|
گفت وگوي اختصاصي «ايران» با مشاور و فرستاده ويژه پادشاه عمان به تهران
ناتواني خانواده عربي ـ اسلامي در حل مسأله عراق، آمريكا را به صحنه كشاند
|
|
|
اعراب متفاوت از همه ملل، جهان سياست را مي نگرند. سياست هيچ گاه چهره سازنده و صلح آميز خود را در اين خطه نمايان نكرده است. تاريخ آكنده از تبانيها و بردوباخت ها، ديپلماتهاي عرب را وادار مي كند كه تصميم هاي سياسي را تنها با عيار سود وزيان آن دنبال كنند. در برهه حاضر نيز اعراب خود را با آزمون دشواري روبرو مي بينند، دربازي و بحران پيچيده اي كه آمريكا به راه انداخته آنها بايد همه فاكتورهاي ممكن مثل منافع اعراب، منافع ديرينه شان با امريكا و اعتبار بين المللي شان را لحاظ كنند.عبدالعزيز محمدبن الزواس مشاور و فرستاده ويژه پادشاه عمان به تهران از زمره ديپلماتهاي شاخص در جهان عرب است كه با زباني متفاوت رويدادهاي منطقه را تحليل مي كند. گفت وگوي او را با ما مي خوانيد.
\ به نظر مي رسد كه پس از حادثه ۱۱ سپتامبر و اعلام سياست هاي جديد دولت بوش و آمريكا، اعراب و دولت هاي خاورميانه نتوانستند به يك تصميم فعال و اثرگذار در منطقه برسند. علت اين دركجا بوده است؟ * من معتقدم كه شما مطلع نيستيد و اين سؤال از يك فهم حقيقي و دقيق برخوردار نبوده و غير منصفانه است. زيرا اعراب تنها ۳۰درصد از جهان اسلام را تشكيل مي دهند. درنتيجه با آنچه كه در دنيا روي مي دهد، نمي تواند به عنوان يك عقيده برخوردكند و دنيا هم با جهان اسلام از بعد دين برخورد مي كند نه از بعد قوميت . نظام اسلامي هم در داخل كشورهاي مختلف بر موازيني استوار گرديده است و هر دولت سياست خاص خودش را دارد. مثلاً جهان عرب از ۲۰ كشور تشكيل شده در حالي كه جهان اسلام از ۵۴ كشور تشكيل گرديده است. لذا ما از موازيني صحبت مي كنيم كه همگون و متجانس هستند و در عين حال هم بعضاً متناقض مي باشند.به همين خاطر فرد مسلمان در اينجا در مقابل يك آزمايش حقيقي قرار گرفته است كه به وسيله مواضعي شبيه به آنچه كه دراسلام مطرح شده در اين عرصه ظاهر شود و تمام مواضع حقيقي را ناديده بگيرد و يا اينكه تمام اينها را رها كرده و تنها به نص قرآن كريم تمسك جويد كه مسلماني را بر راه و روش خير، اعتدال، محبت و دوست داشتن ديگران بنا نموده است. اما آنچه كه سياسيون به آن اشتهار و اشتغال دارند و فرد مسلمان را آلتي از آلات جنگ براي كسب منافع مادي و دنيوي قرار مي دهند، در اسلام وجود ندارد.
\ پس شما مشخص كنيدكه سياست هاي كشورهاي منطقه در قبال حوادثي كه بعد از ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد چه بوده است؟ يعني بطور روشن دولتهاي عربي و اسلامي در قبال دو مرحله حركت نظامي آمريكا در جنگ افغانستان و تهديد نظامي عراق چه خط مشي اي ارائه كرده اند؟ * در حقيقت ما بايد اينها را از هم جدا كنيم. يعني دو حالت وجود دارد. افغانستان نتيجه است و نه يك هدف، يعني نتيجه آن چيزي است كه در ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد. از اين رو معتقدم كه واكنش هاي جهان اسلام در برابر آنچه كه در ۱۱ سپتامبر رخ داد، بسيار كمتر از آن چيزي است كه به سبب حوادث ۱۱ سپتامبر و تصحيح و اصلاح مفاهيم بزرگي كه در بين ما بود، مي بايست ما را به ثبات مان نزديكتر و با حقيقت جديد در جهان امروز آشناتر مي كرد. تا بتوانيم آن كژي ها و ناراستي هاي خودمان را به راه درست و صحيح رهنمون شويم. و اين البته هم الزامي براي ما بود و هم براي تمام مسلمين. اسلام در اصل نيازي به حفظ ندارد. همانگونه كه خداوند خود فرمود كه ما آن را نازل كرديم و از آن نيز محافظت خواهيم كرد. ما از اين بابت نگران نيستيم و درباره آن فكر نمي كنيم؛ بلكه ما الآن از آن مسلماناني صحبت مي كنيم كه در روي زمين پراكنده اند و به رگه هاي مختلفي متفرق و تقسيم شده اند و كارهاي زيادي صورت مي گيرد كه آن جانمايه و كلام اصلي اسلام كه نزديك شدن به عقل و برانگيختن عاطفه است از آنها گرفته شود تا آنها را به تسخير خواسته ها و اراده هاي سياسي و دنيوي خودشان در آورند.
\ برخي از آگاهان سياسي معتقد هستند كه آمريكا پس از سال ها همكاري با كشورهاي عربي منطقه در اجراي سياست هاي جديد خود در منطقه به شيوه جديدي از همپيماني و همراهي اين كشورها تلاش مي كند به نظر شما آيا اين همراهي بويژه در زمينه سياست نظامي آمريكا اتفاق خواهد افتاد؟ * يك نكته وجود دارد كه بسيار مهم است و آن اينكه ايالات متحده يك دولتي نيست كه خداوند آن را بزرگ كرده باشد و ليكن با معيار دنيوي قوي ترين دولت جهان است. اين راديگر نمي شود كاري كرد وليكن اين به معناي آن نيست كه هركجا كه اين دولت وجود داشته باشد، حق هم همانجا است و حق در هرجا و هر مكان از طريق منفي دست يافتني نيست و جهان عربي و اسلامي در خلال سالهاي گذشته با اين قضيه حقيقي و دقيق برخورد نكرده و اين بحران را در يك چارچوب حقيقي قرار نداده است.درباره مسأله عراق قرار بود كه ما خودمان اين مسأله را در داخل خانواده عربي و اسلامي حل كنيم اما وقتي ما موفق نشديم متأسفانه حل اين مسأله به دست ايالات متحده افتاد. اما دولت هاي عربي و دولت هاي اسلامي در همه جهان عضو سازمان ملل متحد هستند و اگر اين حركت مطابق قوانين و مصوبات آن باشد، همه بر حسب توان وتعهدشان ملزم به اجراي آن هستند و اما اگر اين امور خارج از چارچوب سازمان ملل صورت پذيرد، آن وقت شرايط جديدي پيش مي آيد. \ فكر مي كنيد كه تصميم گيرندگان آمريكايي در نهايت بحران عراق را در قالب چه طرح و فرمولي پيش ببرند؟ * من معتقد نيستم كه تا حالا تصميم گيرندگان آمريكايي، تصميمي گرفته باشند و تا به امروز طرح دولت آمريكا در داخل آمريكا دست به دست مي شود و در عين حال در حال تجهيز قوا مي باشد. به همين دليل تا به امروز نمي توان گفت كه تصميم نهايي آمريكا در اين باره چه خواهد بود و به كجا خواهد انجاميد. چرا كه نظرها و قرائت هاي مختلف و متنوعي در اين باره در آمريكا وجود دارد. اما كار سياسي در راستاي توازن منافع و مصلحت ها است و اگر مصلحت ترجيح پيدا كند، تصميم سياسي هم از آن تبعيت خواهد كرد.
\ در اظهارات خود اشاره به اين داشتيد كه قضيه عراق قرار بود در داخل خانواده عربي ـ اسلامي حل شود چرا موضوع از دست كشورهاي عربي خارج شد و به دست ايالات متحده افتاد؟ * بخاطر اختلاف هايي كه در بين آنها وجود داشت و اين همان خطايي بود كه منجر به اين قضيه شد. اما اگر همه مسلمانان اتفاق نظر پيدا كنند، ان شاءالله سرنوشت ديگري در آينده خواهند داشت و تعامل بهتر و مناسب تري با قضايا در آينده خواهند داشت. ليكن متأسفانه در چارچوب اين اختلاف و بر مبناي اينكه ديوار را بر پايه اختلاف بنا كنند طبيعي است كه نتوانند به شكل روان و مفيد براي مسلمانان در جهت منافع آنها ايجاد اعتماد كنند.
\ ما اگر يك تقسيم بندي بين كشورهاي منطقه در قبال بحران عراق داشته باشيم، برخي كشورها كاملاً مخالف طرح آمريكايي هستند و عده اي كاملاً موافق و برخي هم بينابين قرار دارند. جايگاه عمان را در اين تقسيم بندي چگونه مي بينيد؟ آيا اين درست است كه گفته مي شود عمان از طريق واگذاري پايگاه هاي نظامي به آمريكا انتخاب خود را روشن كرده است؟ * آن بخش دوم را من قبول ندارم و اين در حقيقت يك افترا هست. اين اتفاقات جهاني است ما پايگاه هاي ثابتي در عمان نداريم. اما بين ما و آمريكا پيمان و قرارداد همكاري وجود دارد كه ايالات متحده مي تواند بر مبناي آن از برخي اماكن و ساختمانهاي عمان استفاده كند. ما بسيار تلاش كرديم كه توفيق حل مسأله را در بين برادران مان در كشورهاي خليج فارس و عراق پيدا كنيم و اين تلاش ها در خلال نشست سران در بيروت انجام گرفت اما با تأسف بسيار، حوادث و اتفاقات به سرعت اتفاق افتاد و در حال حاضر بايد دعا كنيم كه برادرانمان در خاورميانه ختم به خير شوند و روابط ما و ديدگاه ما نسبت به برادران عراقي مان حقيقتاً مؤثر و فعال است. در تجزيه عراق تمام كشورهاي منطقه آسيب پذير خواهند بود. ايران و ديگر كشورهاي منطقه هيچ فرقي نمي كند. ما خيرخواه خودمان و ديگران هستيم و براي تحقيق آن تلاش خواهيم كرد و در غير اين راه قدمي بر نخواهيم داشت.
\ ايران و اعراب و همچنين ايران و عمان چه همكاريهايي در اين زمينه مي توانند داشته باشند. به نظر مي رسد كه همكاري ايران و كشورهاي منطقه در بحران اخير از حد شعار و تعارف فراتر نرفته است. علت اين امر چه بوده است؟ * به نظر من اين درست نيست و حقيقت ندارد. روابط ما با ايران يك روابط استراتژيك است و در نتيجه به يك همكاري مشورتي در بالاترين سطوح بين دو كشور رسيده ايم و به يك شناخت و قرائت واحد نسبت به آنچه در اطراف ما رخ مي دهد رسيده ايم كه مي توانيم در مراكز امور سياسي دو كشور به تصميمات صحيحي براي مقابله و رويارويي با اين اتفاقات دست پيدا كنيم. اين يك واقعيت است و اصلاً در حد يك حرف نيست. ما معتقديم كه برادران ايراني ما تلاش زيادي براي حل مسائل برادرانشان در منطقه دارند و اين يك حالت جاري و مستمر است. •گفت وگو ـ جواد دليري
|