• موقعيت كنوني دانشگاهها اين شايعه راتقويت مي كند كه سنت گرايان برآنند تا با توسل به قدرتهاي سياسي ، حيطه هاي گرايشات مختلف علمي را محدود و تحت سيطره خود در آورند
بايد اين موضوع را عميقاً درك كنيم كه وقتي دانشجو وارد دانشگاه مي شود، مي بايست بطور طبيعي از نظر ذهني و عقلاني براي درك و پذيرش آراء و خطوط فكري آمادگي داشته باشد. اين است كه در اين دوره با توجه به موقعيت و فضاي ذهني دانشجويان نبايد سوژه خاصي را از پيش تعيين و به آنها تحميل نمود. چرا كه ايجاد فضاي تحميل مانع از رشد تحقيق و بررسي در زمينه هايي چون اقتصاد مي گردد و استادان دانشگاه قادر نخواهند بود در فضايي آزاد مطالب خود را براي دانشجويان به صورت علمي و آكادميك وعاري از قيد وبندها و محدوديت ها ارائه و مورد ارزيابي قرار دهند. اين بنايي را پايه خواهد گذاشت كه مقامات سياسي و مسؤولان دانشگاهي در امور آموزشي دانشگاه مداخله كنند و توان خود رادر ممانعت ازنظريه پردازي ويا طرح نظرگاههاي مختلف علمي واقتصادي به كار بندند. بسيار اندوهبار و فاجعه انگيز است كه منابع «قدرت» ومقامات در صدد برآيند اركان منابع مذهبي و اخلاقي را بر دانشگاه تحميل كنند.
|
|
|
اجراي چنين اعمال و برنامه هايي به آن معنا خواهد بود كه محيط دانشگاه را به مدرسه تبديل و دانشجو را به سطح يك دانش آموز تنزل دهند. اين فاجعه در همين حد باقي نخواهد ماند بلكه مقامات فاقد صلاحيت كه حق دخالت درامور دانشگاه را ندارند، مجموعه اعمال و حركات غير علمي خود را بر استاد تحميل خواهند كرد.
اما حساس تر از سطح علمي، نظام ساختاري دانشگاه ها نيز از عقب ماندگي مفرطي رنج مي برند. اين وضعيت به نظام دانشگاهي اجازه ايفاي نقش در رشد فرهنگي و فكري جامعه را نمي دهد. موقعيت كنوني دانشگاهها اين شايعه را تقويت مي كند كه سنت گرايان برآنند تا با توسل به قدرتهاي سياسي ، حيطه هاي گرايشات مختلف علمي را محدود و تحت سيطره خود در آورند. اينكه نفس پناه بردن به مقامات سياسي كاري است صحيح يا باطل، مدنظر من نيست اما وقتي هدف از توسل به مقامات، آن باشد كه از گفت وگو و كاوش مطلوب در جهت بسط آزادي ممانعت به عمل آيد واين سنت نيكو از ميان رود، به مثابه امري خطرناك و غيرقابل پذيرش جلوه گر مي شود. ايشان در پي آنند كه ميدان تلاش و تكاپوي دانشگاه را به مرتبه پايين و برنامه هايي چون حرام وحلال كردن تنزل دهند و سپس اين اسلوب را به تمام سطوح دانشگاهي از فعاليت هاي دانشجو تا ارائه تزهاي دكترا و اساتيد تعميم دهند. در چنين حالتي اين پرسش براي ما برجا مي ماند كه آيا تاكنون دامنه تلاش و فعاليت تمامي دانشگاهها فقط روي محور ريشه هاي تروريسم و سرچشمه ونحوه مبارزه با آن دور خواهد زد، و در نتيجه بايد با تحقيق و پژوهش وداع كرد؟
در جامعه ما [جامعه عمومي مسلمانان] دانشگاه نقطه آغاز و پايان عقلانيت، آزادي ، سياست و روشنگري به حساب مي آيد. اصول فوق ، در حاشيه دانشگاه ودر محدوده كرسي هاي درس باقي مانده و از آن فراتر نمي رود. در نتيجه جايگاهي معكوس و ناموزون از آزادي، عقلانيت و روشنگري در اجتماع ودر زندگي روزمره در عرصه هاي اقتصادي، سياسي و علمي انعكاس مي يابد. سپس بر بستر اين وضعيت دگرگونه وناهمگون، اداره امور و هدايت جامعه بر پايه و اساس غيرعلمي قالب مي گيرد. اين خود زاويه ديدي مي شود كه بر مبناي آن، به تعيين زير ساختها وسازكارهاي جامعه و تثبيت امور و جهت بخشي به منابع و امكانات موجود در جامعه پرداخته مي شود. در چنين شرايط و وضعيت نامتعادل و در هم ريخته اي ، نه تنها امكان ورود به اقتصاد بازار به طريق قانونمند و برنامه ريزي علمي وجود ندارد، بلكه تمامي اين تحركات در مسيري غيرقانوني ودر محيطي آشفته و مبهم شكل خواهند گرفت. چرا كه اساساً اقتصاد بازار جزيي از انديشه آزادي به حساب مي آيد. در اقتصاد بازار تنها شهروند آزاد و برخوردار از حقوق روشن، توانمندي ايفاي نقش رادارد. لازمه نيل به چنين موقعيتي آموزش هاي آزاد و بدون محدوديت است. در صورت نبود آموزشهاي پايه اي ضروري امكان حصول به آن شرايط غيرممكن خواهد بود. از سويي ديگر اداره زندگي از طريق مصرف محض، اساساً در خود نيازي به آموزش نمي بيند.
افرادي كه از «آزادي» مي هراسند، براي مقابله با آن در پشت سر مسائلي چون امنيت اجتماعي سنگر مي گيرند و آن را دستاويز قرار مي دهند. آنان براي تهديد آزادي در دانشگاه ها به مسأله عدم استعداد ذهني و عقلي دانشجويان و پايين بودن سطح فكري آنها تكيه مي كنند.
تمامي موانعي را كه صاحبان قدرت ضد آزادي بوجود مي آورند، باعث مي شود تا ما موفق به عبور از مشكلات كنوني نشويم و همچنان در جا بزنيم. گذر از اين وضعيت ما را با معضلات متعددي مواجه خواهد ساخت و بهاي آن نيز بايد پرداخت گردد.
|
|
|
همانگونه كه براي ورود به اقتصاد بازار متحمل زيان هايي مي شويم تا بتوانيم بحران اقتصادي را پشت سر خود بگذاريم، براي كسب آزادي نيز امكان مواجهه با بي نظمي هايي وجود دارد. البته مي بايست اين موضوع را يادآوري كرد كه مشكلاتي كه در عرصه آزادي رخ مي دهد، در مقايسه، بسيار كمتر از زيان هاي اقتصاد بازار خواهد بود. در نتيجه چرا ما اقتصاد بازار را مي پذيريم اما بر سر راه آزادي مانع تراشي مي كنيم واساس آن را نفي مي نماييم؟ ما به آناني كه از آزادي مي ترسند و با آن به ستيز و ضديت مي پردازند ، مي گوييم كه بايد از تشويق به سكون وايستايي دانشجويان و توده هاي مردم وانديشمندان و ذهن هاي مبتكر و آفريننده دست برداشت و اجازه داد تا هر نوري به تابيدن درآيد و هرگلي از نو شكفته شود، زيرا نور به چشمان سالم ضرر نمي رساند، اين تنها چشم هاي ضعيف هستند كه از نظر بينايي و بصيرت ناتوانند و ازديدن نور، چشم هايشان خيره مي گردد. اينان در واقع دشمنان آزادي و بصيرت اند!