|
نگاهي به ويژگي هاي نمايندگان سياسي در جهان
مهارت يك ديپلمات
|
|
|
ركورد بي نظير نيم قرن خدمت در نقش ديپلمات يك امپراتوري كه ۳۰ سال آن در سمت وزارت امور خارجه بود باعث شده آندره گروميكو يكي از زبردست ترين ديپلماتهاي جهان شناخته شود. تا حدي كه وجودش براي اتحاد شوروي سابق همواره يك ضرورت تلقي مي شد.وي در كتاب خاطراتش مي كوشد ديدگاههاي رايج درباره ديپلماتها را تغيير دهد. «وقتي باافراد غيرديپلمات حرف مي زنم اغلب احساس مي كنم كه از نظر آنها ديپلماسي عبارت از تلاش براي فريب طرف مقابل در مذاكرات با عبارات شايسته گفتن يابا پي بردن ناگهاني به موضوعي و چشمك زدن يا سؤالات عجيب مطرح كردن است. اما اين نظر دور ازواقعيت است.كار يك نماينده رسمي در خارج مستلزم مهارتهاي مختلف و متعددي است. اما نخستين و مهمترين مهارت توانايي تحليل مسائل پيش آمده وارايه آنها به وضوح تمام وبا كليه جزييات اساسي به ديگران است». هنري كيسينجر ديپلمات برجسته آمريكايي درباره برخي از مهارتهاي همتايش مي گويد: «گروميكو معمولاً از تمامي جزييات هر موضوعي اطلاع داشت و نوعي خودكشي بود اگر بدون يادگيري كامل مسائل مربوط به بحث يا آگاهي كامل از سابقه آن با وي وارد مذاكره مي شديم. او در اندوختن نكات حاشيه اي وجزيي مهارت فوق العاده اي داشت و همواره تاريخ كشورش را منعكس مي كرد.وي براي به دست آوردن فرصتهاي طلايي از بي صبري مخاطبانش استفاده مي كرد. گروميكو درميان آشفتگي ها واغتشاشات از كشورش محافظت كرد. با استقامت ضعف كشورش را پنهان ساخت و با مهارتش به اهداف مهمي نايل آمد. رفتار سرسختانه گروميكو باور كردن اين حقيقت را كه در پشت اين چهره ، مردي شوخ طبع و خون گرم قرار دارد، دشوار مي ساخت». وجود مهارتهايي از اين دست در نمايندگان سياسي قدرتهاي غالب در هر دوره ذهن ما را به سمت مقايسه بين ديپلماتهاي ايراني و نمايندگان برجسته خارجي سوق مي دهد. آيا ديپلماتهاي ايراني هنگامي كه در شرايط مذاكره قرار مي گيرند مي توانند به خوبي از منافع ملي مان دفاع كنند؟ آيا آنها قادرند فرصتها را تشخيص دهند و يا توانايي آن را دارند كه اطلاعات را ساخته و پرداخته كرده و در اختيار تصميم گيران سياست خارجي در مركز قرار دهند؟ به عبارتي اصلاً آيا ديپلماتهاي ايراني از ويژگيهاي يك ديپلمات ورزيده در عرف دنيا برخوردارند؟ براي اين سؤالها طيفي از پاسخها وجود دارد.اما غالب كارشناسان و استادان دانشگاهها عقيده دارند كه برخي از كساني كه به عنوان ديپلمات ومأمور سياسي روانه كشورهاي خارجي مي شوند از تخصص لازم و سوابق مناسب در عرصه ديپلماسي برخوردار نيستند و مثلاً برخي از سفرا كساني بوده اند كه مدت كوتاهي پس از ورود به وزارت امورخارجه روانه خارج از كشور شده اند و آنچه آنها را از اين فرصت شغلي بي نظير با دريافتهاي دلاري مناسب بهره مند مي كند وابستگي به مقامات بالاي كشوري و يا جناحي است. همين چندي پيش مدير گروه آمريكا و اروپاي مركز تحقيقات استراتژيك طي يك مقاله انتقاد آميز كه در يكي از روزنامه ها به چاپ رسيد به اين موضوع كه «كليه مأموريتهاي خارجي توسط يك «گروه خاص انجام مي شود و باند بخصوصي بر اساس روابط دوستي، خوني و فاميلي مشاغل كليدي اين دستگاه را در اختيار دارد، خرده گرفت. وي اعتقاد داشت وجود تبعيض و انحصاري كردن مأموريتها و پستها علت اصلي افزايش نارضايتي در درون وزارتخانه است». البته لحاظ نشدن شرايط شايسته سالاري در انتخاب ديپلماتها و سفرا يك ايراد موروثي در وزارت امور خارجه است كه در دوره وزراي مختلف شدت وضعف داشته است. تغيير وزير غالباً با روي كار آمدن چهره هايي كه بر مبناي شاخص روابط وارد گود ديپلماسي مي شوند همراه است. اين حرف به اين ادعا منجر مي شود كه برخي ديپلماتها از شرايط لازم براي احراز اين شغل حساس برخوردار نيستند و قادر نيستند آن گونه كه انتظار مي رود ديپلماسي كشور را كه به ويژه پس از روي كار آمدن سيدمحمدخاتمي داراي تئوريهاي راهگشايي براي بيرون بردن ايران از بن بستها شده از پيش ببرند. حسن قشقاوي سفير سابق ايران در قزاقستان و عضو كميسيون سياست خارجي وامنيت ملي مجلس نيز با وجود آنكه به شدت با نظر كساني كه ديپلماتها را زير سؤال مي برند مخالفت مي كند، اعتقاد دارد كه ديپلماتهاي ايران جزو نمايندگان سياسي ده كشور اول دنيا در زمينه توانايي هاي ديپلماتيك هستند، اما او نيز از جريان ارايه فهرست ديپلماتها از سوي نهادها و جناحهاي سياسي به وزارت امور خارجه خبر مي دهد: «ديپلماتهايي خارج از روال وزارت امور خارجه معرفي مي شوند كه تجربه كم و توفيقات كمتري دارند. بنابراين واقعاً لازم است كه گروههاي فشار كه متأسفانه همه جناحها و نهادهاي قدرت را شامل مي شوند كمتر در اين زمينه اعمال نفوذ كنند. چون اينكار اثر سويي در بر دارد و كارديپلماسي را به ضعف مي كشاند. بنابراين گروههاي فشار بايد فهرست ديپلماتهايي را كه وزارت امور خارجه پس از ارزشيابي و آموزش افراد ارايه مي دهد و از سوي شوراي معاونان تأييد مي شود بپذيرند و همه نهادها اعم از اجرايي وقضايي لازم است مساعي شان را در اين زمينه به كارگيرند». منتقدان مي گويند: «سياستمداراني كه براي ورود به مجلس در عرصه انتخابات شكست خورده اند و يا آنها كه مي خواهند راه تازه و موفقي را درسياست بپيمايند از نمايندگي در كشورهاي خارجي به مثابه سكوي پرتاب استفاده مي كنند. اين سكوي پرتاب علاوه بر بعد سياسي، به واسطه درآمدهاي دلاري مزاياي اقتصادي هم براي آنها در بر دارد و نتيجه سوء مديريت ديپلماتهاي فاقد تخصص درمحلهاي مأموريت حساس مثل كشورهاي همسايه و يا كشورهاي قدرتمند به سرعت مشخص مي شود. البته در برخي كشورها ممكن است نتيجه سوء مديريت ديپلماتها هيچ وقت معلوم نشود. اين در حالي است كه كارشناسان مي گويند علت وجودي نمايندگيهاي ايران در برخي از كشورها مشخص نيست و گوياعقيده بر اين است كه اين نمايندگيها بيشتر به خاطر ايجاد پست و امكانات براي عده اي پا بر جا مانده اند. نتيجه اينكه در حوزه هاي حساس و در حال تحول نظير افغانستان به خاطر اينكه نتيجه ديپلماسي ايران به سرعت مشخص مي شود سفرا و ديپلماتها دايماً زير تيغ انتقادمطبوعات وشخصيتهاي سياسي قرار مي گيرند ولي در كشوري نظير روماني به صورت كاملاً استثنايي وقتي بلافاصله پس از سفر رئيس جمهوري روماني به ايران چائوشسكو از قدرت ساقط شد ناكارآمدي ديپلماتها و فقدان اطلاعات آنها از اوضاع سياسي اين كشور و عدم اطلاع رساني به موقع به مركز مشخص شد. نتيجه اينكه سفرا وديپلماتها در نوك پيكان سياست خارجي يك كشور قرار دارند. آنها لازم است مثل نرونها در سيستم عصبي نقش يك انتقال دهنده دقيق را بازي كنند و در صورتي كه نتوانند وظيفه شان را به خوبي انجام دهند كار سيستم عصبي و به عبارتي دستگاه ديپلماسي مختل مي شود و حتي ممكن است حركت كل بدن فلج شود. علي انگجي كارشناس مسائل سياسي مي گويد : «وظيفه اصلي سفير تأثيرگذاري در سياستهاي كشوري است كه در آن مأمور است. چنان كه سياستهاي كشورهاي ميزبان را درراستاي منافع ملي كشورش تنظيم كند. وي همچنين ملزم است ديپلماسي كشورش را براي كشور ميزبان توجيه كند. براي اينكه وي اين دو هدف اصلي را تأمين كند بايد درباره مسائل فرهنگي، اجتماعي و ساختار گروههاي تصميم گيرنده در كشور ميزبان و به خصوص جناحهاي سياسي آن كشور آگاهي كامل داشته باشد واز طرف ديگر هم با سياستها وخط مشي هاي كشور خودش آشنا باشد تا در راستاي اين سياستها حركت كند. وي لازم است جلوي دو عاملي را كه باعث تضعيف موقعيت كشور متبوعش مي شود بگيرد و مشابه چنين عواملي را در كشور ميزبان به سرعت شناسايي كند. براي رسيدن به اين هدف لازم است وي با مطبوعات و رسانه هاي كشور ميزبان ونيز با گروههاي ذي نفوذي كه در سياستگذاريها دخيلند و ما در سياست به آنها گروه فشار مي گوييم ارتباط تنگاتنگي ايجاد كند. در اين صورت ديپلمات مي تواند اطلاع رساني دقيق و به موقعي انجام دهد و گرنه در صورتي كه به عنوان مثال رسانه هاي كشور ميزبان شروع به خبررساني كنند و سفير در اين اطلاع رساني نقشي نداشته باشد كشورش حالت انفعالي پيدا مي كند. معمولاً سفرا با ارسال گزارشهايي از كشور ميزبان مسؤولان كشورشان را از اطلاعات روز آگاه مي كنند و براساس گزارشهاي آنها تصميم گيرندگان مي توانند راجع به رابطه با كشور ميزبان به درستي تصميم بگيرند. در سفارتخانه ها وابسته هاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي حضور دارند كه در حوزه كارشان مي كوشند همه نوع اطلاعات را به دست آورده و در اختيار تصميم گيران مركز قرار دهند. بنابراين وقتي مي بينيم كشوري مثل كره جنوبي سرمايه گذاريهاي كلاني در ايران انجام مي دهد و مي بينيم خودروهاي ساخت كره به ميزان زيادي در كشور ما محبوبيت دارند يا سفير كتابهاي زيادي در مورد اين كشور تأليف كرده مي توانيم نتيجه بگيريم سفراي ايران در كره عملكرد درستي داشته اند». طبيعتاً لزوم انجام چنين وظايف خطيري ديپلمات را به يك سري از ويژگيها نيازمند مي كند. ادامه دارد
|