دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸۱ - ۲۲ رجب ۱۴۲۳
Mon, Sep 30, 2002
بين الملل
شماره ۲۲۵۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
گردشگري
نظرگاه
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
اخلاق و منافع ملي
بخش نخست
088524.jpg
• طه ياسين رمضان كوشيد يك بار ديگر استعداد ژاندارمي عراق را به رخ آمريكايي ها بكشد و آمريكايي ها را به تجاوزعليه ايران به جاي عراق ترغيب كند
«طناز اعتباريان »، دانشجوي روابط بين الملل دانشگاه «فوردهام» نيويورك در مقاله «سپر به جاي شمشير»، (۱) تحريم هاي دارويي وغذايي عليه عراق را از زاويه اخلاقي وانساني موردنقد قرار داده است ومي نويسد:
« آمريكا تحريم اقتصادي را يك وظيفه اخلاقي وملي معرفي مي كند تا بتواند بطور يك طرفه آن را اجرا كند. درحالي كه آنچه ابراز نمي كند، آثار مخرب وغيرانساني است كه اين تحريم ها برمردم بي گناه دارند».
مقاله خانم اعتباريان از آنجا كه پيوند بين اخلاق و سياست بين المللي را موردبررسي قرار مي دهد، مستعد آن است كه تا سطح يك پرسشواره فلسفي عميق فرا رويد؛ پرسشواره اي كه استيس چنين مطرح مي نمايد:
«آيا اصلي وجود ندارد كه ملتها را در مراوداتي كه با يكديگر دارند راهبر باشد، يا تنها اصلي كه راهبر آنهاست منافع ملي است؟ اگر اين طور است ، پس آيا دراين باب جايي براي سخن گفتن از اصول اخلاقي باقي مي ماند؟» (۲)
مقاله خانم اعتباريان نشان مي دهد كه سؤال پيش گفته فقط يك مسأله آكادميك صرف نيست، بلكه مسأله مربوط به پروژه نسل كشي و كودك كشي جورج بوش پدر است كه اين روزها باز توليد آن در ابعادي بسيار مخرب تر در دستور كار پسرش قرار گرفته است :
«نويسنده براين باور است كه اين تحريم ها اخلاقي وانساني نبوده اند. برطبق اين تحريم ها قطعنامه ها، تحريم هاي اقتصادي نبايد شامل غذا، دارو و ساير احتياجات ضروري مردم شوند. همه كشورها نيز موظف به رعايت اين نكته اند . اين درحالي است كه اين امر در مورد عراق به فراموشي سپرده شده است ، به گونه اي كه مردم عراق از نعمت آب آشاميدني هم بي بهره اند چه رسد به تأمين غذا و دارو. زيرا مواد شيميايي موردنياز براي تصفيه آب ، مانند كلر در اختيار دولت عراق قرار نمي گيرد». (۳)
امري كه به نوبه خود كودكان را در نوك پيكان تحريم قرار داده وآمار مرگ وميرهاي ناشي از اسهال را بيش از ۲۰برابر بالا برده است. به اين ترتيب، در وراي جنجال هاي مربوط به تهديد بالقوه سلاح كشتارجمعي ، كودكان و سالخوردگان بطور بالفعل در معرض كشتار جمعي قرار مي گيرند.
ارزش داوري خانم طناز اعتباريان به اين ترتيب، درست در نقطه مقابل ارزش داوري خانم «مادلين آلبرايت» قرار مي گيرد كه درپاسخ به پرسشي مربوط به جنبه اخلاقي تحريم هاي دارويي و غذايي عراق گفته بود:
«بله، مرگ پانصدهزار كودك گزينش سختي بود، اما بهايي بود كه ارزش آن را داشت كه پرداخت شود.» (۴)
كاربست واژه «ارزش» درجمله پيش گفته متضمن تفكيك و تقابل بين دوسطح كاملاً متفاوت از قلمرو اعمال اخلاق است: اخلاق به گونه اي كه مردم درميان خود اعمال مي كنند واخلاق به گونه اي كه ملتها درميان خود به كار مي برند. درواقع، همان طور كه استيس فيلسوف آمريكايي انگليسي تبار گفته اين «كودني فكر آمريكايي است كه به دو اصل صراحتاً متناقض عقيده دارد» (۵)
اما مسأله فراتر از آن به يك كودني عام تر برگشته واز تناقضي آشنا و نمونه وار حكايت مي كند كه در عرصه «منافع ملي» از يك سو و «اخلاق بين المللي » از ديگرسو، حاكم است.
وقتي «طه ياسين رمضان» مي كوشد يك بار ديگر، استعداد ژاندارمي عراق را به رخ آمريكايي ها بكشد وآمريكايي ها را به تجاوز عليه ايران به جاي عراق ترغيب كند يا هنگامي كه دراين سوي قضيه ياسين رمضان هاي «فارسي» مي كوشند در يك رويكرد معكوس، آمريكا را تشويق به تجاوز به عراق كنند، در هردوحالت ، قرائت واحدي ار «منافع ملي » به نمايش گذاشته مي شود ومسأله اخلاقي وانساني در مرداب واحدي مستغرق مي گردد. درجايي كه هارترين جناح هاي جنگ افروز آمريكايي هردوكشور همسايه را در «محور» واحدي جاي داده اند چه تفاوتي مي كند كه مثلاً يكي از دوهمسايه بكوشد ديگري را در نوك همان «محور» قرار دهد وخود را قدري عقب تر بكشد؟ استدلال طه ياسين رمضان هاي هردوسوي قضيه در پاسخ به اين پرسش يكسان است واز مباني منطقي يكساني در چارچوب قرائت غيراخلاقي از «منافع ملي» تغذيه مي كند. چه هنگامي كه يك ايدئولوگ سلطنت طلب همچون داريوش همايون، طي يك رويكرد دلتنگانه نسبت به روزگاران خوش ژاندارمي شاه معتقد است تجاوز آمريكا به عراق «به سود منافع ملي ايران » عمل خواهد كرد وچه هنگامي كه داريوش همايون هاي آن سوي قضيه در بغداد چنين ايده اي را عليه ايران تبليغ كرده ونوستالژي عصر ژاندارمي را به رخ آمريكاييها مي كشند.
درهردو مورد آنچه كه به نقطه زير صفر تنزل مي كند، اصول اخلاقي وانساني است وآنچه كه ديده نمي شود ، كودكان وسالخوردگان هستند.
«چرا ميان معيارهاي اخلاقي افراد ومعيارهاي اخلاقي كشورها چنين اختلاف وسيعي هست؟ چند دليل وجود دارد. يك دليل اين است كه ملت هاي ديگر از ما دورند. درجايي كه بتوانيم نتايج اعمال مان را ببينيم، به سادگي نمي توانيم كس ديگري را مقصر قلمداد كنيم، اما وقتي كه قربانيان اعمال مان هزاران فرسنگ از ما دور باشند ونتايج اعمال مان را نبينيم، با سهولت بيشتري مي توانيم با بي تفاوتي ياحتي با خشونت وسنگدلي عمل كنيم…» (۶)
در كنار آن مسافت عظيمي كه «ما» را از «آنها» جدا مي سازد، فاصله افكني مشابهي در سطح واژگاني نيز دركار است كه فراروايت ها برعهده دارند؛: واژه اي به نام «منافع ملي » در چنين حالتي شكل يك كلان روايت را به خود مي گيرد كه «عظمت» و «بزرگي» آن چشم ها را خيره كرده ومانع مشاهده چيزهاي «خرد» و «جزئي» از قبيل كودكان و زنان مي شود. درچنين مواقعي ، فردي همچون «روبرت فيسك» لازم است تا درمقام يكي از برجسته ترين صاحبنظران در امور خاورميانه، نظر بصري وديداري آمريكاييان را نسبت به نتايج اعمالشان جلب كند:
«رفتار ناجوانمردانه آمريكا در خاورميانه، ارسال موشك براي آناني كه سلاحي را عليه مردم بي دفاع استفاده كرده اند، بي توجهي به مرگ دهها هزار كودك عراقي… همه اينها رابطه اي بسيار تنگاتنگ با آن جامعه اي دارند كه اعرابي را پرورش مي دهند كه آمريكا را در قيامتي از آتش فروبردند.
درحقيقت، نام آمريكا روي موشك هايي كه اسرائيل به ساختمان هاي غزه و كرانه باختري شليك مي كند، حك شده است. فقط چهار هفته پيش من يكي از موشكها را شناسايي كردم، موشكي به نام «آ.گ.ام۱۱۴ د» از نوع هوا به زمين ساخت شركتهاي «بوئينگ» و «لاكهيد مارتين» كه كارخانه آنها در ايالت فلوريدا، يعني همان جايي كه چند نفر از خلبانان انتحاري چگونگي هدايت هواپيما را آموختند، ساخته شده بود. اين موشك از يك هلي كوپتر «آپاچي» ساخت آمريكا در سال ۱۹۸۲ به هنگام اشغال لبنان توسط اسرائيل كه در اين مورد حتي قول هاي خود به آمريكا را زيرپا گذاشته بود، شليك شده بود. اكثر بمب ها علامت نيروي دريايي آمريكا را داشتند و «واشنگتن» تنها به تعويق انداختن ارسال چند بمب افكن به اسرائيل به مدت ۲ ماه بسنده كرد! همين نوع موشك ، اما اين بار از نوع «سي ـ ۱۱۴ آ.گ.ام» ساخت ايالت «جورجيا» به آمبولانسي در دره بقا در نزديكي روستاي منصوريه شليك شد. اين موشك به مرگ ۲زن و ۴ بچه انجاميد. من قطعه هايي از اين موشك از جمله صفحه كامپيوتري آن را جمع آوري كردم، به ايالت جورجيا رفتم و آن را به سازندگان آن در كارخانه بوئينگ نشان دادم. وقتي كه تصويرهاي كودكاني كه توسط اين موشك كشته شده بودند را به توليدكنندگان آن نشان دادم، گفتند: فقط هيچ نقل قولي از ما عليه سياست اسرائيل نداشته باش.» (۷)
بنابراين همانطور كه فيلسوفاني همچون «رورتي» و «نوربرت فراي» و يا نويسندگاني همچون «نوباكف» گفته اند عجز از تخيل «ديگري» باعث تسهيل جنايت مي شود و همچنان كه فيلسوفاني همچون «ليوتار» تأكيد كرده اند؛ يك سلسله فراروايت ها و روايت هاي بزرگ و كلان وجود دارند كه به مثابه ديوارهاي كدر بين «ما» و «آنها» عمل مي كنند و مانع ديد مي شوند. كلان روايتي همچون «شرقيان» در طي قرون استعماري چنين كاركردي را داشت:
«كمتر به شرقيان نگاه و يا توجه مي شد؛ بلكه از آنان عبور مي شد! آنان نه به عنوان آحاد مردم و يا شهروندان و بلكه به عنوان مسائل و مشكلاتي كه بايد حل و يا لااقل محصور و محدود مي شدند و يا اينكه سرزمين شان تصرف مي شد كاري كه قدرت هاي استعماري آشكارا مشغول آن بودند ـ مورد بررسي قرارمي گرفتند.» (۸)
088518.jpg
• مادلين آلبرايت درپاسخ به پرسشي مربوط به جنبه اخلاقي تحريم هاي دارويي و غذايي عراق گفته بود:بله مرگ پانصد هزار كودك گزينش سختي بود اما بهايي بود كه ارزش آن را داشت كه پرداخت شود
امروز نيز هنگامي كه به جاي نگريستن به كودكان، از روي آنها عبور مي شود، همان دستگاه انديشگي در كار است و همان لابراتوار زباني است كه واژگان «عرب ها» و «سامي ها»، «آريايي ها» و «تركها» را چنان تيره و كدر ساخته كه در حكم يك چشم بند عمل مي كنند. «ادوارد سعيد» نشان مي دهد كه چگونه متفكري بزرگ همچون «ماركس» در زمان استفاده از چشم بندهاي واژگاني فوق و در مرحله عدم استفاده از آنها، مسأله استعمار را به دو شكل كاملاً متفاوت «مي ديده است».
كلان روايت هايي از قبيل «ترك ها»، «عرب ها» و «آريايي ها» و «شرقيان» هنگامي كه گرانبار از بار تئوري هاي جديد مي شوند:
«هرگونه دسته بندي ممكن از جمع انسان ها را زير يك رشته عناوين وسيع و گل و گشاد قرارمي دهد، در جريان اين كار، آن گروههاي وسيع و گل و گشاد قرارمي دهد و در جريان اين كار آن گروههاي وسيع و انبوه را تا حد يك دو نامگذاري نهايي تقليل مي دهد.» (۹)
به اين ترتيب، كنش هاي نامگذاري همه اسامي مشخص انساني و همه مطالبات و حقوق انسان هاي «ديگر» را در كپسول يك نام بسيار كلي و فله اي مي فشرد و با طرد جزييات و تشخص هاي همان «ديگران» به طرد عواطف در جوانب نامگذاران راه مي برد:
«اينكه ماركس قادر بود تا حدودي نسبت به همنوعان خود احساس به خرج دهد و تا حدودي با آسياي بيچاره همدلي كند، نشان مي دهد كه قبل از آنكه نامگذاري ها و برچسب هاي يادشده تأثير بگذارد، و پيش از آنكه وي در جست وجوي دانش مبارزه مشرق زمين به گوته روي آورد، چيزي اتفاق افتاده بود. به نظرمي رسد كه ذهن افراد در حالت تنهايي و انفرادي (در اين مورد خاص ذهن ماركس) مي توانست در اين زمينه ها به يك حالت اصالتي كه فارغ از تصورات و برداشت هاي رسمي و گروهي بود دست يابد ـ و پس از اين دستيابي، در مقابل فشارهاي آن بر عواطف، احساسات و دريافت هاي خود تسليم شود، و اين حالت باقي بود تا اينكه فرد به سانسور قوي تري در زباني كه مجبور به استخدام و كاربرد آن برخورد مي كرد. كاري كه اين سانسور انجام مي داد متوقف ساختن و سپس بيرون راندن احساس رقت و همدردي فرد [نسبت به شرق و شرقيان] بود، كه معمولاً با تعريفات عصر حجري همراه مي شد.» (۱۰)
پانوشت ها:
۱ـ روزنامه ايران۸۱‎/۵‎/۳۱
۲ـ برگزيده هايي از مقاله استيس؛ ترجمه عبدالحسين آذرنگ، ص،۱۵۰ هرمس
۳ـ طناز اعتباريان، پيشين، ص۱۳
۴ـ به نقل از روزنامه سوئدي «داگنس نيهتر»، ۲۳اكتبر، گويا، .۸۱‎/۵‎/۶
۵ـ استيس، مبناي اخلاق ملتها، ص.۱۵۱
۶ـ استيس، پيشين، ص۱۵۵
۷ـ روبرت فيسك، ۱۹سپتامبر،۲۰۰۱ آفون بلادت، نقل از ايران امروز، ،۲۰۰۱‎/۶‎/۱۰ ص۲
۸ـ ادوارد سعيد، شرق شناسي، ترجمه دكتر عبدالرحيم گواهي، ص۳۷۱
۹ـ شرق شناسي، ص۲۸۱
۱۰ـ همان منبع
يادداشت هاي سفر به لبنان و سوريه (۸)
صداي تير
در لبنان حتي در بيروت هنوز صداي تير شنيده مي شود. گاهي اوقات صداي تيراندازي آنچنان وسيع است كه خوف درگيري و نزاع را در ذهن افراد تازه وارد ايجاد مي كند، اما براي خود لبناني ها بسيار طبيعي است.
گفته مي شود ۸۰ درصد از جمعيت ۴ ميليون نفري اين كشور سلاح گرم غيرمجاز در اختيار دارند. اكثر اين سلاحها از جنگ ۱۵ ساله داخلي به جاي مانده است.
مسلسل، هفت تير و سلاحهاي كمري وجه غالب اين سلاحها است. يك مقام امنيتي در حزب الله لبنان مي گويد: به طور متوسط هر مقام رسمي بين ۵ تا ۱۵ جواز حمل سلاح براي خود، خانواده و همراهانش دارد.
***
سفر به جنوب
نبض سرنوشت سياسي حال و آينده لبنان در جنوب اين كشور مي زند. خطه جنوب نه براي ناظران و گزارشگران خارجي بلكه براي مردم اين سامان دريچه جديدي به سوي جهان سياست گشوده كه لبنان را به يكي از چند نقطه كليدي نقشه خاورميانه تبديل كرده است. پيش از سفر به جنوب باور نمي كردم هنوز خاطره مقاومت رزمندگان اين كشور، پس از ۲۲ سال اشغال اينچنين ذهن و روح مردم اين كشور را تحت تأثير قرار داده باشد. اما براي رسيدن به جنوب لبنان بايد مشكلات سفر را به جان خريد. ترافيك بيروت و بزرگراهي كه اين شهر را به جنوب وصل مي كند بسيار سنگين بود.
ناحيه جنوب جايي است كه شيعياني كه به دليل تجاوز رژيم اشغالگر قدس مجبور به ترك خانه و كاشانه خود شده اند در آن سكني گزيده اند. تجاوز رژيم صهيونيستي به لبنان و سپس آغاز جنگ داخلي در بيروت ، موجب شد دولت نتواند طبق برنامه منظم، آوارگان جنوب را اسكان دهد. در نتيجه، آپارتمانها و خانه هايي بسيار اما بدون نقشه و امكانات در گستره جنوب بيروت برپا كرد. اگرچه دولت لبنان در سالهاي اخير كار بازسازي و بهسازي شهر را آغاز كرده و درصدد خريد و تخريب خانه هاي مسير بزرگراه براي بهسازي منطقه است اما چون شيعيان بر اين اعتقادند كه فروش يكباره خانه هايشان مشكلاتي چون پراكندگي و بلاتكليفي به همراه دارد ، تاكنون بر سرعبور بزرگراه با دولت به توافق نرسيده اند. بزرگراهي كه گفته مي شود قرار است در آينده از فلسطين اشغالي، سوريه و چند كشور عربي عبور كرده و آنها را به يكديگر پيوند دهد. به هر حال وضعيت اجتماعي و مسكوني جنوب بيروت در خور شأن شيعيان نيست. آنطور كه ساكنان جنوب گفتند، در حومه جنوبي بيروت، آب آشاميدني لوله كشي و بهداشتي به مقدار كافي وجود ندارد و مردم محل روزانه با چندين ساعت قطع آب و برق مواجه مي شوند.
به هر حال ،پس از دريافت مجوز سفر از مسؤولان حزب الله لبنان در بيروت حدوداً سه ساعت طول مي كشد تا از بيروت به جنوب برسي. جنوب يكي از ناحيه هاي لبنان است (ديگر استان ها و نواحي لبنان، بيروت، نبطيه، جبل، بقاع غربي هستند) فاصله جنوب تا بيروت حدوداً ۱۳۰ كيلومتر است. اين فاصله را بزرگراهي كليدي مي پوشاند بزرگراهي كه درست در امتداد ساحل درياي مديترانه كشيده شده است راهنماي لبناني ام مي گويد: «انتهاي اين بزرگراه به مرز اسرائيل ختم مي شود و اسرائيلي ها دقيقاً از همين بزرگراه بود كه به سمت بيروت هجوم آوردند». در مسير اين بزرگراه شهر صيدا كه تقريباً همه ساكنان اش مسلمان هستند قرار دارد. در مقطع ورودي اين شهر ورزشگاه زيباي فوتبال صيدا قرار دارد. وجود قلعه هاي تاريخي از هويت و قدمت ديرين صيدا حكايت مي كند. در مسير ورودي صيدا، وجود درختان انبوه نخل، درختان كوتاه موز و باغهاي نارنگي، پرتقال ، ليمو منظره اي بديع و دلنواز آفريده اند.
در اين شهر نيز همچون ديگر نقاط لبنان وجود عكسهايي از رهبران حزب الله لبنان و جمهوري اسلامي ايران نشانه هايي از پيوند معنوي ـ ايدئولوژيك ايران و لبنان به نمايش گذاشته است. آثار زندگي شهري بافت و چهره روستاها و مناطق اطراف بيروت را دگرگون كرده است صيدا نيز از حيث داشتن ماشين هاي مدل بالا و فروشگاههاي لوكس و آدمهاي شيك پوش چيزي كم ندارد. صيدا شهري سني نشين كه زادگاه رفيق حريري نخست وزير لبنان است . در ابتداي شهر صيدا «سيدعلي» شيعه و از مسؤولان حزب الله در جنوب منتظرمان است. او قرار است ما را در جنوب همراهي كند. سيدعلي پس از آنكه مسافتي را با هم طي مي كنيم در يكي از روستاهاي صيدا، ماشين خود را عوض مي كند و ما با خودرو ديگري كه بر روي آن تابلوي «صحافي» ـ خبرنگار ـ نقش بسته است،به سمت جنوب روانه مي شويم.
خودش مي گويد: «در اينجا براي خبرنگاران اهميت زيادي قائل هستند، كمتر در پاسگاهها و نقاط بازرسي آنها را نگه مي دارند». او درست گفته است: تقريباً از آغاز منطقه اي كه به مناطق اشغالي جنوب لبنان مشهور است هرچند كيلومتر مأموران حزب الله و نيروهاي امنيتي لبنان، ايستگاههاي بازرسي قرارداده اندكه البته با احترام و علاقه ديدار ما را تسهيل مي كنند.
راهنماي لبناني ام مي گويد: ورود فلسطيني ها به اين مناطق تقريباً ممنوع است.
مي پرسم چرا؟ مي گويد:« يك مدت فلسطيني ها از اردوگاههاي خود مي آمدند اينجا با سلاحهاي سنگين و سبك به شهرك هاي صهيونيستها حمله مي كردند و اين باعث تشديد دامنه درگيري مي شد». جاده هاي منتهي به جنوب از ميان جنگلها و باغ هاي ميوه و رودخانه هاي مختلف از جمله رودخانه ليطاني عبور مي كند. اين جاده ها شباهت بسيار زيادي به جاده چالوس در ايران دارند و پر از تفرجگاههايي هستند كه امروزه به محل استراحت و تفريح مسافران تبديل شده اند.
انگشت اشاره راننده لبناني به سوي پايگاه «كفرتبنيت» مي رود، يعني آخرين نقطه اي كه اسرائيلي ها پيشروي كرده بودند. اكنون اين پايگاه يكي از مراكز مهم و حساس امنيتي جنوب است كه هركس قصد ورود به جنوب را داشته باشد ، نامش آنجا ثبت مي شود. جاي جاي اين منطقه خاطره اي از دوران مبارزه فرزندان لبنان و تجاوزات صهيونيستها را بازگو مي كند. قلعه باستاني «شقيف» از نقاط چشمگير در اين مسير است اين قلعه در دوره اشغال بصورت پادگاني براي نظاميان ارتش صهيونيست درآمده بود كه اشغالگران زيانهاي فراواني به اين آثار باستاني وارد آوردند.
اهميت سوق الجيشي قلعه به اين است كه در بالاترين ارتفاع جنوب لبنان قرار دارد لذا به تمام نقاط پيرامون اشراف دارد.
• جواد دليري
پرونده عراق در ۲۴ ساعت گذشته
\ روزنامه البعث (چاپ سوريه): مخالفت با اعلام جنگ عليه عراق به خيابان هاي رم و لندن كشيده شد.
\ روزنامه تشرين: جورج بوش مصمم است حتي بدون كسب موافقت سازمان ملل متحد به عراق حمله كند، جيمي كارتر اين موضع بوش را محكوم كرد.
\ روزنامه الثوره: مسكوخواهان بازگشت بازرسان بين المللي به عراق است و با صدور قطعنامه اي جديد عليه اين كشور مخالف است.
\ روزنامه الثوره: آمريكا پيش نويس يك قطعنامه را كه آكنده از شرط ها و تهديدها عليه عراق است، به شوراي امنيت پيشنهاد خواهد كرد.
\ روزنامه عكاظ (چاپ عربستان): بغداد: به آمريكايي ها خسارات سنگيني وارد مي كنيم.
\ روزنامه الجزيره: در طرح امريكايي ـ انگليسي براي بازرسي تأسيسات وكاخ هاي رياست جمهوري عراق، هفت روز مهلت پيش بيني شده است.
\ روزنامه الرياض: انگليسي ها بزرگترين تجمع مردمي بر ضد جنگ را برگزار كردند.
\ روزنامه الوطن: منابع روسي: گروههاي كماندوي آمريكايي، انگليسي و ترك مأموريت هاي پنهاني را در داخل عراق آغاز كردند.
\ روزنامه الاتحاد (چاپ امارات): تركمن هاي عراق براي خودمختاري در شمال برنامه ريزي مي كنند.
\ روزنامه البيان: درطرح آمريكا يك هفته به عراق مهلت داده شده است.
\ روزنامه الوطن (چاپ كويت): طرح جديد آمريكا براي تصويب قطعنامه شوراي امنيت آخرين مهلت صدام است.
\ روزنامه القبس: به احتمال زياد اعضاي بازرسان سازمان ملل در عراق مسلح خواهند شد.
\ روزنامه الانباء: بشار اسد امروز در مصر آخرين وضعيت عراق را با حسني مبارك بررسي مي كند.
\ روزنامه الرأي العام: جابرالمبارك: محال است با ناجي صبري در تهران ديدار كنم.
\ روزنامه الرأي العام: طرح آمريكا به بازرسان اجازه مي دهد كه مسلحانه به كاخ ها ومدارس ديني عراق وارد شوند. از سوي ديگر كويت اعلام كرد هر موشكي كه از سوي عراق به سمت ما شليك شود، سرنگون خواهيم كرد.
\ روزنامه الرأي العام: مفتي الازهر: هيچ كشورمسلماني مجاز نيست سرزمين خود را براي حمله به عراق در اختيار آمريكا قرار دهد.
\ روزنامه الدستور (چاپ اردن): نمايندگان آمريكايي و انگليسي نتوانستند موضع روسيه راتغيير دهند.
\ روزنامه الرأي: نخست وزير اردن: از سرگيري مذاكرات بين عراق و سازمان ملل متحدتنها راه حل بحران موجود است.
\ روزنامه العرب اليوم: صدها هزار نفر در لندن و رم عليه حمله احتمالي به عراق تظاهرات كردند.
انتخابات رياست جمهوري صربستان
088536.jpg
گروه بين الملل ـ ديروز اولين دوره انتخابات رياست جمهوري صربستان از زمان سرنگوني اسلوبودان ميلوسويچ در ۲ سال پيش برگزار شد.
به گزارش شبكه خبري بي.بي.سي، ميلوسويچ كه به اتهام جنايات جنگي در حال محاكمه است، به هواداران خودگفته بود به «ويسلاوسسلي» نامزد ملي گرايان رأي بدهند. اما نظر سنجي ها حاكي است كه رقابت تنهابين ۲ تن از يازده نامزد انتخابات رياست جمهوري فشرده خواهد بود: «ميروليوب لابوس» معاون نخست وزير يوگسلاوي و «ويسلاوكوشتونيتسا» رئيس جمهوري كنوني اين كشور. بنا به نظر خواهي ها، سسلي در رده سوم خواهد ايستاد. اما بعيد است كه يكي از نامزدان بتواند در دور اول بيش از ۵۰ درصد آرا را كسب كند. در اين صورت، دور دوم انتخابات ظرف ۲ هفته برگزار خواهد شد.
پوتين كمونيست ها را متوقف كرد
گروه بين الملل ـ «ولاديمير پوتين» رئيس جمهوري روسيه با تصويب قانوني برگزاري همه پرسي ملي را در فاصله يك سال مانده به انتخابات ملي ممنوع اعلام كرد و بدين ترتيب، مانع از تلاشهاي كمونيستها براي تغيير قانون فروش زمين شد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، دوماي روسيه هفته پيش قانوني را تصويب كرد كه برگزاري همه پرسي هاي ملي درباره مسائل فاقد اهميت بين المللي در آستانه يك سال تا انتخابات ملي را ممنوع مي كند. قرار است انتخابات بعدي دوما در دسامبر ۲۰۰۳ برگزار شود و در نتيجه، كمونيستها زمان كافي براي گردآوري ۳ ميليون امضاي مورد نياز جهت سازماندهي همه پرسي ملي درباره فروش زمين نخواهند داشت.
هواپيماهاي آمريكايي فرودگاه بصره را دوباره بمباران كردند
گروه بين الملل ـ عراق ديروز اعلام كرد كه بمب افكنها و جنگنده هاي آمريكايي براي دومين بار طي يك هفته اخير به فرودگاه غير نظامي بصره حمله كردند و سيستمهاي راداري و ترمينالهاي مسافربري آن را هدف قرار دادند.
به گزارش خبرگزاري رويتر، وزارت ترابري عراق با صدور بيانيه اي اعلام كرد: هواپيماهاي دشمن آمريكايي براي دومين بار به فرودگاه بصره حمله كردند و سيستم رادار غير نظامي اش را هدف قرار دادند.
عراق پنجشنبه نيز اعلام كرده بود كه جتهاي آمريكايي به اين فرودگاه حمله كرده اند. آمريكا پاسخ داد كه يك رادار نظامي را هدف قرار داده و اين هدف هيچ كاربرد غير نظامي نداشته است. جنگنده هاي اف ۱۶ آمريكا در ماه اوت نيز به اين هدف حمله كرده بودند.
در همين حين، فعاليتهاي ديپلماتيك موافقان و مخالفان جنگ عراق تشديد شده است. ديروز خبرگزاري اينترفاكس به نقل از منابع مطلع روسي گزارش داد كه مسكو از قطعنامه پيشنهادي آمريكا جهت اعلام ضرب الاجل براي عراق راضي نيست، زيرا مفاد آن را نمي توان اجرا كرد. يك روز پس از آن كه ايگور ايوانف وزير خارجه روسيه با فرستاده ويژه آمريكا درباره اين قطعنامه گفت و گو كرد، اينترفاكس به نقل از اين منابع اعلام كرد: اين قطعنامه به شكل كنوني اش قابل اجرا نيست.
ايوانف پس از مذاكره با مارك گروسمن معاون وزير خارجه آمريكا هيچ مطلبي بيان نكرد، ولي بر موضع روسيه درباره بازگشت سريع بازرسان تسليحاتي سازمان ملل تأكيد ورزيد.
شبكه تلويزيوني الجزيره قطر نيز ديروز اعلام كرد كه موضع تند روسيه در قبال حمله به عراق نشانگر وجود اختلافهاي جدي بين روسيه و آمريكا درباره مسائل مختلف است.
اين شبكه اعلام كرد: «اختلاف آمريكا و روسيه تنها بر سر مسأله عراق نيست، بلكه دخالتهاي آمريكا در گرجستان و آسياي ميانه نيز محور اختلاف دو طرف است.»
«اخيراً رشد فزاينده خصومت در محافل سياسي دولت روسيه با سياستهاي ايالات متحده كه شيوه يك قطبي را در پيش گرفته، مشاهده مي شود و در واقع مي توان گفت نوعي توافق نظر در بين مقامهاي روسي براي متوقف كردن اين شيوه سياسي آمريكا و گرايش به سوي اتحاد اروپايي ـ روسي براي مقاومت در برابر اين شيوه وجود دارد.»
خبرنگار الجزيره در مسكو اضافه كرد: «در مدت اخير شاهد نزديكي قابل ملاحظه بين روسيه و آلمان بوديم. از سوي ديگر فرانسه هم حمله به عراق را رد كرده است و اين درحالي است كه هماهنگي دائمي بين روسيه و چين هم وجود دارد.»
اما توني بلر نخست وزير انگليس ديروز تأكيد كرد كه صدام دو راه در پيش دارد: خلع سلاح يا قبول جنگ. بلر گفت كه سازمان ملل بايد مجري خواست جامعه بين الملل از صدام براي توقف برنامه توليد جنگ افزارهاي كشتارجمعي باشد. وي اعلام كرد: ما بايد كاملاً تصريح كنيم كه صدام و حكومت عراق يك چاره بيشتر ندارند: يا مي پذيرند كه خودشان را خلع سلاح كنند يا با اقدام مقتضي مواجه شوند.
مخالفت گسترده دانشجويان آمريكايي با نقشه هاي نظامي «بوش»
088530.jpg
گروه بين الملل ـ مخالفت دانشجويان آمريكايي با طرحهاي جرج بوش براي حمله به عراق هر روز افزايش مي يابد و كاخ سفيد نمي داند براي متقاعد ساختن اين قشر تحصيلكرده جامعه چه تدبيري اتخاذ كند.
به نوشته روزنامه واشنگتن پست، «بليك چايفتز» دانشجوي ۲۰ ساله دانشگاه تگزاس مي گويد: هدف بوش از آغاز جنگي تازه در خليج فارس كينه توزي است. او مي خواهد جنگ ناتمام پدرش با صدام را به فرجام برساند.
«كارن پانزر» دانشجوي ۲۰ ساله رشته روزنامه نگاري از هوستون در تأييد حرف دوستش مي گويد: من مدركي درباره تهديد صدام عليه آمريكا نديده ام و بعيد مي دانم مدركي وجود داشته باشد.
درحالي كه دولت بوش مي كوشد براي سرنگوني صدام مخالفان داخلي و خارجي خود را متقاعد به همراهي سازد، بسياري از دانشجويان آمريكايي به اين آساني متقاعد نمي شوند. البته هنوز آنها دست به اعتراض و راهپيمايي ضد جنگ نزده اند، ولي خبرنگاران «واشنگتن پست» با تهيه گزارش از ۱۰ دانشگاه آمريكا خبر مي دهند كه احساسات ضد جنگ بالا است.
البته برخي از دانشجويان مقطع كارشناسي از جنگي تمام عيار عليه عراق حمايت مي كنند و عده اي مي گويند در مقابل اين مناقشه اجتناب ناپذير، كاري از آنها ساخته نيست. اما اكثر دانشجويان آمريكايي درباره عزم دولت بوش براي سرنگوني صدام كاملاً بدبين هستند يا با آن مخالفند.
«ديويد وارد»، رئيس شوراي آموزش آمريكا متشكل از ۱۸۰۰كالج و دانشگاه گفت كه به نظر مي رسد دانشجويان آمريكايي در ميان سكوتشان نگران تحولات اخير هستند. وي مي گويد: آنها با صداي بلند اعتراض نمي كنند زيرا واقعاً نمي دانند حقيقت امر چيست. در ضمن بر خلاف جنگ ويتنام، آنها مشمول خدمت وظيفه سربازي نيستند.
واشنگتن پست در ادامه اين گزارش مي آورد كه در برخي دانشگاههاي آمريكا برنامه هاي ضد جنگ شامل تهيه طومار آغاز شده است. اگر چه سال تحصيلي دانشگاههاي آمريكا بتازگي شروع شده و معلوم نيست آيا سربازان آمريكايي در عراق خواهند جنگيد يا خير، اما برخي از اظهار نظرهاي دانشجويان حاكي از آن است كه دانشگاه شان مي تواند رستنگاه بذر جنبش صلح باشد. «پاتريك بلاند»، دانشجوي سال دوم دانشگاه تولان در نيو اورلينز مي گويد: قطعاً مرا در يونيفورم ارتش نخواهيد ديد. برايم مهم نيست مرا به خدمت فرا مي خوانند يا خير. اين جنگ نيست، ژست سياسي است.
ادعاهاي بوش در مورد اين كه عراق تهديدي براي آمريكا و جهان است، نظر مثبت برخي از دانشجويان را جلب كرده است. «اريك ايزراييل»، دانشجوي سال اول، مي گويد: فكر خوبي است. صدام بايد سرنگون شود. بوش كوچك بايد كار بوش بزرگ را تكميل كند.
اما حتي اين دسته از دانشجويان اذعان مي كنند كه جنگ و عواقبش براي آمريكا دردناك و پرهزينه خواهد بود. معدودي از دانشجويان از دولت عراق حمايت مي كنند يا درباره توان نظامي آمريكا ترديد دارند، ولي اكثرشان نسبت به نيات بوش بدبين هستند. آنها بعيد مي دانند جنگ ضروري باشد و نگران عدم حمايت متحدان آمريكا از طرحهاي نظامي كاخ سفيد هستند.
«سارا شوارتز» ، دانشجوي ۲۰ ساله دانشگاه نيويورك مي گويد: اگر جنگي رخ دهد، هيچكدام از ما نمي توانيم جلوي آن را بگيريم ولي جنگ به بهبود مناسبات ما با كشورهاي خاورميانه كمكي نخواهد كرد.
«كريستوفر ترات» دانشجوي ۲۱ ساله اقتصاد بين الملل در دانشگاه جورج تاون و گرداننده نشريه دانشجويي «نداي جورج تاون» مي گويد: بعيد مي دانم از حمايت كامل ساير كشورهاي جهان برخوردار باشيم. برعكس آنها ما را زورگو خواهند پنداشت.
پايان محاصره
088533.jpg
گروه بين الملل ـ ياسر عرفات اقدام رژيم صهيونيستي در عقب بردن تانكهايش از اطراف مقر وي در شهر رام الله را يك «نيرنگ تبليغاتي» خواند.
به گزارش شبكه خبري سي.ان.ان، در حالي كه اسرائيل ادعا مي كند تمام تانكها و نفربرهاي زرهي خود را از محوطه مقر تشكيلات خود گردان عقب كشانده، عرفات پس از خروج از دفترش روي شانه هاي محافظان خود گفت: اين عقب نشيني نيست، آنها فقط چند متر عقب رفته اند و به كسي اجازه ورود و خروج نمي دهند. اين يك نيرنگ تبليغاتي است.
وي سپس به دفتر خود بازگشت . در همين حين خبرگزاري فرانسه از رام الله گزارش داد كه كليه تانكها، جيپها و سربازان اسرائيلي از حوزه ديد خارج شده و مقداري از سيم خاردار ها را نيز جمع آوري كرده اند. سربازان اسرائيلي پيش از عقب نشيني كنار سنگرهاي خود عكس يادگاري گرفتند. اما برخي از موانع نظامي در منطقه باقي مانده است.
اسرائيل اعلام كرد كه به محاصره دفتر عرفات پايان داده ولي منتظر خروج ۴۰ مبارز فلسطيني تحت تعقيب مي ماند. اين عده در دفتر عرفات پناه گرفته اند. ياسر عبدالربه مشاور نزديك رهبر فلسطينيان نيز اين عقب نشيني را دروغين خواند و گفت: به عقيده ما، اين عقب نشيني واقعي نيست. اين حربه اسرائيل براي امتناع از اجراي قطعنامه هفته پيش سازمان ملل است كه خواستار عقب نشيني فوري اسرائيلي ها شده بود. آنها دفتر عرفات را به يك سلول تبديل كرده اند و اكنون از پيرامون آن عقب رفته اند و حلقه محاصره را دور زندان نگه داشته اند. به اين عقب نشيني نمي گويند.










يادداشت


جنگ رواني كاليوژني





«ويكتوركاليوژني» نماينده ويژه روسيه در امور درياي خزر در يك جنگ رواني ـ تبليغاتي با هدف استفاده از فشار افكار عمومي ايران در جهت تضعيف وزارت امور خارجه كشورمان، به حمايت از وزارت خارجه و عملكرد همكاران دكتر خرازي در برابر انتقادهاي موجود پرداخته است.
كاليوژني در مصاحبه با روزنامه «ورميانوستي» چاپ مسكو گفته است: «اظهارات مختلف ايراني كه امضاي موافقتنامه هاي دوجانبه را ضعف ديپلماسي و اشتباه تهران مي دانند، نادرست است. اين گونه اظهارات، زير سؤال بردن ديپلماسي ايران است كه طي سالهاي اخير، گفت وگوهاي جدي را در مورد مسائل درياي خزر به همراه داشته است.» وي با انتقاد از كساني كه «ضعف ديپلماسي» را در ايران مطرح مي كنند، در واقع، تحت عنوان «حمايت منطقي از وزارت خارجه ايران و زيركي ديپلماتيك براي سوق دادن فضا به سوي گرايش ايران به توافق هاي دو جانبه» در صدد رويارو قرار دادن افكار عمومي و وزارت خارجه در ايران در جهت تضعيف موقعيت ديپلمات هاي ايراني در روند مذاكرات پرونده خزر است.
بدون ترديد، افكار عمومي و نخبگان و كارشناسان و صاحبنظران ايراني، انتقاداتي به عملكرد وزارت خارجه و نحوه اطلاع رساني آن به افكار عمومي و برخي بي اعتنايي ها به ديدگاه هاي كارشناسي در اين پرونده دارند، اما اين بدان معنا نخواهد بود كه روسها قادر به بهره گيري از اين انتقادات در خدمت ديپلماسي خود باشند. افكار عمومي و كارشناسان ايراني، به كاليوژني و ساير ديپلمات هاي روس اجازه نخواهند داد اين انتقاد ها را در خدمت به اهداف و منافع روسيه به كارگيرند، اگر چه انتقاد كارشناسي و منصفانه از عملكرد وزارت خارجه در پرونده خزر را وظيفه اي ملي تلقي مي كنند.





آن سوي خبر



مانيفست جنگ عليه صلح (۶)



ما در جنگ خليج فارس مدرك انكارناپذيري به دست آورديم، مبني بر اين كه طرحهاي عراق به استفاده از جنگ افزارهاي شيميايي اش عليه ايران و ملت آن كشور محدود نمي شود. بلكه شامل دستيابي به تسليحات اتمي و مواد بيولوژيكي نيز بوده است. كره شمالي طي دهه گذشته بزرگترين فروشنده موشك بالستيك جهان بوده و ضمن ايجاد زرادخانه جنگ افزارهاي كشتار جمعي اش، موشكهايي با قدرت فزاينده آزمايش كرده است. ساير كشورها نيز به دنبال جنگ افزارهاي اتمي، بيولوژيكي و شيميايي هستند و تلاش آنها و تجارت جهاني در اين زمينه به تهديدي بزرگ براي همه بدل شده است.
ما بايد آماده باشيم كشورهاي سركش و مشتريان تروريست شان را پيش از آن كه قادر باشند آمريكا و متحدان و دوستانمان را با جنگ افزارهاي كشتار جمعي تهديد كنند، متوقف سازيم. ما در پاسخ بايد از تقويت ائتلاف ها، ايجاد مناسبتهاي جديد با دشمنان قديم، نوآوري در استفاده از نيروهاي نظامي و فن آوري هاي مدرن از جمله ساخت يك سيستم دفاع موشكي مؤثر و تأكيد مضاعف برگردآوري و تجزيه اطلاعات بهره بگيريم.
استراتژي جامع ما براي مبارزه با جنگ افزارهاي كشتار جمعي عبارت است از:
* تلاش فراوان براي جلوگيري از گسترش: ما بايد پيش از رها شدن اين تهديد در برابر آن دفاع كرده و از ظهور آن پيشگيري كنيم. بايد اطمينان يابيم توانمندي هاي مهم شامل شناسايي، دفاع فعال و منفعل و قدرت بازدارندگي در سيستم هاي دفاعي و امنيت داخلي مان لحاظ مي شود. مقابله با گسترش اين جنگ افزارها نيز بايد در اين دكترين، آموزش و تجهيز نيروها و متحدانمان گنجانده شود تا بتوانيم در هر مناقشه اي با دشمنان مسلح به تسليحات كشتار جمعي پيروز شويم.
* تقويت تلاشهاي عدم گسترش: ما ديپلماسي، كنترل تسليحات، كنترل صادرات چندجانبه و كمك به كاهش تهديد را تقويت خواهيم كرد تا مانع دستيابي كشورها و تروريستها به اين تسليحات شويم و درمواقع ضرورت، فن آوري و مواد آن را توقيف كنيم. ما به ايجاد ائتلاف براي حمايت از اين تلاشها ادامه خواهيم داد كه توافق اخير گروه ۸ براي اختصاص ۲۰ ميلياردلار به مشاركتي جهاني عليه گسترش اين تسليحات نيز گامي رو به جلو در راستاي رسيدن به همين هدف است.
* مديريت مؤثر عواقب استفاده از جنگ افزارهاي كشتار جمعي خواه از سوي تروريستها و خواه كشورهاي متخاصم. تقليل اثرات استفاده از اين جنگ افزارها، كساني را كه اين تسليحات را داشته يا در جست وجوي آن هستند، دلسرد خواهد كرد، زيرا درخواهند يافت نمي توانند به اهداف دلخواه خود دست يابند. ايالات متحده همچنين بايد آماده پاسخگويي به اثرات استفاده از جنگ افزارهاي كشتار جمعي، عليه نيروهايمان درخارج و كمك به دوستان و متحدانمان در صورت بروز حمله باشد.
حدود يك دهه طول كشيد تا ماهيت اين تهديد جديد را درك كنيم. آمريكا با توجه به اهداف كشورها و تروريست هاي عصيانگر، ديگر نمي تواند همانند گذشته صرفاً به موضعي قديمي اتكا كند. ناتواني در جلوگيري از يك حمله بالقوه، فوريت تهديدهاي امروزين و شدت خسارت احتمالي كه ممكن است نحوه انتخاب تسليحات توسط دشمنانمان ايجاد كند، به ما اجازه انفعال نمي دهد. نمي توانيم اجازه دهيم دشمنان ما ضربه نخست را وارد كنند. ما در جنگ سرد بخصوص پس از بحران موشكي كوبا با يك وضعيت كلي دشمني مواجه بوديم. بازدارندگي، دفاع مؤثري بود اما بازدارندگي صرفاً مبتني بر تهديد مقابله به مثل احتمالاً عليه رهبران كشورهاي سركش كه مخاطره جوتر هستند و جان و ثروت ملت شان را به خطر مي اندازند، تأثير كمتري دارد.
* در جنگ سرد، جنگ افزارهاي كشتار جمعي، آخرين حربه تلقي مي شدند و كاربردشان با خطر نابودي كشور استفاده كننده توأم بود. امروزه دشمنان ما آنها را اسلحه اي عادي و ابزاري براي ارعاب و تجاوز به همسايگان خود مي پندارند. اين تسليحات همچنين شايد به اين كشورها امكان دهد از آمريكا و دوستان و متحدانمان براي ممانعت از بازدارندگي يا طرد رفتار تجاوزطلبانه اين كشورهاي ياغي باج بخواهند. اين كشورها همچنين اين تسليحات را بهترين راه خود براي غلبه بر برتري متعارف ايالات متحده مي دانند.
* مفاهيم سنتي بازدارندگي درمقابل دشمن تروريستي كه تاكتيكهاي آشكارش هدف قراردادن وانهدام تعمدي بي گناهان است ، به اصطلاح سربازانش، شهادت را در مرگ مي جويند وقويترين سددفاعي اش، عدم تابعيت، مؤثر نيست . رابطه بين كشورهاي حامي تروريسم وآنهايي كه جوياي جنگ افزارهاي كشتار جمعي هستند، ما را ملزم به انجام اقدام عملي مي كند.
قرنها در قوانين بين الملل پذيرفته شده بود كشورها مي توانند از راه قانون از خود برابر تهديد قريب الوقوع حمله دفاع كنند. حقوقدانان وهيأت منصفه هاي محاكم بين المللي ، اغلب، مشروعيت عمليات پيشگيري را به وجود تهديدي قريب الوقوع مشروط مي كردند كه گهگاه به شكل بسيج مرئي نيروهاي زميني ، دريايي وهوايي جهت آماده سازي حمله بود.
ما بايد مفهوم تهديد قريب الوقوع را با توانمنديها واهداف دشمنان امروز تطبيق دهيم. كشورها وتروريستهاي ياغي درصدد حمله به ما از راههاي متعارف نيستند. آنها مي دانند اين گونه حملات به شكست خواهد انجاميد ودر عوض، به اعمال تروريستي واحتمال استفاده از جنگ افزار كشتارجمعي اتكا مي كنند… تسليحاتي كه به آساني قابل پنهان كردن هستند ومخفيانه وبدون اخطار شليك مي شوند.
مترجم: رضا اسدي
منبع : سايت كاخ سفيد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |