چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۱ - ۱۷ رجب ۱۴۲۳
Wed, Sep 25, 2002
فرهنگ و انديشه
شماره ۲۲۵۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
گردشگري
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
فضيلت گفت وگو و شيوه ناشايست تك گويي ـ (بخش سوم وپاياني)
آنجا كه گفت و گونباشدخشونت جوانه مي زند
• قدرت مي تواند حاصل حضور و مشاركت عملياتي بخشهاي مختلف جامعه
در عرصه عمومي باشدقدرت تعاملي، جامعه رادرمقابل آفتها و آسيبها
مصون تر مي كند
اين، بخش پاياني گفت وگو با دكتر عباس منوچهري است. در بخش هاي پيشين، اين نكات محل تأمل واقع شد كه مقوله گفت وگو به لحاظ تاريخي، سابقه اي ژرف و كهن دارد و تبار آن به نخستين ادوار تاريخ فلسفه بازمي گردد. افزون براين، موانع تحقق گفت وگو و نيز مزايا و سطوح گوناگون آن به بحث گرفته شد. در بخش حاضر، با عبور از سطح فلسفي و معرفت شناختي، سطح عيني و استراتژيك مقوله گفت وگو محل كاوش قرارمي گيرد و از اين مسأله به مثابه يك ضرورت عيني ـ اجتماعي سخن به ميان مي آيد.
گروه انديشه
087243.jpg

| به نظر شما اصولاً در چه شرايطي ضرورت گفت وگو بديهي به نظر مي رسد و به چه صورت شروع گفت وگو و تعميق آن در درازمدت نتيجه بخش خواهد شد؟
* هركس كه به نوبه خود دغدغه اي دارد، چه در سطح روابط عاطفي نزديك خانوادگي وچه در سطح روابط ميان فرهنگها، درصورتي كه به اين دغدغه واقف باشد و بدون داشتن ميل به قدرت و سلطه طلبي و نفع شخصي ضرورت گفت وگو براي او بديهي به نظر مي رسد. اما نكته مهم اين است كه طرح ضرورت گفت وگو مي تواند چشم انداز روشني را از چگونه زيستن در عرصه عمومي براي كساني كه به اين امر واقف نيستند، فراهم كند. گفت وگو يك جريان در يك لحظه نيست و لحظه ها، سطوح ومراحل متعدد دارد لذا نمي شود توقع داشت در اولين تجربه گفت وگو نتايج مورد نظر حاصل شود. البته به هر ميزان و درجه اي كه گفت وگو انجام مي شود مي تواند ضرورت پذيرش گفت وگو را تعميق دهد.
| در چه صورت گفت وگو مي تواند به عنوان نقطه آغاز حركت جامعه براي حل مسائل اجتماعي، سياسي و… خود قلمداد شود؟
* در قلمرو اجتماعي، سياسي و… گفت وگو مي تواند توانمنديهاي بالقوه در پرداختن به امور را به صورت بالفعل درآورد. گفت وگو برآيند ايجابي و مثبتي در مواجهه با مسائل مشترك و معضلات عمومي ايجاد مي كند. اگر در ذهن محوري و تك گويي توانمنديها در فضاي مجادله و نزاع تحليل مي روند و دغدغه ها و مسائل اصلي جامعه در حاشيه باقي مانده و تك گوها هركدام موضوع بحث و نزاع مي شوند، درگفت وگو محوريت با دغدغه ها است و سوژه ها، اذهان و توجهات معطوف به آنهاست. در فقدان روش گفت وگويي موضوعات و دغدغه ها فراموش شده و افراد باهم درگير و محور درگيري مي شوند. پس هم توانمنديها به تحليل مي رود و هم دغدغه ها به فراموشي سپرده مي شوند.
| چه شرايط يا پيش زمينه هايي بايد وجود داشته باشد تا گفت وگو با موفقيت توأم گردد؟
* سه شرط كلي را براي موفقيت در گفت وگو مي توان ذكر كرد. شرط اول اين است كه از خودمحوري و پيش فرضهاي خاص اجتناب شود. شرط ديگر اين كه هر مشاركت كننده اي درگفت وگو فرصت ايفاي نقش فعال و جدي را در گفت وگو داشته باشد، شرط سوم نيز فراهم بودن امكان امتزاج افقهاي فكري است. البته بايد توجه داشت كه قالبهاي صوري زبان در گفت وگو محوريت و اصالت نداشته باشند و دغدغه هاي مشترك براي گفت وگو كردن وجود داشته باشند.
| طرح ايده گفت وگوي تمدنها توسط آقاي خاتمي چه فرصتهايي را در اختيار كشورما گذاشته است؟
* ايده گفت وگوي تمدنها امتداد نظري مباحث بين الاذهاني وگفت وگويي است. اين ايده در محافل فكري ـ فرهنگي دنيا بطور قابل توجهي مورد استقبال قرار گرفته است. اكنون درمباحث فلسفي به مقوله «فلسفه بين فرهنگي» يا «فلسفه روابط بين فرهنگي» توجه خاصي شده است. در محافل سياسي بين الملل نيز زمينه بسيار جدي ومساعدي براي حضور ايران در مجامع و نيز پذيرش مثبتي نسبت به برقراري رابطه فرهنگي، اقتصادي و سياسي با ايران در بين كساني كه ضرورتاً قصد بهره گيري يكسويه از فرصتها راندارند، ايجاد شده است.
| در واقع منظور شما اين است كه ايده گفت وگوي تمدنها براساس شناخت هوشمندانه نيازها و ضرورتهاي عصر جديد مطرح شده است؟
* بله، باتوجه به شواهد علمي مانند كتابها، مجلات، سمينارها وكارگاههاي آموزشي كه در زمينه روابط بين فرهنگي وجود دارد به جرأت مي توان گفت كه ارائه ايده گفت وگوي تمدنها كاملاً بهنگام بوده است. البته رابطه بين تعامل تمدني با تعامل مدني با اهميت است و بايد مورد توجه جدي قرار گيرد.
| سؤالي ديگر كه درمقوله گفت وگو مطرح است اين است كه آيا مي توان گفت كسي كه تن به گفت وگو نمي هد به صورت بالقوه منشأ خشونت مي باشد يا نه؟
* بله، تك گويي و تكروي منشأ خشونت است. ميل به تك گويي با ميل به سلطه هم سنخ هستند، در غياب گفت وگو است كه زورگويي عرصه عمل در حيطه حيات جمعي را به دست مي گيرد. هرچه گستره گفت وگو گسترده باشد امكان عمل براي زورگويي و خطا كمتر مي شود. اين، هم در سطح روابط خانوادگي صادق است، هم در سطح روابط سياسي و هم در سطح روابط فرهنگي ـ تمدني. گفت وشنود با ايجاد فضاي مشترك براي شركت كنندگان، مي تواند به ايجاد تعلق خاطر متقابل و همچنين همبستگي كمك كند. بديهي است به ميزاني كه همبستگي در جامعه تعميق بيابد ميزان آسيب پذيري كاهش مي يابد. به اين معنا، علاوه بر نتايج اخلاقي ومعرفتي مي توان نتايج امنيتي هم براي گفت وشنود متصور بود. گفت وشنود از يك سو تهديدات را كم اثر كرده و از سوي ديگر از به حاشيه رانده شدن بخشهايي از جامعه جلوگيري مي كند. اين فرايند دووجهي مي تواند متضمن امنيت اجتماعي و سياسي باشد. درجايي كه شكافهاي اجتماعي كاهش يابند، آسيب پذيري سياسي هم كاهش مي يابد. گفت وشنود مي تواند در اين راستا بسيار مؤثر باشد. به عبارت ديگر، قدرت مي تواند حاصل حضور و مشاركت عملياتي بخشهاي مختلف جامعه در عرصه عمومي باشد. قدرت تعاملي، جامعه را درمقابل آفتها و آسيبها مصون تر مي كند.
| چرا در دنياي پيچيده امروزي بالأخره بشريت به اين نتيجه رسيده كه كارسازترين راه براي غلبه برمشكلات و سوءتفاهمات روش گفت وگويي است؟
* روش گفت وگويي چيز جديدي نيست كه به انسان معاصر عرضه شده باشد، بلكه در منابع ارزشمند فرهنگي ما و تمدنهاي ديگر وجود دارد. بحث اين است كه با پيچيده شدن شيوه هاي زندگي ماشيني و شهرنشيني معاصر و زندگي خاص انساني متأثر از عواملي همچون رشد ساختارهاي سرمايه داري، رشد تكنولوژي ويرانگر طبيعت و دلمشغوليها وگرفتاريهاي متعدد است كه افراد را به ضرورت برقراري رابطه گفت وگويي در سطح خصوصي و عمومي آگاه نموده است.
در قلمرو انديشه هم برخلاف دوران آغازين عصر مدرن، كه فردگرا و ذهن محور بود، اكنون اهميت زبان مستقل از ذهن و نيز توجه به عواملي كه حيات هر فرد وجامعه اي را از خود متأثر مي كند و همچنين تجربيات تلخ حاصل از دو جنگ ويرانگر در قرن بيستم، باعث شكل گيري چرخشهايي در تفكر شده است كه اكنون به عنوان «چرخش زباني»، «چرخش بين ذهني» و «چرخش هرمنوتيكي» شناخته شده اند. اين «چرخشها» به شكلهاي مختلف به اهميت گفت وشنود ختم شده اند.
087240.jpg
| درحالي كه دركشور ما تضاد مدرنيته با سنت نوعي شيزوفرني اجتماعي را به وجود آورده، چگونه مي توانيم با ديگري كه در حال تجربه پست مدرنيسم (Post-Modernisme) است وجهاني شدن (Globalization) را باتكيه بر توانمنديهاي فوق العاده خود در تمام زمينه ها مطرح نمود، گفت وگو كرد؟
* بديهي است كه تفاوتهاي قابل توجه ساختاري و فرهنگي بين ما وجوامع غربي وجود دارد. اما اشتراكات ما با ديگر حوزه هاي تمدني بسيار بيشتر از تفاوتهاي ماست. به هرحال در هر دو صورت، چه عليرغم تفاوتها و چه باوجود اشتراكات، گفت وشنود مي تواند آنجا كه امكان ايجاد فاصله بيشتر وجود دارد به يك شكل موثر واقع شود، و آنجا كه اشتراكات و دغدغه هاي مشترك وجود دارند به گونه اي ديگر.
اما به هرحال جامعه بشري امروزه درگير معضلاتي است كه ضرورتاً در هيچ مرز فرهنگي يا اقتصادي خاصي محصور نمي شوند. امكان گسترش خشونت و نزاع دائماً جامعه بشري را تهديد مي كند. گفت وگوي بين فرهنگها با افزايش شناخت متقابل مي تواند زمينه هاي پذيرش خشونت بين كشورها را تلطيف كند. سوءفهم بين فرهنگي هميشه زمينه پذيرش جنگ طلبي دولتهاي جنگ طلب را فراهم كرده است. نقش زمينه هاي فرهنگي و روانشناسي عمومي درگسترش دو جنگ اول و دوم جهاني شاهد بارزي بر اين امر است. گفت وگوي بين فرهنگي مي تواند در تعديل چنين زمينه هايي بسيارمؤثر باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |