هفت هزارسال تاريخ و تمدنمان را گذاشته ايم در كوزه آبش را هم نمي خوريم. صرف صدور آمار و آويزان شدن از سر و كول تيترهاي روزنامه ها و برگزاري سمينار و صدمينار و همايش و نمايش، كاري است كه بيش از خدمت به فرهنگ و تمدنهاي، خدمت به خودنمايي خودمان است. ناراحت نشويد! اما اينكه اعلام كنيم يك ميليون و چهارصد هزارنفر در سال ـ مثلاً گذشته! ـ از آثار و زمينه تاريخي و باستاني ايران ديدن كردند، قسم حضرت عباس هم نيست چه برسد به دم خروس.
كدام يك ميليون و چهارصدهزارنفر؟ ته ته اش معلوم شد كه با كلي زير سيبيلي رد كردن و نديدگرفتن، فقط ۱۵۰هزارنفر غيرافغاني از ايران عزيزمان ديدن كرده اند. الباقي را خودتان بهتر مي دانيد افاغنه اي كه براي كار درآمدزدايي به ايران آمده اند، نه درآمدزايي ، طبق آخرين تعريف استاندارد و بين المللي، توريست به كسي مي گويند كه به كشوري غير از محل اقامت خود براي مدت حداقل ۲۴ساعت و حداكثر ۱۲ماه سفر كند. پس اگر من بنويسم خيلي از اين آقايان وخانمهايي كه خود همان ۱۵۰هزارنفر بوده اند براي همايش و سمينار آمده اند يعني اين كه تعريف توريست در كشور ما دچار تغيير شده است!
البته ممكن است خيلي از آنها از آثار و ابناء تاريخي هم ديدن كنند، اما با پول چه كسي اين كار را كردند؟ با پول خودشان؟ يا با پول خودمان؟ براي ما ايراني ها البته اين ۱۵۰هزارنفر هم خيلي زياد است. به كسي برنخورد! وقتي دنبال تهيه گزارشي براي روز جهاني جهانگردي بروي و متوجه شوي كه در كشوري زندگي مي كني كه علي رغم داشتن حافظ و سعدي و فردوسي و عطار و خيام و باباطاهر و ابن سينا، غار علي صدر و مشهد مقدس و اصفهان و شيراز و تهران و... علي رغم داشتن ۱/۶۴۸/۰۰۰كيلومترمربع وسعت و ۵۱۷۰كيلومتر مرز خشكي و ۱۸۸۰كيلومتر در جنوب و ۶۳۰كيلومتر در شمال مرز دريايي، فقط ۱۵۰هزارنفر از كل ۶۹۳ميليون نفر توريست حرفه اي دنيا از آن ديدن كرده اند، بهتان برنمي خورد؟ وقتي مي نويسم در كشوري زندگي مي كنم كه از نظر دارا بودن آثار باستاني يكي از ده كشور اول جهان است و از نظر جلب توريست و درآمد از اين راه در رتبه هشتاد ونهم قرار دارد. وقتي مي نويسم همين ۱۵۰هزارنفر هم از سرمان زياد است نبايد زياد به كسي بربخورد. چطور وقتي مي نويسم مدرسه دارالفنون با قدمت ۱۵۰ساله اش به عنوان مكاني براي فيلمبرداري اجاره داده مي شود و اگر نبود آن معماري درست و دقيق ـ كه فكر كنم علي رغم ميل خيلي ها كه دلشان مي خواهد اين بنا فرو بريزد و آن را تبديل به پاساژ چند ده طبقه كنند، حالا حالاها سالم خواهد ماند ـ خيلي زودتر از اينها از پا درآمده بود، غمگين نمي شويد؟ چطور وقتي شبانه در باغهاي سرسبز شميران شلنگ شلنگ گازوئيل مي ريزند تا درختهاي چندصدساله اش خشك شود و آنجا را بكوبند و برج بسازند و بفروشند اندوهگين نمي شويد؟ يا وقتي مجسمه كاوه را آتش مي زنند يا ماجراي ارگ تبريز و كاخ احمدشاه؟ بگذاريد چندنمونه خارجي بگويم تا كمي بيشتر اندوهگين بشويم!
كشور انگلستان با ششصدسال تمدن، سالانه ده ميليون نفر توريست دارد. البته آنها براي اين ده ميليون نفري كه هر سال از كشورشان بازديد مي كنند، هزينه كرده اند آنها بسياري سرمايه خرج جذاب تر شدن كشورشان در نظر توريست ها كرده اند. چرا راه دور برويم به تركيه رفتيد؟ مي دانيد تركيه چندصدسال تمدن دارد؟ مي دانيد تركيه اصلاً نفتي براي صدور ندارد؟ مي دانيد درآمد تركيه از بابت همين صنعت توريست چقدر است؟ سالي ۴۵ميليارددلار. كشوري مثل عربستان غير از مراسم و مناسك مربوط به حج سالانه ۳ميليارددلار درآمد دارد. آن وقت ما دلمان را خوش كرده ايم به اينكه بگوييم يك ميليون وچهارصدهزارنفر توريست داشته ايم و نگوييم كه فقط ۱۵۰هزارنفر از آنها واقعاً توريست بوده اند. براي يك پاكستاني سفر به عربستان ۱۵۰دلار خرج دارد وسفر به ايران ۴۰۰دلار. در مملكتي كه ديوار يكي از ورودي هاي تاريخي اش «فين كاشان» بخاطر تركيدگي لوله آب فرو بريزد و صدا از هيچ كس بلند نشود همين ۱۵۰هزارنفر هم زياد است . همين هفته در روزنامه «نسل فردا» چاپ اصفهان به نقل از يك استاد بازنشسته دانشگاه اصفهان آمده است:
«عبور حركت قطار زيرزميني از طبقات چهارباغ عباسي اصفهان موجب ازبين رفتن تمدن صفوي مي شود». او در ادامه آورده است كه «بناي چهارباغ كه تونل قطارشهري قرار است از قسمت هاي زيرين دراين خيابان آثار تمدن صفوي كه از افتخارات شهرسازي ما در قرن يازدهم هجري است نابود مي شود.» اين روزنامه از قول وي نوشت «بناي چهارباغ كه تونل قطارشهري قرار است از مجاورش از فاصله نزديك عبور كند نگيني برآثار اصفهان و دنياست… ساختمان مدرسه چهارباغ تمدن نماد تمدن، فرهنگ مذهب ، معماري وخلاصه گوياي تمدن بشر است وبه اصفهان تعلق ندارد و عبور مترو از مجاورت اين اثر باعث نابودي آن مي شود. » او در ادامه گفته است «مدرسه چهارباغ يكي از بناهاي بي نظير دنيا از نظر طرح، مقرنس ، معرق ، كاشي و خلاصه هنر بشريت است.» او علت ادعاي خود را چنين آورده است : «عبور تونل زيرزميني از زير الله ورديخان (سي وسه پل) يا از مجاورت آن باعث نابودي آثار تاريخي مي شود زيرا زيربناي پل در زير سطح وسيعي قرار دارد كه با آب يا نم زنده است . راستي ازاين بناهاي ارزشمند وبي نظير تاريخ درايران چندتاـ بهتراست بنويسيم چندهزار تا سراغ داريد؟ ماكه مدعي تاريخ هفت هزارساله هستيم چقدر براي نگهداشت و تبليغ ترويج آن زحمت كشيده ايم ؟ چندهتل با امكانات مطابق با استانداردهاي بين المللي ساخته ايم. اخيراً يكي از مقامات مسؤول بنياد مستضعفان وجانبازان گفته است :«براي ساخت يك هتل درحد استاندارد جهاني ۲۰ميلياردتومان هزينه لازم است .» چندتا ازاين ۲۰ميلياردها خرج كرده ايم؟ رئيس هيأت مديره مجمع تشكلهاي صنفي كيش اخيراً گفته است «در جزيره كيش تا زمان حاضر ۴۳هتل يك تا پنج ستاره با بيش از ۶۵۰۰تخت احداث شده است. «اما همين شخص در ادامه همان مصاحبه گفته است : «اسناد ملكي مسكوني و تجاري در كيش براي كساني كه خواهان دريافت وام هستند، به عنوان وثيقه موردقبول بانكها قرار نمي گيرد وسرمايه گذاران دراين منطقه بايد اسناد ملكي ساير شهرها را براي وثيقه ارائه دهند.» اين درحالي است كه مدير يك هتل در كيش به خبرنگار ايرنا گفته است : «ورود هرگردشگر به اين جزيره، براي ۱۳نفر فرصت شغلي مستقيم ايجاد مي شود».
|
|
|
خلاصه اينكه اگر مي خواهيد بدانيد، بدانيد. سهم واقعي ما از درآمد توريسم ۵۰ميليارد دلار است. چرا كه هرتوريست مي تواند با حضور خودش درايران بين ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ دلار درآمد ايجاد كند. طبق آخرين محاسبات كارشناسان براي ايجاد هرشغل درايران ۵ميليون تومان پول لازم است . خودتان حساب كنيد كه اگر اين ۱۵۰هزار نفر به فقط يك ميليون نفر ـ يك ميليون واقعي ـ تبديل شوند چقدر شغل مي تواند در كشور ايجاد شود. فقط با كمي تغيير سياست دولت و حضور بيشتر توريستها به كشورمان از سال ،۱۳۷۶ ۴۴۳ دفتر خدمات توريستي به ۱۴۸۱ دفتر درسال ۸۰ رسيده است . اگر برنامه جامع گردشگري درايران انجام شود فقط تا سال ۲۰۰۵ از محل جهانگردان داخلي ۲۳ميليارد و۵۳۲ميليون ريال واز محل درآمدهاي خارجي ۱۱ميليارد و۱۲۳ميليون دلار نصيب مملكتمان مي شود. پس لطفاً عوض زدن تو گوش توريستها ۱ بخاطر بيرون ماندن يك تار مو ، كمي هم به فكر فرداي بچه هايمان باشيم. فردايي كه از همين حالا مي توانيم باخردمندي آن را آباد و يا با ناداني آن را ويران كنيم . خودتان مي دانيد!
پي نوشت: منظور نگارنده حادثه ي است كه حدود دو سال پيش در اصفهان رخ داد