پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۸۱ - ۱۸ رجب ۱۴۲۳
Thu, Sep 26, 2002
گزارش روز
شماره ۲۲۵۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
نگاهي تحليلي بر پديده خودكشي
سومين شماره «پيرامون» منتشر شد
087612.jpg
هفته نامه «پيرامون» با صاحب امتيازي ومديرمسؤولي ابراهيم ايماني فر، به تازگي به خانواده مطبوعات پيوسته است.
درسومين شماره اين هفته نامه مي خوانيم:
آسيبهاي اجتماعي عليه زنان ‎/ گزارش تخلفات وزارت نفت ‎/ گفت وگو با حاجي زاده طلايه دار مازندراني ‎/ سفر قاچاق‎/ فرار مغزها‎/ پشت ديوار ندامت و…
توجه به مسائل ومشكلات اجتماعي از جمله دغدغه هاي گردانندگان اين نشريه است.
نگاهي تحليلي بر پديده خودكشي
آخرين بيراهه تاريك
087624.jpg
خودكشي واكنشي است بيمارگونه به نابساماني هايي كه واقعه اش از درون فرد و سرخوردگي هايش آغاز مي شود و به منظومه اي از مشكلا ت جامعه منتهي مي گردد. اگرچه خودكشي نه آخرين راه كه بدترين و مذموم ترين شيوه مواجهه با مشكلات است اما فزوني گرفتن آمار آن بين جوانان دانشجو بايد همه را نگران سازد. طي سه سال گذشته آمارها در دامنه سني ۱۵ تا ۲۴ سال سه برابر شده است به طوري كه پس از سوانح اتومبيل رده بعدي را به خود اختصاص داده است.
•••
ناهمزماني و ناهمزباني فكري بين دانشجو و خانواده اش، اختلافات طبقاتي فزاينده در جامعه، نارضايتي و اقناع نشدن از جامعه، عدم انطباق شرايط موجود با توانمندي هاي فكري و رواني دانشجويان، افسردگي، اضطراب و ويژگي هاي عاطفي و شخصيتي افراد و … از جمله علل بارز خودكشي در بين دانشجويان است. دكتر سيدمهدي صابري، روانپزشك مي گويد: «مجموع عواملي كه اوايل جواني، شخصيت و خصيصه هاي ويژه هر فردي را مي سازد، نخست، عوامل دروني و بيولوژيكي است كه فرد از هنگام تولد با خود به همراه دارد و به آن سرشت مي گوييم، و ديگر خصوصياتي است كه در اثر تعامل و برخورد انسان با محيطش در او شكل مي گيرد كه به آن كارآكتر مي گوييم. تحقيقات نشان مي دهد خودكشي زمينه هاي ژنتيك و بيولوژيك دارد يعني خودكشي تا حدودي ارثي است. محيط نيز بعد دوم شخصيت فرد را مي سازد. كودكي كه در خانواده با افرادي ترسو و مضطرب با نگراني هاي بي مورد و يا بيماريهاي روحي رواني بزرگ مي شود، طبيعتاً شخصيتي كامل و قدرتمند پيدا نمي كند و عقده هاي حقارت، خودكم بيني و عدم اعتماد به نفس در او به شكلهاي مختلف از افسردگي تا خودكشي نمايان مي شود. وي همچنين به خلأ وجود پدرومادر نيز اشاره مي كند» در صورتي كه يك يا هر دو والد نتوانند، مراقبت و حمايت كافي و لازم را نسبت به كودك خود انجام دهند، فرد با گذشت زمان، دچار مشكلات اجتماعي و اقتصادي متعددي مي شود كه شرايط زندگي را براي او سخت مي كند، و چنانچه زمينه هاي ذاتي خودكشي را داشته باشد، قصد به خودكشي در او افزايش مي يابد. با اين وصف نبود يكي از والدين يا حتي هر دو را نيز، نمي توانيم عاملي صرف بشناسيم.
يكي از دوستان محمود او را دانشجويي فعال، عاطفي و ساده در رشته حقوق معرفي مي كرد كه در همان سالهاي اول ورود به دانشگاه تحت تأثير بچه هاي تهران، تغييرات زيادي در رفتار و منش او رخ داد. عليرضا در خصوص ويژگيها و علل خودكشي محمود مي گويد: «او پسري بود كه خلأ وجود پدرش بر او تأثير منفي زيادي گذاشته بود تا حدي كه طبق گفته خودش، در خانواده بسيار سركش بود و هر كاري كه تمايل داشت، انجام مي داد. با اين حال او ذهني تحليلگر داشت و بسياري از مسائل سياسي را حلاجي مي كرد و با چنين روحيه اي بي عدالتي هاي جامعه و تفاوت آشكار واقعيات با مطالب درسي او را آزار مي داد. شايد همين عوامل بود كه باعث شد در همان سالهاي اول ورود به دانشگاه ظاهرش تغيير كند و بعد به سمت سيگار و موادمخدر كشانده شود تا حدي كه در اين اواخر دچار افسردگي شديدي شده بود و آخر هم خودسوزي كرد و مرد.»

تحول بستر خانواده

بهداشت رواني ازجمله مباحثي است كه در جامعه ماهرروز كمرنگتر و كمرنگتر مي شود كه بايد آن را از درون خانواده ها تقويت نمود و به اجتماع سوق داد. دكتر صابري مي گويد: زماني كه در خانواده احترام متقابل وتفاهم در بين اعضا حاكم باشد و پدر به عنوان مظهر قانون و نظم و مادر منشأ محبت و عاطفه قرار گيرد ؛ اضطرابهاي دروني و عدم اعتماد به نفس و … در جوانان شكل نمي گيرد. البته اين جريان در مدرسه ودانشگاه نيز به گونه هاي مختلف از قبيل بهادادن به تفكرات و خواستهاي جوان ، تداوم مي يابد».
به لحاظ جامعه شناسي در جوامعي كه عناصر خانواده ومذهب اقتدار و پايداري خود را حفظ كرده ا ند، مي توانيم آنان را عاملي بازدارنده در جهت كاهش معضلات ومشكلات اجتماعي ازجمله خودكشي بدانيم . درحالي كه درجامعه ما و همه كشورهاي جهان سومي بخاطر فرآيند گذار جامعه گاه از اقتدار يكي ازاين نهادها كاسته مي شود و عامل بازدارندگي خود را از دست مي دهند. نادر سالارزاده، استاد دانشگاه و مترجم متون جامعه شناسي از جمله كتاب «خودكشي» اثر دوركيم در تحليلي از پديده خودكشي مي گويد: «در جوامع سنتي خانواده، مذهب و دولت داراي اقتدار بوده و در واقع عامل تنظيم كننده رفتارهاي اجتماعي و حمايتگر در مسائل اقتصادي و اجتماعي بودند، تا اينكه اين اقتدار در روند عبور از سنت به مدرنيسم، تقليل يافته و نافرماني اجتماعي و مدني درميان جوانان رخ مي دهد». وي در ادامه به جايگزين كردن زمينه هايي ازجمله اميد، انگيزه ، احساس همبستگي و مشاركت، ازطريق ايجاد انجمنها وتشكل هاي مختلف اجتماعي وفرهنگي … به جاي اقتدارهاي تضعيف شده ، اشاره مي كند.

عشقهاي جواني

پريسا دختري ۲۴ساله است كه سالهاي پاياني رشته پزشكي را در تهران مي گذراند. او از مشكلاتي گلايه دارد كه جنبه عاطفي دارد و به مسائل مالي و خانوادگي اش مربوط نيست . مي گويد: از حدود دوسال پيش با جواني قرار ازدواج داشتيم تااينكه چندماه بعد از صحبتهايمان براي ازدواج، از دوستانش شنيدم با يكي از دوستان خانوادگيشان ازدواج كرده است . پريسا سپس مي گويد: «وقتي مورد اعتمادترين فرد زندگي ات به تو خيانت كند توچه مي كني؟» بعد لبخند تلخي زده و ادامه مي دهد: «اين جريان باعث شد يك دوره افسردگي شديدي پيدا كنم؛ در آن زمان بارها قصد خودكشي داشتم كه ابتدا به كمك خانواده و دوستان و مراكز پزشكي بهبود يافتم.»
دكتر صابري به گرايش شديد عاطفي به افراد غيرهم جنس به عنوان زمينه ساز يكي از عوامل تأثيرگذاربرخودكشي اشاره مي كند و آن را از ويژگي هاي دوران جواني قلمداد مي كند و مي افزايد: «كشش و تمايلات عاطفي تند بيشتر در دوران جواني بروز مي كند و به همين خاطر از بار منطقي و عقلاني ضعيف تري نسبت به گرايشات عاطفي برخوردار است. دراين جريان چند گروه از افراد شكننده تر وآسيب پذيرترند. ۱ـ كساني كه براي اولين بار عاشق شده اند ۲ـ كساني كه درون خانواده محبت و معناي واقعي را كمتر احساس كرده اند ۳ـ افرادي كه به لحاظ شخصيتي و دروني ويژگيهاي ضعيف يا مختل داشته و اعتماد به نفس ضعيف يا نگرشهاي محدود وكوچك نسبت به محيط اطراف خود دارند». وي سپس به لزوم روابط صحيح در چارچوب مسائل اخلاقي و اعتقادي اشاره مي كند و مي گويد: «آنچه اهميت دارد ، ايجاد آزاديهاي مشروع و برقراري تعادل بين آنها واخلاقيات ومعنويات حاكم برجامعه و فرهنگ ماست كه تاكنون يا به سمت آزادي بي قيد وبند و يا فشار بيش از حد ومحدودكردن جوانان حركت كرده ايم ؛برهمين اساس همانطور كه آزاديهاي بي قيد وبند مشكلات زيادي براي جوانان ايجاد مي كند، محدوديتها نيز منجر به فشارهاي شديد رواني واختلالات رفتاري مي شود».

جريانهاي سياسي تند

براي برخي از دانشجويان زماني كه آرمانهاي بزرگ مخدوش و دور از دسترس مي نمايند، مشكلات اقتصادي و اجتماعي نمايان و حل آنها دشوارتر مي گردد.
از يك دانشجوي كارشناسي ارشد زبان، در دانشگاه تربيت مدرس مي پرسم آيا تا به حال به خودكشي فكر كرده، يا نه؟ مي گويد: «بله، در گذشته نه چندان دور، حتي اقدام به خودكشي هم كردم.» ادامه مي دهد: «هميشه دغدغه هاي فلسفي و سياسي افكارم را به خود مشغول مي كرد، به همين خاطر به صورت جدي در اين زمينه فعاليت مي كردم، تا اينكه يكسري جريانات و درگيريها، برايم سرخوردگي به بار آورد و از طرف ديگر با يكسري مشكلات عاطفي درگير شدم؛ اين جريانات تا حدي بر من تأثير منفي گذاشت كه تصميم گرفتم رگم را بزنم.» سپس مكثي كرده و با خنده اضافه مي كند: «رگم بار اول نبريد، همان لحظه فهميدم كه ديگر جرأتش را ندارم و با خود گفتم شايد زندگي براي من هم چيزي دارد، پس بايد به دنبالش بگردم.» وقتي از او مي پرسم آيا فكر مي كني باز هم اين تفكرات به سراغت بيايد، مي گويد: «هيچ وقت، چون براي پيدا كردن شور زندگيم آنقدر مي گردم تا پيدايش كنم، يا پيدا مي كنم يا در حال جست وجو مي ميرم، پس وقت خودكشي را پيدا نمي كنم.»
دكترصابري درخصوص تأثير مسائل سياسي در خودكشي دانشجويان مي گويد: «فردي كه تفكرات سياسي صحيحي دارد، درصدد انتقاد سيستم حاكم به منظور اصلاح آن برمي آيد و هر كجا با نكته مثبتي مواجه شود، از آن حمايت مي كند. او فعاليتهاي سياسي خود را بر مبناي واقعيات قرار مي دهد و راه مبارزه و برخورد و انتقاد وحل مشكلات را مي داند. پس بدون شك جريانات سياسي نمي تواند بر او تأثير مستقيم گذارد، بلكه اين تنگناهاي اقتصادي و اجتماعي است كه منجر به افسردگي و در نهايت خودكشي او مي شود.»
دكتر سالارزاده در اشاره به راهكارهاي مقابله با بحرانها مي گويد: عامل اصلي اين بحرانها حركت جامعه از زندگي سنتي به مدرن و يا فرامدرن است. در اين گذار جامعه از سامان به نابسامان و بعد به سامان حركت مي كند. حال ما در حالت نابسامان به سامان قرار داريم و چون در جامعه تحولاتي روي داده ولي هنوز بستر كاركردي اين تحول پيدا نشده و سرگرداني و سردرگمي در امور مختلف جامعه ديده مي شود. بر همين اساس اگر جامعه به سامان نگردد، مشكلات و معضلات تشديد خواهد شد و نيز اگر خلأيي كه در باور دانشجو، ارزشها و نگرشهاي او پديد آمده پر كنيم، شاهد بهبود در اين وضعيت خواهيم بود. البته اكثر آن چه اظهار مي شود جنبه نظري دارد و براي درك بهتر و دقيق تر علل بايد سرمايه گذاري صحيحي انجام گيرد كه اين امر وظيفه كارگزاران سياسي است.
دكتر عباس توسلي بخشي از سردرگمي امور جامعه را در نتيجه سوءمديريت مشكلاتي مي داند كه قادر به اداره شايسته حوزه تحت مسؤوليت خود نيستند و نمي توانند نيازهاي نسل جوان را بفهمند و مرتفع كنند و نيز آناني كه با سوءنيت در مقابل مسائل و نيازهاي جوانان مقاومت مي كنند.» وي سپس اضافه مي كند: «وقتي جامعه نظام مند نباشد، هيچ موضوعي شفافيت لازم را پيدا نمي كند، ما حتي درباره مسائل حاد اقتصادي و سرمايه گذاريها و... آمار دقيقي نداريم، پس بايد در اين خصوص سرمايه گذاري شود تا بتوانيم علتهاي دقيق را شناسايي و بعد حل كنيم.»
دكتر صابري نيز در خصوص راهكارهاي كاهش ميزان خودكشي قشر دانشجو، مي گويد: برقراري روشهاي صحيح تربيتي، پايه ريزي مبناي فكري، تقويت باورهاي اعتقادي در جوانان همگي در سطح خانواده اجرا و درمدرسه ودانشگاه امتداد يابد. خانواده بايد براي او شخصيتي خاص و مستقل قائل شود و به تفكرات وخواستهاي او بها دهد و اين رفتار در مدرسه و دانشگاه هم ادامه يابد. بايد جوانان را در برخورد با مسائل اجتماعي و اقتصادي و... ياري داد و حمايت كرد و از سرزنش و تحقير آنها خودداري كرد. استعدادهاي آنان را شناخت و در مسير صحيح بهره گرفت؛ و جوانان را به زندگي و آينده خود از طريق فراهم كردن شرايط ادامه تحصيل، كار و ازدواج اميدوارو خوش بين كرد.» وي در ادامه مي افزايد: « جواني كه بعد از عصري تحصيل نمي داند چه آينده اي پيش رو دارد و يا از يافتن كار و همسر مناسب و داشتن يك زندگي حداقل احساس نااميدي مي كند و به آينده خود مطمئن نيست، نمي توانيم انتظار داشته باشيم جواني سالم وفعال براي مملكت خود شود.»
• لطفي


|   شناسنامه   |   آرشيو   |