارتش در بغداد، بيشتر شد. از سوي ديگر، آمريكا مسأله حمله عراق به ايران را واقعيتي مي دانست كه امكان داشت، منافعش را در خليج فارس تهديد كند. بنابراين يكي از نگراني هاي دولت كارتر گسترش جنگ به خليج فارس و تهديد جريان صدور نفت بود، يعني اگر عراق در جنگ پيروز مي شد و برمنابع نفت خليج فارس، تسلط مي يافت، تهديدي جديد و جدي در منطقه به وجود مي آمد. پيروزي ايران هم خطري بيشتر از عراق داشت. (۳) در نظر آمريكايي ها، اگر ايران در جنگ پيروز مي شد، انقلاب اسلامي نيروي تازه اي مي گرفت كه اين امر دولت هاي محافظه كار و هوادار غرب در منطقه خليج فارس و شايد سراسر خاورميانه را تهديد مي كرد.(۴) پس سياست آمريكا در اين دوره بر اين قرار گرفت كه جنگ ايران و عراق، هيچ پيروزي نداشته باشد؛ و در نظر استراتژيست هاي سياست خارجي آمريكا، وضعيت مطلوب براي تحقق اين امر زماني ايجاد مي شد كه جنگ ايران و عراق در مرزهاي دو كشور محدود شود و به كشورهاي حاشيه خليج فارس گسترش نيابد. همچنين امنيت خطوط كشتيراني و تداوم جريان صدور نفت براي غرب تضمين شده و ثبات و تعادل در منطقه به وسيله برقراري توازن بين كشورهاي منطقه، مستقر شود. علاوه بر اين آمريكا اميدوار بود كه جنگ سياستهاي راديكال ايران را تعديل كند وراه را براي آزادي گروگانهاي آمريكايي و برقراري روابط سياسي بين تهران و واشنگتن هموار سازد. درنهايت، اين كه، جنگ از راههاي مسالمت آمير حل و فصل شود واز پيروزي يكي از طرفين درگير جنگ كه نتيجه آن بي ثباتي در منطقه وبه خطرافتادن منافع غرب و گسترش نفوذ شوروي بود جلوگيري شود. (۵)
درچنين شرايطي آمريكا نسبت به جنگ ايران و عراق اعلام بيطرفي كرد ولي درعين حال اظهار داشت، براي اين كه جريان صدورنفت درمقابل تهديدهاي خارجي تضمين شود، آماده ارسال كمك نظامي به منطقه است و به دنبال آن ، ۵اكتبر ۱۹۸۰ (۱۳مهر۱۳۵۹)، چهارفروند هواپيماي شناسايي آواكس به همراه سيستم هاي حمايت زميني را در اختيار عربستان قرار داد. (۶)
اين سياست آمريكا تا آشكارشدن برتري هاي ايران در جنگ، كماكان ادامه يافت اما با پيروزيهاي بزرگ ايران در اواخر سال ۶۰ و بهار سال ،۶۱ آمريكا با موضوع جنگ ، حساس تر برخورد كرد واعلام كرد نگران است كه ايران برعراق پيروز شود؛ و سپس ، به متزلزل ساختن عربستان سعودي و ديگر كشورهاي خليج فارس مبادرت كند. بنابراين، وزيردفاع آمريكا هم اظهار كرد كه كشورش هرزماني كه صلاح بداند، از دوستان عرب خود دراين جنگ پشتيباني خواهد كرد. (۷)
آمريكا دراين مقطع كمك نظامي و تسليحاتي به عراق را در صدر برنامه اي خود قرار داد و وزيردفاع آمريكا اعلام كرد كه كمك به عراق براي واشنگتن در جهان عرب منافع زيادي به همراه خواهد داشت. وي پس از آن ، به منطقه خليج فارس سفر كرد و با سران كشورهاي عرب مذاكره نمود تا بتواند سلاح هاي بيشتري به آنها بفروشد وآنها را براي كمك فراوان به عراق ، ترغيب نمايد . (۸) دراين زمان ، آمريكا به دليل نگراني از سقوط عراق ، خود نيز كمكهاي نظامي اش را آغاز كرد و براي بيشترشدن امكان كمك هاي كشور دوست و عرب ، نام عراق را از ليست كشورهاي تروريست خارج ساخت كه اين امر، محدوديت فروش سلاح به عراق را از بين برد؛ و امكان جديدي براي برقراري روابط ديپلماتيك بين دوكشورايجاد كرد. (۹) به دنبال آن ، وزارت خارجه آمريكا طرحي براي كمك به عراق تهيه كرد كه براساس آن ، در آذرماه ۱۳۶۱ مبلغ ۳۰۰ميليون دلار وام براي خريد برنج وگندم به عراق واگذار شد و در مرحله بعد ، يك ميليارد دلار ديگر نيز با شرايط بازپرداخت بسيار آسان ، به اين كشور پرداخت شد. (۱۰) بنابراين دراين دوره ، آمريكا براي تحت فشارقراردادن ايران وكمك به عراق، اقدامات خود را به چهار مورد محدود كرد:
۱) تقويت وضعيت اقتصادي عراق؛
۲) ايجاد محدوديت در منابع ارزي ايران؛
۳) اجراي عمليات استانچ با هدف جلوگيري از فروش سلاح به ايران؛
۴) ايجاد محدوديت در استخراج وفروش نفت ايران» (۱۱)
از سوي ديگر، آمريكا در اواخر سال ۱۳۶۲ ، روابط خود را بطور كامل با عراق برقرار كرد تا از هرگونه امكان سقوط آن كشور جلوگيري نمايد و با تصويب مجلس سنا كمكهاي ذيل به عراق را در صدر برنامه هاي خود قرار داد:
۱) تخصيص حدود يك ميليارد دلار براي خريد محصولات كشاورزي؛
۲) تصميم بانك صادرات و واردات آمريكا براي ضمانت ۸۵ درصد از ۷‎/۵ ميليارد دلار مبلغي كه براي ساخت خط لوله نفتي عقبه لازم بود.
۳) حمايت آمريكا از قطعنامه هاي شوراي امنيت براي محكوميت ايران؛
۴) حمايت شديد آمريكا از تحريم فروش تسليحات به ايران . (۱۲)
دراين ميان كمكهاي اطلاعاتي وشيميايي آمريكا به عراق داراي اهميت خاص بود كه اخيراً توسط برخي از مطبوعات و رسانه هاي آمريكا فاش شده است. از جمله روزنامه نيويورك تايمز اخيراً اعلام كرده است كه آمريكا در جريان جنگ ايران و عراق به بغداد اطلاعات جاسوسي داده است ومنبع خبر را گزارش مأموران پيشين سازمان اطلاعاتي وزارت دفاع آمريكا مي داند. آنها اين اطلاعات را شامل جزييات اطلاعات جاسوسي مربوط به تغيير وتحولات نظامي وحمله هاي هوايي ونقشه هاي جنگي ايران مي دانند كه آمريكا آن را در اختيار عراق قرار مي داد. (۱۳) همچنين مطبوعات آلمان فاش كرده اند كه ريگان از قبل از نحوه استفاده عراق از سلاحهاي شيميايي اطلاع داشته وبراي موفقيت طرحهاي عملياتي عراق، جزييات مربوط به تجمع نظاميان ايران را در اختيار عراقي ها قرار مي داد. علاوه بر اين طبق استنادات اين منابع عراق بخش اعظمي از مواد و عوامل شيميايي وبيولوژيك را در سالهاي جنگ از آمريكا وارد مي كرد كه اين مسأله در بررسي كارشناسان سازمان ملل ودر سالهاي اخير روشن گرديد. (۱۴)
ريگان كه دراين دوره رياست جمهوري آمريكا را به عهده داشت با ظاهرشدن هرچه بيشتر تواناييها وقابليت هاي نظامي ايران، بيش از گذشته تأكيد كرد كه پيروزي ايران با منافع آمريكا مغايرت دارد ؛ و پس از برقراري روابط كامل سياسي با عراق، اطلاعات نظامي جبهه هاي نبرد را به وسيله دولت عربستان دراختيار عراق قرار داد. هم چنين ، دولت هاي اروپايي وعرب را تشويق كرد تا به عراق اسلحه ارسال نمايند. آمريكا نيز درسال ،۱۳۶۲ يك وام ۴۲۵ميليون دلاري به عراق داد. عربستان سعودي ۶ميليارد دلار، اردن ۶۵ميليون دلار، فرانسه ۶۰۰ميليون دلار و آمريكا دوباره ۹۵ ميليون دلار به عراق كمك كردند، در حالي كه آمريكا درهمين سال از تمام متحدان اروپايي و غيراروپايي خود خواست تا به ايران، سلاح نفروشند؛ و كشورهايي مثل كره شمالي را نيز تحت فشار قرار داد تا از فروش سلاح خودداري كنند. (۱۵) آمريكا در ادامه تشديد فشار برايران، نام ايران را در فهرست كشورهايي گنجاند كه به اقدامهاي تروريسم بين المللي كمك مي رسانند. كمكهاي نظامي وسياسي آمريكا به عراق همچنان ادامه پيدا كرد، اما از آغاز سال ۱۳۶۳ و درسالهاي ۶۶ـ۱۳۶۴ تلاشهاي عراق براي گسترش ابعاد جنگ به خليج فارس و بين المللي كردن آن ، ويژگيهاي خاصي به عملكرد آمريكا بخشيد، اين اقدامات عراق ، با حمله به پايانه هاي نفتي ايران در خارك ونيز حمله به نفتكشها و كشتي هاي بزرگ نفتي شروع شد ودراين زمان با افزايش حملات به كشتي ها، ايران تهديد كرد كه در صورت ادامه آنها تنگه هرمز را خواهد بست. آمريكا در پاسخ به تهديد ايران هشدار داد كه اين كشور هرگز اجازه نخواهد داد كه اين آبراه بر روي كشتيراني بسته شود. به دنبال اين هشدار، ناوگانهاي آمريكا به همراه ناوگانهاي ناتو به گشت زني خود در آبهاي منطقه خليج فارس افزودند. دراين زمان با هدايت آمريكا سياست بايكوت سياسي ايران ومحكوميت آن كشور به علت نپذيرفتن صلح ومذاكره با عراق پيش گرفته شد كه به دنبال آن، شش كشور عضو شوراي همكاري خليج فارس تجاوز ايران به آزادي كشتيراني را تهديدي برضدثبات وامنيت خود تلقي كرده وآن را خطري جدي براي صلح و امنيت بين المللي دانستند و از شوراي امنيت خواستند، به آن رسيدگي كند. شوراي امنيت نيز با تصويب قطعنامه اي حمله به كشتي هاي تجاري را محكوم كرد وبطور تلويحي ، ايران را مسؤول اين حملات وادامه جنگ دانست . (۱۶)
البته آمريكا درسال ۶۴و۶۵ تلاش كرد تا به نوعي روابط دوستانه اي با ايران برقرار كند؛ و به اين ترتيب ، امكان نفوذ و تأثير خود برايران را فراهم نمايد. ازاين رو تركيه و پاكستان در درجه اول وايتاليا و آلمان در درجه دوم به عنوان حاميان اين سياست وارد صحنه شدند.
پيروزي ايران در سال ۱۳۶۴ وتصرف جزيره استراتژيك فاو در عمليات والفجر ۸ و عبور شگفت آور رزمندگان ايراني از اروندرود، شرايط را براي سياست خارجي آمريكا در قبال ايران، سخت كرد. بنابراين، آن كشور كمكهاي اطلاعاتي خود را به عراق دوباره در سطح گسترده اي آغاز كرد وهواپيماهاي عراقي براساس همين اطلاعات براي نخستين بار جزيره ايراني سيري را مورد حمله هوايي قرار دادند.
يك متخصص مسائل خاورميانه درباره كمك آمريكا به عراق در مسأله فاو گفت: «دولت ريگان در زمينه تعيين استراتژي براي بازپس گيري جزيره فاو به مدت بيش از يك سال ، با رژيم عراق همكاري داشت . كمكهاي آمريكا به عراق مكمل كمكهاي دريافتي اين كشور از مصر، اردن و فرانسه بود، كه شامل ارائه تاكتيك هاي نظامي براي بازپس گيري فاو و ماكت سازي اين شبه جزيره براي نشان دادن محل استقرار نيروهاي ايراني نيز بود» (۱۷) اين نشان مي داد، پيروزي ايران در تصرف جزيره فاو، براي آمريكاييها اهميت خاصي داشت وتهديد بزرگ ناشي از آن ، براي منافع آن كشور چون تهديد كويت وجريان صدور نفت و غيره بود.
با سفر مك فارلين به ايران وعدم موفقيت وي در يافتن راهي براي برقراري رابطه وبخصوص افشاي آن توسط ايران، موقعيت سياسي آمريكا در ارتباط با ايران وعراق به شدت متزلزل شد. به همين دليل ، آمريكا براي جبران وضعيت ايجادشده وبازيابي اعتبار از دست رفته خود طرح تهاجم همه جانبه بر ضد ايران را به اجرا درآورد. در اين طرح، تقويت شديد نظامي عراق و جلوگيري از پيروزي نظامي ايران و نيز پايان يافتن جنگ بدون برنده، مورد توجه آمريكا بود. بنابرا ين، از اين زمان، حضور آمريكا در خليج فارس با فرستادن ناوگان هاي جديد افزايش زيادي يافت و در كنار آن، به دادن اطلاعات نظامي دقيق از موقعيت نيروهاي ايراني به عراقي ها اقدام كرد. در نتيجه، عمليات سرنوشت ساز و خيلي مهم ايران، يعني كربلاي ۴ در سال۶۵ شكست خورد، اين كشور به بهانه در خطر قرارگرفتن امنيت كشتيراني در خليج فارس و حفظ جريان صدور نفت و با دعوت كويت براي اسكورت نفت كش هاي آن كشور، حضور خود را توجيه كرد و بزرگترين ناوگان جنگي خود را در خليج فارس مستقر نمود، از اين زمان تا پايان جنگ، با حضور مستقيم آمريكا در خليج فارس، درگيري هايي بين دوكشور رخ داد. از جمله آنها مي توان به انهدام سكوهاي نفتي رسالت و رشادت در ۲۷ مهر ۱۳۶۶ و نيز حمله آمريكا به كشتي ايران ـ اجركه متعلق به نيروهاي دريايي ارتش ايران بود، اشاره كرد. آمريكا ايران ـ اجر را به اتهام مين گذاري در خليج فارس و بدون هيچگونه هشدار قبلي مورد هدف قرار داد. (۱۸) در ادامه آن، اين كشور درگيري هاي زيادي با ايران پيدا كرد و در نهايت، طرح تحريم اقتصادي ايران را پي ريخت. مرحله اول تحريم اقتصادي، شامل تحريم خريد نفت ايران بود. ريگان در اين باره گفت: «تحريم واردات و صادرات به ايران، در يك هفته تا ۱۰ روز، تأثيراتش را برجاي خواهد گذاشت»(۱۹).
آمريكا در كنار اين اقدامات، قدرت هاي بزرگ ديگر، از جمله اعضاي دائمي شوراي امنيت را در جنگ ايران درگير كرد تا با بين المللي كردن آن، اجماع جهاني را براي خاتمه آن ايجاد كند. بالاخره، با آغاز سال ۱۳۶۷ و حمله هاي جديد ارتش عراق، حمله مستقيم ناو آمريكايي به هواپيماي مسافربري ايران وكشته شدن ۲۹۰ نفر مسافر آن، آمريكا آخرين اقدامات مؤثر خود را انجام داد. البته در سال ،۱۳۶۶ آمريكا پس از تصويب قطعنامه ۵۹۸ در شوراي امنيت، از همه ابزارها استفاده كرد تا ايران را به پذيرش قطعنامه مجبور كند.از مهمترين اين ابزارها، طرح تحريم تسليحاتي ايران در شوراي امنيت بود، كه موفق به تصويب آن نشد. اقدامات مستقيم آمريكا، چون حمله هاي مكرر به سكوهاي نفتي ايران، جلوگيري از صدور اسلحه به ايران، تجاوزهاي مكرر به حريم هوايي ايران، كمك هاي مستقيم به عراق و انهدام هواپيماي مسافربري ايران، نقش مهمي در پايان يافتن جنگ داشتند.
در مجموع با بررسي نحوه برخورد آمريكا در جنگ ايران و عراق، به نظر مي رسد كه اين كشور با چنين عملكردي،داراي اهداف و مقاصد ذيل بوده است:
.۱ جلوگيري از پيروزي ايران يا عراق؛
.۲ جلوگيري از صدور اثرات انقلاب اسلامي ايران به كشورهاي همسايه؛
.۳ جلوگيري از بهره برداري احتمالي شوروي از تحولات آينده منطقه؛
.۴ ايجاد يك صف متحد از اعراب درمقابل ايران؛
.۵ حفظ جريان آزاد نفت خليج فارس و تسلط خود بر آن منطقه؛
.۶ كاهش احساسات انقلابي حكومت ومردم ايران؛
.۷ زمينه سازي براي سركوب ايران به وسيله سازمان ملل؛
.۸ جلوگيري از گسترش جنگ به كشورهاي منطقه؛
.۹ مهار و كنترل ايران و جلوگيري از ورود تسليحات استراتژيك وموشك هاي دوربرد به اين كشور.(۲۰)
086418.jpg
بعداز جنگ
بعد از پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوي ايران و برقراري آتش بس، زمينه هاي اجراي مفاد قطعنامه فراهم شد.از سوي ديگر با قدرت يابي عراق در طول جنگ كه نتيجه كمك هاي نظامي ابرقدرت ها خصوصاً شوروي و امريكا بود آن كشور برخلاف سياست آمريكا به كويت حمله كرد، حمله عراق به كويت موجب برهم خوردن سياست منطقه اي آمريكا و آشكار شدن حقانيت جمهوري اسلامي ايران گرديد، كه در نتيجه آن اكثر كشورها و حتي سران آمريكا به متجاوز بودن عراق در جنگ ۸ ساله با ايران تأكيد كردند، اما از آنجا كه دولتمردان آمريكايي نسبت به ايران اطمينان كافي را نداشتند و با طرح استراتژي مهار دوگانه، درصدد كنترل ايران و عراق در سطح منطقه برآمدند و از لحن خصمانه خود نسبت به ايران دست برنداشتند براي اجراي سياست خود ضمن متهم كردن ايران به تلاش ايران براي دستيابي به سلاح هسته اي و غيرمتعارف، اين كشور را به نقض حقوق بشر، حمايت از تروريسم بين المللي متهم كردند و تلاش كردند تا با جذب نظر دول اروپايي ايران را از لحاظ اقتصادي و سياسي در تحريم هاي ممكن قرار دهند، همچنين با طرح جريان صلح خاورميانه به ايران فشار آوردند كه ضمن دست كشيدن از حمايت از فلسطينيان بايد از صلح خاورميانه حمايت كند.
با پايان قرن بيستم و آغاز قرن جديد و تحولاتي كه در جامعه جهاني، و نيز ايران روي داد و از جمله آنها رياست جمهوري آقاي خاتمي و طرح نظريه گفت وگوي تمدنها بود، ديدگاه سران آمريكا نسبت به ايران كمي تعديل گرديد اما آنها همواره بر سياست خصمانه خود تأكيد كردند. حادثه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ كه منجر به انهدام مركز تجارت جهاني نيويورك گرديد و دولت آمريكا را در يك بحران سياسي بزرگ قرار داد باعث رفتار خصمانه دوباره دولتمردان آن كشور به دول مسلماني چون ايران و ترسيم محور شرارت شد كه ايران را در آن محور قرار داد، درحالي كه طبق اطلاعات منتشرشده درباره حادثه ۱۱ سپتامبر، دخالت عناصر طالبان، صهيونيست ها و سازمان هاي جاسوسي آمريكا در آن محتمل مي باشد و اين عناصر به گونه هاي مختلف ساخته و پرداخته خود دولت آمريكا هستند.
اما عليرغم اثبات عدم دخالت ايران در چنين حوادثي، محكوميت تروريسم از سوي ايران و فعاليت هاي صلح طلبانه زير نظر سازمان انرژي اتمي، آمريكا به بهانه فشار بر ايران و توجيه حضور خود در منطقه خليج فارس، از انتساب هرگونه اتهامي به ايران خودداري نمي كند كه از جمله آنها همكاري ايران با عناصر طالبان و القاعده مي باشد. درحالي كه ايران مخالف صريح قدرت گيري طالبان بوده و خواستار عدم كمك هاي دول خارجي به آن گروه مي باشد.
ترسيم محور شرارت از سوي آمريكا كه ايران، عراق وكره شمالي را دربر مي گيرد، بهانه اي شده است كه تا آن كشور ضمن فراهم كردن امكان حمله به عراق به بهانه هاي مختلف، امكان حضور درنزديكي مرزهاي ايران را به دست آورد تا هرگونه تحرك ايران را قابل كنترل نمايد.
بنابراين باملاحظه رفتار سياسي ـ نظامي آمريكا در سالهاي اخير، خصوصاً دوران جنگ ايران و عراق و بعد از آن ملاحظه مي شود كه دولتمردان آمريكا در قبال ايران دچار بدبيني بوده و هستند و در طول دوران انقلاب، جنگ و بعد از جنگ همواره از رفتار خصمانه خود نسبت به ايران دست برنداشته اند و معمولاً از انواع اقدامات، حركت ها وجريانات ضدايراني حمايت هاي گوناگوني كرده اند، به عبارت ديگر آمريكا از وجود ايراني مستقل و مسلمان بدون وابستگي به آن كشور چندان خرسند نيست وتحولات دو دهه اخير ايران نشاندهنده تلاش آن كشور در برخورد با كشور ما از طرق گوناگون است كه اين امر گوياي آن است كه ما بايد در برخورد با آمريكا احتياط بيشتري بكنيم.
پانوشت ها
۱ـ فرهاد درويشي، مناسبات امنيتي ـ نظامي آمريكا و ايران، دانشكده فرماندهي و ستاد سپاه، چاپ اول، تهران، ،۱۳۷۶ ص۹۰ـ۷۵
۲ـ محمد دروديان، آغاز تا پايان، مركز مطالعات سپاه، فصول اول و دوم.
۳ـ حسين يكتا، مواضع قدرت هاي بزرگ و جنگ ايران و عراق، مجموعه مقالات جنگ تحميلي، تهران، دانشكده فرماندهي و ستاد سپاه، ،۱۳۷۳ ص۱۴۶
۴ـ همان، ص۷ـ۱۴۶
۵ـ همان، ص۸ـ۱۴۷
۶ـ همان، ص۱۴۸
۷ـ علي اكبر ولايتي، تاريخ سياسي جنگ تحميلي عراق عليه ايران، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ،۱۳۷۶ ص۱۱۲
۸ـ محمد دروديان، همان، ص۵۶
۹ـ همان، ص.۶۱
۱۰ـ همان، ص.۷۵
۱۱ـ همان، ص۹۱ ـ ۹۰
۱۲ـ همان، ص۹۲ـ۹۱
۱۳ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي، ۸۱‎/۵‎/۲۷
۱۴ـ همان، ۸۱‎/۵‎/۲۸
۱۵ـ حسين يكتا، پيشين، ص۱۶۲
۱۶ـ همان، ص۱۴۶
۱۷ـ محسن صفري، ما اعتراض مي كنيم، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي، ،۱۳۷۰ ص۶۰
۱۸ـ محمد دروديان، شلمچه تا حلبچه، تهران، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، ،۱۳۷۶ ص۱۲۹
۱۹ـ همان، ص۱۵۶
۲۰ـ علي اكبر عليخاني، موانع و عملكرد نظام بين المللي در قبال جنگ عليه ايران، مجموعه مقالات انقلاب اسلامي، جنگ تحميلي و نظام بين الملل، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، ،۱۳۷۶ ص.۱۷۱

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   گوناگون   |   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   | 
|   قيمت سكه و طلا   |   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |