«باغ خوني» تنهاباغ باقي مانده از مشهد قديم است كه اينك سرنوشتش با روشن شدن وضعيت پرونده اختلاف بانك كشاورزي با نيروي انتظامي كشورگره خورده است. مسؤولان ميراث فرهنگي مي گويند درصورتي كه اين اختلاف حل شود، حاضريم باغ را خريداري و به موزه تبديل كنيم. آن چه مي خوانيم گزارشي از امروز و ديروز اين باغ است؛
باغ خوني با ديوارهاي سپيد كلنگي درانتهاي كوچه ي عنصري ۹ قرارداد. بر سر درباغ هيچ تابلويي كه نمايانگر نام ونشاني از نيروي انتظامي باشد، به چشم نمي خورد. هرچند دقيقه يك بار در گشوده مي شود وخود رويي با آرم ناحيه انتظامي خراسان وارد ياخارج مي گردد. با اجازه دژبان وارد باغ مي شوم. به سرباز اولي توضيح مي دهم كه مي خواهم با مسؤول قرارگاه صحبت كنم، او كارتم را مي گيرد. واردنگهباني مي شود، چند دقيقه بعد برمي گردد وديگري پرس و جو مي كند ومن مجبورم حرفم را براي بعدي و بعدي ها دوباره تكراركنم!
بالاخره همراه يكي از آنها وارد عمارت وسط باغ مي شوم. در اتاق سمت راست ساختمان ديوارها و دروپنجره هاي چوبي فرسوده اند شومينه اي به رنگ قهوه اي باكنده كاريهاي زيبا، توجهم را جلب مي كند صداي پوتين هاي سربازي كه وارد مي شو دو مقابل ما فوقش خبردار مي ايستد، در فضا مي پيچد. به زماني مي انديشم كه عمارت باغ خوني محل آمدو شد نظاميان روس بوده است. در تاريخ شهر مشهد از باغ خوني بسيار ياد شده، درمشهد قديم باغهاي بسياري چون باغ عنبر، چهارباغ، باغ سنگي، باغ خوني و باغ مستشارالملك و... وجود داشته است. جاي بسي تأسف است كه درجريان طرحهاي عمراني وتوسعه ي شهر مشهد، تمامي اين باغها به جز باغ خوني تخريب شده وتنها نامي ازآنها در ذهن مردم مشهد باقي مانده است.براساس متون تاريخي، درسال ۱۳۱۱ هـ.ق طبق عهدنامه اي مقرر شد، ايران مكاني براي كنسولگري روسيه دراختيار اين دولت قراردهد. روسيه باغ خوني را انتخاب كرد وژنرال قنسول آن دولت درمشهد به نام «سركس ميكولوتوف» تقاضاي ثبت آن را كرد اما به لحاظ ممنوعيت مالكيت غيرايراني، اين امر ميسرنشد. بنابراين طبق بند ۹ و ۱۲ عهدنامه به دليل اين كه اين ملك متعلق به دولت ايران بوده است و اتباع خار جي و بيگانگان اجازه ي تملك اموال غيرمنقول رانداشته اند، مالكيت روسيه برملك باغ خوني عملاً منتفي گرديد و تنها به صورت اجاره در اختيار آنها قرار گرفت.مجموعه باغ خوني در اوايل دوره ي قاجاريه احداث شده است. آنچه بيش از هرنكته ي ديگري براهميت تاريخي اين باغ مي افزايد، ارتباط آن با واقعه مهم گلوله باران حرم مطهر امام رضا(ع) توسط روسها درسال ۱۳۲۰ هـ. ق است. در ماجراي به توپ بستن حرم كه به دليل اغتشاشات مردم عليه اعلاميه روسها به راه افتاده بود، سپاهيان روس بنا به درخواست «كنيتاژدابيژا» قنسول وقت دولت روسيه ، وارد مشهد شده و درباغ خوني و سايرعمارات دولتي اطراف محل دژباني مستقر شدند واز اين اماكن گنبد مطهر و مسجد جامع گوهرشاد را با توپ گلوله باران كردند ومردم متحصن در آستان قدس رضوي را به خاك خون كشيدند.
در سال ۱۳۴۰ هـ. ق . عارف قزويني از تهران به مشهد آمده و در باغ خوني كه در دوره ي كلنل محمدتقي خان پسيان مقرژاندارمري بود، اقامت كرده است. تا قبل از فروپاشي كمونيسم در سال ۱۹۹۱ باغ خوني دراختياراتباع شوروي سابق قرارداشت. پس از آن تخليه و به مكاني متروكه تبديل شد كه به دليل تجمع افراد ولگرد ومعتادين، بنابه درخواست اهالي، نيروي انتظامي جهت حفظ نظم و امنيت منطقه درآن مستقر شد.
گرچه عده اي براين باورندكه عنوان «خوني» به علت گلوله باران حرم حضرت رضا (ع) و كشتار زائرين توسط روسها، به اين باغ اطلاق شده است اما در حقيقت پيشينه اين نام به سالها قبل از اين واقعه برمي گردد و در واقع «خوني» نه به عنوان صفت بلكه به شكل عام به اين مكان اطلاق شده و هم رديف «خونيك»، خانيك و «خون» به معني «چشمه» است.
عمارت اصلي باغ خوني بسيار ديدني است. اين عمارت از نظر هنر معماري دوران متأخر از جمله ابنيه بي نظير شهر مشهد به حساب مي آيد. بناي ياد شده در سه طبقه اجرا شده است. طبقه ي زيرزمين شامل چنداتاق با سقف هلالي شكل آجري است كه به عنوان انبارهاي مختلف از آن استفاده مي شده است طبقه ي همكف شامل سه تالار بزرگ، راهروها و اتاقهاي متعددي در اطراف آنهااست كه هريك كاربرديهاي مختلفي داشته اند. قسمت سوم شامل فضاي زير شيرواني اتاقكي كوچك موسوم به «كلاه فرنگي» و بالكني كوچك در مقابل آن است. عناصر گچبري قالبي با طرحهاي گل و گياه، نقوش گره و آجركاري به روش قالب زده و مهري، تالارها و نماي خارجي عمارت را تزيين مي كرده است. اين هنر در شومينه ي تالار ضلع شمال شرقي در حد اعلاي خود اجرا شده است.
سبك و سياق معماري عمارت از نوع غيربومي و تلفيقي از معماري ايراني و اروپايي است. مرتضي چوپانكار معاون معرفي و آموزش سازمان ميراث فرهنگي خراسان در پاسخ به اين سؤال كه چرا تاكنون از بناي باغ خوني، توسط سازمان مياث فرهنگي استفاده بهينه نشده است؟ مي گويد: «باغ خوني توسط ميراث فرهنگي به عنوان يك اثر تاريخي به ثبت رسيده است اما بحث اصلي بر سر مالكيت اين مكان است. اين ملك چند دست گشته و در نهايت مالكش بانك كشاورزي است.
وي مي افزايد: «در حال حاضر مذاكراتي بين بانك كشاورزي و سازمان ميراث فرهنگي در جريان است كه مالكيت تفويض شود، ميراث فرهنگي مي تواند اين بنا راخريداري كند.» اين كارشناس از باغ خوني به عنوان سرآمد باغهاي كشور ياد كرده و ادامه مي دهد: «در گذشته، سرانه ي فضاي سبز شهر مشهد بالاترين سرانه بود و اكنون مشهد از نظر ميزان سرانه ي فضاي سبز در پايين ترين رده جدول قرار دارد!» او مي گويد: «در دعواي بين بانك كشاورزي و نيروي انتظامي، نيروي انتظامي محكوم شده و مالكيت بانك كشاورزي محرز شده است. با توجه به توسعه ي شهري كه در كلانشهرهاي ديگري چون تهران صورت پذيرفته است، سازمان ميراث فرهنگي اميدوار است تا در آينده اي نزديك پس از حل اختلاف ميان نيروي انتظامي و بانك كشاورزي بتواند اين مكان را به يك موزه يا پاركي تاريخي، تفريحي تبديل كند. مثل همان اقدامي كه در باغ عفيف آباد شيراز صورت گرفته است.» استفاده از جاذبه هاي توريستي شهر مشهد نكته ي قابل توجهي است كه در سخن همواره قابل اهميت قلمداد شده و مورد بحث قرار گرفته است اما با كمال تأسف بايد گفت كه اين گفته در عمل نمود كمرنگي داشته، آنچنان كه «باغ خوني» شاهدي براين مدعاست. تنها باغ باقيمانده ايراني و سرمايه ملي اين شهر به قرارگاه نيروي انتظامي تبديل شده است، بي آنكه كسي دغدغه ي فرسايش و از بين رفتن آن را داشته باشد.
مرتضي چوپانكار در اين زمينه مي گويد: «در حال حاضر اين مكان از وضعيت خوبي برخوردار نبوده و عدم رسيدگي، فرسايشهاي طبيعي و تغييراتي كه در آن داده شده است، صدماتي به عمارت و باغ وارد آورده است كه بنابراين بازپيرايي فضاي سبز و بازسازي آن بسيار ضروري است.»
شهرونداني كه در همسايگي باغ خوني زندگي مي كنند، عقيده دارند كه اين مكان با توجه به مجاورت با حرم مطهر امام رضا (ع) با تلاش سازمان ميراث فرهنگي بايد به يك باغ موزه، كتابخانه يا مركز مطالعات و تحقيقات فرهنگي تبديل شده و در اين باغ به روي مسافران، زائرين و توريست هايي كه براي بازديد از آثار تاريخي اين ديار بسيار مشتاقند، گشوده شود.
اهالي محله مجاور باغ خوني از آژير وقت و بي وقف خودروهاي نيروي انتظامي و رفت و آمدهاي اين همسايه عاصي شده اند.
اصغر اخلاقيان، كه ۵۲سال قبل در خانه ي ديوار به ديوار باغ خوني متولد شده و پدر و پدربزرگش در همين خانه زندگي كرده اند، مي گويد: «زمان كودكي چندبار داخل باغ را ديده ام. آن وقتها باغ خوب و قشنگي بود. دور تا دور عمارت وسط باغ، درختان زيبا و تنومندي قرار داشت و حوضچه اي با فواره آب، اين باغ تا به حال بيشتر از ۵۰مرتبه دچار آتش سوزي شده و به مرور زمان دارد از بين مي رود.»
اين همسايه باغ خوني، مي افزايد: «باغ خوني در مركز شهر قرار گرفته و از نظر رفت و آمد توريست و زائر موقعيت بسيار خوبي دارد.» حسن عطار، يكي ديگر از ساكنان قديمي محله عنصري، مي گويد: باغ خوني در گذشته كنسولگري روس بود. از زماني كه روسها رفتند، اين باغ به امان خدا رها و پاتوق افراد ولگرد شد. وي ادامه مي دهد: «چندسال پيش در پي شكايتهاي مردم، با استقرار نيروي انتظامي در اينجا، باغ خوني به مقر گردان امام رضا (ع) مبدل شد.»
مرتضي علي مفتاحي، پيرمردي كه او نيز در همسايگي باغ خوني زندگي مي كند، با حسرت مي گويد: «حيف چنين مكان تاريخي زيبايي كه اينطور مورد بي توجهي مسؤولين قرار گرفته است! با رشد هتل آپارتمانها در اين نقطه از شهر، باغ خوني هم مثل باغهاي قديمي ديگر مشهد دارد كم كم به فراموشي سپرده مي شود.»
مشهد ـ زهرا خاني