|
دلايل ترسو بودن در برابر ماهواره ـ بخش دوم و پاياني
• وجه اختلاف ديگر ما با كشورهاي ديگر نحوه تبديل اين ترس ها به برنامه هاي عملي است ما چون آنها را با غلو بيان مي كنيم برنامه هاي مربوط به آنها هم شكل آرماني و غير قابل اجرا به خود مي گيرد
|
|
|
برخي معتقدند سياستگذاران فرهنگي ايران در مواجهه با ماهواره همان راه دشوار و ناممكن مقابله با ويدئو را در پيش گرفته اند كه با برخورد پليسي و مجازات و قاچاق و… توأم بود و در نهايت اينكه استفاده عمومي از آن آزاد شد. ولي از نگاه مخالفان ماهواره، برنامه هايي كه از اين «آلت ضاله» پخش مي شود منشأ بروز ناهنجاري هاي اخلاقي در جامعه و بويژه درميان جوانان است و بنابر اين بايد استفاده از آن ممنوع باشد. حال آنكه دكتر مهدي منتظر قائم، استاد علوم ارتباطات و رئيس كميته فرهنگ و رسانه هاي مركز پژوهش هاي مجلس، اين داوري را فاقد شأن علمي مي داند. او درگفت وگويي ضمن كم فايده خواندن برخورد پليسي باماهواره تأكيد مي كند كه بايد دانش و آگاهي هايي ايجاد كرد كه افراد جامعه را به سمت كنترل دروني در زمينه بهره وري از رسانه هاي جمعي هدايت كند. وي اين دانش را نهضت سواد رسانه اي مي خواند كه از مدتي پيش در برخي كشورها به راه افتاده است. •••
| آقاي دكتر بحث ترويج ناهنجاريهاي اخلاقي از طريق ماهواره در حالي مطرح است كه ما در زمينه پخش برنامه هاي متنوع حتي در قالب تلويزيون دولتي و رسمي هم مشكل داريم. بطوري كه تلويزيون براي گسترش برنامه هاي منطقه اي و محلي خود با مشكلاتي مواجه است. با توجه به اين نگرش، شما مشكل اصلي ماهواره را در جامعه ما چه مي دانيد؟ * رسانه هاي جمعي از دو منظر اهميت دارند. نخست به عنوان توليد كننده محتوا ها و برنامه ها كه طبيعتاً مي تواند در نگرش يا رفتارهاي سياسي ـ فرهنگي، اقتصادي مردم يا بخشهايي از مردم تأثير بگذارد. از اين منظر رسانه هاي جمعي منبع قدرت هستند اما رسانه هاي جمعي اهميت ديگري هم دارند و آن اينكه رسانه هاي جمعي مثل آينه سياستهاي زير بنايي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي داخلي و خارجي را بازتاب مي دهند. ما تازماني كه سياست مدوني در رابطه با نحوه تعامل بين هويت هاي متكثر قومي، زباني و نژادي با هويت ملي نداشته باشيم طبيعتاً نمي توانيم انتظار سياست رسانه اي مبتني بر تركيبي از رسانه هاي ملي و قومي و محلي را داشته باشيم. يكي از اشكالاتي كه متخصصان و سياستگذاران در عرصه سياستگذاري رسانه اي با آن مواجهند روشن نبودن برخي از اركان زير بنايي يا سياستهاي كلان در عرصه هاي غير رسانه اي است. توسعه رسانه هاي محلي اعم از مطبوعات يا راديو و تلويزيون مستلزم روشن شدن سياستهاي كلان جمهوري اسلامي در خصوص زبان ها، اقوام، اقشار و حتي اقليت هاي مذهبي در داخل كشور است كه اين سياستها تا اندازه زيادي هنوز غير مدون و نانوشته است. گرچه اصول قانون اساسي با وضوح قابل توجه در اين خصوص موجود است اما عملكرد ها هنوز به آن اصول روشن، تبلور و عينيت نبخشيده است. از سوي ديگر يكي از سياستهاي زيربنايي نحوه تعامل بين دولت و حاكميت با بخش خصوصي و يا تعاوني در عرصه مالكيت رسانه هاي جمعي است. جناحهاي سياسي در اين زمينه تفسيرهاي متفاوتي دارند. به هر حال طبيعي است كه هر نوع سياستگذاري رسانه اي بر پايه سياستهاي كلان و زير بنايي ديگري مثل مسأله قوميت ها، امنيت ملي، مالكيت، مسائل اقتصادي و ... صورت مي گيرد. به اعتقاد من در خصوص ماهواره يكي از مشكلات موجود در خصوص نيل به سياست مطلوب و قابل اجرا مشخص نبودن اين سياستهاي كلان است و تازماني كه اين مشكلات برطرف نشود به نتايج مطلوب يا حتي به نتايجي كه كشورهاي ديگر در اين زمينه به دست آورده اند نخواهيم رسيد. | به اعتقاد كارشناسان، جامعه ما در حالي با ماهواره دچار مشكل شده است كه چالش هاي مشابهي با پديده هاي سابق برآن مثل مطبوعات دارد و به دليل برخي عقب ماندگي هاي حقوقي و قانوني در اين زمينه و باوجود امكان كنترل بر آنها، مطبوعات تا حدي از كاركرد واقعي خود دور شده اند به نظر شما در دهه هاي آتي كه پخش برنامه هاي ماهواره از كنترل و مهارخارج خواهد شد با چه چالش هايي رو برو خواهيم بود؟ * عصر جديدي كه در تاريخ بشريت به وجود آمده طبيعتاً الزامات و لوازم خاص خود را دارد. عصر فن آوري هاي ارتباطي و اطلاعاتي يعني دوران جديدي در حيات بشري كه در آن توليد، توزيع،انتقال و دريافت پيامهاي نوشتاري، صوتي و تصويري فارغ از مرزهاي سياسي و فرهنگي عملي مي شود. چنين دوراني با بهره گيري از دهها فن آوري عمده و هزاران نوآوري فني و نرم افزاري به وجود مي آيد. و بنا بر اين روندي كه در ۲۰ سال گذشته با ويدئو شروع شده و با ماهواره به تكامل رسيده و با اينترنت شدت پيدا كرده است ، حتماً با پيشرفت هاي ديگر شدت بسيار بيشتري خواهد گرفت. از اين رو فهميدن الزامات دنياي جديد به اين معنا است كه ممنوعيت و محدوديت به عنوان يك سياست كنترلي كار برد خود را از دست خواهد داد. در عرصه اي كه تكثر رسانه اي از منابع خارج از مرزهاي ملي، كنترل حاكميت هاي مردمي و مراجع فرهنگ ساز هر جامعه اي صورت مي گيرد ما به هيچ وجه نمي توانيم سياست ممنوعيت را در پيش بگيريم. سياست متناسب با دوران جديد قطعاً مبتني بر پذيرش اصل تكثر همراه با اجراي سياستهايي براي بالابردن آگاهي، هويت بندي و ارزشهاي دروني شده توسط بهره وران است. يكي از مشخصات دوران جديد اين است كه مصرف كننده تحت كنترل سازمانهاي رسانه اي درون مالي و در نتيجه تحت كنترل حاكميت قرارندارد. به تعبير ديگر حكومت در عرصه توليدات رسانه اي و انتشار و مصرف محتواهاي آن تا اندازه زيادي امكان اعمال سياستهاي خود را از دست مي دهد و اين حق را ناخواسته به بازيگران ديگر مثل شركتهاي بين المللي، كشورهاي همسايه و منابع توليد كننده برنامه هاي رسانه اي و ... خواهد داد. بنا بر اين در اين عصر سياست اصلي بايد بر اساس تكيه بر تكثر و فراهم كردن امكان اظهار نظر و توليد و پخش برنامه هاي متناسب با ذهنيت ها و جهان بيني هاي مختلف اقشار جامعه باشد. لذا در دوران جديد، سياست افزايش آگاهي هاي فرهنگي و رسانه اي بايد به عنوان ركن اصلي سياستهاي رسانه اي مد نظر قرار گيرد. از اين مسأله در ساير كشورها به عنوان نهضت سواد رسانه اي نامبرده مي شود يعني مجموعه دانش و آگاهي هايي كه افراد جامعه را به سمت كنترل دروني در زمينه بهره وري از رسانه هاي جمعي هدايت كند. بدين طريق افراد بدون اينكه دچار تعارض رفتاري يا شخصيتي شوند برنامه ها و محتواهاي رسانه هاي جمعي را كنترل مي كنند. يكي از سياستهاي ديگر كه بايد مورد توجه قرار گيرد همان تكثر كمي و كيفي رسانه هاي موجود است كه در ايران تا اندازه اي اتفاق افتاده اما خواست و نياز جامعه بسيار بيشتر از اين حد است. | همانطور كه اشاره كرديد يا توجه به نقش مهمي كه پديده هاي ارتباطي در عصر جديد در حوزه امنيت ملي، حاكميت ملي، اداره سياسي جامعه و ... دارند اگر يك ساختار سياسي ـ اجتماعي در مقابل اين كاركرد با دغدغه ايدئولوژيك و غير قابل سازش مقاومت كند. چه اتفاقي خواهد افتاد؟ * فكر نمي كنم ماهواره به تنهايي بتواند اثر بسيار جدي بر روي حوادث و وقايع سياسي داشته باشد. | در اينجا نقش فن آوريهاي ارتباطي مثل اينترنت، ماهواره، مطبوعات جهاني مد نظر است كه پيش بيني مي شود در سالهاي آتي گسترش بيشتري پيدا كند. * تكرار مي كنم كه رسانه هاي جمعي يكي از عوامل اثر گذار در حوادث و ساختارهاي سياسي هستند. چون رسانه هاي جمعي در عرصه پيام و معناشناسي فعال هستند و طبيعتاً ارائه يك پيام متفاوت از طريق منبع خارج از حيطه حاكميت ملي تنها مي تواند بر روي نحوه عمل، رفتار و نگرش مردم اثر بگذارد. بنابر اين رسانه هاي جمعي به تنهايي تعيين كننده حوادث و تغييرات و پديده هاي سياسي نيستند. بلكه در كنارآن فرهنگ، ايدئولوژي، جهان بيني، ذهنيت تاريخي جامعه، آداب و رسوم وسنن، مليت، دين و اعتقادات خدامحوري جامعه، وضعيت اقتصادي وژئوپولتيك و ... همگي در روند و ساختار هاي سياسي نقش دارند. اما با اين حال در آينده روند اثرگذاري رسانه هاي جمعي در عرصه مورد نظر قطعاً افزايش خواهد يافت و بازيگران بيشتري نيز وارد اين عرصه خواهند شد. بنابراين تأثيري كه گسترش رسانه ها در حيات سياسي آينده ايران خواهد داشت قطعاً در جهت تشديد اختلافهاي دو جناح سياسي خواهد بود. | كنترل برنامه هاي ماهواره اي يك مسأله جهاني است. شما فصل مشترك هراس جامعه اي مثل ايران را با كشورهاي ديگر در چه مواردي مي دانيد اگر همانطور كه اشاره كرديد اين هراس ريشه در رويكرد ايدئولوژيك داشته باشد چه نسبتي بين جامعه ايران و اكثريت جوامع ديگر وجود دارد؟ * به هر حال ماهواره يك فن آوري ارتباطي جديد محسوب مي شود و همه كشورها نسبت به پديده هاي جديد تازماني كه نتوانند آن را تحت كنترل در آورند هميشه نگران هستند. از اين نظر ما هم به عنوان مجموعه انساني با اعتقادات و باورها و فرهنگ خاص از اثرات سوء يا ناخوشايند آن مي ترسيم. |برخي دولتها كه توليد كننده و پخش كننده برنامه هاي ماهواره اي هستند آيا در اين زمينه قوانين و مقررات خاص و محدود كننده اي را وضع كرده اند؟ * اينكه فن آوري ماهواره مثلاً محصول جامعه غرب است دليلي نمي شود، آنها هيچ نوع كنترل و ملاحظه اي در اين خصوص نداشته باشند. بلكه تمام كشورها سعي مي كنند با مكانيسم ها و سياستهاي مختلف به نحوي اين فن آوري را در بند و مهار خود بياورند. اينكه ما تصور كنيم مثلاً در كشورهاي غربي آزادي مطلق به معناي نبود سيستم كنترل تصور باطلي است و اصلاً چنين چيزي وجود ندارد. بلكه همه كشورها در نتيجه جبر حاصل از زندگي جمعي مجبور هستند سياستهاي كنترلي را در راستاي افزايش كاركردهاي مثبت چنين پديده اي در پيش بگيرند. البته ما هم همين ترس ها را داريم. منتهي وجوه افتراق را شايد بتوانيم در ماهيت، نحوه بيان و نحوه تبديل اين ترس به برنامه ارزيابي كنيم. ببينيد ترس هايي كه ما در ايران داريم با وجود تشابه با ملل ديگر تفاوت هاي زيادي هم با آنها دارد. مثلاً ترس ما تا اندازه اي ايدئولوژيك و مذهبي است در حالي كه بسياري از كشورها اين حساسيت را ندارند. همچنين ترس ما تا اندازه اي ناشي از تكثر قومي و نژادي جامعه است. گرچه تجزيه طلبي در ذهنيت تاريخي جامعه ايران جايگاه مستحكمي ندارد اما تجربه كشور هاي ديگر مانند يوگسلاوي، چكسلواكي، شوروي و... نوعي ترس را پديد آورده است. بنابراين ترس جامعه ما از رسانه هاي ارتباطي جديد هم داراي اصالت فرهنگي ـ ديني، هم ترس متعارف سياسي و هم ناشي از ملاحظات ايدئولوژيك خاص كشورهاي انقلابي است. در اين زمينه نحوه بيان ما هم با ديگران متفاوت است. بطوري كه گفتمان عمومي سياستمداران و روشنفكران ما رمزآلود و مملو از ايما و اشاره است و با زبان علمي و عمومي مردم فاصله زيادي دارد كه به اعتقاد من خود اين زبان و نحوه بيان ترس تا اندازه اي در ايجاد واكنش منفي در برخي از فعالان سياسي ـ فرهنگي و عمومي مردم بي تأثير نيست. مثلاً ما تحت تأثير ادبيات چند دهه گذشته و نوعي اخلاق بزرگنمايي و تمايل به غلو داريم. بسياري از ترسها را با واهمه هاي جنسي و عبارات وهم آور مجاز، غير مجاز و... بيان مي كنيم و در واقع چنين زباني باعث مي شود مخاطبان ضمن دريافت يك شوك از امكان دروني كردن اين پيام ها محروم شوند. وجه اختلاف ديگر ما با كشورهاي ديگر نحوه تبديل اين ترس ها به برنامه هاي عملي است ما چون آنها را با غلو بيان مي كنيم برنامه هاي مربوط به آنها هم شكل آرماني و غير قابل اجرا به خود مي گيرد. در نتيجه دركوتاه مدت و يا بلند مدت با شكست مواجه مي شويم. از طرف ديگر چون ما برنامه هاي كنترل را به ترس ها منتسب مي كنيم و ترس ها را نيز از انگيزه هاي سالم ديني و ايدئولوژيك اخذ مي كنيم . بنابر اين تغيير برنامه ها را به عنوان غيرت ديني نمي پذيريم و با آن مخالفت مي كنيم. يعني ما برنامه و راهكارهاي اجرايي را به جاي انگيزه، آرمان و ايدئولوژي مقدس كرده و از دايره شمول نقد و نظر خارج مي كنيم. | سپاسگزارم.
|