تازه ترين شماره جهان كتاب
صد و پنجاه و چهارمين شماره ماهنامه جهان كتاب به كوشش مجيد رهباني و فرخ اميرفريار منتشر شد.
در اين شماره مي خوانيد: دو سال سكوت [نگاهي به جلد دوم كتاب «تأملي در بنيان تاريخ ايران»] / فريدون ناظمي، پيدايش نقد ادبي مدرن در ايران / مهري بهفر، تاريخ سينماي ايران در يك نگاه / مصطفي رحيمي، انديشه و ميراث او / فرخ اميرفريار، حاكم خيابانها [نگاهي به كتاب «شعبان جعفري» از هما سرشار] / مجيد رهباني، چرا از خاطرات شعبان استقبال شد؟، دست پشمالويي شايد از غيب [درباره خاطرات شعبان جعفري]/ محمد قائد، طغيان بزرگ باسكول دار / محمد تربتي سنجابي و...
پنجمين شماره دوربين عكاسي
پنجمين شماره دوربين عكاسي به سردبيري اسماعيل عباسي منتشر شد.
در اين شماره مي خوانيد: فتو ژورناليسم / برگردان بهرام بهرامي، عكاسي ديجيتال چيست؟ / تام انك / پوپك بايرامي، مونتاژ ديجيتالي / برگردان: سودابه كياني مطلق، نكات ايمني در عكاسي / برگردان: فريماه ديلمقاني، عكاسي خلاق منظره / تري هوپ / سودابه كياني.
بخشي از مقاله «فتو ژورناليسم» را مي خوانيد: «تفاوت بين عكاسي خبري و فتوژورناليسم در چيست؟ تفاوت عملاً در برداشت، شيوه و نقطه نظر است. نوع داستان و شيوه روايت تفاوت هاي اساسي دارند. شكي نيست كه گهگاه عكسها و «عكس داستان» يك عكاس خبري برجسته از كار يك فتو ژورناليست غير قابل تميز است، اما چنين مواردي نادرند. ضمن اين كه بگوييم ميان دو رشته مرزبندي دقيقي وجود ندارد.
صدوهشتادوپنجمين شماره ماهنامه عكس منتشر شد
صدوهشتادوپنجمين شماره ماهنامه عكس به سردبيري مسعود اميرلوئي منتشر شد.
در اين شماره مي خوانيد: گفت وگويي با رجبعلي مزروعي درباره داوري بخش عكس نهمين جشنواره مطبوعات؛ ما تكذيب مي كنيم / حرفهاي داوودي، صمديان و رهبر درباره داوري بخش عكس نهمين جشنواره مطبوعات؛ گفت وگويي با ميشا گوردين / برگردان: كيهان ولي نژاد؛ عكسبرداري هوايي در كاوشهاي باستان شناسي / جعفر مهركيان و … بخشي از گفت وگو با ميشاگوردين عكاس روس را مي خوانيد:
ـ لطفاً در مورد تأثيراتي كه داستايوفسكي، بولگاكوف، تاركوفسكي و پاراجانف بركارتان گذاشته اند صحبت كنيد.
ـ در مدرسه، يك روح سرگردان بودم. توانستم از خواندن هرگونه ادبيات پذيرفته شده كمونيستي اجتناب كنم و از اين رو معلم هنر مدرسه مرا فاقد هر نوع استعداد هنرمندانه مي دانست. يادم مي آيد به تنهايي در راه مدرسه قدم مي زدم و مدام شرايط غيرواقعي و عجيب و غريب را در ذهنم تصوير مي كردم. تنها بعد از فارغ التحصيلي از دبيرستان بود كه فهميدم درباره دانش معنوي اندوخته درتاريخ انسان، اطلاعات كمي دارم. من همچون يك طفيلي بودم كه سعي داشت در كشوري با يك زندان ـ همچون طرز تفكر و سانسور ـ تا حد توان اطلاعات بيشتري كسب كند و ياد بگيرد. خواندن آثار داستايوفسكي و آشنايي با فلسفه ي زندگي اش باعث پيداش انديشه هاي بسياري در من شد.