|
گزارشهاي خبرنگار اعزامي «ايران» به ژوهانسبورگ (بخش هفتم وپاياني)
حضور و مشاركت از نوع ايراني
|
|
|
اين گزارشها را مي توانستم به سبك معمول و متعارف خبرنگاران اعزامي، در قالب سفرنامه و سياحتنامه عرضه كنم. اين كار هم ساده تر بود و هم شايد پرخواننده تر. اما در زمانه اي كه از فرط حكايت سرايي، ما خود «حكايتي» خواندني و شنيدني شده ايم، صلاح دانستم كه به متن و مغز آنچه در ژوهانسبورگ گذشت بپردازم و بيش از آنكه به كرشمه هاي قلمي سفرنامه نويسان ملتزم باشم به لحن سرد و مضطرب گزارش نويسان پايبندي نشان دهم. آنچه در اين گزارش هاي تحليلي آمد، حاصل مشاهدات و مشهودات صاحب اين قلم بود. نه دلربودگي و سرسپاري به جناح و جمعيتي، وي را به مجيزگويي ايشان واداشت و نه نفرت و كينه ورزي شخصي، زبانش را به زياده گويي و ياوه بافي باز كرد. بخش پاياني اين گزارش به عملكرد هيأت ايراني در اجلاس اختصاص دارد. حضور ايرانيان در مجامع و گردهمايي هاي جهاني، همواره با داوري هاي متعارض مواجه بوده است. از سويي مطالبات داخلي و انتظارات ملي اقتضا مي كرده است كه هيأت هاي نمايندگي ايران، فعاليت ، مشاركت و مداخله اي كيفي تر و تعيين كننده تر در مجامع جهاني داشته باشند و از سوي ديگر نگاه ناظران جهاني، انتظاري كمتر از آنچه مي بينند از گروههاي ايراني دارند. درواقع عملكرد هيأت هاي اعزامي ايران، در ميانه اين دو سرطيف، سرگردان و بلاتكليف مي ماند. ارزيابان داخلي هميشه به عملكرد نمايندگان ايراني اعتراض دارند ولو اينكه حضور اين نمايندگان حضور كيفي و مطلوب باشد؛ و ارزيابان خارجي همواره حضور ايرانيان را فراتر از انتظار تصور مي كنند ولو اينكه اين حضور، چندان خلاق هم نبوده باشد اما واقع مطلب آن است كه نه داوري گروه نخست به تصويب و تأييد انصاف مي رسد و نه قضاوت گروه دوم، چندان واقع گرايانه است. منصفانه نيست چون برحسب ميزان فعاليت وعطش و اشتهاي گروههاي ايراني در گردهمايي هاي جهاني نيست. واقعگرايانه نيست چون هميشه تصوري كوته بينانه از توانايي هاي ايرانيان دارند، لذا گامي فراتر از اين تصور گذاشتن، اسباب ذوق زدگي بيش از حد ناظران خارجي را فراهم مي كند. حضور هيأت دولتي ايران هم در اجلاس اخير ژوهانسبورگ فارغ از اين نقيصه و آفت نبوده است. از يك طرف برخي ناظران داخلي به استناد پاره اي اطلاعات نادرست، حضور ايرانيان را در آن اجلاس، ناموفق و ناكامياب دانستند و از طرف ديگر، ناظران خارجي، فعاليت گروه ايراني را فراتر از انتظار توصيف كردند. اما واقعيت چيز ديگري است. ايرانيان حاضر در ژوهانسبورگ، در مجموع و فارغ از برخي معضلات و كاستي ها، تصوير مناسب و مسؤولانه اي از خود به نمايش گذاردند. اين تصوير مناسب و مسؤولانه هم شامل گروه دولتي ايران و هم دربرگيرنده نمايندگان تشكل هاي غيردولتي ايران و هم متضمن نمايندگان خبري ـ مطبوعاتي كشور بود.
الف ـ هيأت دولتي
هيأت كارشناسي ايران براي حضور در اجلاس ژوهانسبورگ از دو سال پيش به تمهيد و تدارك مقدمات پرداخت. در اين مسير، افزون بر حضور در اجلاس هاي مقدماتي وكارشناسانه، به تهيه ملزومات مورد نياز در اجلاس ژوهانسبورگ همت كرد. تنظيم «برنامه ملي توسعه پايدار» كه مقياس هاي جهاني توسعه پايدار را متناسب با مقتضيات و وضعيت داخلي ايران مورد نظر قرارمي دهد، دستاورد مهم اين كارهاست. به عبارت ديگر گروه كارشناسي ايران در فاصله دوساله فعاليت هاي خود، به حدي از تجربه و توانايي، تجهيز شد كه در خلال اجلاس توانست محل مراجعه و مشورت بسياري از گروههاي كاري قرار گيرد. اين نكته، واقعيتي عيني است و انكار آن، روي انصاف و حق طلبي را خراش مي دهد. مشاهدات صاحب اين قلم در خلال اجلاس ژوهانسبورگ، بي آنكه قصد بزرگنمايي داشته باشد، گواهي بر فعاليت كيفي و مشاركت خلاقانه گروه كارشناسي ايران است. در جريان اجلاس، بويژه در مباحث مربوط به انرژي ، گروه كارشناسي ايران توانست در مسير تدوين تعهدات، منشأ آثار مهمي باشد كه به خوبي استيفاي منافع ملي ما را مي كند. از سوي ديگر، ايران به دليل آنكه سال گذشته رياست گروه ۷۷ را برعهده داشت هم در مقام مدافع منافع كشورهاي در حال توسعه و هم در مقام حافظ منافع ملي خود، كارنامه اي مثبت از خود به جاي گذاشت. تعديل تعهدات اجلاس ژوهانسبورگ در بخش انرژي، شاخص ترين دستاورد كارشناسان ايراني است. اين نكته، مطلقاً به آن معني نيست كه گرد انتقاد بر دامان هيچ يك از اعضاي هيأت نمي نشيند. بي گمان حضور و مشاركت همه اعضاي هيأت ايراني در يك سطح و يك رده نيست. عملكرد نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، نمايندگان وزارت كشور، نمايندگان وزارت جهاد كشاورزي، نمايندگان وزارت خارجه و بالاخره عملكرد نمايندگان سازمان محيط زيست، هر يك داوري جداگانه مي طلبد و به هيچ وجه، توفيقات اين نمايندگان در يك حدو اندازه نيست. قطعاً عدم حضور نمايندگان از وزارت امور اقتصاد و دارايي، محل تأمل و پرسش است. اما به هر تقدير سخن آن است كه كارشناسان ايراني، به رغم تفاوت در ميزان توفيق هر يك، مجموعاً تصويري مطلوب از خود به نمايش گذاردند. وانگهي، افزون بر سطح كارشناسان ايراني، حضور هيأت ايراني در سطح سران نيز حضوري چشم نواز و كيفي بود. داوري ناظران درخصوص موفقيت كارشناسان ايراني، با حضور معصومه ابتكار (كه رياست گروه ايراني را برعهده داشت) به شكل مضاعف تأييد شد. معاون رئيس جمهور در خلال سه روز اجلاس سران، يك بار رياست جلسه اصلي عمومي را برعهده داشت و يك بار نيز رياست يكي از چهار كميته اصلي را برعهده گرفت. مديريت خلاق اين دو جلسه، اسباب آن را فراهم آورد كه ناظران حساس، هيأت ايراني را چه در سطح كارشناسان و چه در سطح سران، جدي تر بگيرند. ابتكار در سخنراني خود در جلسه عمومي اجلاس گفت: «ژوهانسبورگ يك موقعيت استثنايي است جهت ارتقاي همگرايي چندجانبه و دموكراسي جهاني كه به عنوان نقطه اي در مقابل قدرت هاي جهاني كه در مسابقه اي بدون رقيب شركت جسته اند قراردارد.» او اين مضمون را در ميزگرد «تنوع فرهنگي» كه به رياست ژاك شيراك برگزار شد هم تكرار كرد و سخن از ضرورت چندجانبه گرايي و گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها و ائتلاف براي صلح به ميان آورد. اين همان نكته اي بود كه در بيانيه سياسي پاياني سران به همت هيأت ايراني گنجانده شد. به اين اعتبار مي توان به جرأت گفت كه هيأت ايراني هم در بيانيه پاياني و هم در برنامه عملي و اجرايي اجلاس، سهمي درخور داشت. اين نكته به هيچ روي به معناي توفيق تام اجلاس ژوهانسبورگ و توفيق تام هيأت ايراني نيست. اجماع جهاني برآن بوده و هست كه اجلاس توسعه پايدار، به تمام آنچه مي خواست و مي بايد، عمل نكرد و نرسيد. سخن آنجاست كه هيأت ايراني چه در سطح كارشناسان و چه درسطح سران، دست كم ضعيف تر از ساير هيأت ها و كشورها نبود. در بسياري موارد با ايشان برابري و همسنگي مي كرد. در پاره اي موارد برتري و اثرگذاري محسوسي داشت و در برخي موارد نيز از نوعي ضعف برخوردار بود.
ب ـ تشكل ها و سازمانهاي غيردولتي
بزرگترين بخش اجلاس ژوهانسبورگ، گردهمايي تشكل هاي غيردولتي بود. چيزي قريب به ۶۵هزارنفر از حدود چهار هزار تشكل غيردولتي جهان، در ژوهانسبورگ گرد آمدند تا براساس «برنامه از نوع دوم» بر روند فعاليت سران كشورها اثر بگذارند. اما اين اثرگذاري به هيچ روي راضي كننده نبود. انتظار عمومي آن بود كه غيردولتي ها به نتايج و يافته هاي جدي تري دست يابند و اين يافته ها را خلافانه تر و مصرانه تر به سران كشورها عرضه كنند. اما به هر دليل اين وضعيت رخ نداد و به جز برخي تأثيرات محدود، ردپا و نشانه ديگري از غيردولتي ها در دولتي ها مشاهده نشد. اما گواينكه غيردولتي ها از اين حيث قرين توفيق كامل نبودند، از جهت ايجاد ارتباط با يكديگر و انتقال تجربيات بسيار كامياب و موفق بودند لذا در مقام ارزيابي موفقيت سازمانهاي غيردولتي بايد قائل به تفكيك شد. از جمهوري اسلامي ايران، ۴۴ نفر در قالب ۳۵ تشكل غيردولتي يا نيمه دولتي راهي ژوهانسبورگ شدند. از اين تعداد، ۱۸ تشكل از تهران و ۱۷ تشكل از شهرستانها بودند. اين تشكل ها گواينكه هر يك برنامه هاي اختصاصي داشتند ودرصدد عرضه فرآورده هاي فكري ـ اجتماعي خود بودند، اما معمولاً فاقد يك پيوند و ارتباط منسجم و انداموار ميان يكديگر بودند. تشكل هاي غيردولتي ساير كشورها، نوعاً از انسجام و ارتباط دروني برخوردار بودند و بي آنكه برنامه هاي اختصاصي شان مختل شود در ذيل يك هويت جمعي مي گنجيدند. تشكل هاي غيردولتي ايراني، متأسفانه اين ويژگي مهم را نداشتند و هر يك همچون جزيره اي آزاد و خودمختار به فعاليت مي پرداخت. بگذريم از كساني كه انگيزه و داعيه اي جز جهانگردي نداشتند! با اين همه برخي از تشكل هاي غيردولتي ايران در برنامه هاي مهم اجلاس غيردولتي حضور داشتند و محصولات و پژوهش هايي را در اين عرصه ارائه كردند.
فرجام كار
اجلاس جهاني توسعه پايدار، هر چه بود و هر چه كرد، هم اينك در خاطره جاري ژوهانسبورگ جاي گرفته است. فقر جهاني در حافظه خود، سابقه اجلاسي اينچنين را كم نداشته است، سابقه اي كه اميدوارانه به عزم جهاني چشم دوخته و مأيوس و سرخورده از آن اميد برگرفته است. به اين اعتبار، فقر امروزين جهاني را مي توان «فقر شاد و اميدوار» ناميد. فقر شاد، مي كوشد زيستني ويژه را در قعر و بطن كاستي ها و كمبودها تجربه كند بي آنكه چشم اميد به بهبود جهان داشته باشد. آنچه اين زندگاني فقير اما اميدوارانه را هر از گاهي با تحول و تغيير مقرون مي سازد نشست ها و گردهمايي هايي از نوع اجلاس ژوهانسبورگ است. روز پاياني اجلاس، در چشم تمامي حاضرين به عيان مي شد اين نكته ناگفته را خواند كه چگونه مي توان سايه يأس را از جهان فقر و فقر جهان برداشت؟ هراس و اضطراب ايشان پنهان كردني نبود، هراس از اينكه بايد از هم اكنون به فكر اجلاسي ديگر در ده سال آينده بود!!
|