• در سال ۱۹۴۶ ژان آنوي مده آي عصر حاضر را به شكلي امروزين و متأثر از اروپيد ارائه داد. ف.ت. چوكور هم در سال ۱۹۴۷ مده آ را با خميرمايه اي ضدجنگ نوشت كه در آن جا سرنوشت يك آمريكايي را به تصوير مي كشد
• در يونان باستان نمايشنامه نويس هايي چون انيوس، آتيوس و نئوفرون در ارتباط با مده آ آثاري خلق كردند كه امروزه هيچ يك از آنها در دسترس نيست
داستان «مده آ» بخشي از افسانه هاي دريانوردان است. دخترشاه آيتس «مده آ»، دل باخته سركرده دريانوردان ياسون مي شود و به او ياري مي رساند تا جايزه جام طلايي پدر رابه چنگ آورد. در حين فرار مشترك، مده آ برادر خود آبسيرتوس را به قتل مي رساند و جنازه را تكه تكه مي كند و به دريا مي ريزد. ادامه راه وي در داخل و خارج از يونان هم باخونريزي همراه است و بدين وسيله قصد دارد راه رابراي ياسون هموار سازد. در كرينت ياسون مده آ را از خود مي راند تا بتواند با دختر شاه كرئون وصلت كند. مده آ لباسي آلوده براي آن دو ارسال مي كند و باعث مي شود هر دو آتش بگيرند، محض تبديل آخرين اميد ياسون به يأس، هر دو فرزند خود را به قتل مي رساند و با كالسكه سوار بر اژدهايي كه پدربزرگ وي هليوس به او اهدا مي كند، از محل مي گريزد.
در دوران باستان آپولونيوس روديوس همين افسانه دريانوردان رابه شعر درآورد، ولي پايان تراژيك ياسون و مده آ را از قلم انداخت. روديوس بيشتر به قاتل دو كودك مي پردازد و ياسون را مردي ترسيم مي كند كه ميان دو زن گرفتار آمده است. سپس نمايشنامه مده آي اروپيد پديد آمد و در طول تاريخ جايگاه خود را حفظ كرد، و گرچه در طول زمان بالغ بر دويست نمايشنامه به همين موضوع پرداخته اند، كماكان به عنوان مرجع تلقي مي شود.
به روايتي اروپيد ابتدا به مده آ نقش زني قاتل محول كرد، در دست نوشته قديمي تر، به خاطر تنفر از بربرها و يا باب انتقام كرئون، اهالي كرينت بچه ها را كشتند. در آغاز تراژدي ياسون با كروزا وصلت كرده است، مده آ قصد انتقام دارد، ولي كرئون او را همراه فرزندان از كشور مي راند. مده آ طي صحبتي با اگوس پادشاه آتن و طي مذاكره اي آزماينده با ياسون پي مي برد كه با فناكردن فرزندان بهتر مي تواند روي يك مرد تأثير بگذارد. مده آ فرزندان را با هداياي آلوده پيش همسر ياسون مي فرستد تا از وي بخواهند اجازه بدهد پدر در كرينت بماند. نگون بختي مسير خود را طي مي كند.
در يونان باستان نمايشنامه نويس هايي چون انيوس، آتيوس و نئوفرون در ارتباط با مده آ آثاري خلق كردند كه امروزه هيچ يك از آنها در دسترس نيست. سه نه كا در همان ايام نمايشنامه اويد را نوشت و شهرتي به هم زد و طي نمايشنامه اي ديگر تحت عنوان «بين النهرين و بانوي قهرمان» به موضوع مده آ پرداخت و شگردهاي او را مورد توجه قرارداد، و به گفته اي اين اثر سه نه كا زودتر از اروپيد خلق شده است.
از آن پس نويسندگان سرشناسي چون كورنل (۱۶۳۵ميلادي) بارون دلانگ پير (۱۶۹۴ ميلادي) و نويسنده انگليسي ر.كلوور (۱۷۶۱ ميلادي) برمبناي مده آ آثار جديدي آفريدند كه از نظر چرخش رويدادها و نوع تراژدي با هم تفاوت هايي داشته اند. در آلمان هم نمايشنامه نويس و منتقد و نظريه پرداز تئاتر گوتهولد ايفرائيم سينگ براساس شخصيت تراژيك مده آ نمايشنامه «خانم سارا سامپسون» را نوشت (۱۷۵۵ ميلادي). ف . م. كلينگر در سال ۱۷۸۶ و ف.دبليو. كومر در سال ۱۷۵۵ ميلادي بر همين مبنا دو اثر جداگانه خلق كردند كه اثر كلينگر با نام «مده آ در كورينت» شهرتي به هم زد و دوباره در سال ۱۷۹۱ اثر ديگري تحت عنوان «مده آ در قفقاز» را به پايان رساند كه به كفاره و سرانجام هستي مده آ مي پرداخت و بي ترديد از سه نه كا و كورنل متأثر بود.
وبالاخره در سال ۱۹۴۶ ژان آنوي مده آي عصر حاضر را به شكلي امروزين و متأثر از اروپيد ارائه داد. ف.ت. چوكور هم در سال ۱۹۴۷ مده آ را با خميرمايه اي ضدجنگ نوشت كه در آن جا سرنوشت يك آمريكايي را به تصوير مي كشد. كاري ديگر گونه و توجه برانگيز و آكنده از طنز تلخ…
|
|
|
اجراي مده آ به كارگرداني سهراب سليمي در سالن قشقايي تئاتر شهر، اجرايي متفاوت است. سليمي با محور قراردادن مده آي اروپيد، ژان آنوي و داريوفو متن ديگري آفريده است كه با هيچ يك از سه نمايشنامه نويسان كلاسيك و معاصر ارتباط تنگاتنگ ندارد. آنگونه كه اجرا بازگو مي كند بيش از همه از داريوفو متأثر است. حال آن كه مده آي دست نويس فو يك تك گويي تحت عنوان «مده آ» تك گويي يك بدكاره در آسايشگاه است و متأثر از جنبش هاي فمينيستي اروپا. واقعيت اين كه اجراي حاضر حاصل پژوهش و تلاش شخص سليمي است و ارتباط چنداني به داريوفو ندارد، آنچه باعث تعجب است چرا نويسنده متن نمايشنامه برداشت خود رابا نام خود كه با نام فو روانه صحنه مي كند، حال آن كه اقرار به پرداختي ديگر از مده آ، نه تنها عجيب نيست بلكه تعمقي را دامن مي زند كه بالاخره در ايران هم كسي به كار بازنگري در متن يا متون نمايشي باستاني افتاده و كاري وراي كارهاي ديگر ارائه داده است. به تصور نويسنده اين متن، متانت شرقي كه در طول ساليان اغلب سدراه ما شده، اينجا نيز سراغ سهراب سليمي آمده، و اسم او را در مقام نويسنده خط زده و جايگزين را ترجيح داده است. كه حال خوش آيند باشد و نباشد اين اثر به سليمي تعلق دارد فكر او حرف اول و آخر را مي زند.
مده آي در حال اجرا به ظاهر متأثر از تك گويي داريوفو است و از ستم تاريخي كه در طول زمان برنسوان تحميل شده، پرده برمي كشد. مده آ در نقش راوي همه ادوار ظاهر مي شود و بازي ساز كه گاه در نقش كرئون و گاه ياسون در صحنه حضور مي يابد درواقع تكمله اي است بر ستمي كه برروي صحنه بازگو مي شود. سليمي تلاش كرده بر زبان روايي مده آ تأثيري تراژيك بگذارد، ولي خوب مي داند كه روايت، روايت است و نمايش، نمايش، تأثيري كه يك راوي قصه بر شنونده مجرد بر جاي مي گذارد. جاي خود دارد و تأثيري كه كليت يك اثر تراژيك روي جمع بگذارد، جاي خود. بنابراين تماشاگر مده آ هيچگونه احساس همدردي با شخصيت تراژيك نمي كند. چرا كه شخصيت تراژيك در صحنه حضور ندارد، راوي هم حتي اگر با تمام وجود در صحنه حاضر بشود، كه مي شود، فراتر از يك راوي نيست. تلاش كارگردان در روايت قصه با توسل به ابزار نمايشي، خود حركتي تازه است. راوي نمايش هم زمان ايفاگر نقشي در كليت تاريخ است و قصه نويسنده را بازگو مي كند، گاه قابليت روايت گري بر بازيگري غالب است و گاه برعكس.
باري، مده آي پرداخت سليمي كاري است خوب، تفكر برانگيز و نوگرا.
براي بازيگران جواني كه اولين تجارب بازيگري را از سر مي گذرانند، فرصت مناسبي است تا در كنار سليمي آموخته هاي خود را غني تر سازند و خوب مي دانند كه براي رسيدن به ايفاي نقش هاي مطلوب و تأثيرگذار عرصه نمايش، هنوز راه درازي در پيش دارند.
كارگردان با به كارگيري طراحي صحنه سنجيده، گريم و لباس، چنان هوشمندانه مخاطبان را تحت تأثير قرارمي دهد كه چهل وپنج دقيقه مدت نمايش سريع سپري مي شود و تماشاگر احساس مي كند مؤظف است دربرابر جايگاه والاي زن سر تعظيم فرود بياورد.