|
حدود اختيارات زن ومرد در حق طلاق از ديدگاه حضرت امام (ره)
|
|
|
«براي زنان محترم، شارع مقدس راه سهل معين فرموده است تاخودشان زمام طلاق را به دست گيرند، به اين معني كه در ضمن عقد ونكاح اگر شرط كنند كه وكيل باشند در طلاق، به صورت مطلق؛ يعني هرموقعي كه دلشان خواست طلاق بگيرند ويا به صورت مشروط
زهرا شجاعي مشاور رئيس جمهور و رئيس مركز امور زنان طي سخناني كه در سمينار جمعيت زنان ايراد كرد به بررسي حدود اختيارات زن ومرد و وظايف زوجين نسبت به يكديگر و نيز شرايط ضمن عقد از ديدگاه امام خميني پرداخت كه راهگشاي برخي مشكلات است . وي ابتدا به تعريف عقد وشرايط و انواع آن اشاره كرد كه : «عقد» تعهد يك طرفه برقبول امري است كه مورد قبول طرف ديگر باشد. ملاك تشخيص عقد اين است كه بدون توافق دوطرف نتوان اثري به وجود آورد كه موردقبول قانون يا عرف و عادت وعقل واخلاق حسنه بوده باشد. در فقه، ايجاب و قبول لفظي را، مصداق عقد مي دانند. و در معناي حقوقي، شرط عبارت است از هرامري كه وجود آن براي تحقق امر ديگري لازم باشد. يعني اگر نباشد مشروط به وجود نمي آيد. كه بردونوع است: شرط ابتدايي . شرط ضمن عقد. شرط ابتدايي تعهد يك طرفي است كه شخص عليه خود ايجاد مي كند ودر حقوق فرانسه معمول است وفقها آن را باطل مي دانند. شرط ضمن عقد عبارت است از هرشرطي كه به موجب عقدي به نفع كسي و به ضرر ديگري مقرر شده باشد، ولو آنكه مذاكره راجع به شرط قبل از انعقاد عقد، شده باشد وعقد با توجه به مذاكره قبلي منعقد شده باشد. يكي ازاين شرايط «حق طلاق» است كه علي رغم تحول و پيشرفت زنان در حقوق مدني و سياسي كه يك پديده نوين جهاني است ، هنوز خلأهاي قانوني در زمينه حقوق زنان آشكار است. ازجمله اين مواد، اختيار تام در طلاق دادن همسر است. درماده ۱۱۳۳ قانون مدني آمده است مرد مي تواند هروقت كه بخواهد زن خود را طلاق دهد. حضرت امام در پاسخ به اين سؤال كه مسأله اختيار طلاق به دست مرد، موجب ناراحتي وتشويش خاطر گروهي از زنان مبارز ايران شده است و نظر جنابعالي راجع به اين موضوع چيست ؟ مي فرمايند: «براي زنان محترم، شارع مقدس راه سهل معين فرموده است تاخودشان زمام طلاق را به دست گيرند، به اين معني كه در ضمن عقد ونكاح اگر شرط كنند كه وكيل باشند در طلاق، به صورت مطلق؛ يعني هرموقعي كه دلشان خواست طلاق بگيرند ويا به صورت مشروط. يعني اگر مرد بدرفتاري كرد يا مثلاً زن ديگري گرفت، زن وكيل باشد كه خود را طلاق دهد، ديگر هيچ اشكالي براي خانمها پيش نمي آيد ومي توانند خود را طلاق دهند».(۱) (۵۸/۸/۷) در قوانين ما زوجه در مواردي مي تواند درخواست طلاق كند اين موارد شامل : خودداري زوج از پرداخت نفقه وايفاي وظايف زناشويي ، سوءمعاشرت شوهر به حدي كه زندگي تحمل ناپذير شود ويا امراض مسري وصعب العلاج و يا غيبت بيش از چهارسال مرد . در چنين شرايطي زن تقاضاي طلاق مي كند واين محكمه است كه يا مرد را وادار به دادن طلاق مي كند ويا حاكم از سوي زوج اين كار را انجام مي دهد، اما اينكه زن خود وكيل باشد از سوي مرد كه يا به صورت مطلق و يا به دليلي كه درضمن عقد مشخص مي كند، وكالتاً از سوي مرد خود را طلاق بدهد، از راه حلهاي عملي است كه بدون لطمه به اصول وموازين حقوقي و با استفاده از نگرش سيستمي به نظام حقوق خانواده قابل اجراست. امام خميني در پاسخ به اين سؤال كه اين وكالت قابل عزل است يا نه؟ مي فرمايند: اگر زن درحين اجراي صيغه عقد بگويد من خودم را به شرط اينكه وكيل بلاعزل در طلاق باشم به زوجيت تو درمي آورم ومرد هم قبول كند، چنين شرطي لازم است و اگر مرد قبول كرد وكالت زوجه در طلاق قابل فسخ نيست. از ويژگيهاي ممتاز رهبركبير انقلاب نگرش مثبت به جايگاه و نقش زن درجامعه است .وي درباره حقوق زنان دراسلام مي فرمايند: «از حقوق انساني ، تفاوتي بين زن و مرد نيست، زيرا كه هردو انسانند وزن حق دخالت در سرنوشت خويش را همچون مرد دارد. بله در بعضي از موارد تفاوتهايي بين زن ومرد وجود دارد كه به حيثيت انساني آنها ارتباط ندارد. مسائلي كه منافات با حيثيت وشرافت زن ندارد، آزاد است.» (۲) خانم شجاعي در ادامه به حسن معاشرت امام در خانواده و تأكيد ايشان دراين زمينه اشاره كرد وگفت: در زمينه همكاري زوجين در تربيت اولاد، حضرت امام خميني در پيامي به مناسبت آغاز سال تحصيلي ۶۱ـ ۶۰ كه در صحيفه نور جلد ۱۵ صفحه ۱۶۱ آمده مي فرمايند: «نقش خانواده وخصوص مادر در نونهالان و پدر در نوجوانان بسيار حساس است و اگر فرزندان در دامن مادران و حمايت پدران متعهد بطور شايسته وبا آموزش صحيح تربيت شده وبه مدارس فرستاده شوند، كار معلمان نيز آسانتر خواهد بود. اساساً تربيت از دامان پاك مادر و جوار پدر شروع مي شود و با تربيت اسلامي وصحيح آنان، استقلال و آزادي و تعهد به مصالح كشور پايه ريزي مي شود». (۳) و در وصيت نامه خود به مرحوم حاج احمدآقا كه در كتاب جلوه هاي رحماني چاپ شده مي فرمايند: «آخرين وصيتم به احمد آن است كه فرزندان خود را خوب تربيت كند واز كودكي با اسلام عزيز آشنا كند» (۴) ودر زمينه حسن معاشرت مي فرمايد: «و مادر محترم مهربانشان را مراعات كند.» و از ديگر حقوق وتكليف مشترك زوجين ، حق و تكليف ابرازمحبت را مطرح مي كنند. محبت ومحبوبيت يك نياز واقعي انسان است وتكامل انسان در گرو رشد اين محبت در وجود اوست. زماني كه اين محبت به صحنه عمل مي رسد، مودت نام مي گيرد كه فلسفه زوجيت وثمره نكاح مودت و رحمت است. ومن آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها وجعل بينكم مودةً و رحمة ً» (۵) در اسلام در مورد محبت لفظ افراط نداريم. در كتاب جلوه هاي رحماني ايشان خطاب به فرزند خود مي فرمايند: «مادران گرچه همه نمونه اند، لكن بعض آنان از ويژگيهاي خاص برخوردارند ومن در طول زندگي با مادر محترم تو و خاطراتي كه از او در شبهايي كه با اطفال خود مي گذراند ودر روزها نيز دارم او را داراي اين ويژگيها يافتم.»(۶) وي اولين تكليف مختص زوجين را تمكين مي داند ودر تعريف آن مي گويد:تمكين در لغت به معني تن دردادن است ، تمكين عام عبارت است از حسن معاشرت زن با شوهر اطاعت از او در امور مربوط به زناشويي وخارج نشدن از منزل بدون اجازه شوهر. حضرت امام در تحريرالوسيله ـ جلد ۲ـ صفحه ۳۰۳ دراين باره مي فرمايند: هريك از زوجين نسبت به هم حقوقي دارند كه اقامه آن واجب است، گرچه حق مرد بيشتر است . حق مرد بر زن آن است كه زن اطاعت كند، از او و سركشي نكند واز خانه بدون اجازه او خارج نشود و در دادن صدقه، بخشش و نذر در اموالش بدون اجازه او عمل نكند مگر در حج و زكات يا نيكي به والدين يا صله ارحام ـ حق زن برمرد آن است كه او را سير كند و لباس بپوشاند واگر خطايي كرد او را ببخشد ونسبت به او، روي ترش نكند.» در باب نشوز يا نافرماني حضرت امام قايل به ناشزبودن مرد هم هستند. در جلد دوم تحريرالوسيله صفحه ۳۰۶ مي فرمايند: همان گونه كه نافرماني ممكن است از سوي زن باشد، ظلم و تعدي وعدم اقدام به اداي حقوق واجب زن مي تواند از سوي مرد باشد پس هنگامي كه نشوز از هرنوعي واقع شد، زن بايد مطالبه كند ومرد را نصيحت كند، اگر مؤثر واقع نشد به حاكم مراجعه كند و دوري و قهر وضرب هم براي او نيست وزماني كه حاكم برامر نشوز وظلم نسبت به زن آگاهي يافت او را از اين فعل حرام باز مي دارد وبه واجب امر مي كند، اگر مفيد واقع نشد او را تعزيرمي كند وحتي مي تواند از مال مرد با وجود خودداري او به زن نفقه بدهد، حتي اگر با فروش املاك او باشد. از شؤون فقيه هست كه اگر چنانچه يك مردي با زن خودش رفتارش بد باشد، او را اولاً نصيحت كند وثانياً تأديب كند و اگر ديد نمي شود، اجراي طلاق كند. شجاعي در ادامه افزود: حجت الاسلام سيدمحمود دعايي به عنوان خاطره اي از حضرت امام نقل مي كنند: «نكته اي كه باز شايد از ويژگيهاي حضرت امام در برخورد نسبت به زن و خانواده برجسته است ، نفرتي بود كه امام از مرداني داشتند كه به همسرشان جفا كرده واو را طلاق داده وهمسر ديگر گرفته بودند، امام ازاين افراد بشدت نفرت داشتند… اگر امام احساس مي كردند كه در بين دوستان وعلاقمندانشان ، كسي نسبت به همسرش جفا كرده ويا بي حرمتي نموده است به وي تذكر مي دادند وتأثرشان را ابراز مي كردند.»(۷) حضرت امام در توصيه هاي اخلاقي به زوجهاي جوان همواره اين توازن وتوصيه هاي متقابل را در نظر داشتند، يكي از دوستان حضرت امام به نقل از دخترشان مي فرمايند: «در ابتداي ازدواج خدمت امام رسيديم كه توصيه اي بفرمايند، ايشان به بنده فرمودند: اگر شوهرتان ناراحتي داشت به هردليلي به شماچيزي گفت، بدسلوكي كرد، شما همان وقت هيچ نگوييد گرچه حق با شما باشد، بگذاريد آن حالت عصبانيت كه فروكش كرد، حرف خود را بزنيد، عين همين توصيه را به شوهرم نيز فرمودند.»(۸) و درپايان متذكر شدند كه به قول امام خميني : نبايد برداشتهاي تنگ خود را عين احكام الهي بدانيم وبايد همواره آماده باشيم تادرباره برداشتهاي خود تجديدنظر كنيم وبه تعبير حضرت امام، زمان ومكان را در اجتهاد اسلامي دخيل بدانيم. (۹) منابع: ۱ـ صحيفه نورـ جلد۱۰ـ صفحه ۷۸ ۲ـ صحيفه نورـ جلد۳ـ صفحه ۴۹ ۳ـ صحيفه نورـ جلد۱۵ـ صفحه ۱۶۱ ۴ـ جلوه هاي رحماني ۵ـ سوره روم ـ آيه ۲۱ ۶ـ جلوه هاي رحماني ـ صفحه ۴۷ ۷ـ پابه پاي آفتاب ـ اميررضا ستوده ـ جلد۲ـ نشريه پنجره ـ بهار ۷۳ـ ص ۵۰ ۸ـ پابه پاي آفتاب ـ جلد ،۴ صفحه ۱۴۰ ۹ـ سخنراني حجت الاسلام آقاي خاتمي ـ ديدگاههاي معظم له ـ صفحه .۶
|