|
تأملي در زبان فارسي
|
|
|
|
آينه كاغذي
|
|
|
|
زنان بر كرسي رياست مجلس
|
|
|
|
|
تأملي در زبان فارسي
«او» يعني چه كسي؟ مرد يا زن؟
|
|
|
سخني با مخاطبين ـ مهتاب دلش را گشود... بانو! حقيقت قضيه اين است كه تا به حال به اين موضوع توجه خاصي نكرده بودم، بنابراين پاسخي كه مي دهم ممكن است با تأمل و تعمق كافي بيان نشده باشد و حتماً بايد با آراء صاحبنظران ديگر تكميل شود. من همانطور كه به اين موضوع فكر مي كنم دارم افكارم را به زبان مي آورم.اولين پاسخ اين است كه ما اگر از ديرباز جامعه اي مردسالار داشته ايم طبيعي است كه اين مردسالاري در زبان و ضرب المثل ها و ادبيات مان هم بازتاب داشته باشد. دومين نكته مربوط به ساختار زبان فارسي مي شود كه از نظر صرف و نحو، برخلاف عربي، تمايزي بين مذكر و مؤنث قائل نمي شود. وقتي مي گوييم «او» و حتي نمي گوييم «او» ولي «او» در آغاز جمله مستتر است، اشاره ما مي تواند به يك مرد يا يك زن باشد. صفت در فارسي به خاطر اين كه بر سر يك اسم زن مي نشيند تغيير حالت نمي دهد. صيغه هاي فعلي هم همين طور. بنابراين از ظاهر كلام به تنهايي نمي شود گفت كه صحبت از زن است يا مرد و در اين موارد از نشانه هاي معنايي بايد كمك بگيريم. در حالي كه در بسياري از زبان هاي ديگر مثل عربي يا فرانسه يا آلماني يا انگليسي مذكر و مؤنث از هم تفكيك مي شوند. ما مترجمان به همين خاطر، در ترجمه از فارسي به زبان هاي ديگر، مخصوصاً در ترجمه شعر كلاسيك، در تشخيص جنس فرد مورد اشاره به مشكل برمي خوريم. شخصي كه نيمه شب با زلف آشفته و لب خندان و قطره هاي عرق بر پيشاني بر بالين حافظ رفته زن بوده است يا مرد؟ زبان به تنهايي به ما كمك نمي كند. از نظر نشانه هاي زبان شناختي، اين موجود مي تواند زن يا مرد باشد. درحالي كه در زبان عربي، مثلاً در اين قبيل موارد هيچ شك و شبهه اي وجود ندارد. شكل ضمير و صيغه فعلي و صرف صفت به ما مي گويند از چه چيزي با چه جنسيتي صحبت مي شود. اتفاقاً در بسياري از واژه هاي عربي كه وارد زبان فارسي و بخشي از آن شده اند، تفكيك مذكر و مؤنث وجود دارد. «تاء تأنيث» كه به انتهاي اسم مي چسبد و در فارسي «هـ» تلفظ مي شود آن را به يك اسم مؤنث تبديل مي كند، مثل «متهم» كه وقتي «متهمه» شد فوراً روشن مي شود كه موجودي كه بر صندلي اتهام نشسته زن است. در يك دوره استفاده از اين «تاء تأنيث» به قدري رايج بود كه آن را به انتهاي واژه ها و تركيبات فارسي هم مي افزودند و «اينجانبه» و «كمينه» مي ساختند يا «ضعيفه» كه خوشبختانه از زبان مردهاي تحصيلكرده و با فرهنگ ديگر شنيده نمي شود. در فارسي امروز اين كاربرد دارد روزبه روز كمرنگ تر مي شود. در فارسي اگر لازم باشد جنس موجودي را نشان بدهيم بايد از تركيب استفاده كنيم. «دكترس» فرانسوي كه روزي در ايران خودمان هم به كار برده مي شد، معادلش درفارسي گفتار «خانم دكتر» است و به همين ترتيب «رئيسه» و «مديره» مي شوند «خانم رئيس» و «خانم مدير» و... و اما اين كه براي ايجادتحول در زبان چه بايد بكنيم، من هيچ پيشنهادي ندارم. و به دستكاري در زبان هم معتقد نيستم. ولي براي روشن شدن موضوع به جرياني كه در بيست، سي سال اخير در زبان انگليسي، مخصوصاً در آمريكا، به راه افتاده اشاره مي كنم. اولاً كه واژه هايي كه دال بر كننده كاري هستند و با افزودن پسوند essشكل مؤنث پيدا مي كردند ، مثلاً manageress(=مديره) در سالهاي اخير از رواج افتاده اند و همان manager براي مرد يا زن هردو به كار مي رود. actress(=بازيگر زن) امروز كمتر مي گويند. بيشتر همان actor براي مرد يا زن هر دو گفته مي شود. ثانياً بابالا گرفتن جنبش حقوق زن(فمينيسم) عده اي از اين خانم ها واژه هاي زبان انگليسي را زير ذره بين گذاشتند تا آن واژه ها وتركيباتي را كه بوي مردسالاري مي داد تعديل كنند. مثلاً واژه chairman(رئيس ، رئيس جلسه) را برداشتند و تبديل به chairpersonكردند كه حالت مشخصاً مذكر نداشته باشد. و يا واژه manوmankindبه معني انسان و بشر ونه لزوماً جنس مرد، اينك مورد بي عنايتي بعضي از اين خانم هاي فمينيست قرارگرفته و به جاي آن استفاده از واژهhumanity كه فاقد جنسيت مشخص است توصيه مي شود. اين گرايش جديد در زبان انگليسي در جهت حذف يا رفع تفكيك و تبعيض جنسي است. و در جهتي است كه زبان فارسي خود به خود ازمدت ها پيش به آن رسيده است. دراين سال هاي اخير هم كه ما تعدادي خانم هاي طرفدار حقوق زنان درايران پيدا كرده ايم من نشنيده ام كه اين خانم ها شكوه خاصي از زبان فارسي كرده باشند، جز احياناً از همان كلماتي كه با «تاءتأنيث» عربي شكل مؤنث مي گيرند و از نظرخانم ها حالت تحقير آميزي پيدا مي كنند.
|
|
|
|
|
آينه كاغذي
همه چيز رادر مادر خوب بودن خلاصه مي كنم
|
|
سوزان وزيري ـ نقاش ـ مترجم زبان انگليسي
|
۱* چون تاريخ ما را مردان نوشته اند، نگاه تحليلي تاريخي شما به زنان جامعه امروز چگونه است؟ | زنان موجودات بسيار قادري هستند و در سير تاريخ، به خصوص در سالهاي گذشته نشان دادند كه قادر به انجام بسياري از كارها هستند. ما از مردان بزرگ تاريخمان به دفعات شنيده ايم كه پشت هر واقعه اي، زني وجود داشته است. منتهي گاه اين برخاسته از يك ذهن مخرب بوده ولي اكثراً نقش مثبتي در سازندگي داشته اند. ما از ريشه هاي بانو حضرت فاطمه و زينب(س) هستيم و نمونه هاي بزرگي چون ژاندارك و… در تاريخ جهان داريم كه حادثه هاي درخشاني آفريدند و همه بيانگر اين نكته است كه اگر زنان ارزش وجودي خويش را بيابند و به خود باور داشته باشند، ديگر به دنبال جنبه هاي نامطلوبي چون حسادت وتجمل خواهي و… نمي روند و به چنان قدرتي دست مي يابند كه جهان را به آن بهشت بريني كه مي تواند باشد، مي رسانند. آرزو مي كنم تمامي زنان راه فرشته گون خود را پيدا كنند و به آن منزلت حقيقي خود دست يابند.
۲* اصولاً تعالي زن را در چه چيز جست وجو مي كنيد؟ | در اصل هرچه را كنار بگذاريم، همه چيز را در يك مادر خوب بودن خلاصه مي كنم. چه در شرايطي كه فرزندش كنارش باشد و چه زماني كه حضور نداشته باشد، به راحتي و آسايش او بيانديشد. در آن صورت او يك زن متعالي ومادر موفقي است.
|
|
|
|
|
زنان بر كرسي رياست مجلس
براي يك زن بسيار مشكل است كه تصميم بگيرد وارد عرصه سياست شود
در شماره هاي پيشين به بررسي سياست مردانه و الگوي سياسي زنان پرداختيم. رئيس مجلس سوئد، اولين نماينده پارلماني زن بود كه درباره شرايطش سخن گفتيم و در اين قسمت به وضعيت «سوشماسواراج» نماينده مجلس هند مي پردازيم.
۱۹۴۵ تا ۱۹۹۸ در تاريخ ۵۲ ساله پارلمان در دنيا، فقط ۴۱ دولت از ۱۸۶ دولت يا نهاد قانون گذاري زنان را به عنوان رئيس مجلس نمايندگان يا سنا برگزيده اند. اين امر ۷۷ بار تكرار شده است. ۱۷ كشور اروپايي ، ۱۹ كشور آمريكايي شامل ۹ كشور آمريكاي لاتين، سه كشور آفريقايي و يك كشور آسيايي ويك كشور اقيانوسيه شامل اين امر هستند. ۲۴ كشور از اين ۴۱ كشور داراي مجالس سنا وقانونگذاري هستند و رياست آنها به زنان واگذار شده است. اتريش تنها كشوري است كه يك زن را به رياست «بوندس رات» قبل از جنگ جهاني دوم برگزيد.
| اول ژانويه ۱۹۹۸ از ۱۷۷ پارلمان موجود، ۶۳ پارلمان شامل مجلس نمايندگان و سنا مي شود. فقط ۱۸ زن در ۲۴۰ مجلس به رياست رسيده اند. ۷/۵% زنان رئيس يا سخنگوي مجالس هستند. *** «براي يك زن بسيار مشكل است كه تصميم بگيرد واردعرصه سياست شود. اگر او تصميم بگيرد، سپس بايد با شوهر، فرزندان وخانواده اش هماهنگي كند. اگر چنين كرد و بر همه موانع چيره شد و بليت ورود به صحنه سياست را دريافت كرد، مرداني كه در مقابل اوقرار دارند،داستان هايي درباره او خواهند گفت. بعد از همه اينها، اگر نام او براي رياست يك حزب مطرح شد، آنان به او رأي نخواهند داد، زيرا مي ترسند كرسي شان را از دست بدهند». «سوشما سواراج ـ نماينده مجلس هند»
|
|
|
|