وقتي تركش خمپاره با رگباري از گلوله برتن ها مي نشست و برجوي خون جاي مي گرفت نبودند كساني كه صداي غرش توپها را بشنوند و سنگيني تفنگ و آرپيجي را بردوششان حس كنند، چندسالي دير به دنيا آمده بودند پس نديدند جنگ چه بود و چه شد اما خوب مي دانند دشمن چه كرد پس گناهكار نيستند. سردار فتح الله جعفري فرمانده سابق جنگ در سپاه، همرزم شهيدصياد شيرازي كه از عملكرد امروز برخي از همرزمانش گله مند است از معرفي نامناسب ابعاد جنگ به نسل جوان مي گويد.
•••
| از اولين تجربه جنگي خود بگوييد؟
* اولين تجربه من مربوط به قبل از شروع جنگ تحميلي در كردستان و درگيري با اشرار اين منطقه بود بعد از جنگ هم به مدت ۸سال در تمام عمليات شركت داشتم.
| باتوجه به حضور شما در سالهاي اوليه جنگ ، بادرنظرگرفتن توان زرهي و تشكيلات اطلاعاتي ارتش عراق وعدم آمادگي ما براي رويارويي با جنگ، وضعيت و عملكرد نيروهاي ما چگونه بود؟
* باتوجه به تجربه اي كه در منطقه كردستان و غرب كشور داشتيم زماني كه وارد خوزستان شديم در برابر دشمن قدرتمندي قرارگرفتيم كه نه تنها توان مقابله با آن را نداشتيم بلكه نمي دانستيم اين دشمن كيست و اهداف، تجهيزات و يگانهاي زرهي آن چيست به طوري كه وقتي شب در انديمشك ، اهواز يا آبادان بوديم به اينكه صبح در اشغال عراقي هاباشيم مطمئن نبوديم. براي مثال زماني كه درآبادان براي شناسايي منطقه رفته بوديم درايستگاه ۷ امكان بازگشت ازجاده اول را نداشتيم اگر برمي گشتيم توسط نيروهاي خودي زده مي شديم واگر پيشروي مي كرديم دشمن ما را شناسايي مي كرد.
از طرف ديگر درآن زمان براي مقابله با دشمن تجهيزات و مهمات كافي دراختيار ما نبود شايد بهترين سلاح ما ، اسلحه ژ۳ آلماني پايه كوتاه بود كه احتمالاً توسط مردم از پادگانها خارج و وارد سپاه شده بود.
ضمن آنكه ارتش ما نسبت به تشكيلات رسمي ، محورهاي عمليات وفرماندهي نيروهاي عراقي اطلاع درستي نداشت. نيروي حاضردر منطقه هم تعداد محدودي بودند كه توسط ارتش عراق موردحمله و به عقب رانده مي شدند در نتيجه همان ابتدا منطقه وسيعي به اشغال دشمن درمي آمد.
درواقع فرماندهي منسجمي وجود نداشت وبني صدر هم به عنوان فرمانده كل قوا نمي توانست خط منسجمي ايجاد كند علاوه براينكه گروههاي مختلف نظير سپاه ، ارتش ،نيروهاي نامنظم فداييان اسلام هم از فرماندهي واحدي تبعيت نمي كردند.
اين درحالي بود كه دشمن با يك برنامه مشخص و تجهيزات زرهي قوي تلاش در جهت براندازي نظام و جداسازي منطقه اقتصادي خوزستان تحت عنوان عربستان و به قولي آزادي خلق عرب از نظام ما را داشت. البته دراين شرايط مقاومتهاي مردمي در دزفول، خرمشهر و رشادتهاي جهان آرا سرعت و حركت دشمن را با مشكل مواجه ساخت به گونه اي كه دشمن نتوانست در زمان تعيين شده به اهداف خود دست يابد ازاين رو ۶روز بعداز آغاز جنگ درحالي كه دشمن در مناطقي نظير ذوالفقاريه آبادان متحمل شكست شده بود اعلام مذاكره وآتش بس يك طرفه نمود.
منتهي ما در مقابل اين دشمن وتجهيزات آن به جز مرحله اوليه متوقف كردن مردمي امكان دفاع نداشتيم به همين دليل يك ماه بعد از آغاز جنگ سوسنگرد در ۲۴ آبان ، به اشغال دشمن درآمد.
درواقع اين بي اطلاعي و عدم توانايي در برابر دشمن هم در سپاه و هم در ارتش ديده مي شد. مانع از آن گرديد كه در برخي مناطق كه به راحتي امكان جلوگيري از پيشروي دشمن وجود داشت ازدست برود نظير فرصتي كه هنگام عبور ارتش عراق از كارون از دست رفت و منجر به محاصره آبادان در ۱۹ مهر ۵۹ گرديد.
وحتي ۴عمليات بزرگ توكل ، پل نادري در غرب دزفول ، آبادان و نصر كه توسط نيروهاي كلاسيك بويژه بني صدر و مشاورينش طراحي و برنامه ريزي شده بود موفقيتي به دست نياورد واين نشاندهنده نسنجيده بودن طرحهاي عملياتي بود.
در چنين شرايطي زماني كه درسال ۶۰ هيأت كنفرانس اسلامي درتهران به كشور ما پيشنهاد آتش بس نمود، بني صدر در نامه اي به امام (ره) خواستار پذيرش آن شد اين درحالي بود كه خرمشهر، آبادان ، بستان ، هويزه بخشهاي وسيعي از اهواز ، انديمشك ، مهران ، قصرشيرين در محاصره عراق قرار داشت. واين خواست بني صدر ناشي از يك نااميدي بود.
| نيروهاي ماچه زماني موفق به اعمال يك برنامه واحد تحت فرماندهي منسجم شدند؟
* از مهر ۷۹ يكي از خبرنگاران حاضر در جنگ با نام شهيد حسن باقري با جمع آوري نقشه، اطلاعات از طريق اسرا، پناهندگان و نيروهاي منطقه، بخش اطلاعات وعمليات سپاه و همچنين اتاق جنگ را پايه گذاري نمود وازاين زمان بود كه ما موفق به شناسايي دشمن ، نقطه ضعف ها ، استعداد وتوان زرهي ونوع تجهيزات ، فرماندهي ارتش عراق شديم . اگرچه بني صدر اعتقادي به حضور مردم نداشت اما شهيد باقري با تغيير اين استراتژي و تأكيد برمشاركت نيروهاي مردمي وبسيجي وهمچنين ساماندهي بخش اطلاعات جنگ ، مسير را به نفع ما تغيير داد.
بطوري كه پيروزي در عمليات هايي نظير حضرت مهدي ، شهيد رجايي و باهنر، شهيد مدني و شوش زمينه ساز عمليات بزرگ ثامن الائمه و شكست حصر آبادان فراهم گرديد واين اولين عمليات موفق ما از زمان جنگ بود. قبل از آن مي بينيم كه عمده فعاليتهاي ما ايذايي چريكي و مردمي است.
اما عزل بني صدر و رياست جمهوري حضرت آيت الله خامنه اي وانتخاب بجاي شهيد صيادشيرازي به عنوان فرمانده نيروي زميني ارتش كمك نمود تا اين حركتها در غالب يك مانور قدرت اجرا گردد.
| روحيه رزمندگان بويژه فرماندهان ما زمان شكست و پيروزي و در شرايطي كه اشاره كرديد چگونه بود؟
* شكست در صحنه نبرد به معناي شكستن روحيه افراد نبود بلكه يك تجربه محسوب مي شد زماني كه در عمليات طريق القدس بسياري از رزمندگان به شهادت رسيدند واين نگراني از سوي فرماندهان مطرح گرديد امام خميني (ره) اشاره كردند كه شكست ما به معناي پيروزي است و نبايد باعث دلسردي گردد. درواقع اگرچه عراق همه كشور ما را با حمله به مراكز غيرنظامي به صحنه نبرد تبديل كرده بود اما نيروهاي ما با استناد به رهنمودهاي امام (ره) به تكليف خود عمل مي كردند.
| از آن دوران چه خاطره اي براي گفتن داريد؟
* واقعيت اين است كه هرچه كه مردم و امام را خوشحال مي كرد به ما انرژي و نيروي دوباره مي داد. آزادي خرمشهر ازجمله اين رويدادها بود اما درگيري درمناطق چزابه، شلمچه و دشت عباسيه كه منجر به شهادت حسن باقري شد براي من از تلخ ترين روزهاي اين جنگ ۸ساله است ضمن آنكه نبايد فراموش كرد شهادت كساني چون همت، جهان آرا و بقايي براي ما بسيار سنگين بود وكسي نتوانست جاي آنها را بگيرد.
| در شرايط فعلي از يادآوري دوران جنگ فضاي معنوي و لحظه شهادت همرزمانتان چه احساسي داريد؟
* زمان گذشته است و ما عمدتاً براي امروز فكر مي كنيم. اما احساس مي كنم فضاي حاكم برآن دوران به لحاظ صداقت امام (ره) مسؤولين وحتي مردم قابل توجه بود، همه در يك وضعيت قرار داشتند ومسؤولين خود را خدمتگزار مردم مي دانستند.
من از ديروز ناراحت ترم اگرچه جنگ مامقدس بود. اما ما خود را به مردم و نسل جوان خوب معرفي نكرديم . جوان ما بايد بداند كه همسن وسالان او دراين جنگ از طراحان عملياتهاي بزرگ بودند آنها بايد الگو قرار گيرند نه هنرپيشه هاي سينماي هاليوود.
از طرف ديگر در زمان جنگ لازم بود بعد حماسي آن مطرح گردد ولي ما بعد از جنگ هم براين جنبه تأكيد كرديم ضمن آنكه افرادي تحت عنوان رزمنده در برخي شهرها احساساتي شده مجالسي را به هم زدند و اقداماتي انجام دادند كه تأثيرمنفي از يك بسيجي و رزمنده در ذهن مردم ايجاد نمود. درحالي كه برخي ازاين افراد در جبهه هم تلاش درستي نداشتند ودرصحنه نبردهم موفق نبودند.
| درواقع شما هم معتقد به يك گسست بين ارزشهاي جنگ و دفاع مقدس و باورهاي نسل جوان وحتي مردم هستيد.
* بله مانسل جوان را نسبت به تاريخ جنگ و خودمان خوب توجيه نكرديم. ما اعتقادي به پيشرفت فكري و علمي نسل جوان نداشتيم درحالي كه نسل جوان ما بهتر از نسل ديروز مسائل را درك وحلاجي مي كند و تأكيد مقام معظم رهبري برحضور جوانان در عرصه سياسي تأكيدي براين ادعاست. ما بايد آنها را خوب شناخته و انتظار نداشته باشيم آنها مثل ما فكر كنند همان طور كه ما مثل پدرانمان فكر نكرديم .