دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸۱ - ۱۵ رجب ۱۴۲۳
Mon, Sep 23, 2002
حوادث
شماره ۲۲۵۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
گردشگري
نظرگاه
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
مرگ مرموز نو عروس ۱۶ساله
086865.jpg
مأمور آگاهي در حال بررسي محل حادثه
گروه حوادث ـ مرگ مرموز نوعروس ۱۶ ساله در امين آباد شهرري، كارآگاهان آگاهي شهرري را با يك معماي پيچيده جنايي روبرو ساخت.
قاضي شعبه ۵ دادگستري شهرري به اكيپي از كارآگاهان آگاهي مأموريت داده است تا با تجسس هاي گسترده خود پرده از راز مرگ اين عروس نوجوان بردارند. اين اقدامات در پي دريافت گزارشي مبني بر اينكه يك نو عروس ۱۶ ساله در آپارتمان خود از پاي درآمده است، در دستور كار قرار گرفت.
بنا به اين گزارش؛ ساعت ۱۹ عصر روز سوم مرداد ماه سالجاري مرد جواني در حالي كه فرياد مي كشيد، «زنم خودش را كشت» از آپارتمانش بيرون دويد و از ساير ساكنان مجتمع محل سكونتش تقاضاي كمك كرد. همسايه هاي اين مرد، با شنيدن فريادهاي او به آپارتمانش رفتند و با جسد زن جواني روبرو شدند كه از چارچوب در اتاق پذيرايي حلق آويز شده بود.
دقايقي بعد اكيپي از مأموران آگاهي شهرري كه باهماهنگي مركز فوريت هاي پليس ۱۱۰ در جريان ماجرا قرار گرفته بودند، در محل حادثه حضور يافته و به بررسي آثار و نشانه هاي موجود در آنجا پرداختند. آنان در جريان تحقيقات خود پي بردند، قرباني حادثه ۱۶ ساله «سميرا» نام داشت.
بر اساس بررسي هاي پليس همچنين مشخص شد اين نوعروس نوجوان، يك ماه قبل پس از سه سال نامزدي، با برگزاري يك جشن ساده زندگي مشترك خود با شوهر ۲۸ ساله اش را آغاز كرده بود. با توجه به اختلاف سني زياد بين اين زوج جوان و وضعيت قرار گرفتن جسد قرباني حادثه كارآگاهان با احتمال اينكه عروس ۱۶ ساله قرباني يك توطئه شده باشد، تحقيق در اين باره را آغاز كردند.
از آنجايي كه «افشين» ـ شوهر قرباني حادثه ـ نخستين فردي بود كه جسد همسرش را مشاهده كرده و همسايگان را در جريان قرار داده بود، كارآگاهان براي به دست آوردن اطلاعاتي درباره چگونگي وقوع حادثه ـ او را تحت بازجويي هاي فني و پليسي قرار دادند. اين مرد جوان گفت: هنگامي كه «سميرا» ۱۳ سال داشت او را از خانواده اش خواستگاري كردم، با وجود اختلاف سني ۱۲ ساله بين من و او، خانواده اش با ازدواج ما موافقت كردند.
بدين ترتيب با هم نامزد شديم. با هم مشكلي نداشتيم تا اينكه يك ماه قبل پس از گذشت ۳ سال، عروسي كرده و زندگي مشتركمان را آغاز كرديم. در اين مدت با هم اختلافي نداشتيم، ولي او از نظر روحي كمي مشكل داشت، ظهر روز حادثه وقتي براي صرف ناهار به خانه آمدم، مادرزنم هم خانه ما بود. خيلي سريع ناهار خورده و به محل كارم بازگشتم.
وي افزود: ساعت ۱۹ عصر بود، از سركار به خانه بازگشتم. هرچه در زدم كسي جواب نداد، زنگ طبقه بالا را زدم، آنها در ورودي به مجتمع را باز كردند. زنگ در آپارتمانم را به صدا درآوردم، انگار كسي در خانه نبود. از پنجره كوچكي كه در گوشه اي از ورودي اتاق پذيرايي قرار داشت به داخل نگاه كردم. كسي نبود، از آنجا داخل آپارتمان شدم، در ورودي اتاق پذيرايي به آشپزخانه با پيكر حلق آويز شده همسرم روبرو شدم.
با توجه به اظهارات اين مرد، مأموران مادر نو عروس ۱۶ ساله را مورد بازجويي قرار دادند. او گفت: از يك ماه قبل كه دخترم زندگي با شوهرش را آغاز كرده بود، هر وقت به او سر مي زدم، احساس مي كردم ناراحت است، ولي هيچ وقت او حاضر نمي شد در اين باره با من حرفي بزند. تا اينكه چند روز قبل از حادثه دخترم گفت طي يك ماه گذشته به صورت مداوم از سوي شوهرش مورد آزار و اذيت قرار مي گرفت.
وي افزود: ظهر روز حادثه براي سركشي به خانه دخترم رفته بودم ساعت ۱۳ و ۳۰دقيقه «افشين» ـ داماد مان ـ پس از خوردن ناهار از خانه بيرون رفت. دخترم مي گفت كه شوهرش دچار بيماري سوءظن بوده و بخاطر هر مسأله كوچكي او را كتك مي زند، يا اينكه هنگام رفتن به محل كارش دخترم را در داخل آپارتمان زنداني مي كرد. ساعتي پس از رفتن دامادمان من هم آنجا را ترك كردم، تا اينكه شنيدم كه دخترم اقدام به خودكشي كرده است.
با توجه به ادعاهاي مطرح شده از سوي مادر نوعروس ۱۶ ساله، مأموران پليس تحقيقات خود را درباره گذشته زندگي او متمركز كردند. آنان در جريان تجسس هاي خود دريافتند كه «سميرا» مدت ها قبل با مصرف مقدار زيادي قرص آرامبخش اقدام به خودكشي كرده بود ولي با تلاش هاي پزشكان و انجام عمليات احيا از سوي آنان او از مرگ نجات يافته بود. در حالي كه نتايج تحقيقات و بررسي هاي پليسي اين تصور را بوجود آورده بود كه نو عروس ۱۶ ساله در اثر بيماري روحي و رواني دست به خودكشي زده است، اعلام نظر كارشناسان پزشكي قانوني تمامي يافته هاي آنان را در پرده اي از ابهام فرو برد. در اين اعلام نظر تخصصي، پزشكان قانوني بدون اعلام نظر صريح و روشن درباره علت مرگ عروس نوجوان، حادثه را مشكوك دانستند.
به دنبال مطرح شدن اين نظريه از سوي متخصصان پزشكي قانوني، قاضي شعبه ۵ دادگستري شهرري به كارآگاهان آگاهي شهرري دستور داد تا با انجام تحقيقات تخصصي پرده از راز مرگ اين عروس نوجوان بردارند.
مديرمسؤول همبستگي به اتهام جرايم مطبوعاتي مجرم
اما مستحق تخفيف شناخته شد
گروه حوادث: هيأت منصفه مطبوعات پس از شور و مشورت درباره بخشي از جرايم مطبوعاتي مديرمسؤول روزنامه همبستگي، وي را مجرم شناخت و مستحق تخفيف دانست.
برپايه اين گزارش، هيأت منصفه مطبوعات درباره جرايم مطبوعاتي مطروحه عليه مديرمسؤول روزنامه همبستگي به مدت ۶ساعت به شور و مشورت پرداختند و سرانجام حيدرابراهيمباي سلامي را دررابطه با شكايتهاي سازمان آب و فاضلاب، احمدجنتي ـ دبيرشوراي نگهبان ـ كميل كاوه و همچنين ۵مورد شكايت مدعي العموم را مجرم و مستحق تخفيف تشخيص دانستند.
همچنين براساس نظريه هيأت منصفه مطبوعات شكايتهاي عبدالمجيد محتشم ـ دبيرانصارحزب الله ـ سازمان صداوسيما، جمعيت هيأت مؤتلفه و ۴مورد شكايت مدعي العموم را وارد ندانستند.
گفتني است، سعيدمرتضوي قاضي دادگاه باتوجه به اعلام رضايت و گذشت رئيس قوه قضاييه از شكايت مدعي العموم مبني بر توهين و اهانت و تبليغ عليه اركان نظام آن بخش از شكايت را منع تعقيب صادركرد و مختومه اعلام كرد.براساس همين گزارش، دادگاه طي چندروز آينده رأي خود را براساس تصميم اعضاي هيأت منصفه مطبوعات درباره مديرمسؤول روزنامه همبستگي اعلام خواهدكرد، اما دومورد از شكايتهاي مدعي العموم مبني بر انتشار عكس و تصاوير و مطالب خلاف عفت عمومي و اشاعه منكرات و انتشار مطالب خلاف واقع كه توسط نماينده مدعي العموم در جلسات دادگاه مطرح شده است مفتوح باقي خواهدماند.
سقوط مرگبار مسافر ۹ ساله از قطار مشهد ـ تهران
پسر ۹ساله اي براثر بازشدن درقطار مسافربري مشهد ـ تهران جان سپرد.
اين حادثه ساعت ۷و۳۰دقيقه صبح روزشنبه ۳۰شهريورماه سال جاري در ۸كيلومتري ايستگاه دامغان رخ داد. نخستين ساعات صبح هنگامي كه قطار مسافربري مشهد ـ تهران درحركت بود، زن جواني به همراه پسر ۹ساله اش از كوپه خود خارج شدند.
اين زن داخل دستشويي قطاررفت. وقتي دقايقي بعد از آنجا بيرون آمد. تنهاچيزي كه در راهروي قطار مسافربري مي ديد، گردوغباربود. او كه احساس مي كرد بايد حادثه ناگواري رخ داده باشد، هراسان به دنبال كودك خودگشت، ولي وقتي با درباز كناردستشويي قطار روبروشد، بافرياد مسافران را به كمك طلبيد.مسافران قطار بلافاصله با كشيدن ترمز اعلام خطر، لوكوموتيوران را درجريان وقوع حادثه قراردادند. وقتي قطار با تكان هاي شديدي متوقف شد، پدرومادر كودك ۹ساله به سرعت از قطار به پايين پريده و جست وجو براي يافتن فرزندشان را آغازكردند. دقايقي بعد با ارتباط بي سيم از داخل قطار و تجسس هاي پليس پيكربي جان و خون آلود پسربچه ۹ساله در ۸كيلومتري ايستگاه دامغان پيداشد.
تحقيقات مأموران نيروي انتظامي درباره چگونگي و علت وقوع اين حادثه دلخراش آغازشده است.
سرنوشت اين پسر نوجوان نامعلوم است
086862.jpg
گروه حوادث: تجسسهاي كارآگاهان براي رديابي نوجوان ۱۳ ساله اي كه به طرز مرموزي در امامزاده داود ناپديد شده است آغاز شد. اين پسر نوجوان كه رضا نادرخمسه نام دارد، صبح روز جمعه ۲۲ شهريورماه سال جاري درحالي كه به همراه خانواده اش براي زيارت به امامزاده داود رفته بود به طرز مرموزي ناپديد شد. بنابر اين گزارش، زماني كه پدربزرگ خانواده از پيداكردن وي نااميد شد با مراجعه به كلانتري ۱۴۲ كن گفت: به همراه همسر و خانواده پسرم براي زيارت به امامزاده داود آمديم و رضا نيز همراه ما بود ولي پس از زيارت نوه ام به طرز مرموزي ناپديد شد.
بار مسافران ايراني در دوبي ماند
گروه حوادث: مسافران پرواز دوبي به تهران وقتي هواپيما در فرودگاه مهرآباد به زمين نشست، پي بردند بارهايشان در دوبي جا مانده است. ساعت ۱۷ و ۳۰ دقيقه عصر پنجشنبه ۲۸ شهريورماه سال جاري، مسافران پرواز شماره ۱۵۵۵ پس از نشستن هواپيما در باند، ساعتها براي گرفتن بارهايشان سرگردان شدند تا اينكه پس از بيش از ۴ ساعت پي بردند بارها در فرودگاه دوبي جامانده است. يكي از مسافران اين پرواز به خبرنگارما گفت: بعد از چك شدن گذرنامه هامسافران كه ۱۰۰ نفري مي شدند ۴۰ دقيقه به انتظار گرفتن بارهايشان بودند، ابتدا خرابي ريل را بهانه كردند و سپس پنچري ماشين باركش را تا اينكه اعتراض بالا گرفت. ساعت ۲۲ شب بود كه ما شنيديم بار در دوبي جا مانده بود و به جاي آن لاستيك بار زده شده است! و مسؤولان به ما وعده دادند بارها با ۲۴ ساعت تأخير خواهد رسيد، ۲۰ تن از مسافران شهرستاني به هتل انتقال يافتند و تهراني ها به خانه هايشان رفتند. وي در پايان باگلايه از عملكرد مسوولان هواپيمايي، افزود: «باوجود اذيت هايي كه شديم تصورمان اين بود كه بارها را به آدرس خانه بفرستند اما هيچ خبري نشد وما به ناچار خودمان به فرودگاه مراجعه كرديم و بارها را دريافت كرديم.»
كمين براي اخاذي از رانندگان پولدار
گروه حوادث: يك زوج جوان با همدستي يكديگر و نقشه از پيش طراحي شده، در سطح تهران به كمين خودروهاي مدل بالا مي نشستند و اقدام به اخاذي از صاحبانشان مي كردند. اين زن و شوهر كلاهبردار پس از دستگيري توسط گشت پليس به دادگاه ويژه ارجاع شدند تا محاكمه شوند.
به گزارش خبرنگار ما، زن جوان با ظاهري غيرمتعارف در انتظار سوارشدن به يك خودرو مي ماند، در حاليكه شوهرش چندمتربالاتر باموتورسيكلت در كمين او و طعمه بود. پس از اينكه زن جوان موفق به سوارشدن به يك خودروسواري مي شد و باب گفت وگو با راننده را بازمي كرد، مرد جوان با موتورسيكلت خود را به خودرو رسانده و با راننده وارد بحث و جدل مي شد. اين مرد جوان پس از دستگيري به قاضي صابري زفرقندي گفت: من با همدستي همسرم سهيلا در طول مدت چندماه از رانندگان خودروهاي مدل بالا يك ميليون تومان اخاذي كرديم.
وي افزود: زنم در حاليكه با ظاهري غيرمتعارف و آرايش غليظ در خيابانهاي مختلف تهران در انتظار سوارشدن به خودروهاي سواري بود، من با موتورسيكلت چندين متر بالاتر جايي كه به خوبي ديده نمي شدم در كوچه اي كمين مي كردم و وقتي كه سهيلا موفق مي شد تا سوار خودرويي شود آنان را تعقيب مي كردم . بعد از چند دقيقه در فرصتي مناسب خودم را به آن خودرو رسانده و جلوي او توقف مي كردم بطوري كه راننده ناچار خودرواش را نگه مي داشت.
اين مرد ادامه داد: بعد از آن در حاليكه خودم را آشفته نشان مي دادم با راننده جرو بحث مي كردم و مي گفتم زن مرا كجا مي بري از تو و زنم شكايت مي كنم. رانندگان براي حفظ آبروي خودشان و جلوگيري از شكايت من حاضر مي شدند در مقابل مبلغي را كه من از آنان طلب مي كردم، به من بدهند. وي گفت: بعد از آن با ناراحتي همسرم را از آن خودرو پياده مي كردم و او در حاليكه به من التماس مي كرد، ترك موتورم سوار مي شد و باهم مي رفتيم و از اين راه تاكنون توانسته بوديم يك ميليون تومان اخاذي كنيم.
اين مرد در خصوص چگونگي دستگيري اش گفت: طبق معمول با زنم براي اجراي نقشه مان رفته بوديم. زنم سوار يك خودروسواري شد. خودرو به طرف خيابان وليعصر راه افتاد و من آن را تعقيب كردم. در يك لحظه مناسب جلوي آن پيچيدم و با راننده شروع به بحث كردم. راننده ازخودرو اش پيادشده و در حالي كه من و او بشدت باهم درگيري لفظي پيداكرديم يكدفعه متوجه شدم كه خودرو پليس كنار ما توقف كرده و مأموران ما را دستگير كردند.
قاضي صابري زفرقندي پس از اعترافات اين زن و شوهر به مأموران دستور داد تا در اين خصوص تحقيقات لازم را انجام دهند تا وي به زودي حكم خود را در اين خصوص صادر كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |