پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۸۱ - ۱۸ رجب ۱۴۲۳
Thu, Sep 26, 2002
بين الملل
شماره ۲۲۵۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
• اين روزهاوقتي سياستگذاران آمريكايي از ديدگاههاي ملي گرايانه راست افراطي حمايت مي كنند دولت آمريكا ماهيت خود رابه عنوان دشمن اصلي
صلح جهاني به وضوح آشكار مي كند و رئيس جمهوري آمريكا نااميدانه
در جست وجوي متحدان جديد است تاائتلافي براي حمايت از «جنگ دروغين
ضدتروريستي»خود تشكيل دهد
هدف؛ بهبود روابط برلين ـ واشنگتن
سياست خارجي آمريكا در كنترل گروه فشار صهيونيستي
• اين روزهاوقتي سياستگذاران آمريكايي از ديدگاههاي ملي گرايانه راست افراطي حمايت مي كنند دولت آمريكا ماهيت خود رابه عنوان دشمن اصلي
صلح جهاني به وضوح آشكار مي كند و رئيس جمهوري آمريكا نااميدانه
در جست وجوي متحدان جديد است تاائتلافي براي حمايت از «جنگ دروغين
ضدتروريستي»خود تشكيل دهد
087588.jpg
طي هفته هاي اخير، شايعاتي بسيار جدي برسرزبانها بوده واحتمالاً از اسرائيل سرچشمه گرفته است ، حاكي ازاين كه آخرين سخنراني جورج دبليو بوش ـ رئيس جمهوري آمريكا ـ درباره ضرورت انجام اصلاحات در فلسطين ، براي تصحيح و تأييد نهايي حداقل ۲۸بار به اسرائيل فرستاده شد. موضوع اين نيست كه ۲۸بار فرستاده شد يافقط ۷بار يا اين كه بطور فيزيكي به اسرائيل فرستاده شد يا فقط از رهنمودهايي كه توسط گروه فشار يهودي در واشنگتن تعيين شده بود، پيروي كرد مسأله واقعي اينها نيستند. اين موضوع كاملاً روشن است كه دولت آمريكا در مناقشه اعراب واسرائيل كاملاً طرفدار اسرائيل است . لذا بايد به اين نگرش به شدت يك جانبه رسيدگي كرد.
اين روزها وقتي سياستگذاران آمريكايي از ديدگاههاي ملي گرايانه راست افراطي حمايت مي كنند، دولت آمريكا ماهيت خود را به عنوان دشمن اصلي صلح جهاني به وضوح آشكار مي كند و رئيس جمهوري آمريكا نااميدانه در جست وجوي متحدان جديد است تاائتلافي براي حمايت از «جنگ دروغين ضدتروريستي» خود تشكيل دهد. دراين شرايط، پي بردن به اين كه گروههاي كشتار صهيونيستي و دولت يهودي به شدت در پشت صحنه (سياست آمريكا) فعال هستند، اصلاً تعجب آور نيست. همه اينها وقتي قابل قبول تر خواهند بود كه متوجه شويم دوري فعلي آمريكا از انسانيت و انسانگرايي از نزديك با منافع اسرائيل ارتباط دارد. بررسي مختصر تاريخ اسرائيل آشكار خواهد كرد كه صهيونيسم از همان نخستين روزهاي عمر خود در دنبال كردن منافع وانگيزه هاي سياه سياسي براي حداعلاي سوءاستفاده از آنهاتخصص داشته است. صهيونيسم يك شيوه سياسي كاملاً عجيب و منحصر به فرد با هدف تشديد فجايع جهاني و رنجهاي انساني به سود منافع يهوديان است.
در نخستين كنگره صهيونيستها «در بازل » (۱۸۹۷) هرتزل، نخستين و معروفترين صهيونيست يهودي، اين شيوه را معرفي كرد.به عقيده وي ، صهيونيسم تاوقتي كه با دستور كار گسترده تر شيوه هاي استعماري ابرقدرت هاي بزرگ استعماري هماهنگ باشد، مي تواند در مورد رهايي يهوديان سازش كند. خود هرتزل بين مراكز سياسي اروپا در رفت وآمد بود و قول همكاري و حمايت كامل يهوديان را در مقابل زميني كه كشور يهودي را در آنجا بنا كند، مي داد. اين انگيزه اساسي براي همكاري با ابرقدرتهاي جهان، يك عامل آشكار در سراسر تاريخ صهيونيسم بوده است. صهيونيست ها هميشه داوطلبانه براي منافع استعماري هر قدرت برتري خدمت كرده اند. اين گرايش بنيادي به اتحاد با ابرقدرتها منجر به بحثي داخلي در جنبش صهيونيستي كه براي استقلال كل ماجراي صهيونيستي تشكيل شده بود، گرديد. از آنجا كه صهيونيسم خود را به عنوان نوكر سرسپرده قدرتهاي بزرگتر استعماري معرفي مي كند، معلوم نيست چگونه مي تواند مفهومي از استقلال و خودمختاري داشته باشد.
پس از ايجاد اسرائيل، اين مسأله به يك بحث سياسي تبديل شد. چون جنبش صهيونيسم نسبت به ارائه انديشه تشكيل يك كشور مستقل يهودي به جهانيان اصرار داشت، آشكار است كه بسياري از حياتي ترين تحولات در تاريخ اسرائيل و صهيونيسم تحت تأثير تغييرات عمده جهاني قرار مي گرفت. از آنجا كه اسرائيل سرنوشت خود را با نيروهاي مسلط عمده پيوند مي زند، سياستمداران صهيونيست پيوسته نگران تصميم گيري مستقل و آزاد از طرف اين رژيم بوده اند. اين نگراني ها كاملاً موجه است. در سراسر تاريخ اسرائيل مي توانيم موارد متعدد اختلاف آشكار بين اسرائيل و منبع سلطه استعماري آن پيدا كنيم.
اسرائيل هر چند يك بار در همكاري و همراهي با ابرقدرت حامي خود دچار مشكل مي شود. اين نوع مشكلات به جدايي آن از امپراتوري انگليس (۱۹۴۷) و فرانسه (پيش از جنگ ۱۹۶۷) شد. از اين گذشته، اسرائيل تاكنون بارها با آمريكا دچار مشكل شده است. تاكنون اين اسرائيل بوده است كه مجبور شده سرفرود بياورد و درنهايت، ديدگاههاي آمريكا را بپذيرد. اين بار، به دلايلي، وضع كاملاً متفاوت به نظر مي آيد. براي نخستين بار به نظر مي رسد اين آمريكا، فوق ابر قدرت جهان است كه بايد نگران باشد. اين بار، اين آمريكا است كه چيزي نمانده حاكميت خود را از دست بدهد. اينك چنان به نظر مي رسد كه گويي گروههاي فشار صهيونيستي سياست خارجي آمريكا را كنترل مي كنند. ايالات متحده آمريكا پس از سالها استقلال، دارد دنباله روي اسرائيل مي شود. بله، اسرائيل ، يك نقطه بسيار كوچك در گوشه شرقي درياي مديترانه، آنقدر كوچك كه اگر بخواهيد جاي آن را در كره جغرافيايي خانه تان پيدا كنيد به ذره بين نياز خواهيد داشت.
تصور آنكه صهيونيستها كنترل آمريكا را به دست گرفته باشند، ممكن است در وهله اول عجيب به نظر آيد، اما بايد به خاطر داشته باشيم كه اين نوع حوادث عجيب سابقه دارد و روي نيز مي دهد.
ما بايد اذعان كنيم كه اين امر درحال حاضر درمورد آمريكا صدق مي كند. سياست خارجي آمريكا را يك گروه بسيار كوچك از فعالان صهيونيست، حتي خود دولت اسرائيل، ديكته مي كنند.اين خبر خوبي براي اسرائيل و موفقيتي واقعاً حيرت آور براي يك كشور ميكروسكوپي است. اما آيا براي مردم آمريكا هم خبر خوبي است؟ براي جهان هم خوب است؟
تاريخ صهيونيسم موارد متعددي از امپراتوريهاي بزرگ را نشان مي دهد كه با اين اعتقاد كه ائتلاف با دولت يهودي به سود آنها تمام خواهد شد، گمراه شدند و زيان ديدند. در درازمدت ثابت شد كه آن تصميمها، نامعقول، غيرمنطقي و حتي فاجعه آميز بوده اند. مشهورترين آنها احتمالاً «اعلاميه بالفور» (۱۹۱۷) است. در اوج جنگ جهاني اول بود كه وزير خارجه انگليس اعلام كرد كه امپراتوري بريتانيا از تبديل فلسطين به سرزمين ملي قوم يهود حمايت مي كند. در آن زمان، كمتر از ۶۰ هزار يهودي در فلسطين بودند كه با آرامش در كنار ۶۰۰ هزار عرب زندگي مي كردند.
چه چيزي باعث شد امپراتوري انگليس چنين اعلاميه شگفت آوري را منتشر كند؟ چه چيزي ابرقدرت بزرگ وقت را وادار كرد خود را به امر غيرمنطقي بر اساس حمايت از يك گروه قومي حاشيه اي (كمتر از ۱۰ درصد مجموع جمعيت منطقه) متعهد سازد؟
به فرض كه يك انديشه استراتژيك استعماري يا هر تصور منطقي ديگري در پشت اعلاميه بالفور قرار داشت، به شدت گمراه كننده بود. طولي نكشيد كه سيل يهوديان به فلسطين سرازير شد و فلسطينيان عرب بومي شروع به نشان دادن نارضايتي شديد خود كردند. درگيري اجتناب ناپذير شد و هنگامي كه انگليس كوشيد لطمه بالفور را مرمت كند، ديگر خيلي دير شده بود(گزارش رسمي دولت انگليس در سال ۱۹۳۹). تروريست هاي دست راستي وگروههاي مقاومت شبه نظامي يهودي در آستانه دادن درسي از توحش صهيونيستي به نيروهاي قيمومت بودند. از ديد انگليسي ها، ائتلاف با صهيونيستها به يك فاجعه تبديل شد. ۲ سال پس از جنگ جهاني دوم بود كه صهيونيستها نيروهاي استعماري انگليس را از منطقه بيرون راندند. يك الگوي كاملاً مشابه از انديشه هاي شوم، انگليس و فرانسه، اين دو امپراتوري درحال احتضار را وادار كرد در عمليات كانال سوئز (۱۹۵۶) با اسرائيل متحد شوند.
فرانسه و انگليس، به دنبال ملي كردن «شركت كانال سوئز» توسط«جمال عبدالناصر» (رئيس جمهوري مصر)، در انديشه انجام عمليات نظامي براي بازگرداندن كنترل كانال سوئز به غرب بودند. مشخص است كه اسرائيل بخشي از اين مناقشه نبود، اما به عنوان يك«خدمتگزار سرسپرده انديشه استعماري غربي، طبق معمول پيشنهاد كرد براي هر تجاوز امپرياليستي، كمك نظامي ارائه كند، به اين شرط كه متجاوزان قول بدهند حداكثر رنج و مصيبت را به همسايگان عرب اسرائيل وارد كنند. عمليات سوئز روز ۲۹اكتبر با عمليات اسرائيل شروع شد و دو روز بعد، انگليس و فرانسه وارد كارزار شدند. اين عمليات پاسخ خشمگينانه شوروي را به دنبال داشت. اسرائيل روز ۹نوامبر، كمتر از ده روز پس از شروع عمليات تسليم شد و اعلام كرد نيروهايش را بلافاصله از صحراي سينا خارج مي كند. براي انگليس و فرانسه، اين ماجراي ناموفق مظهر پايان عصر استعمارگري بود. عمليات سوئز بيش از هر چيز نشانه از دست رفتن نفوذ اروپا در منطقه بود. از ديدگاه استعماري، همكاري با صيونيستها بار ديگر مخرب از كار درآمد.
087615.jpg
اروپاييان درس خود را فراگرفتند و به شدت نسبت به صهيونيستها مشكوك شدند. در عين حال، بايد اعتراف كرد كه آمريكاييان هنوز درس لازم را نگرفته اند. مردم آمريكا هنوز متوجه نشده اند كه ائتلاف با اسرائيل زندگي آنان را به شدت به خطر مي اندازند. مردم آمريكا نمي توانند بين انفجارهاي ۱۱سپتامبر و حمايت چاره ناپذير آمريكا از صهيونيستم، پيوندي برقرار كنند. به نظر من دليل ناتواني مردم آمريكا از درك يك چنين ارتباط ساده و روشني فقط مي تواند اين حقيقت باشد كه گروههاي فشار صهيونيستي توانسته اند كاملاً بر منابع عمده اي كه افكار عمومي آمريكا را كنترل مي كنند، چه در زمينه فرهنگي، امور مالي و رسانه ها، تسلط پيدا كنند. «تدترنر» مالك «سي.ان.ان»، بزرگترين شبكه خبري تلويزيوني دنيا، مجبور شد تلاش كند گروههاي فشار صهيونيستي را قانع نمايد كه وقتي «به اشتباه» به اسرائيل به عنوان يك «كشور صهيونيستي» اشاره كرد، در حالت طبيعي نبوده است،كاملاً واضح و آشكار است كه اسرائيل از حمايت كامل رسانه هاي آمريكا برخوردار است. سؤالي كه بايد مطرح كرد، اين است كه چه كسي خيال دارد از آمريكائيان در برابر سرزمين مادري آنان، اسرائيل، حمايت كند؟
در حالي كه مردم آمريكا تلاش مي كنند به اين سؤال اساسي پاسخ بدهند، ما مي توانيم با انديشيدن به سؤالهاي زير، قواي عقلاني خود را تقويت كنيم: چگونه است كه ملت بزرگ آمريكا، ابرقدرت بزرگ جهان، تحت سلطه يك گروه فشار كوچك از يك كشور مينياتوري قرار گرفته است؟ آيا واقعاً آمريكاييان و اسرائيلي ها منافع مشتركي دارند؟ و اگر دارند، كسي مي تواند ما را روشن كند و بگويد كه اين منافع شامل چه چيزهايي است؟ آيا مردم آمريكا از اين حقيقت آگاهند كه تبديل شدن آنان به هدف مستقيم «ترور اسلامي» پيش از همه به نفع اسرائيل است.
اگر درست بينديشيم، اين امر بايد وحشت انگيز باشد كه يك چنين گروه فشار كوچكي از يك كشور كوچك اين همه مشتاق است تا بقيه مردم جهان را در مناقشات تمام نشدني درگير كند.
يادداشت هاي سفر به لبنان و سوريه (۴)
087471.jpg
آزادي بيان
از جمله ويژگيهاي مهم مطبوعات لبنان، تأكيد برحمايت و پاسداري از آزادي بيان دراين كشور است. از نهادهايي كه وظيفه خطير پاسداشت آزادي بيان را بردوش مي كشند ، سنديكاي نويسندگان و مطبوعات اين كشور است . اين سنديكا در سال ۱۹۱۱ تشكيل و تأسيس شد.
يك روزنامه نگار لبناني مي گويد: «اين سنديكا گرچه در دوران امپراتوري عثماني و قيموميت فرانسه نتوانست نقش مدافع جدي و عملي از مطبوعات را ايفا كند اما از دوره استقلال اين كشور در سال ۱۹۴۳ تاكنون رفته رفته نقش واقعي خود را بازيافته است ». به هنگام اوج گيري آتش جنگ داخلي در سال ۱۹۷۵ ميلادي در لبنان دولتهاي عرب براساس روش حكومتي خود با اعمال فشار بردولت وقت لبنان، خواستار محدودساختن آزادي مطبوعات دراين كشور شدند. حاصل اين دوره، تصويب «قانون ۱۰۴» در زمان دولت «سليم الحص» در سال ۱۹۷۷ بود كه عملاً زمام امور مطبوعات را به رئيس امنيت عمومي مي سپرد، اما سرانجام با تلاش سنديكاي مطبوعات و اراده جامعه مطبوعاتي لبنان، درسال ۱۹۹۴ تغييرات بنياديني دراين قانون به وجود آمد و در واقع قانون جديدي از تصويب مجلس گذشت.
تغييرات مهم و قابل تأملي در قانون مطبوعات لبنان صورت گرفت اين تغييرات شامل لغو اختيارات مدعي العموم دربازداشت موقت روزنامه نگاران ، لغو ممانعت از ادامه فعاليت نشريه، لغو محاكمه غيرعلني روزنامه نگاران و مديران مسؤول نشريات، لغو مجازات زندان براي روزنامه نگاران بود.
اما از «قانون ۱۰۴» سه مفاد « لزوم خودداري مطبوعات از تحقير و ناسزاگويي به رئيس جمهوري » ، «احتراز از دامن زدن به اختلافات داخلي و طايفه اي» و«عدم حمايت از دشمن صهيونيستي در مطبوعات» برجاي ماند.
«محمد بعلبكي » رئيس سنديكاي مطبوعات لبنان مي گويد: «جامعه اي كه درآن مطبوعات آزاد نباشند، جامعه اي بي نشاط است وبايد باور داشت كه انديشه تنها در فضاي آزاد شكوفا مي شود. او ادامه مي دهد: اگر حكومتها سينه اي گشاده براي شنيدن سخنان انتقادآميز نداشته باشند وبا مطبوعات با طمأنينه و به ديده تساهل برخورد نكنند ، كار به سامان نمي رسد.
از جمله نكات جالب در وظايف سنديكاي مطبوعات لبنان اين است كه روزنامه نگاراني كه مقاله هاي توهين آميزي درباره افراد حقيقي ويا حقوقي بنويسند ابتدا از سوي كميسيوني متشكل از چندعضو سنديكاي مطبوعات به آنان تذكر داده مي شود ودرمرحله بعد تحت سرزنش و اخطار قرار مي گيرد وبار سوم نام روزنامه نگار از ليست سنديكا حذف مي شود. به گفته بعلبكي اين كار به معناي محروم شدن روزنامه نگاران از حقوقي چون استفاده از صندوق بيمه و حرفه مطبوعاتي است.
با وجود آنكه در قوانين اساسي وعادي لبنان از هيأت منصفه سخني به ميان نيامده است اما دادگاه مطبوعات درلبنان علني است وطبق قانون قاضي حق ندارد پيش از تشكيل دادگاه نسبت به تعطيلي نشريه و يا زنداني كردن روزنامه نگاران اقدام كند.
تلويزيون جاي مطبوعات
با وجودرونق فعاليتهاي مطبوعاتي و گستره وسيع آزادي بيان در لبنان فضاي اين كشور در تسخير رسانه هاي تصويري است ـ و همانطور كه گفته شد ـ تيراژ روزنامه هاي لبنان به ۱۰۰هزار نسخه هم نمي رسد.
در لبنان ۷تلويزيون خصوصي ـ كه اكثر آنها ماهواره اي هستند و يك تلويزيون دولتي در كنار حدود ۱۶راديوي خصوصي و دولتي وجود دارد. هرطايفه مهم لبناني تقريباً يك شبكه تلويزيوني دارد ام تي وي (مسيحيان) ان بي ان (جنبش امل )، المنار (حزب الله)، ال بي سي (تلويزيون ديگر مسيحيان)، تلويزيون لبنان، المستقبل تلويزيون نخست وزير لبنان و New TV مهمترين شبكه هاي تلويزيوني لبنان هستند.
بخش غالب برنامه هاي تلويزيوني لبنان را موسيقي ، فيلم ، سرگرمي و اخبار تشكيل مي دهد . معمولاً فيلم ها و برنامه هاي خارجي در لبنان ترجمه نمي شود و تنها با زيرنويس عربي پخش مي شود.

• جواد دليري
پرونده عراق در ۲۴ ساعت گذشته
\ روزنامه پاكستان آبزرور (چاپ پاكستان): بغداد: سخنان توني بلر بخشي از تلاشهاي صهيونيستها عليه عراق است.
\ روزنامه اوصاف: انگليس: عراق مي تواند طي يك سال آينده بمب هسته اي بسازد.
\ روزنامه البيان (چاپ امارات): عراق: گزارش بلر به منظور توجيه حمله به اين كشور ارائه شد.
\ روزنامه الخليج: اخباري از نفوذ نيروهاي غربي و اسرائيلي به عراق وجود دارد.
\ روزنامه الوطن (چاپ عربستان): واشنگتن به همكاري سوريه پس از سقوط صدام نياز دارد.
\ روزنامه الجزيره: در صورت گسترش درگيري آمريكا با عراق، قيمت هر بشكه نفت به ۶۰ دلار مي رسد.
\ روزنامه «العرب اليوم» (چاپ اردن): وزير نفت عربستان سعودي: در صورت حمله به عراق، قيمت يك بشكه نفت به ۱۰۰ دلار افزايش مي يابد.
\ روزنامه جمهوريت (چاپ تركيه): جورج بوش از كنگره آمريكا خواست درخصوص اعطاي اختيارات كامل به وي در مورد حمله به عراق تعجيل كند.
\ روزنامه جمهوريت: مخالفان صدام در تركيه گردهم مي آيند.
\ روزنامه لوموند (چاپ فرانسه): آمريكا در مقابل عراق دو طرح متفاوت ارائه مي دهد.
\ روزنامه تاكس اشپيگل (چاپ آلمان): شيراك درباره جنگ عليه عراق هشدار داد.
\ روزنامه لا استامپا (چاپ ايتاليا): توني بلر، پرونده صدام حسين را گشود.
\ روزنامه اونيتا: نخست وزير ايتاليا در جنگ با عراق، تنها است.
\ روزنامه الرأي العام (چاپ كويت): عراق خواستار برگزاري نشست فوق العاده سران عرب شد.
\ روزنامه الانباء: ال گور با گروه مخالف سياست بوش در عراق همراه مي شود.
\ روزنامه القبس: برد موشك هاي عراقي به ايران، تركيه، اسرائيل و قبرس مي رسد.
\ روزنامه الوطن: مسؤوليت سلاحهاي شيميايي عراق به عهده قصي فرزند صدام است.
\ روزنامه السياسه: صدام فرماندهي گارد رياست جمهوري را به عهده گرفت.
\ روزنامه الحيات (چاپ لبنان): پرونده بلر درباره سلاح كشتارجمعي عراق ۳۷ ميليارد دلار به بورس لندن زيان وارد آورد. همچنين بغداد با اعلام آمادگي براي بازديد بازرسان از همه مراكز، دلايل بلر را رد كرد.
\ روزنامه الشرق الاوسط: صدام براي برقراري صلح در خاورميانه تشكيل اجلاس جديد بين المللي را پيشنهاد كرد.
\ راديو آمريكا: آمريكا مي گويد نسبت به اين موضوع مظنون است كه اوكراين سيستم پيچيده هشداردهنده سريع براي رديابي هواپيماها را در اختيار عراق قرار داده باشد.
\ راديو بي. بي. سي: ارتش آمريكا تأكيد مي كند كه تمرينهاي نظامي مشترك آن كشور با كويت كه تداركات آن در منطقه خليج فارس در جريان است، هيچ ربطي به تهديدهاي دولت آمريكا عليه عراق ندارد.
وال استريت ژورنال از احتمال جنگ قدرت در عربستان سخن گفت
روزنامه «وال استريت ژورنال» ديروز نوشت: با مرگ ملك «فهد» جانشينان وي براي كسب قدرت به جان يكديگر خواهند افتاد.
به گزارش ايرنا، اين نشريه با اشاره به بيماري شديد ملك فهد و اينكه ديگر قادر به شناسايي افراد نيست، نوشت: حيات وي مانع انفجار نبرد قدرت بين جانشينان احتمالي او مي شود. به نوشته وال استريت ژورنال، يك طرف اين نبرد، امير «عبدالله» وليعهد عربستان سعودي قرار دارد كه همواره با فساد مبارزه كرده و از ۱۱ سپتامبر تاكنون نيز خواستار نزديكي بيشتر به آمريكا شده است و در سوي ديگر، شاهزاده «سلطان» وزير دفاع عربستان سعودي قرار دارد كه هم با آمريكا خصومت دارد و هم مخالف اصلاحات دولتي است.
وال استريت ژورنال تأكيد كرد: به قدرت رسيدن عبدالله لطمات زيادي به سلطان خواهد زد. اين روزنامه افزود: اگرچه بر اساس قوانين سنتي عربستان سعودي، جانشين پادشاه، بزرگترين برادر او است، اما با ايجاد قانوني در سال ۱۹۹۲ پادشاه مي تواند خود جانشين خود را از ميان برادران و برادرزادگانش انتخاب كند.
به نوشته وال استريت ژورنال، نبرد قدرت بين اين دو نه فقط سرنوشت بزرگترين توليد كننده نفت را تعيين مي كند، بلكه آينده جنگ با تروريسم و جهان اسلام را نيز رقم خواهد زد. گفتني است كه طي هفته هاي اخير، رسانه هاي آمريكايي اقدام به چاپ و انتشار گزارشهايي درباره مسائل داخلي عربستان كرده اند.
۷۰درصد اوكرايني ها خواهان سرنگوني كوچما هستند
087564.jpg
۳ رهبر مخالفان اوكراين (از چپ به راست) «الكساندر موروزوف» از حزب سوسياليست، «يوليا تيموشنكو» معاون سابق نخست وزير از حزب «سرزمين پدري» و «پترو سيموننكو» رهبر حزب كمونيست پس از آن كه از سوي مأموران امنيتي به دليل اعتراض به كوچما مورد پيگرد قرار گرفتند، با خبرنگاران گفت وگو مي كنند.
گروه بين الملل ـ هزاران تظاهركننده ديروز براي دومين بار طي يك هفته اخير مقابل پارلمان اوكراين عليه «لئونيد كوچما» رئيس جمهوري اين كشور تظاهرات كردند و در همين حال، مقامات دولتي ۳ رهبر مخالف را به خاطر تلاش براي قرارگرفتن مقابل دوربينهاي تلويزيون دولتي تحت پيگرد قرار دادند.
به گزارش آسوشيتدپرس، هزاران نفر با ناديده گرفتن ممنوعيت تظاهرات در مركز «كيف» با شعارهاي «اوكراين بدون كوچما» به سوي ساختمان پارلمان حركت كردند. يكي از آنها صورتك پلاستيكي كوچما را كه گويي از دهانش خون مي چكيد، بالاي دست بلند كرده بود. «كاترينا زابولوتنا» يك مهندس اوكرايني گفت: ما اينجا گردهم آمده ايم، زيرا دولتمان، دولت راهزنان است. مستمري بگيران قادر به امرارمعاش نيستند، روستاهاي ما در بحران عميق قرار دارد و رئيس جمهوري ما و «نگهبان» ما، مقصر همه اين نابساماني هاست.
نتايج يك نظرسنجي اخير نشان مي دهد ۷۰ درصد مردم اوكراين از سرنگوني كوچما حمايت مي كنند. وي اولين بار در سال ۱۹۹۴ به رياست جمهوري اوكراين برگزيده شد.
فشار بوش به كنگره براي تصويب قطعنامه حمله به عراق
گروه بين الملل: «جورج بوش» با تمسك به پرونده اطلاعاتي دولت انگليس درباره برنامه جنگ افزارهاي كشتارجمعي عراق، به كنگره براي تصويب قطعنامه اي در مورد سرنگوني حكومت صدام فشار آورد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، بوش درباره عراق گفت: كنگره براي تصويب قطعنامه اي كه صدام را مقصر يك دهه بي اعتنايي عراق به قطعنامه هاي سازمان ملل متحد مي داند، بايد اكنون اقدام كند. بوش همچنين انتقاد شديداللحن ال گور معاون رياست جمهوري سابق آمريكا از سياستش در قبال عراق را كم اهميت جلوه داد وگفت: اطمينان دارم بسياري از دموكراتها، اينجا در واشنگتن درك مي كنند كه صدام تهديدي واقعي براي آمريكاست. من مشتاقم براي تصويب اين قطعنامه با آنها همكاري كنم.
«تام داشل» سناتور آمريكايي و رهبر اكثريت دموكرات سنا گفت كه انتظار دارد قانونگذاران با كاخ سفيد درباره مفاد قطعنامه همكاري كنند و تا ابتداي هفته آينده برسر لحن آن به اتفاق نظر برسند. انتقاد قانونگذاران به نامحدود بودن پيش نويس قطعنامه بوش است كه به رئيس جمهوري آمريكا اجازه مي دهد «از همه ابزار» براي دفاع از منافع امنيت ملي آمريكا عليه تهديد عراق استفاده كند. ساير قانونگذاران معتقدند آمريكا بايد رويكردي چند جانبه گرايانه تر براي سرنگوني صدام اتخاذ كند، ولي اين نبايد موجب شود كه آمريكا از دفاع از خود عاجز شود. يك نظرسنجي جديد نشان مي دهد كه ۴۴ درصد آمريكايي ها معتقدند نمايندگان كنگره درباره سياست بوش در مورد عراق سؤالات كافي نپرسيده اند. اين نظرخواهي شبكه «سي بي اس» تأييد كرد كه جمهوريخواهان و دموكراتها نظر متفاوتي دارند. در حالي كه ۵۵ درصد جمهوريخواهان از كنگره مي خواهند ظرف چند هفته آينده به اين قطعنامه رأي مثبت دهد، ۶۶درصد دموكراتها مي گويند كه كنگره بايد تا زمان تصويب قعطنامه جديد شوراي امنيت دست نگه دارد. در عين حال، ۵۷درصد پرسش شوندگان از آمريكا مي خواستند به سازمان ملل متحد براي بازگرداندن بازرسان تسليحاتي به عراق مجال بيشتري بدهد.
عراق نيز دوباره اعلام كرد كه حاضر است به بازرسان بدون قيد و شرط اجازه بازرسي دهد. صدام نيز ديروز قول داد متجاوزان به عراق را متحمل شكست خواهد كرد. وي به مردم عراق گفت: آينده متعلق به شماست. دشمن شما بازنده است، زيرا كسي كه اشتباه مي كند، از ابتدا محكوم به شكست است.
باوجود اين، مقامهاي آمريكايي مي گويند پيش نويس قطعنامه جديد سازمان ملل متحد درمورد عراق را به احتمال زياد تا امروز بين اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد توزيع خواهند كرد. بي.بي.سي گفت: با ارائه اين پيش نويس، مذاكرات سختي در شوراي امنيت در پيش خواهد بود، زيرا هنوز معلوم نيست كه روسيه و فرانسه از اين پيش نويس حمايت كنند.
هدف؛ بهبود روابط برلين ـ واشنگتن
يوشكافيشر به آمريكا مي رود
087504.jpg
روزنامه «فرانكفورتر روندشاو» ديروز گزارش داد كه مسؤولان عاليرتبه سياست خارجي آلمان به واشنگتن سفر خواهند كرد و افزود: آلمان بايد قدم به قدم براي عادي سازي روابط خود با آمريكا فعاليت كند.
به گزارش ايرنا، اين روزنامه در همين ارتباط افزود: «يوشكا فيشر» وزير امور خارجه آلمان قرار است به زودي به آمريكا سفر كند. وي با برخورداري از زمان كافي با انجام گفت وگوهاي گسترده با كنگره آمريكا و نيز مطبوعات و رسانه هاي اين كشور، چهره آلمان را نزد آمريكايي ها بار ديگر بهبود خواهد بخشيد.
فرانكفورتر روندشاو افزود: همچنين قرار است چند نفر از نمايندگان برجسته فراكسيون ائتلافي دولت در مجلس اين كشور به زودي به آمريكا سفر كنند.
اين روزنامه نوشت: البته تا انجام يك ملاقات ميان «گرهاردشرودر» صدراعظم آلمان و جورج دبليو بوش رئيس جمهوري آمريكا فاصله زيادي است.
۶۴ نماينده پارلمان انگليس با «قصه هاي عاميانه» بلر به خواب نرفتند
۶۴ عضو پارلمان انگليس كه اكثريت آنان از حزب حاكم كارگر بودند، با سياست «توني بلر» در حمله به عراق مخالفت كردند.
به گزارش ايرنا به نقل از بخش فارسي راديو بي.بي.سي، در پارلمان بريتانيا تا آخرين ساعات شب گذشته بحث و مذاكره و اختلاف نظر در مورد سياست كشور در برابر صدام حسين جريان داشت.
بنابراين گزارش، بلر در گيرودار مجادله ها سعي داشت حمايت نمايندگان را براي اتخاذ موضعي سخت و جدي عليه صدام حسين جلب كند. وي همچنين پرونده اي جنجال برانگيز را كه به گفته او شامل شواهد قوي براي اثبات دست داشتن «صدام حسين» در توليد سلاحهاي شيميايي و بيولوژيكي و توانايي ساخت سلاحهاي اتمي، است، به نمايندگان پارلمان تسليم كرد.
بي.بي.سي گفت: در پايان يك روز خسته كننده و در پي انجام مذاكراتي طولاني در پارلمان بريتانيا، اكنون توني بلر، ميزان اختلاف نظر ميان نمايندگان منتخب مردم خود را بهتر دريافته است. پس از آنكه بلر جزييات مسأله تهديد جدي از سوي صدام حسين را تشريح كرد، در صدد برآمد موافقت اعضاي حزب خود يعني حزب كارگر را عليه صدام حسين جلب كند.
وي سعي داشت در سخنان خود براهميت نظر سازمان ملل متحد در اين مورد تأكيد و كمتر از احتمال انجام عمليات نظامي صحبت كند.
توني بلر همچنين براهميت توجه به مسائل اصلي تر و گسترده تر خاورميانه صحه گذاشت. گرچه در اين مورد پيشنهاد مشخصي براي ارائه نداشت.
بي.بي.سي گفت: در پايان روزي كه تماماً به بحث و جدل ومذاكره سپري شد، ۶۴ عضو پارلمان كه اكثرشان عضو حزب حاكم كارگر بودند، مخالفت خود را با حمله به عراق اعلام كردند. البته اين رأي به معناي از ميان رفتن اكثريت موافق بلر در پارلمان نيست. اما هشداري است براي نخست وزير بريتانيا كه حمايت حزب كارگر يعني حزب خود را از اين پس چندان مسلم تلقي نكند.
براساس گزارشهاي خبري، نمايندگان پارلمان انگليس از پرونده اي كه بلر در اختيار آنان گذاشته بود، تحت عنوان قصه هاي عاميانه ياد كردند.
در عين حال، «جورج بوش» رئيس جمهوري آمريكا از گزارشي كه «توني بلر» نخست وزير انگليس در مورد عراق به پارلمان كشورش تقديم كرد، ستايش كرد.
به گزارش شبكه تلويزيوني «الجزيره» قطر، بوش پس از ملاقات با اعضاي دولت خود در كاخ سفيد گفت: بلر اطلاعات ديگري نيز در مورد پرونده تسليحات عراق در اختيار دارد و در زمان مناسب اين اطلاعات را فاش خواهد كرد. از سويي، روزنامه «البعث» ارگان حزب بعث سوريه، ديروز مقاله اي را منتشر كرد كه در آن، به «توني بلر» نخست وزير انگليس توصيه شد تااز «گرهارد شرودر» صدراعظم آلمان، درس بگيرد.
البعث با مقايسه بين مواضع شرودر و بلر درخصوص تهديد نظامي آمريكا عليه عراق نوشت: شرودر موضع خود در مخالفت با هرگونه اقدام نظامي آمريكا عليه عراق را به وضوح بيان كرد و ملت آلمان نيز با انتخاب مجدد وي بر حمايت خود از اين موضع تأكيد كرد.
گربه هاي سياه به اشغال معبد هندوها پايان دادند
087510.jpg
گروه بين الملل ـ محاصره يك معبد هندوها در ايالت «گجرات» در غرب هند با هجوم نيروهاي ارتش هند به داخل معبد و كشتن دوفردمسلحي كه با حمله به معبد، ۳۰نفر را كشته و ۱۰۰نفر را مجروح كرده بودند، پايان يافت.
به گزارش بي.بي.سي، حدود ۷۰نيروي ويژه ارتش هند كه به «گربه هاي سياه» مشهورند، در سياهي شب (سه شنبه) واردمعبد شدند تا به ۱۲ساعت محاصره و درگيري در معبد «سوامينارايان» پايان دهند.
درنتيجه درگيري نيروهاي ويژه با مردان مسلح، يكي از افراد نيروي ويژه كشته و تعدادي نيز مجروح شدند.
«گريشنان ادواني» معاون نخست وزير هند كه به محل رفته بود، به طور غيرمستقيم، پاكستان را متهم به نقش داشتن دراين حمله كرد. اما پاكستان اين حمله را محكوم و هرگونه دخالت درآن را تكذيب كرده است.
مقام هاي هند ازمردم گجرات خواسته اند تا آرامش خود را حفظ كنند.
ارتش هند نيز اعلام كرد كه براي دردست گرفتن اوضاع، ۳هزار نيرو به منطقه اعزام خواهدكرد.
صدهانفر ازمردم گجرات درماه هاي فوريه و مارس سال جاري در درگيري هاي مذهبي كه شديدترين درگيري ها در دهه هاي اخير توصيف شده ، جان خود را ازدست دادند. هنگام وقوع حادثه، صدها زائر هندو در داخل معبد به عبادت مشغول بودند.
ايالت گجرات در ماههاي فوريه و مارس سال جاري شاهد بدترين خونريزي هاي مذهبي طي چنددهه اخيربود و مقامات هم اكنون خواستار آرامش مردم شده اند. ادواني به خبرنگاران گفت كه اكثر قربانيان حمله به معبد را مردان تشكيل مي دهند، اما تعدادي زن و كودك نيز درميان كشته شدگان بوده اند.
وي از هندوها و مسلمانان خواست به خشونت متوسل نشوند و گفت: اميدوارم مردم درك كنند كه درگيري در جامعه تنها به نفع كساني است كه دست به اين حمله زده اند.
مقامات مي گويند: تيراندازي زماني آغازشد كه دومرد واردمعبد شدند و با مسلسل، زائران را به گلوله بستند.
يك مرد زائر كه با دو فرزندش ازمعبد گريخته بود، گفت: صداهايي مهيب و صداي گلوله بلندشد؛ نمي دانستم چه خبراست. موقع تيراندازي حدود ۶۰۰نفر درمعبدبودند و خداراشكر كه زنده مانده ام.
ازسويي، به گزارش ايرنا، منابع هندي گفتند: ازنزد دو فرد مسلحي كه توسط كماندوهاي هندي صبح ديروز دريك معبد در ايالت گجرات به قتل رسيدند، جزوه هاي تبليغاتي يك گروه جديد به نام «تحريك قصاص» را كشف كرده اند. درهمين حال، نخست وزيرهند كه در مالديو به سرمي برد، حمله افرادمسلح به يك معبد هندو در شهر «گاندي نگر» ايالت گجرات را محكوم كرد و قول داد به تروريسم درسراسر كشورش پايان دهد.
به گزارش خبرگزاري «پي.تي.آي»، «آتل بيهاري واجپايي» كه سفررسمي ۴روزه به مالديو را زودتر به پايان مي رساند و امروز به دهلي نو بازخواهدگشت، درسخناني خطاب به گروهي از جامعه هندي تبار درشهر «ماله» اين موضع را بيان كرد.
وي گفت: تروريسم اكنون به آخرين مرحله خود رسيده است. نخست وزيرهند افزود: تروريست ها نمي خواستند در ايالت جامو و كشمير انتخابات برگزارشود و چون دولت هند موفق به اجراي اين كارشد، آنان از اين كار ناراحت هستند و به اين گونه اعمال دست مي زنند.
واجپايي گفت: دولت هند با تروريسم برخورد جدي خواهدكرد و ازمردم هند نيز خواست با حمله به يك معبد تحريك نشوند.
آن سوي خبر
مانيفست جنگ عليه صلح (۳)
«دشمن ما تروريسم است كه عليه بي گناهان دست به خشونت تعمدي و با انگيزه هاي سياسي مي زند.»
اين جمله بخشي از متن موسوم به «استراتژي امنيت ملي آمريكا» است كه با امضاي جورج بوش انتشار يافت. با اين حال، رئيس جمهوري آمريكا و تهيه كنندگان اين متن «فراموش» كرده اند كه نيم نگاهي به عملكرد همكاران خود طي دهها سال گذشته بيندازند.
حمايت از جوخه هاي ترور در آمريكاي لاتين و قتل عام هاي گسترده در آسياي جنوب شرقي تحت عنوان «دفاع از دنياي آزاد» و…
هنوز از يادها نرفته است زماني كه طرح سازمان سيا براي ترور و قتل رهبران دولتهاي مخالف آمريكا در رسانه هاي جهان انعكاس گسترده اي يافت. شايد بهتر آن بود كه با عنايت به اين پيشينه، تهيه كنندگان اين متن تا اين اندازه در راه محكوم كردن تروريسم افراط نمي كردند. در ذيل، بخش ديگري از «استراتژي امنيت ملي آمريكا» از نظر خوانندگان گرامي «ايران» مي گذرد.

۲ـ ترويج آمال مردم براي دستيابي به كرامت انساني
«برخي نگرانند كه سخن گفتن به زبان خوبي و يا بدي تاحدودي دور ازنزاكت و غيرديپلماتيك است. من مخالفم. شرايط مختلف، مستلزم شيوه هاي متفاوت است، ولي نه اخلاقيات متفاوت.»

جورج بوش
دانشكده افسري وست پوينت، نيويورك، اول ژوئن ۲۰۰۲
در پيگيري اهدافمان، نخستين الزام براي ما تصريح موضعمان است: آمريكا بايد از آزادي و عدالت صيانت كند، زيرا اين اصول براي همه مردم به حق و راستين است. هيچ كشوري مالك اين آمال نيست و هيچ كشوري، از آنها مبرا نيست. پدران و مادران همه جوامع مي خواهند فرزندانشان تحصيل و عاري از فقر و خشونت زندگي كنند. هيچ انساني در اين كره خاكي مايل به ستمديدگي، خدمتگزاري و انتظار نيمه شب براي فرا رسيدن پليس مخفي نيست.
آمريكا بايد قاطعانه از خواهشهاي بحث ناپذير كرامت انساني دفاع كند: حكومت قانون، تحديد قدرت مطلقه حكومت، آزادي بيان، آزادي ديني، عدالت، احترام به زنان، تسامح مذهبي ونژادي و رعايت مالكيت خصوصي. اين مطالبات را مي توان به اشكال زيادي برآورده كرد. قانون اساسي آمريكا، بخوبي نيازهايمان را رفع مي سازد. بسياري از كشورهاي ديگر كه تاريخ و فرهنگ متفاوت دارند و با شرايط متفاوتي مواجهند، اين اصول بنيادين را با موفقيت در نظامهاي حكومتي شان گنجانده اند. تاريخ با كشورهايي كه اين حقوق را ناديده گرفته و آمال ملت شان را لگدمال كرده اند، مهربان نبوده است.
تجربه آمريكا به عنوان يك مردم سالاري بزرگ چندنژادي بر باورمان گواهي مي دهد كه پيروان بسياري از اديان و وارثان ميراثهاي فرهنگي گوناگون مي توانند در صلح و صفا زندگي كنند و از بالندگي برخوردار شوند. تاريخ خودمان، شاهد مبارزه اي طولاني براي تحقق آرمانهايمان بوده است. اما حتي در ناگوارترين لحظات، اصول تجلي يافته در «اعلاميه استقلال» راهنماي راه ما بودند. در نتيجه، آمريكا نه تنها جامعه اي قدرتمندتر، بلكه آزادتر و عدالت پرورتر است.
امروز، اين آرمانها خط مشي مدافعان يكه تاز آزادي است و هنگامي كه گشايش رخ مي دهد، ما مي توانيم اصلاحات را ترغيب كنيم، همانگونه كه از سال۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱ در اروپاي مركزي و شرقي يا در سال۲۰۰۰ در بلگراد چنين كرديم. وقتي مي بينيم روندهاي مردم سالار در ميان دوستانمان در تايوان يا جمهوري كره ريشه مي دواند و مي بينيم رهبران منتخب جايگزين ژنرالهاي آمريكاي لاتين و آفريقا مي شوند، شاهد نمونه هايي از چگونگي تكامل نظامهاي اقتدارگرا از طريق ادغام تاريخ و سنن بومي با اصولي هستيم كه همگي آنها را ارج مي نهم.
با عبرت آموزي از گذشته و بهره گيري از فرصت كنوني، استراتژي امنيت ملي آمريكا بايد از اين باورهاي بنيادين نشأت بگيرد و براي بررسي زمينه هاي گسترش آزادي به خارج نظر افكند.
اصول ما، هدايت گر تصميمات دولت ما درباره همكاري بين المللي، ماهيت مساعدت خارجي و اختصاص منابع مان خواهد بود. آنها رفتار و گفتارها در نهادهاي بين المللي را هدايت خواهند كرد:
* ما با استفاده از ندا و رأي مان در نهادهاي بين المللي صادقانه درباره نقض مطالبات سازش ناپذير كرامت انساني جهت اشاعه آزادي صحبت خواهيم كرد.
* ما از كمك خارجي مان براي ترويج آزادي و حمايت از كساني كه بدون توسل به خشونت در راهش مبارزه مي كنند، استفاده خواهيم كرد و به ملتهاي پيشرو در مسير مردم سالاري به خاطر گامهايشان پاداش خواهيم داد.
* ما در مناسبات دوجانبه مان، آزادي و توسعه نهادهاي مردم سالار را جزو مضامين كليدي قرار خواهيم داد، از مردم سالاريهاي ديگر، همبستگي و همكاري خواهيم خواست ودر عين حال، به دولتهاي ناقض حقوق بشر فشار مي آوريم كه به سوي آينده اي بهتر حركت كنند.
* ما براي اشاعه آزادي دين وعقيده، گامهاي ويژه اي بر خواهيم داشت و از آن در برابر تعرض دولتهاي سركوبگر محافظت خواهيم كرد.
ما آرمان كرامت انساني را اشاعه خواهيم داد و با كساني كه مقابلش مي ايستند، ستيز خواهيم كرد.
يادداشت بين الملل
مسافري به نام «ناجي صبري»
«ناجي صبري» وزير امورخارجه عراق قرار است پس از سفر به قاهره وارد تهران شود.
سفر وزير خارجه عراق به تهران درمقطعي صورت مي گيرد كه عراق به شدت تحت فشار فرامنطقه اي و منطقه اي براي پذيرش بي قيد و شرط بازگشت بازرسان تسليحاتي سازمان ملل متحد قرار دارد.درحالي كه عقب نشيني تاكتيكي بوش، توپ را به زمين عراق انداخته است، كشورهاي عربي نظير عربستان، اردن و مصر فرصت يافته اند تا مواضع ديپلماتيك خود را با فشاركمتري از جانب عراق اتخاذ كنند. رياض، قاهره ، امان، كويت و بسياري از پايتخت هاي عربي هنوز مخالف حمله نظامي آمريكا به عراق هستند، اما اكنون فشار خود را متوجه عراق كرده اند تا با پذيرش بازرسان مانع جنگ جديد در منطقه شود.
ازسوي ديگر، در حالي كه نشانه هايي از آمادگي روسها براي معامله جديد با آمريكا در مورد عراق ديده مي شود و مذاكرات وزيران دفاع و امورخارجه روسيه و آمريكا، عراقي ها را نگران كرده است، ناجي صبري در آخرين مرحله ازسفرهاي زنجيره اي مسؤولان ارشد عراق به كشورهاي مرتبط با مسأله عراق و در حال ورود به تهران است.
سفر صبري پيش ازآنكه تابع مصالح و منافع روابط تهران ـ بغداد باشد، معطوف به كاهش فشار موجود بر عراق است.
درايران ، همه ناظران و مسؤولان مسأله عراق و رسانه ها و افكار عمومي و صاحب نظران و كارشناسان به خوبي با بازي هاي ديپلماتيك عراق آشنا شده اند. صبري در تهران ، كسي را براي همكاري با عراق عليه آمريكا نخواهد يافت و هنوز اظهارات خصمانه «طه ياسين رمضان » عليه ايرانيان از ذهن كسي پاك نشده است. ايرانيان نه به آمريكا اجازه خواهند داد تا بازگويي ديرهنگام جنايات عراق عليه مردم ايران در جنگ تحميلي را ابزار سياست خارجي خود قراردهند و نه بغداد قادر است از چالش هاي ايران ـ آمريكا به نفع خود بهره گيرد. ايران با حمله آمريكا به عراق مخالف است، اما جنايات صدام را فراموش نخواهد كرد.
تنها حوزه اي كه در مذاكرات تهران به روي ناجي صبري باز خواهد بود، گام هاي عملي براي توسعه روابط دوجانبه براساس قطعنامه ۵۹۸ و قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير است.
ناجي صبري اميدوار است در كنفرانس مطبوعاتي مشترك با همتاي ايراني خود و در كنار وي مخالفت ايران با حمله آمريكا به عراق را در خدمت ديپلماسي بغداد قراردهد. اين كارت را نبايد بدون پيشرفت جدي در حل وفصل مسائل دوجانبه، در اختيار فرستاده صدام قرارداد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |