سه شنبه ۲ مهر ۱۳۸۱ - ۱۶ رجب ۱۴۲۳
Tue, Sep 24, 2002
اجتماعي
شماره ۲۲۵۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
اجتماعي (زن)
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
• سياست كلي جهان صنعتي در مورد كشورهاي جهان سوم سياستي محافظه كارانه است يعني تمايل به حفظ وضعيت موجود و مخالفت در برابر هرگونه تغيير و دگرگوني در اين كشورهاست كه از ابزار علني سياست خود با وقاحت تمام داد سخن مي گسترانند
• چون كشورهاي غني حاضر نيستند به كشورهاي فقير اجازه دهند تا بازار صادرات خويش را توسعه دهند و كمكهاي آنها فقط منحصر به تدارك مواد اوليه براي تغذيه بازارهاي صنعتي خودشان است لذا كشورهاي فقير ارز حياتي لازم را براي واردات در اختيار ندارند و بدين ترتيب توسعه نيافتگي آنها تمايل به جاودانگي پيدا خواهد كرد
يك هشدار ديگر
• فرهنگ فلاح ۱۳ ساله در رشته فيزيك دانشگاه علم و صنعت ايران ثبت نام كرد.
• ۹۲درصد از دانش آموزان مركز پيش دانشگاهي «نمونه فرهنگ مجد زرين قلم» اراك در آزمونهاي سراسري دولتي و دانشگاه آزاد پذيرفته شدند.
زنگ آغاز سال تحصيلي جديد به صدا درآمد
• رئيس جمهوري از همه معلمان و دانش آموزان خواست ظرف شش ماه
در زمينه شناخت علل عقب ماندگي ايران و راههاي برون رفت نظر بدهند
تراشيدن موي سر دانش آموزان اجباري نيست
087087.jpg
تراشيدن موي سر دانش آموزان پسر دوره ابتدايي كه اگرچه مطابق با هيچ يك از ضوابط و مقررات وزارت آموزش وپرورش نيست اما تداوم آن به اعتقاد اولياي مدرسه رنگ و بوي «سنت مدرسه روي» به خود گرفته، موجب بروز تناقض هايي در فضاي خانواده ها و مدارس شده است.
شايد حدود دوهفته مانده به آغاز سال تحصيلي جديد، بسياري از خانواده هاي شهرنشين و روستانشين متناسب با سليقه و ميل خود دانش آموزان ابتدايي شان را به دست سلماني محل مي سپارند تا با تراشيدن موي سر آنان اولاً نشانه مدرسه روي را درپيشاني شان احيا كنند و دوماً اصول بهداشت فردي رعايت شود. ادامه اين سنت نانوشته و رفتار خانواده ها در حالي است كه گفته مي شود بسياري از اولياي مدرسه شامل مدير، ناظم و معلم بر تراشيده شدن موي سر پسران اصرار كرده و گاه حكم اجبار برآن مي نهند و اين نقض قوانين و مقررات مكتوب است.
يكي از كارشناس مسؤولان دفتر آموزش وپرورش ابتدايي در اين مورد با گفتن اينكه «سليقه و كجروي برخي از مسؤولان مدارس، تمام شدني نيست»، انگشت اشاره را متوجه رسوخ سليقه و صلاحديد فردي! برخي از مسؤولان و كج سليقگي آنان در اجراي ضوابط مي داند، مي گويد: «در هيچكدام از آيين نامه ها و مصوبات شوراي عالي آموزش وپرورش حتي يك نكته در ارتباط با ضرورت و لزوم تراشيدن موي سر دانش آموزان نوشته نشده است.»
مروري بر مواد ۵۶ تا ۶۳ شرايط بهداشتي و ايمني مدارس (مصوب شوراي عالي آموزش و پرورش) نيز نشان مي دهد كه قانونگذاران هرگز تراشيدن سر را مورد توجه قرار نداده اند و در عوض زمينه هايي را فراهم كرده اند تا مسؤولان مدرسه در صورت بروز هرگونه مشكل يا عارضه بهداشتي تدبيري بينديشند.
ماده ۵۷ اين شرايط مي گويد: «مديران مدارس موظفند براي كمك به ارتقاء سطح بهداشت و سلامت محيط مدرسه بر اموري از قبيل تأمين آب آشاميدني سالم، نظافت سرويس هاي بهداشتي، توجه به پاكيزگي لباس، بدن، موي سر دانش آموزان، تهويه و تأمين رنگ و روشنايي مناسب براي فضاي مدرسه و تهيه و توزيع موادخوراكي در تعاوني مدرسه و استفاده از لباس كار در كارگاهها مراقبت كامل معمول دارند.»
سرايدار مدرسه كه دانش آموزان او را به نام «باباي مدرسه» مي شناسند، بارها متوجه اصرار و اجبار مدير مدرسه شده كه پس از ثبت نام دانش آموزان همواره تأكيد مي كرده «مويش را هم از ته بزنيد تا سلامت باشد». بعد خانواده دانش آموز هم قبل از شروع مدرسه، فرزند خود را روي صندلي سلماني نشانده و موي سرش را به دست ماشين يك و دو سپرده تا به اصطلاح سلامت او و همه بچه ها رعايت شود.
مشاور مقررات و قوانين معاونت آموزش عمومي و امور تربيتي وزارت آموزش و پرورش در واكنش به اين رفتار اولياي مدرسه توضيح مي دهد: تراشيدن موي سر در هيچ كجاي قوانين نوشته نشده است . قانون تبصره هايي دارد ولي نه در مورد تراشيده شدن اجباري موي سر دانش آموزان. اگر اوليا با اين اجبارهامواجه شدند، توضيح قانوني بخواهند . مطمئن باشيد سليقه اي رفتار شده است.
سليقه اي شدن تراشيدن موي سر، موجب شده خانواده ها نسبت به وظايف و تصميمات شوراي مدرسه ترديدكنند چرا كه تصميمات اجباري مسؤولان يك مدرسه در منطقه ۱۳ يا ۱۴ در مدارس ابتدايي ومناطقي همچون يك ، دو و سه وجاهت قانوني ندارد وچه بسيارند خانواده هايي كه هرگز با اصرار واجبار اولياي مدرسه درخصوص تراشيدن موي سر دانش آموزان خود مواجه نشده اند.
اكثر اين خانواده ها در طول سالهاي تحصيل فرزندان خود هيچ گاه اين جمله رانشنيده اند كه موي پسرتان را از ته بزنيد تا سلامت وبهداشت او و بقيه بچه هاي كلاس حفظ شود. افراسيابي ، كارشناس بهداشت و تغذيه دراين مورد مي گويد: سالها است تراشيدن موي سر دانش آموزان پسر، باتوجه به ريشه كن شدن بسياري از بيماريها فراموش شده است . شرايط بهداشتي امروز با توجه به پيشرفتهاي پزشكي و درماني قابل مقايسه با گذشته هاي دور نيست و به همين دليل، امروزه تراشيدن موي سر ، رفتاري غيرمعقول به نظر مي رسد.
به گفته اين كارشناس بهداشت ، گرچه ساكنان مناطق مختلف شهرتهران و يا شهرهاي كشور تاحدودي از شرايط يكسان دسترسي به امكانات پزشكي برخوردار نيستند ولي اكنون حداقل هاي بهداشتي مهياست و به اين ترتيب رابطه معناداري ميان محل سكونت در شهر و فقر بهداشتي ديده نمي شود مگر در موارد خاص.
شوراي عالي آموزش و پرورش در تشريح اين شرايط خاص مي گويد: در مواردي كه ادامه تحصيل دانش آموزان دراثر شيوع بيماري واگيردار يا هردليل ديگري در ارتباط با شرايط بهداشتي و ايمني مدرسه با خطر احتمالي مواجه شود، مديرمدرسه بايد با نظر كارشناسان مربوطه و موافقت اداره آموزش و پرورش نسبت به تعطيلي مدرسه به صورت موقت اقدام كرده وتلاش داشته باشد ترتيب ادامه تحصيل دانش آموزان در اسرع وقت در محل ديگري داده شود. از سويي ديگر قوانين بهداشت و ايمني مدارس تصريح مي كند مدارس بايد حداقل يك بار در سال از دانش آموزان معاينه بهداشتي درماني به عمل آورند. مديران مدرسه بايد با كمك انجمن اولياي مربيان نهايت همكاري را با مسؤولان و سازمانهاي بهداشتي براي تأمين بهداشت و سلامت دانش آموزان داشته باشند.
فقر و توسعه نيافتگي، دايره اي معيوب
• سياست كلي جهان صنعتي در مورد كشورهاي جهان سوم سياستي محافظه كارانه است يعني تمايل به حفظ وضعيت موجود و مخالفت در برابر هرگونه تغيير و دگرگوني در اين كشورهاست كه از ابزار علني سياست خود با وقاحت تمام داد سخن مي گسترانند
• چون كشورهاي غني حاضر نيستند به كشورهاي فقير اجازه دهند تا بازار صادرات خويش را توسعه دهند و كمكهاي آنها فقط منحصر به تدارك مواد اوليه براي تغذيه بازارهاي صنعتي خودشان است لذا كشورهاي فقير ارز حياتي لازم را براي واردات در اختيار ندارند و بدين ترتيب توسعه نيافتگي آنها تمايل به جاودانگي پيدا خواهد كرد
پديده گرسنگي را در زمان حاضر نمي توان به عنوان يك بلاي آسماني يا قهر خداوند تلقي كرد، اين تعبيرها در قرنهاي گذشته مصداق داشت ولي امروزه گرسنگي يك افتضاح و يك (داغ ننگ) بر پيشاني بشر متمدن است.
فقر مطلق عبارتست از شرايطي بسيار محدود و پايين از زندگي كه تحقق استعدادهاي بالقوه موجود در ژنها را در انسان فقير مانع شود. شرايطي از زندگي آنچنان دشوار و خواركننده كه شأن والاي انساني را تاحد بسيار زيادي پايين مي آورد معذالك اين شرايط پست زندگي انساني آنچنان رايج است كه سرنوشت ۴۰ درصد از مردم دنيا و ۸۰۰ميليون انسان را در كشورهاي درحال توسعه درهم نورديده است.
087093.jpg
امروزه آندسته از كساني كه فقر عمومي به سود آنها تمام مي شود و گرسنگي قسمتي از مردم دنيا برايشان نوعي سوداگري پربهره است، سعي دارند وضع موجود يعني شكاف بين دنياي فقير و غني را حفظ كنند.
تقريباً سه چهارم مردمي كه در فقر مطلق (درآمد سرانه كمتر از ۷۰دلار) به سر مي برند در آسيا هستند ولي عموماً در تمام كشورهاي جهان سوم نمونه هايي از آنها وجود دارد. اما در پاسخ به اين سؤال كه چرا مردم اين نواحي با اين زمينهاي پهناور نمي توانند معاش خود را تأمين كنند؟ شايد بتوان گفت كه علت اصلي در عدم وجود عدالت اجتماعي در كشورهاي آنهاست. ساخت اجتماعي موجود در اينگونه كشورها طوري است كه انگيزه كار بيشتر روي زمين را ازكشاورزان مي گيرد و الا اين كشاورزان محروم نه زياد و بي دست و پا و بي كفايتند و نه عقب افتاده بلكه اصلاً كاري ندارند تا انجام دهند آنچه كه عقب افتاده و تن پرور است سيستم فئودالي حاكم بر اين كشورها است كه همچنان بر توسعه اقتصادي و بهره وري كشاورزي جهان سوم چنگ انداخته و آن را ازحركت بازداشته است. كشورهاي فقير دنيا تقريباً بدون استثنا سيستم اقتصاديشان طوري است كه كشاورزي براي آنها اهميت حياتي داشته و از هر رشته اقتصادي ديگر مهمتر است.
شايد تا به حال اين سؤال برايتان پيش آمده كه آيا به غير از انسانهايي كه در اين نواحي در حقيقت زير خط فقر قرار دارند و در گرسنگي مطلق به سر مي برند بازهم انسانهاي بدبخت تر وگرسنه تر وجود دارد. پاسخ مثبت است بله از اين كشاورزان گرسنه، گرسنه تر و محرومتر زن و فرزندان آنها هستند. ولي حقيقت اين است كه وقتي فقر از ميزان معيني بالاتر مي رود معيارها و ضوابط و اصول انساني حاكم بر اجتماعات نيز خود به خود تغيير مي يابد و حتي عواطف انساني كه عاليترين آن روابط پدر و فرزندي يا مادر فرزندي است نيز تحت الشعاع نيازهاي فيزيكي قرار مي گيرد.
براساس مطالعات به عمل آمده توسط سازمان بين المللي كار رقم مردم فقير در كشورهاي روبه توسعه از يك ميليارد و ۱۰۳ ميليون نفر در سال ۱۹۷۴ به يك ميليارد و ۱۶۰ ميليون نفر در سال ۱۹۸۲ افزايش يافت. در آسيا طي اين مدت كاهش بسيار كمي در برآورد افرادي كه در فقر به سر مي برند به عمل آمده است. يعني كاهش از ۷۵۹ ميليون نفر به ۷۵۴ ميليون نفر كه آن هم به لحاظ بهبود رشد اقتصادي بوده است.
مفاهيمي از قبيل گرسنگي و قحطي ممكن است از جنبه اخلاقي قابل گفت وگو باشد ولي از نظر اقتصادي و از ديد سوداگران كشورهاي توسعه يافته عرضه مواد غذايي بستگي به بازارهاي پولي دنيا دارد نه شكمهاي گرسنه كودكان تانزانيا.
ويژگي كشورهاي توسعه نيافته
كشورهاي توسعه نيافته با جمعيتي حدود يك چهارم جمعيت دنيا بيش از نيمي از يك ميليون و ۳۰۰هزار تن مواد غذايي و غلات قابل تغذيه را به مصرف مي رسانند. سيستم فعلي تقسيم كار كشاورزي در سطح جهان طوري طرح ريزي شده كه نيروي كار ارزانقيمت و فقير كشورهاي جهان سوم را وامي دارد كه محصولات باب طبع كشورهاي پيشرفته يا به اصطلاح محصولات تجاري را بكارند. اين ميراثي است كه از دوران امپراتوري هاي استعمارگر اروپا براي نسل حاضر باقي مانده است و سابقه طولاني مربوط به امپراتوري روم قديم و استعمار بردگان و كشاورزان آفريقايي دارد.
در كشورهاي توسعه نيافته زمينهاي كشاورزي را بطور روزافزون به كشت مواد غذايي لوكس كه طبقه محروم روزبه روز كمتر قدرت خريد آن را مي يابد اختصاص مي دهند درحال حاضر قاره آفريقا نه تنها محصولات سنتي خود يعني خرما، بادام زميني و روغن نارگيل بلكه ميوه، انواع سبزيها و حتي گوشت گاو صادر مي كند.
يكي ديگر ازويژگيهاي كشورهاي جهان سوم جواني جمعيت است. در اين قبيل كشورها به لحاظ ميزان بالاي رشد، جمعيت جوان ياوابسته زياد است گرچه جواني جمعيت يكي ازويژگيهاي عمده جمعيتي در جهان روبه توسعه شناخته شده است ولي اين روند كشورهايي كه سريعاً به سوي نوگرايي قدم برمي دارند درحال تغيير است. زيادي مواليد چيزي كه امروزه در بسياري از كشورهاي جهان سوم اتفاق مي افتد موجب شده كه نسل جوان بامشكلات ورود به مدرسه، اشتغال، ازدواج نامناسب و… روبرو شود. همچنين تسلط فرهنگ مسلط و ارزشهاي جوامع امپرياليستي يك حالت بي ريشه و از خودبيگانگي براي جوانان جهان سومي به وجود آورده است. به نحوي كه اغلب بعد از ترك آموزش و مدرسه فرهنگ خود را تحقير مي كنند.
براساس تحقيقات پل هريسون كه در زمينه جوامع جهان سومي انجام داده است برخلاف كشورهاي غربي كه فاصله درآمد شهر و روستا بسيار كم است در كشورهاي جهان سوم درآمد در شهرها تقريباً دو برابر و نيم درآمد در روستاهاست و هرقدر اختلاف درآمد در شهر و روستا بيشتر باشد قوه جاذبه اي كه روستاييان را به طرف شهر مي كشد بيشتر خواهد بود.
سياست غرب در قبال كشورهاي توسعه نيافته
جهان صنعتي طي چند دهه گذشته به دنبال پيشرفتهاي مختلف در زمينه علوم، تكنولوژي، كشاورزي و دامداري توانسته است مسأله تغذيه خود را اصلاح و بهنگام كند. در مقابل، اين كشورهاي جهان سوم هستند كه با عقب بودن در زمينه هاي علمي تكنولوژي و با رشد بيش از حد جمعيت هنوز نتوانسته اند مسائل تغذيه خود را حل كنند.
همه تلاش تكنولوژي غرب بر اين هدف استوار است كه توليد بيشتري بانيروي كار كمتر فراهم آورد به همين علت است كه فقط ۴درصد جمعيت فعال آمريكا در مزارع به كشاورزي اشتغال دارند، در صورتي كه اكثريت قريب به اتفاق كشورهاي توسعه نيافته تنها ثروتشان نيروي كار فراوان است.
چون كشورهاي غني حاضر نيستند به كشورهاي فقير اجازه دهند تا بازار صادرات خويش را توسعه دهند و كمكهاي آنها فقط منحصر به تدارك مواد اوليه براي تغذيه بازارهاي صنعتي خودشان است لذا كشورهاي فقير ارز حياتي لازم را براي واردات در اختيار ندارند و بدين ترتيب توسعه نيافتگي آنها تمايل به جاودانگي پيدا خواهد كرد.
يكي از مديران كمپاني مواد غذايي براحتي مي پذيرد كه اگر ما مي توانستيم مواد موجود در كالاهاي خود را ارزان به دست آوريم و پس از تغيير آنها بسيار ارزان و بدون سود در بازار عرضه كنيم براي توده هايي از مردم كه بيشترين نياز را بدان دارند هنوز بسيار گران خواهد بود. به گفته يكي از رؤساي شركتهاي مواد غذايي آنها محصولات خود را بطور ثابت براي مصرف كنندگان پردرآمد تهيه مي كنند و مغذيترين توليدات غذايي شركتهاي تجاري براي بخشي از جامعه كه كمترين نياز را بدان دارند تهيه مي شود و اين خود واقعيتي غم انگيز است اما طبقه محروم نيز كم و بيش اين نوع كالاها را خريداري مي كنند زيرا تحت تأثير سيل تبليغات اين شركتها قرار دارند و هرچقدر افراد مبتلا به سوء تغذيه فقيرتر باشند بيشتر احتمال آن مي رود كه مبلغ نامتناسبي از درآمد موجود خود را به جاي مصرف در مايحتاج ضروري صرف خريد كالاهاي تجملي كنند. براي شركتهاي كشت و صنعت، يك گربه هفت جوش لوس و ننر به مراتب از يك انسان فقير وگرسنه مشتري بهتري است. از سال ۱۸۰۷ كه «ويليام هازليت» در پاسخ به«پارسون مالتوس» گفت «سگها و اسبهاي طبقه ثروتمند تمام غذاي كودكان طبقه محروم را مي خورند» چندان تغييري حاصل نشده است.
سياست كشورهاي استعماري در قبال كشورهاي گرسنه و در حال توسعه به اين صورت است كه نسبت به دانشجويان توجه ويژه اي مبذول مي دارند زيرا دانشگاهها و كشورهاي مزبور مراكز آشوب و اغتشاش وكانون اظهار نارضايتيهاست كه در آن دانشجويان تمامي انرژي خود را براي اعتراضي كه غالباً با خشونت توأم بوده و معمولاً ماهيت سياسي دارد صرف مي كنند.
سياست كلي جهان صنعتي در مورد كشورهاي جهان سوم سياستي محافظه كارانه است يعني تمايل به حفظ وضعيت موجود و مخالفت در برابر هرگونه تغيير و دگرگوني در اين كشورهاست كه از ابزار علني سياست خود باو قاحت تمام داد سخن مي گسترانند مثلاًً كيسينجر از دلسوختگان ظاهري حقوق بشر در كنفرانس جهاني تغذيه سازمان ملل را تهديد مي كند كه اگر كشورهاي فقير درصدد برآيند عليه دولتهايشان شورش كنند يا وضع موجود را يعني آنچه كه او وابستگي بين المللي مي نامد بر هم زنند ايالات متحده كمكهاي غذايي خود را به اين كشورها قطع مي كند. غرب در اين زمينه به فلسفه بده بستان پايبند است ولي در اين داد و ستد كشورهاي فقير در برابر متاع گرانبهايي كه مي دهند مبلغ ناچيزي عايدشان مي شود. صادرات كشورهاي فقير به كشورهاي توسعه يافته فقط موادخام اوليه ومحصولات كشاورزي (قهوه، چاي، آناناس، موز... ) است و كشورهاي غني بيشتر از اين به كشورهاي فقير اجازه نمي دهند تا صادرات خود را افزايش دهند.
سياست كشورهاي توسعه نيافته در قبال مشكلات
به رغم تمامي تلاشهاي انجام شده به كارگيري كليه تمهيدات، گسترش وسايل ارتباطي... هنوز هم دامنه فقر در جهان روبه توسعه است و وجود فقر در ابعاد مختلف در جهان سوم مانع رشد اقتصادي و اجتماعي آن نقاط شده است.
امروزه كشورهاي غني از غذا به عنوان نوع جديدي از قدرت براي پيشروي اهداف سياسي واستعماري خود در كشورهاي جهان سوم استفاده مي كنند. وزير وقت كشاورزي ايالات متحده بخش زيادي از گرم شدن روابط بين آمريكا و مصر را به حساب غذا مي گذارد و مي گويد كه انورسادات به او گفت كه اگر بتواند زيربناي اقتصادي مصر را بهبود بخشد ثبات سياسي را افزايش داده و فكر كشورش را از جنگ با اسرائيل منصرف كرده است. بوتز وزير كشاورزي ياد شده في المجلس قراردادي را امضا كرد كه به سادات اجازه مي داد گندم ارسالي از آمريكا را درمصر بفروشد و وجوه حاصله را صرف اموري مانند جاده سازي كند. بوتز با رضايت مي گويد اين قدرت كشاورزي است و ابزارش فقط غذاست.
اما اشتباهي كه اكثر كشورهاي جهان سوم مرتكب مي شوند اين است كه فكر مي كنند راهي كه آنها طي مي كنند همانند راه غرب است يعني آنچه كه آنها در حال حاضر گرفتار آن هستند حدود ۲۰۰سال پيش در غرب هم چنين بوده پس براي رسيدن به كشورهاي غربي بايد راه آنها را ادامه داد. اما اختلاف وضعيت كشورهاي توسعه نيافته با گذشته كشورهاي توسعه يافته در چندمورد است: اولاً همانطور كه آندره كوندرفرانك مي گويد: حتي يك آشنايي ساده وابتدايي با تاريخ نشان مي دهد كه توسعه نيافتگي، اصولي و سنتي نيست و كشورهاي عقب افتاده نه در گذشته و نه در حال درهيچ يك از موارد مهم شبيه گذشته كشورهاي پيشرفته نيستند. كشورهاي توسعه يافته هرگز توسعه نيافته نبوده اند اگر چه ممكن است قبلاً توسعه اي نداشته اند معذالك تحقيقات تاريخي نشان مي دهد كه توسعه نيافتگي معاصر تا حدود زيادي محصول تاريخي روابط اقتصادي و غير آن ميان كشورهاي اقماري توسعه نيافته و كشورهايي (مادر شهر) كه فعلاً پيشرفته هستند، است. ثانياً تغييرات مؤثردر جهان صنعتي از حدود دوقرن پيش آغاز شده در حالي كه در كشورهاي موسوم به جهان سوم عمدتاً از پايان جنگ جهاني دوم شروع شده است. ثانياً انقلابهاي سياسي ممكن است يك شبه حادث شوند وانقلاب در تكنولوژي در عرض چندسال ولي انقلابهاي اجتماعي به گذشت دهها سال احتياج دارند اين تأخير كه گاه نابود كننده است عقب ماندگي فرهنگي گفته مي شود كه اكثر كشورهاي جهان سوم با آن دست به گريبان هستند. رابعاًبهبودي در شرايط اقتصادي در كشورهاي جهان سوم با بهبود شرايط اقتصادي كشورها در ارتباط نيست.
087096.jpg
و اما خودكفايي را مي توان تنها استراتژي و راه فرار كشورهاي فقير از وضع فعلي دانست. دولتها و ملتهاي توسعه نيافته بايد در سرمايه گذاريهاي خود به دنبال خودكفايي بوده و ارجحيت را به آن نوع محصولات كشاورزي بدهند كه آنها را از وابستگي برهاند. نكته حساس و قابل بحث همين است كه در كشت محصولات كشاورزي در كشوري عقب افتاده بايد به دنبال نيازهاي محلي و توليدات ملي بود نه به دنبال نيازهاي بازارهاي فريب دهنده جهاني.
همچنين انقلاب سبز يعني بالا بردن توليد واحد سطح بدون افزايش سطح زيركشت، مي توان به رهايي اين كشورها از زير يوغ استعمار كمك كند. اين ادعا كه انقلاب سبز هيچ گونه پي آمد خوبي براي كشورهاي جهان سوم نداشته كمي بي انصافي و نادرست است. نقش انقلاب سبز در افزايش محصول قابل عرضه به بازار و كمك به تغذيه مصرف كننده شهري قابل كتمان نيست ولي آنچه كه اهميت دارد اين است كه متأسفانه انقلاب سبز نابرابري بين زارعين را كه از عهده تأمين هزينه هاي اين روش برمي آيند و آنهايي كه از عهده آن برنمي آيند بيشتر كرده از سوي ديگر اين پديده تفاوت بين نواحي مورد توجه و قسمتهايي كه مورد غفلت قرار گرفته اند را نيز تشديد كرده است.
اما مسأله ديگري كه بايد به آن اشاره كرد موضوع جمعيت است. فقر و رشد جمعيت هر دوعارضه هستند و يكي دليل وجود ديگري نيست مادام كه نابرابريهاي عميق در كشورهاي جهان سوم وجود دارد فقرا به داشتن بچه هاي زياد ادامه خواهند داد زيرا آنها منطقاً و با توجه به مسائل انساني مي توانند غير از اين انجام دهند.توسعه قابل اتكا وقتي صورت واقعيت به خود مي گيرد كه رابطه اي معقول بين جمعيت و توسعه به وجود آيد به نحوي كه نتيجه آن منعكس كننده سياستهاي برنامه ريزي شده سطوحي از بهداشت و آموزش هموزن با رشد اقتصادي باشد.
ثروتمندان غني ترو فقرا فقيرتر مي شوند!
تفاوت ميزان درآمد در كشورهاي صنعتي توسعه يافته بين نيمه دهه ۷۰ ونيمه دهه ۹۰ افزايش چشمگيري داشته است. نتايج يك تحقيق كه توسط سازمان توسعه وهمكاري هاي اقتصادي اروپا (OECD) انجام گرفت، نشان مي دهد درآمد جوانان و افراد مطلقه بسيار كمتر از ديگر افراد است. نويسندگان اين تحقيق، مايكل فورستر و مارك پيرسون اين اطلاعات را از ميان حدود ۲۰ عضو سازمان توسعه و همكاري هاي اقتصادي اروپا جمع آوري و تحليل كرده اند.
در پايان اين تحقيق كه در سايت اينترنتي wsw آمده، مشخص شد ۳۰ درصد از فقيرترين افراد كشورهاي مورد تحقيق تنها ۵ تا ۱۳ درصد از كل درآمد ملي را دريافت مي كنند. اين تعداد در استراليا و ايرلند ۵درصد، در بلژيك و بريتانيا ۶ درصد، در هلند و آمريكا ۸ درصد ، در آلمان ۱۱ درصد و در ژاپن ۱۳ درصد است. از سوي ديگر، ۳۰ درصد از ثروتمندترين افراد اين كشورها ۵۵ تا ۶۵ درصد كل درآمد ملي را دريافت مي كنند. بيشترين رشد نابرابري اجتماعي نيز درايالات متحده، بريتانيا و هلند مشاهده شده است. اين آمار شامل درآمد ناشي از كار، كمك هاي اجتماعي دولت و سرمايه گذاري هاي كلان وخود اشتغالي است. به عقيده اين محققان، دليل عمده افزايش شكاف بين فقرا و ثروتمندان، افزايش سريع درآمد ثروتمندان و ضعيف شدن طبقه محروم جامعه است. زماني كه دستمزد ودرآمد افراد عادي تا حدود نسبتاً زيادي كاهش مي يابد يا در همان سطح مي ماند، درآمد خالص طبقه مرفه جامعه به طرز شگفت آوري افزايش مي يابد.
برخي از دولت ها ـ براي مثال حكومتي كه توسط ائتلاف حزب سبز دولت سوسيال دموكرات آلمان تشكيل شده است ـ تأكيد دارند بخش اعظم افرادي كه درآمدشان زير ۵۰ درصد درآمد متوسط جامعه بوده فقير تلقي مي شوند تنها براي مدت كوتاهي فقير خواهند بود. نويسندگان اين مقاله با تأكيد بر اين مسأله ، معتقدند بخش اعظم انسانها در ناامني دائمي اقتصادي به سر مي برند.
در تعدادي از كشورهايي كه اين تحقيق از آنان صورت گرفته است، آمار جديد با در نظر گرفتن توسعه فقردر طول ۶ سال گذشته محاسبه شده است.
در آلمان بر پايه برآورد ساليانه ۱۰‎/۲ درصد جمعيت فقير هستند. اين تعداد در ايالات متحده ۱۴‎/۲ درصد و در بريتانيا ۲۰ درصد است. در طول ۶ سال گذشته در آلمان تنها ۱‎/۸ درصد جمعيت در هر سال فقر را تجربه كرده اند، در آمريكا ۴‎/۶ درصد ودر بريتانيا ۶‎/۱ درصد . اما هر ۵ نفر ساكن آلمان (۱۹‎/۹ درصد) ، هر۴ شهروند ايالات متحده و بيش از يك سوم تمام شهروندان انگلستان (۳۸‎/۴ درصد) ، حداقل براي يك بار يا بيشتر در طول ۶ سال گذشته طعم فقر را چشيده اند. واضح است كه در كشورهاي ثروتمند جهان، فقر صرفاً پديده اي اثر گذار بر حاشيه اجتماع نيست.اما تهديدي دائمي براي بخش عظيمي از مردم جهان است. اين محققان همچنين مشخص كردند كساني كه بيشتر از ديگران از نابرابري اقتصادي رنج مي برند، والدين مطلقه و جوانان هستند. بر پايه اين گزارش، هرچه تعداد جوانان بيكار بيشتر شود، فقر نيز در بين آنان گسترش مي يابد در مورد والدين مطلقه، فقر وابستگي آنان را به كمك هاي دولت افزايش مي دهد.
متوسط درآمد پدران و مادران مطلقه بين نيم (درايالات متحده) تا دو سوم (در كشورهاي اسكانديناوي و يونان) متوسط درآمد تمام افراد در سن كار جامعه است. به استثناي سوئد كه ۰‎/۹ والدين مطلقه شاغل هستند،در كشورهاي ديگر عمدتاً بيكاري دليل عمده فقر است. بويژه در آلمان كه نبودمراكز مناسب نگهداري از كودكان ومشكلات نگهداري آنان براي والدين باعث بيكاري والدين و در نتيجه فقر مي شود.
در تمام كشورها، آنان كه بين ۴۱ و ۵۰ سال سن دارند، بالاترين سطح درآمد را دارند. با وجود اين، گروه مذكور نيز تحت تأثير فقر هستند. در دو كشور در اين تحقيق، بريتانيا و هلند، فقر با گروه سني رشد مي كند.
تحقيق سازمان توسعه و همكاري هاي اقتصادي اروپا همچنين هزينه مساعدت هاي اجتماعي هر كشور را مشخص كرده است. اين وجوه عمدتاً براي كاستن فقر در جوامع ـ مثلاً براي جبران بيكاري ـ پرداخته مي شود.
با اين حال ، نويسندگان اين تحقيق معتقدند چنين كمك هايي از سوي دولت به نفع فقرا نيست.
در برخي كشورها ـ شامل يونان ، فرانسه ،مجارستان، ايتاليا، مكزيك و آلمان ـ حدود ۳۰ درصد از جمعيت، كمتر از ۳۰ درصد كمك هاي مالي دولت را دريافت مي كنند. در اين كشورها، چنين وجوهي از افراد جوان به سوي افراد مسن، از شاغلين به بيكاران و از خانواده هاي بدون فرزند به خانواده هاي داراي فرزندواز طبقات بالاي جامعه به نيازمندان منتقل نمي شود. بلكه اين وجوه بطور مساوي در بين همه افراد جامعه تقسيم مي شود. در سال ۱۹۹۴ ، كمتر از ۳۰ درصد جمعيت آلمان تنها ۲۸‎/۵ درصد از تمام وجوه اجتماعي را دريافت كردند كه اين رقم در سال ۱۹۸۴ ، ۴‎/۹ درصد بود و ۳۰ درصد از بازنشستگان اين كشور برابر ۲۰ درصد كل وجوه اجتماعي را دريافت كردند. در حالي كه حدود ۴۰ درصد از جمعيت اين كشور وضعيت بهتري دارند و حدود ۴۲‎/۲ درصد از وجوه پرداختي دولت را دريافت مي كنند. درعين حال، حدود ۳۰ درصد از طبقه مرفه جامعه، بيش از ۳۰ يا ۲۹‎/۲ درصد وجوه پرداختي دولت را مي گيرند.
زماني كه سرمايه داران بزرگ و نخبگان سياسي از سطح بالاي وجوه كمكي دولت شكايت مي كنند، هدفشان قطع كمك هاي اجتماعي و سودبيكاري است (اين كمك ها بصورت سنتي به افراد فقير و كم درآمد جامعه پرداخت مي شود).
آمار اين تحقيق تنها براي مقايسه كشورهاي مختلف دنياست. در نتيجه، نويسندگان اين تحقيق توضيح مي دهند با استفاده از روش آماري كه در اين تحقيق به كار برده اند، ارقام بويژه در ايالات متحده براي مشخص كردن فقر، كم تر از حد معمول درانگلستان است.
با اين وجود، تحقيق ياد شده سعي دارد نشان دهد ميليون ها نفر، فقر را در زندگي روزانه شان حس وتجربه مي كنند شكاف بين فقير و غني افزايش مي يابد ونخستين قربانيان آن جوانان و والدين مطلقه وسالمندان هستند.
نوشته : ديتمار هنينگ
ترجمه : فرين عاصمي
يك هشدار ديگر
آلاينده هاي هواي تهران در هفته اخير ۳۰ درصد افزايش يافته است
در هفته اخير شاهد رشد ۳۰ درصدي آلاينده ها در هواي تهران بوده ايم.
مهندس فلاحي، مسؤول واحد بهداشت هواي مركز سلامت و محيط و كار وزارت بهداشت در گفت و گو با ايسنا، ضمن بيان اين مطلب، افزود: با شروع فصل سرما و افزايش آلاينده هاي هوا بويژه منوكسيد كربن، ميزان آلودگي هواي تهران در وضعيت بحراني قرار مي گيرد. وي با اشاره به اينكه با افزايش آلاينده ها سردرد و سرگيجه و تشديد مشكلات تنفسي در انتظار شهروندان تهراني خواهد بود، افزود: وزارت بهداشت به عنوان مسؤول تأمين سلامت افراد جامعه و عضو كميته اجرايي كاهش آلودگي هواي تهران، وظيفه تشخيص ميزان آلودگي هواي تهران و اين كه تا چه حد سلامت مردم به مخاطره خواهد افتاد را با هشدارهاي لازم انجام مي دهد. مسؤول واحد بهداشت هواي مركز سلامت محيط و كار وزارت بهداشت گفت: در آينده اي نزديك با شروع فصل سرما بويژه از آخر آبان ماه به دليل وارونگي وضعيت هوا و تجمع آلاينده ها در سطح زمين بطور حتم ميزان منوكسيد كربن و آلاينده هاي ديگر در شهر تهران افزايش خواهد يافت كه به دنبال آن با اعلام وضعيت اضطراري و بحراني سلامت شهروندان تهراني در معرض خطر قرار خواهد گرفت. وي همچنين خاطرنشان كرد: بطور قطع در روزهاي بحراني تعداد مراجعات شهروندان تهراني و افراد داراي مشكل تنفسي و قلبي عروقي به بيمارستانها افزايش خواهد يافت.

* هواي تهران فقط ۱۸روز پاك بود

در شش ماهه اول سال ۸۱ فقط ۱۶درصد روزها (۱۸روز) در شرايط استاندارد قرارداشته است. به گزارش روابط عمومي شركت كنترل كيفيت هوا، طبق استانداردهاي بين المللي، كيفيت هوا طي شش ماهه اول سال ۸۰ ، ۷۹درصد روزها در حالت «آلوده» قرارداشته. در حالي كه اين رقم در شش ماهه اول سال ۸۱ به ۸۴درصد رسيده و اين اخطاري جدي براي وضعيت سلامت شهروندان تهراني است.
دانشجوي ۱۳ ساله در دانشگاه علم و صنعت
• فرهنگ فلاح ۱۳ ساله در رشته فيزيك دانشگاه علم و صنعت ايران ثبت نام كرد.
گروه اجتماعي ـ فرهنگ فلاح ۱۳ ساله در رشته فيزيك دانشگاه علم و صنعت ايران ثبت نام كرد. به گزارش روابط عمومي دانشگاه، وي از سه سالگي نزد خواهرش شروع به درس خواندن كرده و با گذراندن امتحانات پنجم ابتدايي، اول و سوم نظري و نيز پيش دانشگاهي با معدل ۱۹‎/۰۵ ديپلم گرفته است. فرهنگ فلاح قصد دارد دوره هاي دانشگاهي را نيز در صورت امكان به صورت جهشي طي كند و پس از گرفتن مدرك دكتري به تدريس در رشته فيزيك بپردازد. وي داراي سه خواهر است كه به ترتيب امسال در سال سوم رشته رياضي دانشگاه صنعتي شريف (۱۷ ساله) و سال سوم نظري (دوقلو و ۱۵ ساله) مشغول به تحصيل هستند. پدر «فرهنگ» ديپلم رياضي رشته برق و كارمند توزيع برق منطقه شمال غرب تهران مي باشد، مادر او نيز ديپلم تجربي و خانه دار است.
سامانه اطلاع رساني تهران گشت راه اندازي شد
گروه اجتماعي ـ سامانه اطلاع رساني تهران گشت با هدف ارائه اطلاعات و معرفي جاذبه ها و امكانات توريستي استان تهران راه اندازي شد.
به گزارش خبرنگار «ايران»، «اكبر مختاري» مديرعامل مؤسسه تهران گشت وابسته به سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در جمع خبرنگاران ضمن اعلام اين مطلب افزود: اطلاعات اين سامانه از طريق شماره تلفن ۳۸۹۶۲۰۰ به صورت رايگان در اختيار متقاضيان قرار خواهد گرفت.
وي گفت: در اين سامانه اطلاعات مربوط به جاذبه هاي گردشگري تهران، برنامه هاي تورهاي داخلي و خارجي دفاتر خدمات مسافرتي، اطلاعات و شماره تلفنهاي اين دفاتر، هتلها، ترمينال هاي مسافربري، راه آهن و فرودگاههاي تهران قابل دسترسي خواهد بود.
قبولي ۹۲درصد از دانش آموزان يك دبيرستان اراك در دانشگاهها
• ۹۲درصد از دانش آموزان مركز پيش دانشگاهي «نمونه فرهنگ مجد زرين قلم» اراك در آزمونهاي سراسري دولتي و دانشگاه آزاد پذيرفته شدند.
اراك ـ خبرنگار «ايران»: ۹۲درصد از دانش آموزان مركز پيش دانشگاهي «نمونه فرهنگ مجد زرين قلم» اراك در آزمونهاي سراسري دولتي و دانشگاه آزاد پذيرفته شدند.
۶۶درصد از دانش آموزان اين مركز در آزمون ورود به دانشگاهها شركت داشته اند كه ۶۱ درصد از آنها پذيرفته شده اند. از اين تعداد ۷نفر در رشته هاي مختلف دانشگاه آزاد و مابقي در دانشگاههاي دولتي سراسر كشور قبول شده اند. مدير مركز پيش دانشگاهي مجد زرين قلم اراك در گفت وگوي اختصاصي با «ايران» اظهار داشت: دانش آموختگان اين مركز در رشته هاي حقوق، جامعه شناسي، علوم ارتباطات، زبان و ادبيات فارسي، مردم شناسي، حسابداري، اقتصاد وروانشناسي دانشگاهها پذيرفته شده اند.
زنگ آغاز سال تحصيلي جديد به صدا درآمد
فراخوان خاتمي از فرهنگيان و دانش آموزان براي شناسايي علل عقب ماندگي ايران
• رئيس جمهوري از همه معلمان و دانش آموزان خواست ظرف شش ماه
در زمينه شناخت علل عقب ماندگي ايران و راههاي برون رفت نظر بدهند
087228.jpg
گروه اجتماعي : سيد محمد خاتمي رئيس جمهوري ضمن به صدا در آوردن زنگ يك مجتمع آموزشي دخترانه به نشانه آغاز سال تحصيلي جديد، طي فراخواني از همه دانش آموزان و معلمان خواست تا ظرف شش ماه در زمينه شناخت علل عقب ماندگي ايران و راههاي برون رفت از آن تحقيق و نتيجه را به دولت اعلام كنند.
خاتمي، روز گذشته همزمان با اولين روز سال تحصيلي جديد در مجتمع آموزشي دخترانه «مرداني آذر» در جنوب تهران، گفت: از دانش آموزان، بخصوص دانش آموزان دبيرستان و معلمان مي خواهم انديشه و فكر خود را براي شناخت علل و عوامل عقب ماندگي ايران و راههاي نجات از اين ،عقب ماندگي آماده كنند.
وي همچنين از دانش آموزان و معلمان خواست كه بگويند چه اقدام و تغيير رفتاري را براي رسيدن به جايگاه ممتازي كه مورد انتظار جامعه و تاريخ ما است انجام مي دهند. خاتمي گفت: ايران با داشتن سابقه اي درخشان، يكي از بنيانگذاران تمدن در تاريخ بشري است كه بخصوص تحت تأثير آيين اسلام، توليد كننده علم، فضيلت و مدنيت بوده است اما امروز باعث ننگ ما است كه به كشورهايي چون كشور ما، كشوري جهان سومي، عقب مانده و در حال توسعه مي گويند.
رئيس جمهوري تصريح كرد: درست است كه ما از سير و گردونه پيشرفت بشري عقب مانده ايم اما بايد دريابيم راز و رمز اين عقب ماندگي چيست؟ نقش نهضتها در يكصد سال گذشته بخصوص انقلاب عظيم اسلامي براي رهايي ما از اين ورطه ننگ آور چه بود و چه بايد بكنيم كه از اين عقب ماندگي نجات يابيم و ملت و نسل جوان و فرهيخته ما جايگاه خود را در عرصه پيشرفت جهاني پيدا كند؟ وي در تشريح و چگونگي بررسي نظرات گفت: وزارت آموزش وپرورش، مقالات و آثار معلمان و دانش آموزان را در اين زمينه بررسي كرده و بهترين آنها مورد تشويق قرار خواهد گرفت. اين امر همچنين فرصتي به دست خواهد داد تا از انديشه نسل جوان براي پيشرفت كشور مدد بگيريم.
خاتمي در بخش ديگري از سخنانش با تبريك آغاز سال تحصيلي جديد به همه دانش آموزان، معلمان و مردم ايران بر لزوم تقويت هويت ديني و معنوي جامعه و نسل جوان آن تأكيد كرد. وي گفت: «در دنياي به هم پيوسته و متحول امروز، آنچه بيش از همه بايد مورد دغدغه خاطر ما باشد، هويت جامعه است، آن هم جامعه اي كه از يكسو، با يك انقلاب بزرگ در معرض تغيير و تحول بزرگ تاريخي قرار گرفته و از استبداد و استعمار رهيده است و از سوي ديگر، مي خواهد خواست تاريخي خود را كه استقرار يك جامعه مردم سالار، آزاد و پيشرو است، محقق كند.» وي تصريح كرد: آموزش و پرورش بايد شايستگي هاي فراوان نسل نوپاي ما را شكوفا سازد، در مدارس ما شهرونداني آگاه، مؤمن، آزاديخواه و مشاركت جو تربيت كند و فرزندان كشور را درعرصه جهان متحول امروز به صورت نيروهايي در آورد كه علم، ثروت و اقتدار را توليد خواهند كرد. وي همچنين دراين مراسم از سه تن از خيرين مدرسه ساز نيز تقدير كرد.

• كروبي: دانش آموزان قدر فرصتها را بدانند

روز گذشته همچنين، مهدي كروبي رئيس مجلس شوراي اسلامي پس از نواختن زنگ مدرسه راهنمايي پسرانه شاهد كميل از دانش آموزان خواست قدر فرصتي را كه براي آموختن علم و دانش برايشان فراهم شده، بدانند و درنظر داشته باشند كه بار مسؤوليت كشور در آينده به دوش آنان خواهد بود.
كروبي با تأكيد بر روحيه سلحشوري در ميان نوجوانان و جوانان گفت: هرچند كه سياست ما تنش زدايي است و با هيچ كشوري سر جنگ نداريم ولي جوانان ما بايد آماده باشند كه اگر خطري كشور را تهديد كرد، از ميهنشان پاسداري كنند.

• حاجي: براي تأمين رفاه معلمان تلاش مي شود

وزير آموزش وپرورش نيز در مراسم آغاز سال تحصيلي جديد اعلام كرد كه مصرانه در جهت رفع كمبودها و تأمين رفاه آنان تلاش مي كند. به گزارش خبرنگار ايرنا، وي با بيان آمار و ارقامي از تعداد دانش آموزان كشور گفت: از مجموع حدود ۱۸ ميليون نفر دانش آموز، در سال تحصيلي جديد، يك ميليون و ۳۰۰ هزار دانش آموز در مقطع كلاس اول ابتدايي فعاليت هاي آموزشي خود را آغاز كردند. وزير آموزش و پرورش به تلاش هاي اين وزارتخانه براي احداث مدارس و واحدهاي آموزشي جديد اشاره كرد و گفت: دو هزار و ۳۰۰ مدرسه جديد با بيش از دوازده هزارو ۴۰۰ كلاس و ۱۳۷ فضاي فرهنگي و تربيتي به مساحت يك ميليون و ۹۰۰ هزار متر مربع در خدمت نظام تعليم و تربيت كشور قرار گرفته است.
087225.jpg
• مسجد جامعي : نمي توانيم در گذشته بمانيم

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز گفت: جوانان ايراني امروز اين فرصت را دارند كه به چهره هاي درخشان فرهنگ و هنر اين مرزو بوم تبديل شوند. به گزارش خبرنگار «ايران»، احمد مسجد جامعي كه در مراسم آغاز سال تحصيلي جديد در هنرستان موسيقي پسران وزارت ارشاد سخن مي گفت، افزود: ما نمي توانيم درگذشته خود بمانيم بلكه بايد باشرايط و اقتضاي جهان حركت كنيم. وي به جايگاه هنرستانها در نظام آموزش وپرورش كشور اشاره كرد و اظهار داشت: هنرستانها مراكزي هستند كه در آنها علم و عمل در كنار هم آموخته مي شود اما متأسفانه از هر يكصد هزار دانش آموز ايراني تنها ۹ نفر امكان حضور در هنرستانها را دارند. وي به سابقه ۱۵۰ ساله هنرستانهاي موسيقي اشاره كرد و گفت: اكثر بزرگان موسيقي از اين مراكز برخاسته اند و مابايد تلاش كنيم تا بزرگان موسيقي ايران و جهان را بشناسيم. وي اظهار داشت: در كشور ۳۴ هنرستان وابسته به وزارت ارشاد وجود دارد و طبعاً كساني مي توانند وارد اين هنرستانها شوند كه از امتيازات بيشتري برخوردار باشند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |