|
|
|
فرياد گر شهر شهادت
|
|
|
در صفحات تاريخ بلند اين مرز و بوم نام انديشمندان و متفكران فراواني ثبت شده است كه مجاهدتها وتلاشهايشان در عرصه هاي متعدد علوم بشري و معرفت ديني تاريخ اين سرزمين وحتي در تاريخ بشريت منشأ اثر گرديدند. انقلاب اسلامي ايران، به عنوان يكي از مردمي ترين انقلابهاي دنيا درعصر حاضر در خود، مبارزين فراواني را پروراند، مبارزيني كه هر يك استوانه هاي حقيقي انقلاب بوده و در جاي جاي اين سرزمين علم، مبارزه عليه طاغوت زمان را بر دوش كشيده و براي ياري معمار انقلاب و تحقق آر زوهاي رهايي و آزادي قوم در زنجير، رنجها ومرارتهاي فراواني را به جان خريدند و تا پاي شهادت دست از مبارزه بر نداشتند. استاد شهيد سيدعبدالكريم هاشمي نژاد از جمله ياران امام خميني قدس سره الشريف بنيانگذار انقلاب اسلامي بود كه در ايران اسلامي به خصوص خطه خراسان شعله مبارزه را همپاي ديگر ياران مبارزش فروزان نگه داشت. شهيد هاشمي نژاد در سال ۱۳۱۱ در شهرستان بهشهر از استان مازندران در خانواده اي از سلسله جليله سادات در دامان مادري متدينه و مذهبي و پايبند به اصول وارزشهاي ديني كه جزء طبقه مستضعف و محروم بودند به دنيا آمد و رشد يافت و طعم فقر و تنگدستي را چشيده بود. وي طلبگي را پيشه خود ساخته و تا آخر عمر بدان راه باقي ماند و پس از گذراندن دوران سطح ومقدمات علوم ديني در حوزه علميه كوهستان بهشهر در تكاپوي فراگيري علوم و دانشهاي عميق ديني عازم قم، نجف اشرف ومشهد مقدس شد. درمحضر اساتيد و علمايي چون آيت الله بروجردي، امام خميني وآيت الله ميلاني زانو زد واز علم ومعرفت ايشان بهره مند شد وبه درجه اجتهاد رسيد و به عنوان استادي بزرگ در حوزه علميه به تدريس و تربيت طلاب علوم ديني پرداخت. وي پس از ارتحال آيت الله بروجردي به مشهد مقدس بازگشت وبه تدريس فقه واصول مشغول شده و همزمان با اوج گيري قيام ۱۵ خرداد ۴۲ و مبارزات امام خميني (ره) به عنوان يكي از شاگردان و ياران امام فعالانه وارد عرصه مبارزه شد. وي انسان رشد يافته و وارسته اي بود كه تواضع و فروتني را مي توان از خصائل اودانست. شهيد هاشمي نژاد عطوفت ورأفت را ازمكتب پيامبر بزرگ اسلام حضرت محمدعبدالله (ص) ، قاطعيت و شجاعت و به خصوص بيان آتشين وبا صلابت را از اميرالمؤمنين علي (ع) آموخته بود. جامعيت او زبانزد خاص وعام بود و اين گونه بود كه فريادگري و عدالت جويي ابوذر، زهد وتعبد سلمان، سياست و كياست عبدالله بن عباس، قدرت و فرماندهي و مديريت مالك اشتر را در خود جمع كرده بود. به درستي كه او مجموعه اي از ارزشها بود كه چون خورشيدي در ميان خيل مبارزان ونيروهاي مبارز و انقلابي مي درخشيد، علاوه بر آن قدرت ومهارت فوق العاده در تدريس فقه واصول داشت. او قبل از آن كه يك رجل سياسي و مبارز انقلابي باشد يك فقيه اصولي مبارز وصاحب نام بود. واتفاقاً همين سرمايه گرانبهاي فقاهت و اجتهاد پوياي او بود كه سلامت مشي سياسي او را در تمامي عرصه هاي اجتماعي و صحنه هاي پرتلاطم انقلاب و در ميان انبوه حوادث و رويدادهاي حساس آن زمان بيمه كرده بود. شهيد هاشمي نژاد به جهت همين مراتب فضل و درجات بالاي علمي اش بود كه از سوي علما و روحانيون ومردم فهيم وانقلابي استان مازندران براي عضويت در مجلس خبرگان قانون اساسي كه وظيفه سنگين بررسي و تصويب قانون اساسي را برعهده داشت، با استقبال بي نظير مواجه شد وبا اخذ بالاترين آراء برگزيده شد و توانست در آن مجلس نقش مهمي را در تصويب وتقنين قانون اساسي ايفا كند. شهيد هاشمي نژاد پيرو مكتب شهادت، جهاد و مبارزه بود و زبان و قلمش براي همه مبارزان اعم از پيروجوان راهگشا بود و همچنين سخنرانيها وخطابه هاي پرشورش خفقان وظلمت را مي شكست وبه مبارزان شجاعت و روح مقاومت تا حصول پيروزي مي بخشيد موفقيت انقلاب اسلامي ايران مرهون زحمات، مبارزات، تلاشها و فداكاريهاي شهيدان بزرگواري چون او مي باشد، كه در كمال عزت و سربلندي و افتخار از ميان ما رفتند از جمله خصلت هاي كم نظير او آن بود كه در عرصه اي كه احساس مسؤوليت جهت حضور خود مي نمود پرانرژي ، پيگير، دقيق، با پرهيز از هرگونه شتابزدگي و ساده انگاري ظاهر مي شد او مخصوصاً با هرگونه رياكاري،عوام زدگي، گوشه گزيني، بي نظمي و عافيت طلبي به شدت مخالف بود وي صاحب ايماني مستحكم وتزلزل ناپذير، شجاعت وآزادگي در بيان حقايق بودكه از صداقت و صراحت كم نظير در ابراز عقيده برخوردار بود وهمين صريح اللهجه بودن ودرعقيده هنوز زبانزد خاص وعام است. ملت ما عزت و سربلندي وعظمت خود را مرهون مجاهدتها، مبارزات، تلاشها، زحمات وفداكاريهاي شهيدان بزرگواري چون شهيد هاشمي نژاد است وي دردامان مكتبي پرورش يافته بود كه ايمان، پايداري، فداكاري، شجاعت، آزادگي، صداقت و صراحت را آموخته بود وي به خاطر علو و عظمت روحي كه داشت به دنيا و آنچه كه در آن است پشت پا زده بود تا بتواند در مقابل صاحبان زر وزور وتزوير ودر برابر همه قدرتها ايستاده وتسليم آنان نشود او با ايماني كه به رسالت خود داشت وبا شهامت ويژه اي كه به اعتراف همگان در اظهار عقيده داشت بدون هيچ ترس و وحشتي صريح، شفاف و قاطع مواضع انقلابيش را جهت تنوير افكار عمومي در خطابه هاي پرشور ومباحث علمي اش ابراز مي داشت. او اهل محافظه كاري نبوده واعتقاد به اين اصل باعث مي شد كه حتي درمقابل مقدس نماها و ظاهرالصلاحهايي چون انجمن حجتيه بايستد كه آن قاطعيت و صراحتش باعث مي شد كه بيش از ديگراني كه در مبارزه بودند فرياد بزند وافشاگري كند. وي چشمه زلالي از جريان انقلاب اسلامي بود كه در جاري شده انديشه تابناك او جانهاي افسرده را به تكاپو و حركت وا مي داشت او مجتهدي مسلم، فقيه و اصولي بزرگ، سخنور و خطيبي بي همتا و سياستمداري آگاه و دورانديش بود كه مي دانست چه موقع و در كجا و در چه شرايطي بايد فرياد بزند. وي انسان با تقوايي بود، ولي تقواي اوتقواي ستيز بود نه تقواي گريز از مسؤوليتها و مبارزه كه آدمي را در انجام رسالت تاريخي اش باز مي دارد او درعزت نفس و متانت طبع آيتي بود و در اين باب كمتر نظيري داشت. شهيد هاشمي نژاد در ميان علما و روحانيون عصر خود از متنفذترين نيروهاي سياسي و مذهبي بود كه در پيشبرد اهداف امام و جريان انقلاب نقش بسزايي داشت او از لحاظ و فهم وحوادث پيچيده و در حل و عقد بحرانهايي كه انقلاب را به چالش مي طلبيد از زيركي، شم سياسي قوي، شجاعت و صداقت و صراحت لهجه ويژه اي برخوردار بود. به راستي كه مي توان گفت او از نوادر روزگار ما بود و براي شناخت بيشتر اين شهيد مي توان به پيام ها و بيانات رهبر انقلاب و ديگر بزرگان مراجعه كرد. الفاظ از اين كه بتواند تعريفي جامع از شخصيت والايش ارائه كنند عاجز مي باشند اما به ناگاه دستاني از آستين نفاق بيرون آمد و ديگر بار شاخه اي از درخت نوبار انقلاب را قطع كرد وافسوس درد و دريغ را بر ايمان باقي گذاشت. يكي از شقي ترين انسانهاي روزگار ما قامت استوار و تنومندش را به خاك افكند و قلب نازنينش را كه مالامال از عشق ومحبت به مردم بود با نارنجك آمريكايي منفجر كرد و روح بلندش را كه در قفس تن نمي گنجيد بسوي ملكوت اعلي عروج داد. و تو اكنون اي شهيد عزيز گرچه از ميان ما رفته اي ولي ماندگارتريني، اگر چه شمع وجودت خاموش شد اما روشن ترين فريادي، چرا كه شهيد هرگز نمي ميرد و هرگز از ياد نمي رود. بيست و يك سال از شهادت غمبار اما موج آفرين فريادگر انقلاب مي گذرد ولي غم بازماندگان به جهت از دست دادن آن عزيز بس بزرگ است و ملت قهرمان ايران در روز شهادتش در غم از دست دادن فرزند رشيد و تواناي خود خون گريست. اي شهيد شاهد عصر،اي عالم عامل ودلسوخته انقلاب و امام، تو يك دنيا شور بودي و عشق به مردم مستضعف در وجودت شعله مي كشيد و همگان شيدايي تو را در راه مكتب ديده اند و گواهي بر اخلاص و صفا وصميميت و عشقت به مكتب، امام و انقلاب مي دهند وافسوس و هزاران افسوس كه چه زودياران او را فراموش كرده اند.
|
|
|
|
|