هركس از زاويه ديدخود، نگاه ويژه اي به ورزش دارد. ورزش همگاني به قصد سلامت جامعه يا ورزش قهرماني و كسب مدال. به هرحال جاي پيشرفت در تمامي اين زمينه ها در كشور ما بازاست، اما نگاه كلان دولتمردان را مي طلبد تا ورزش، در هر دو زمينه به جايگاه واقعي و مطلوب برسد، نگاهي به نگاه دولتمردان و كارشناسان بيندازيم و آينده ورزش كشورمان را تصوركنيم.
هادي زاده: دچار افراط و تفريط شده ايم
علي اصغر هادي زاده، عضو كميسيون فرهنگي پارلمان ايران و يكي از اعضاي كميته تربيت بدني تحليل خود را از نگاه دولت به ورزش در پروسه هاي زماني مختلف چنين ارائه مي دهد: «اوايل انقلاب نگاه چندان مثبتي به ورزش وجود نداشت و بيشتر جنبه تفريحي آن مطرح بود. با شروع جنگ يك ديدگاه فرهنگي قوي در ارتباط با ورزش پيدا شد. ترويج شعار؛ ما پهلوان مي خواهيم و نه قهرمان، افكار را به سمت ورزش همگاني سوق داد. البته اين شعار با توجه به شرايط آن روز يك نگاه منفي تلقي نمي شود اما به هر حال باعث فاصله افتادن با دنيا شد. پس از جنگ، تغيير اين ديدگاه را شاهد بوديم و صرفاً به سمت قهرماني رفتيم. به عبارتي دچار نوعي افراط و تفريط شديم. بي توجهي صرف به مدال در دوران جنگ به بي توجهي صرف به ورزش همگاني شد. در زمان جنگ به ورزشكاران به صورت سفيران انقلاب نگاه مي شد اما امروز، مسؤولان به مدال فكر مي كنند. آنها متوجه شدند ارزش يك مدال جهاني و زمان صرف شده براي تحصيل آن بسياربيشتر از ميلياردها هزينه و تلاش سطح عالي ديپلماسي براي پيشبرد اهداف نظام و معرفي كشور به جهانيان است.»
هادي زاده در ادامه مي گويد: «كشوري كه مي خواهد در دنيا مطرح شود به ورزشهاي همگاني و پايه توجه مي كند و ناخودآگاه استعدادهاي خوبي را كشف مي كند. اما متأسفانه امروز چندگانگي بر ورزش كشور حاكم است. نهادها، نيروهاي مسلح، آموزش و پرورش و … برنامه خود را دنبال مي كنند . هيچ هماهنگي بين اينها نيست. در دبستانهاي ما چيزي به نام ورزش وجود ندارد. ما تازه بعد از دوران دبيرستان به فكر پرورش ورزشكار مي افتيم.»
… چه بايد كرد؟
هادي زاده چنين پاسخ مي دهد: «بايد ديدگاه اوايل انقلاب و ديدگاه بعد از جنگ با هم ادغام نشود و لازمه اين كار توجه به ابعاد تخصصي و علمي در ورزش است. ورزش ديگر چهارتا حركتهاي نرمشي نيست. امروز واقعاً به آن به عنوان يك شاخه علمي نگاه مي كنند و دانشگاههاي مختلفي در اين حوزه فعال شده اند.»
نماينده مردم محلات سپس به مطالبات مردم از قهرمانان اشاره مي كند و مي گويد: «نبايد توقع نابجا در جامعه نسبت به قهرمانان ملي به وجود آوريم. واقعيت اين نيست كه فكر كنيم مي توانيم با اين امكانات و بضاعت توانايي رقابت با ورزش دنيا را داريم. چرا كه اگر چنين تفكري نهادينه شود آن وقت درصورت نتيجه نگرفتن با سرخوردگي عمومي روبه رو مي شويم. بهتر است در كنار اقدامات انجام شده به فكر به وجود آوردن يك فضاي فرهنگي خاص باشيم كه درآن از هر رشته ورزشي و قهرمانان آن به اندازه بضاعت موجود توقع وجود داشته باشد. نكته مهم اين است كه ما در ميادين بين المللي حضوري فعال داشته باشيم و فقط صاحبان مدال را به مسابقات اعزام نكنيم. اين اصل در اساسنامه كميته ملي المپيك هم وجود دارد.»
هادي زاده در پايان گفت: «همه مسؤولان نگران تهاجم فرهنگي دشمنان هستند و ورزش عامل بسيار خوبي براي مبارزه با اين مسأله است. يك مسابقه فوتبال صدهزارنفر را به ورزشگاه مي كشاند و مسابقات كشتي حتي ادارات ما را به حالت نيمه تعطيل درمي آورد. اين نشان مي دهد مردم توجه ويژه اي به ورزش دارند. پس دولتمردان نيز بايد از اين پتانسيل درتمامي ابعاد استفاده كنند.»
خوش چهره، اقتصاددان:
نقش مهم برنامه ريزي و مديريت اصولي ورزش گاهي اوقات خود را در قالب يك ايدئولوژي معرفي مي كند. ميادين ورزشي به خاستگاه آرمانهاي يك ملت تبديل شده اند. مسابقات جام جهاني فوتبال آخرين نمونه از نقش ورزش در مهار بحران ها و فروكش كردن عقده هاي قومي داشت. آفريقا، انتقام سالهاي بردگي را از اروپا گرفت و پاپتي هاي سنگال خود را تا درون كاخ هاي نظام سرمايه داري بالا كشيدند.
از سويي سياستمداران با توجه به نقش ويژه ورزش سعي در كسب كرسي هاي مختلف فكري در جهان كردند و از همه مهمتر نقش اين پديده قرن در اقتصاد نمود بيشتري يافت. سال گذشته، يك روزنامه ورزشي صبح گزارش مشتركي از ۲ گزارشگر جوان اما حرفه اي راچاپ كرد كه در بخشي از آن به نكته عجيبي اشاره شده بود؛ «درآمد يكساله باشگاه بايرمونيخ، ۶ برابر وامي بوده است كه ايران از ۲ بانك ژاپني براي احداث يك خط راه آهن، پس از مذاكرات ديپلماسي سطح بالا دريافت داشته است.»
اين گزارش كاملاً نشان مي داد ورزش يك صنعت به تمام معني است. دكتر محمد خوش چهره، اقتصاددان و يكي از پيشگامان اوليه طرح جامع ورزش به عنوان كسي كه ماهها در راديو ورزش به ابعاد مختلف اين موضوع پرداخته است درگفت وگو با گروه ورزش روزنامه ايران چنين مي گويد: «بحث ورزش امروزه در جنبه هاي مختلف، مخصوصاً برنامه ريزي ملي، منطقه اي و حتي شهري جايگاه ويژه اي دارد. به عبارتي امروز ورزش فقط براي ورزش مطرح نيست. بلكه ابزاري است در جهت تحقق اهداف اقتصادي، اجتماعي، سياسي و….»
اين استاد دانشگاه ادامه مي دهد: «بطور كلي ورزش به عنوان يك زيربخش برنامه ريزي ملي قرار مي گيرد. همانند بخش بهداشت، آموزش، حمل ونقل و… سياستگذاران نيز اهداف كمي وكيفي خود را در اين قلمرو دنبال مي كنند. اولويت اهداف استراتژيكي كه در اين بخش مورد توجه قرار مي گيرد از كشوري به كشوري ديگر و از نظامي به نظام ديگر متغير است.» دكتر خوش چهره سپس ۵ هدف استراتژيك كلي را نام مي برد كه بايد مدنظر برنامه ريزان كشور در حوزه ورزش باشد.
وي مي گويد:«اولويت هدف اول باتوجه به ضريب توسعه يافتگي كشورها متفاوت است. انسجام وحدت ملي بخصوص دركشورهايي كه از تشتت و تفاوت هاي قومي و نژادي برخوردارند هدفي است كه دولتمردان براي ارتقاي يكپارچگي ملي، ارتقاي روحيه ناسيوناليستي در ورزش جست وجو مي كنند. اوج چنين هدف گذاري در كشورهايي كه تفاوت نژادي دارند حتي آمريكا قابل مشاهده است. بطوري كه تفاوت هاي نژادي سرخ ـ زرد و… را تحت عنوان ورزش و افزايش عرق ملي نسبت به ايالات متحده، بخصوص در دوران جنگ سرد به يك انسجام تبديل كرده. بطوري كه حتي سياهپوستان معترض نيز وقتي در قلمرو ورزش قرارمي گيرند واژه U.S.A No1 را روي البسه خود حك مي كنند.»
… دومين هدف چيست؟
دكترخوش چهره چنين پاسخ مي دهد؛ «افزايش روحيه نشاط و شادابي و تحرك بخشيدن مخصوصاً به قشر جوان است، كه اين پديده را عموماً تحت عنوان ورزشهاي همگاني و ترتيب ورزشهايي مانند دوي عمومي و… بويژه درشهرهايي با جمعيت بالاي ۵۰ هزارنفر به صورت غالباً سازمان يافته شده دنبال مي كنند.
اما سومين هدف، جنبه اقتصادي ـ اجتماعي و مخصوصاً پركردن ساعتي از اوقات فراغت دارد. اصولاً اوقات فراغت يك بخش قابل توجه از ساعات تخصيصي است كه برنامه ريزان ملي و شهري روي آن حساس هستند. بدين ترتيب مسؤولان بخش ورزش با طراحي برنامه و تنظيم زمان خاص به سلامت و آمادگي عمومي نيز دست يافته و ۲ هدف اشاره شده را نيز دنبال مي كنند.
ارتقاي رشد اقتصادي هدف چهارم است. البته به ظاهر چنين كاري از ورزش برنمي آيد. اما واقعيت دقيقاً برعكس است. مطالعات انجام شده روي شاخص هاي رشد اقتصادي نشان داده فيزيك مناسب بدن در كنار مهارتها و آموزشهاي تخصصي راندمان و بهره وري نيروي انساني را بالا مي برد. چون بهره وري يكي از معيارهاي اصلي رشد يا شاخص توسعه يافتگي است بنابر اين بهره وري بالاي نيروي انساني زمينه كاهش هزينه و افزايش رقابت را ايجاد مي كند.
… و بالاخره هدف پنجم؛ سرمايه گذاري در بخش ورزش با فعاليت قبلي و بعدي خود پيوند دارد و باعث رونق فعاليتهاي اقتصادي و توليدي شده نقش مستقيمي در رشد اقتصادي دارد. براي مثال توجه به برخي شاخه هاي ورزشي مستلزم تهيه تجهيزات، ابزار و لوازم ورزشي كه به عنوان عوامل اصلي مرتبط با ورزش و متعاقباً بخشهاي هدايت كننده و پشتيبان آن «حمل و نقل» خدماتي را سبب مي شود.
… اين اقتصاددان نظرياتش را چنين جمع بندي مي كند؛«پرداختن به ورزش مستلزم تعيين اهداف استراتژيك و متعاقباً تعريفي از ورزش همگاني و قهرماني است. اصولاً نقش دولتها در بسترسازي و قلمرو ورزش همگاني يك مسؤوليت شناخته شده و جزو تعهدات اجتماعي دولت است، ولي در شكوفايي اين بسترسازي تعهد بخش خصوصي را بيشتر مي كند. از طرفي ديگر پرداختن به ورزش مستلزم بكارگيري مديريتهاي كارآمد و بصير است. حسن مديريت ها در اين است كه از امكانات موجود، قابليت هاي مطلوب ارائه دهند. مشكل جهان سوم اين است كه عليرغم وجود فضاهاي خالي، نقص مديريت را متوجه نقص منابع مي كنند. اين يك تفكر اشتباه است. با يك مثال همه چيز روشن مي شود: در اروپا، بطور متوسط از يك مكان ورزشي ۱۰ ساعت در روز استفاده مي شود اما اين آمار در ايران زير ۳ ساعت است.»
دوباره بخوانيد؛ زير ۳ ساعت!
دكتر احمدي: ورزش، دچار كهنگي قابل توجه شده است
دكتر منوچهر احمدي، رئيس انجمن نويسندگان ورزشي ايران موضوع ا ين گزارش را از دريچه هاي تازه اي پيگيري مي كند؛«در دوره پس از پيروزي انقلاب اگر بخواهيم مقوله ورزش را بررسي كنيم در مجموع وجه مشتركي بين همه مقاطع در رابطه با نگاه دولتمردان و مسؤولان نظام به ورزش ديده مي شود و آن وجه اشتراك اصل نبودن ورزش در برنامه هاي دولت است.»
اين در حالي است كه سهيلا جلودارزاده، نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي مي گويد: «ورزش پتانسيل اين را دارد كه در اولويت برنامه هاي دولت باشد. اما فعلاً نيست. همه مي دانند كه ورزش درابعاد مختلف چقدر مهم است.»
عليرغم اين دكتر احمدي نگاه به توجه دولت به ورزش را در چهارمقطع تقسيم مي كند:
۱) سالهاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي
۲) سالهاي دفاع مقدس
۳) سالهاي رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني
۴) سالهاي رياست جمهوري آقاي خاتمي.
و سپس ادامه مي دهد: اما ما هيچ گاه به مقوله مهم و اساسي تربيت بدني و ورزش نگاه اصولي نداشته ايم و هيچ گاه آن را با دقت مورد بررسي قرار نداده ايم. مهمترين دليل اين امر وضعيت كنوني ورزش ماست. اگر اين اتفاق مي افتاد مسلماً وضع ما بهتر از اكنون بود.»
با اين همه احمدي نااميد نيست: «البته اين فرصتها هنوز در اختيار ماست ولي بايد همانطور كه به مسائلي مانند سياست خارجي، اقتصاد و... توجه مي شود به ورزش هم توجه شود. آن وقت نتيجه مي گيريم. بعد از ۲۳سال هنوز در راه تبيين قوانين كامل و جامع براي ورزش اقدام خاصي صورت نگرفته است. ورزش دچار يك كهنگي قابل توجه شده و تقريباً هنوز طبق قوانين رژيم گذشته ورزش را اداره مي كنيم. اين در حالي است كه نه آن قوانين ونه آن ساختار ،نمي تواند پاسخگوي جامعه امروز ما باشد.»
وي سپس به پروسه زماني پس از خرداد۷۶ اشاره مي كند و مي گويد: «انتظار اين بود كه در دوره آقاي خاتمي با توجه به رويكرد عمده جوانان به برنامه هاي ايشان و حضوري كه در انتخابات داشتند، ايشان نيز به صورت جدي تري به مقوله ورزش بپردازند. البته اخبار خوبي در اين خصوص به گوش مي رسد ولي به هيچ وجه كافي نيست. قبلاً اشاره شده بود ساختار ورزش، بيمار است و بايد تجديدنظر كنيم اما عملاً اتفاقي نيفتاد. متأسفانه نه اكنون و نه در گذشته مسؤولان ورزش هماهنگي خوبي با دولت نداشتند كه البته اميدواريم در گامهاي بعدي با مشخص شدن هدف و تطبيق اهداف كلان ورزش با اهداف كلان سياستهاي كشور نتايج بهتري حاصل شود.
كفاشيان: ما هم مقصر هستيم.
چنين به نظر مي رسد كه بايد بتوانيم نگاهها را تغيير دهيم. وقتي از دفتر، احمد بورقاني فراهاني، مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس خواستم كه نظر وي را در مورد نقش و تأثير ورزش بر معرفي چهره ايران به جهان و راهبرد سياستهاي خارجي بپرسم. هيچ نتيجه اي عايدم نشد. هر چند وي با خوشرويي گفته بود: «در خصوص ورزش چون اطلاعي ندارم اظهارنظر نمي كنم، اما اگر درحوزه مرتبط خودم سؤالي هست جواب مي دهم.»
در صداقت بورقاني هيچ ترديدي نيست. او يك نماينده محبوب است اما نمي توانم باور كنم اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي اطلاعي در مورد نقش ورزش در مجامع بين المللي ندارند. مگر آنكه از بازي ايران ـ امريكا، بازي ايران ـ عراق و... بي اطلاع باشند.
با اين حال علي كفاشيان، معاون فني امور فدراسيونهاي سازمان تربيت بدني ديدگاه خود را چنين ارايه مي دهد: «نبايد تنها منتظر كمك رئيس جمهور بود. همه بايد به ورزش كمك كنند. اين درخواست نيست بلكه يك وظيفه است. هنوز بسياري از نگاههاي دولتمردان به ورزش يك نگاه جزء است. مسؤولان اقتصادي اگر زمان و انرژي اي را كه براي ساخت يك كارخانه مصرف مي كردند روي ورزش مي گذاشتند هم اشتغال ايجاد مي شد هم دهها نتايج مثبت ديگر را شاهد بوديم. البته دولت از مصوبات و طرحهاي سازمان هميشه استقبال كرده اما خود ما مقصر اصلي هستيم كه از اين موقعيت استفاده نمي كنيم و نتوانسته ايم نقش ورزش در دولت را به يك پايگاه تبديل كنيم.