دخترك با چهره معصومي سر بر شانه پدر گذاشته و درخواب عميقي فرو رفته. انگار چند شبانه روز است كه در همين حالت به سر مي برد. مرد ميانسال در حياط بيمارستان روي پله ورودي ساختمان نشسته و با چهره اي رنگ پريده و پر از تشويش، مدام به سيگارش «پك» مي زند.
مرد مي گويد: كارگر خدماتي شركت شير پاستوريزه و ساكن يكي از محله هاي دورافتاده اسلامشهر است.
چند روز قبل دختر كوچكش را براي عمل جراحي «لوزه» به درمانگاهي برده و پزشك متخصص بعد از معاينه، ضمن اين كه به او گفته با بيمه تأمين اجتماعي قراردادي ندارد، از او مي خواهد بعد از انجام آزمايشهاي لازم دوباره نزد وي مراجعه كند.
مرد تعريف مي كند: «به دليل ناتواني مالي ابتدا به تنها بيمارستان اسلامشهر رفتيم. اما آنجا طبق معمول «غلغله» بود بنابراين به توصيه يكي از آشنايان به اين مركز درماني وابسته به تأمين اجتماعي در مركز تهران مراجعه كردم. اما اينجا هم دست كمي از آنجا نداشت. ولي انصافاً كمي خلوت تر از آنجا بود. خلاصه پس از چند روز رفت و آمد و پرداخت مبلغ قابل توجهي بابت كرايه ماشين و ساير هزينه ها، موفق شدم براي انجام آزمايشهاي دخترم وقت بگيرم. امروز هم براي چندمين بار است كه به اينجا آمده ام تا بقيه آزمايشها انجام شود. مرد با آتش ته سيگارش، سيگار ديگري روشن مي كند. ناراحتي و غم از تمام وجودش مي بارد از نگاهش مي توان پي برد كه چه چيزي او را اين گونه ناراحت و اندوهگين كرده است : «آن طور كه شنيده ام عمل جراحي لوزه در يك بيمارستان خوب حداقل چندصد هزارتومان خرج دارد. نمي دانم با اين وضعيت پول عمل دخترم را از كجا تهيه كنم. دخترم چند روز است كه نمي تواند درست نفس بكشد. كم خوابي هم دارد. در اين مدت دلخوش بودم كه پس از سالها پرداخت حق بيمه دست كم درموقع گرفتاري بتوانم با خيال راحت خانواده ام را معالجه كنم. اما متأسفانه امروز متوجه شده ام كه دفترچه بيمه فقط به درد چند بيمارستان در تهران مي خورد و در ساير مريض خانه ها اعتبار زيادي ندارد. البته پزشكان از نوشتن دارو در اين دفترچه ها و داروخانه ها هم از دادن برخي داروها دريغ نمي كنند كه باز هم جاي شكرش باقي است.»
***
براساس آمارهاي رسمي، در حال حاضر بيش از ۲۶ ميليون نفر ايراني تحت پوشش بيمه تأمين اجتماعي هستند و ماهيانه ميلياردها تومان پول بابت حق سرانه بيمه از حقوق بيش از ۶ ميليون كارگر كسر و به حساب اين سازمان واريز مي گردد.
بسياري از بيمه شدگان هر ماه وقتي نگاهي به كسورات فيش حقوقي شان مي اندازند به روشني درمي يابند كه مبلغ قابل توجهي از حقوقشان به عنوان حق بيمه خود و اعضاي خانواده كسر شده است.
از سوي ديگر هر ماه نيز اين پرسش را در ذهن دارند كه اين همه پول كه ازسوي آنان و كار فرمايانشان به سازمان بيمه گر پرداخت مي شود به كجا رفته و صرف انجام چه اموري مي شود.
اغلب بيمه شدگان در اين رهگذر به دو چيز دلخوشند. او لاً در دوران پيري و از كار افتادگي از يك حقوق دائم به عنوان «آب باريكه» براي گذران امور زندگي برخوردار مي شوند دوم اين كه به محض گرفتاري درماني بتوانند از اين دفترچه به عنوان پشتوانه اي محكم و قابل تكيه در درمان خود يا خانواده استفاده كنند.
ولي هنگامي كه پاي درددل اغلب بيمه شدگان كه به خاطر ابتلا به بيماريهاي مختلف راهي بيمارستان وابسته به اين سازمان شده اند مي نشينيم درمي يابيم اغلب آنان عليرغم پرداخت حق بيمه زياد، رضايت چنداني از خدمات بخش درماني و دارويي ندارند. حال آن كه در تمامي كشورهاي جهان خدمات ارائه شده از سوي سازمانها و شركتهاي بيمه گر همواره مايه دلگرمي و اطمينان خاطر بيمه شدگان است. شايد هم به همين خاطر است كه مردم اين كشورها با رضايت بخش اعظمي از درآمدشان را به بيمه هاي مختلف اختصاص مي دهند چرا كه مطمئن هستند درموقع بروز هر نوع حادثه يا عارضه اي آنان تحت پوشش حمايت همه جانبه هستند ولي متأسفانه به دليل ضعف هاي ساختاري و كاركرد ضعيف و پرتنش سازمانهاي بيمه دولتي به خصوص بيمه تأمين اجتماعي هيچگاه رضايت اكثر بيمه شدگاني كه در مواقع گوناگون نيازمند ياري اين سازمان بيمه گر هستند تأمين نمي شود. كمبود مراكز درماني، تشكيل صف هاي طولاني، عدم برخورد مناسب برخي كاركنان بيمارستانها و بخشهاي درماني هنگام مواجهه با بيماران، فراگير نبودن حمايت هاي بيمه اي از تمام بيماري ها و به خصوص بيماري هاي سخت، عمل هاي جراحي سنگين، هزينه هاي خريد تجهيزات پزشكي، كمبود فضاي لازم براي بستري شدن بيماران و مشكلات تهيه داروها، محدوديت به كار گيري متخصصان و نيروهاي مجرب و تراز اول در زمينه هاي مختلف، نيز از ديگر مشكلا ت بيمه شدگان تأمين اجتماعي است.
گواه اين ادعا نيز انتقادات صريح و بي پرده چندي قبل دكتر شريف زادگان مديرعامل سازمان تأمين اجتماعي در يك سمينار است. او با درك واقعيت هاي موجود كه ريشه در عمر چندين ساله شكل گيري اين مجموعه دارد، مدتي قبل در جريان برگزاري يك همايش گفت: «جامعه ايران جامعه اي نيمه باز و در شرف تكوين مردم سالاري است. مردم نيز ديگر برخوردهاي ناشايست را نمي پذيرند. اين سازمان نيز به عنوان يك سازمان كارگزار، وظيفه بسيار مهمي در زمينه پاسخگويي و تعامل با مردم دارد.
حال در چنين شرايطي وظيفه ما اين است كه رفتارمان را با توجه به خواست ها و نيازهاي مردم تغيير دهيم. راه و روشهاي غلط گذشته را كنار بگذاريم و در جهت تعامل با مردم حركت كنيم.
حال آن كه شعار اصلي اين سازمان دادن حق به بيمه شده است. اما تاكنون به آن عمل نشده است.»
دكتر تورج ملكي يكي از كارشناسان عاليرتبه مسائل بهداشت و بيمه ضمن انتقاد به عملكرد بخش درماني تأمين اجتماعي در ارائه خدمات به مردم مي گويد: «طبق قانون اساسي دولت موظف است زمينه درمان رايگان هر ايراني را از طريق بيمه و بودجه عمومي فراهم كند و در حال حاضر علاوه بر تأمين اجتماعي، بيمه خدمات درماني و ارتش نيز طيف عظيمي از مردم را تحت پوشش دارند.
به اعتقاد وي يكي از عمده ترين دلايل ناكامي سازمانهاي بيمه گر كشور به مديريت دولتي حاكم بر اين مجموعه ها بازمي گردد . حال آن كه با نگاهي به سيستم بيمه اي ساير كشورها به روشني درمي يابيم كه در جوامع ديگر دولتها مسؤوليت بيمه عمومي را به بخش هاي خصوصي يا نيمه خصوصي واگذار كرده و وظيفه نظارتي را به شكل شايسته اي اعمال مي كنند.
ادامه دارد