|
يادداشت هاي سفر به لبنان و سوريه (۱۱)
|
|
|
|
بخش دوم و پاياني
|
|
|
|
|
|
|
|
درخواست رئيس جمهوري سريلانكا
|
|
|
|
|
|
وزير دفاع كويت در گفت وگوي اختصاصي با «ايران»:
|
|
|
|
|
يادداشت هاي سفر به لبنان و سوريه (۱۱)
فضاي سياسي سوريه
فضاي سياسي داخلي سوريه در دو سال گذشته پس از روي كار آمدن بشار اسد آهنگ اصلاح و توسعه به خود گرفته است. هرچند امنيت مسأله اول دولت سوريه است و تلاشهاي زيادي براي تقويت جبهه داخلي به منظور مقابله با تهديدهاي اسرائيل انجام مي گيرد، اما رهبر جوان سوريه توجه زيادي به امر عمران و رفاه نشان مي دهد. بشار اسد تاكنون در چند نوبت بيش از هزار نفر از زندانيان سياسي را كه بيشتر آنان از مسلمانان بودند، آزاد كرده است. يك خبرنگار ايراني مقيم سوريه مي گويد: بيشتر زندانياني كه بدين مناسبت آزاد شدند، اعضاي گروه اخوان المسلمين و حزب آزاديبخش اسلامي و شمار كمتري از حزب بعث شاخه عراق و جناحهاي چپگرا بودند. اكثم نعيسه رئيس كميته دفاع ازحقوق بشر سوريه نيز در حاشيه يك برنامه سياسي در سوريه به من گفت كه هم اكنون حدود ۹۰۰ نفر زنداني سياسي در زندانهاي سوريه به سر مي برند. آزادي زندانيان سياسي تنها اقدام رئيس جمهور سوريه در اين زمينه نبوده است. بلكه همزمان دولت نام شمار زيادي از سوريهاي مقيم خارج را كه قبلاً به اتهام سياسي در فهرست افراد تحت تعقيب قرارگرفته بودند، حذف كرده و حقوق شهروندي برخي از آنان را اعاده كرده است. روزنامه نگار ايراني مي گويد:«دولت سوريه تنها از زندانيان سياسي تعهد گرفته كه هيچگاه به فعاليت هاي سياسي زيرزميني يا مراوده با طرفهاي خارجي اقدام نكنند و حتي اجازه فعاليت و تشكيل حزب داده شده است.» بااين حال هنوز در سوريه برخي اوقات اخباري منتشر مي شود كه يك چهره سياسي محاكمه يا زنداني شده است. بشار اسد در اقدام ديگر همچنين دو زندان مخوف و بدنام سوريه به نامهاي «المزه» و «ندم» را كه محل نگهداري زندانيان سياسي بود، را تعطيل كرد. از محافل سوري شنيدم كه دولت بشاراسد در راستاي ايجاد فضاي باز سياسي به انجمن ها و محافل فرهنگي و سياسي غيردولتي فرصت داده تا فعاليت خود را گسترش دهند بطوري كه آنها بتوانند نقش تازه اي در عرصه اصلاحات سياسي ايفا كنند. همچنين برگزاري دادگاه علني متهمان سياسي فرصتي براي رونق فعاليتهاي سياسي در اين كشور ارزيابي شده است زيرا به گفته يكي از آگاهان مسائل سوريه به اين طريق مخالفان فرصت اظهارنظر مي يابند و خواسته يا ناخواسته دادگاه به صحنه گفت وگو مبدل مي شود. در اين باره خبرنگار خارجي مقيم سوريه روايت مي كند كه «در جريان رسيدگي به پرونده دو نماينده مجلس، براي اولين بار، به متهم و وكلايش اجازه مخالفت با دولت، انتقاد از سيستم قضايي و يا دعوت از ارشدترين مقامهاي دولتي براي اداي شهادت، داده شد.» با بازشدن فضاي سياسي در سوريه هم اكنون كميته ملي دفاع از زندانيان سياسي، كميته همبستگي با خانواده هاي زندانيان و كميته هاي دفاع از حقوق بشر و كميته هاي جامعه مدني شكل گرفته و اعلام موجوديت كرده اند. اما توزيع قدرت و آرايش نيروهاي سياسي در سطح حاكميت از قواعد خاصي برخوردار است و رهبر جوان سوريه براساس همين قواعد مهره هاي خود را مي چيند. روند كار كابينه سوريه پس از تغييرات سال گذشته، نشان از تلاش بشار اسد براي تحكيم اقتدار داخلي سوريه است. در كابينه سوريه كه داراي ۳۶ پست است، پست هاي نخست وزير، ۴ معاون وي و ۱۶ پست وزارت به حزب بعث (حزب حاكم)، ۷ پست وزارت به ديگر احزاب و ۸ پست وزارت به افراد مستقل تعلق گرفته است. ساختار حكومت و حاكميت در سوريه به گونه اي است كه تدوين و اجراي سياست داخلي و خارجي منحصراً بر عهده حزب حاكم بعث است. جالب ترين نكته اي كه درباره تركيب دولت سوريه شنيدم توجه به امر تجربه و آزمودگي اعضاي دولت است كه اين امر در بالا بودن سن اعضاي كابينه تبلور دارد گفته مي شود، ميانگين سن اعضاي كابينه ۶۰ سال است .
محافظان كراواتي
نزديكي محل اقامت و كار رئيس جمهور سوريه محافظاني حضور دارند كه به «محافظان كراواتي» مشهورند. از آمد و شد گسترده سياسيون به خيابان «مالكي» مي توان حدس زد كه عاليترين مقام سياسي كشور در اين خيابان اقامت دارد. محل اقامت بشار اسد در ناحيه شمال دمشق به نام «مالكي» واقع شده است كه از لحاظ امنيتي خيلي سفت و سخت گرفته نمي شود و عبور ومرور در آنجا بدون موانع است. با اين وجود «محافظان كراواتي» به فاصله چند خيابان نزديك به محل سكونت بشار اسد قرارگرفته ومراقب امنيت محل هستند. ويژگي ديگر اين محله، قرارگرفتن منزل شخصي حافظ اسد در خيابان مالكي است كه با شكل و شمايل گذشته باقي مانده است. جالبتر اينكه محل سفارتخانه هاي انگليس و آمريكا نيز به فاصله چندمتر از محل زندگي بشار اسد و مرحوم حافظ اسد قرار گرفته است كه از طرف سوري ها بسيار زياد مورد مراقبت قرار گرفته است. سفارت خانه هاي آمريكا و انگليس برخلاف ديگر سفارتخانه ها از لحاظ امنيتي بسيار زياد مورد مراقبت قرار گرفته است. • جواد دليري
|
|
|
|
|
اخلاق و منافع ملي
بخش دوم و پاياني
|
|
|
روز يكشنبه نخستين بخش اين مطلب را خوانديد.اكنون بخش دوم و پاياني آن از نظرتان مي گذرد. مسأله فقط به كرسي هاي شرق شناسي مربوط نمي شود، بلكه دراين سوي قضيه يعني در خود شرق و جوامع اسلامي نيز همان محصولات توليد شده توسط لابراتوار شرق شناسي به مبناي هويت شناسي و «خود» شناسي و همسايه شناسي هاي ما بدل شد: درست از لحظه تأسيس ملت ـ دولتهاي رضاخاني و آتاتوركي و بعثي، ما از شناخت مستقيم و بلاواسطه خود و همسايگان محروم شده و «ديگري» را از وراي فيلترها و سانسورهاي زباني ناسيونال ـ فاشيستي مورد شناسايي قرارداديم. كافي است كاربست امروزين واژه «عراق» با كاربست حافظي و سعدي وار و كاربست همه قرنه اين واژه مقايسه شود. كافي است واژه «ترك» را آن سان كه حافظ و سعدي و فردوسي و نظامي بر زبان مي آورند با كاربست امروزين «عنصر ترك» مقايسه شود و كافي است تا طنين تاريخي واژه «فارس» و «عجم» با كاربست بعثي ـ فاشيستي و امروزين مقايسه شود و آنگاه به گسست عظيمي كه محصول دوره پيشافاشيستي و پيشا توتاليتارين رضاخاني و بعثي و آتاتوركي است پي ببريم. اخلاق عمدتاً در يك حوزه فردي و مشخص جاري مي شود و هنگامي كه واژه بزرگ و گل و گشاد «عجم ها» توسط فردي مثل طه ياسين رمضان قرائت مي شود يا هنگامي كه واژه «عراق» مطابق درك ناسيونال ـ فاشيستي از «ايرانيت» بر زبان طه ياسين رمضان هاي طرف ديگر قضيه به كار بسته مي شود، تشخص و فرديت آحاد انسان ها در معرض غمض عين قرارمي گيرد. در اينجا نامگذاري هايي همچون «ترك» و «عرب» و «آريايي» حالت يك كنش را به خود مي گيرد؛ كنش ديوارسازي و سيم خاردارپردازي و قراردادن «ديگري» و يا همان «ناميده» در آن سوي ديوارهاي سترگي كه «ما» را از «آنها» جدا مي كند. بيهوده نيست كه در طول يك قرن اخير، ناسيونال ـ فاشيست هاي عرب پرست وآرياپرست و غيرو همديگر را به نام «عنصر» خطاب كرده و ايدئولوگ هايي همچون ميشل عفلق و تقي زاده و كسروي و ذبيح الله صفا و گوك آلپ و غيره از «عنصرتازي» و «عنصر ترك» و «عنصر مجوس» و «عنصر آريايي» سخن گفته اند. سيم هاي خاردار، برج هاي ديده باني و مين هاي ضدانسان كه در دوسوي مرزهاي داغ خاورميانه اي وجود دارند، تنها پس از آن برپا گرديد كه آن «عنصرها» اختراع شدند و همچنون آجرها و «عناصراوليه» يك معماري فاشيستي در دوسوي مرزهاي استعمار ساخته سربرآوردند. با انقلاب اسلامي و در جريان تكوين گفتمان جمهوريت اسلام، تعريفي عميقاً دموكراتيك از «ملت» بر زبان رهبري آن انقلاب شكوهمند جاري شد كه متأسفانه درمعرض بي توجهي قرار گرفت و به پرسشواره عميق فلسفي متفكرين بدل نگرديد: وقتي مرحوم امام خميني(ره) واژه «ملت بالفعل» را درمقابل «ملت» تعريف شده در دستگاه نظري ناسيونال ـ فاشيست آريامهري علم كرد، به ملت واقعاً موجود و به نسل واقعاً موجود ومطالبات بالفعل او توجه داشت. او واژگان «ملت بالفعل» و مطالبات «نسل حاضر» را در سخنان خود چنان به كار مي بست كه درست در نقطه مقابل تعريف «ملت» در فاهمه ايدئولوگ هاي ناسيونال ـ فاشيسم آريامهري قرار مي گرفت: تعريفي از «مليت» كه اين مقوله را با «جمهوريت» و با مجلس و انتخابات مردم واقعاً موجود همبسته مي سازد، به گونه اي است كه امروزه مي تواند مبناي شكل گيري يك اخلاق نوين در عرصه بين المللي و منطقه اي قرارگيرد و مناسبات نويني رامابين همسايگان ترك و عرب و افغاني و آسياي مركزي و قفقازي ما برپا نمايد. اين تعريف از مليت از آنجا كه به ملت واقعاً موجود ومطالبات محسوس و بالفعل آحاد مردم توجه دارد و فعليت و تشخص آن را در هاله اي از انتزاعيات ناسيونال ـ شوونيستي مستغرق نمي كند، ما را درست به قلب مبحث «مبناي اخلاقي ملت ها» رهنمون مي سازد كه توسط استيس مطرح شده است. همچنان كه آورديم، نخستين دليل تنزل سطح اخلاق در عرصه بين المللي به فقدان مهارت ديداري در جهت مشاهده نتايج عملي نامگذاري هاي فله اي وگل و گشاد در خصوص «ديگران» برمي گردد و: «اما دليلي كه به موضوع اين مقاله بيشتر مربوط است، اين است: افراد درجامعه متشكل از فرد، يعني در كشور، عمل مي كنند، اما ملت ها در جامعه ملت ها عمل نمي كنند. دولت جهاني يا افراد دولت وجود ندارد. اخلاق افراد در نهادهايي تجسم مي يابد كه كشور عمده ترين آن است، اما انواع ديگري از نهادها رانيز شامل مي شود، مانند خانواده، كليسا، دانشگاه، مدرسه، اتحاديه، همه نوع انجمن و حتي باشگاههاي اجتماعي. اخلاق فرد در هر نقطه اي به وسيله كل سازواره اجتماعي اي كه فرد جزئي از آن را تشكيل مي دهد ايجاد، نگاهداري، الهام و پشتيباني مي شود. اخلاق او در اين نهادها تعين مي يابد. اما هيچ ملتي و هيچ كشوري و هيچ نهادي نيست كه اخلاق بين المللي بتواند خود را در آنها سازمان دهد و متعين كند، بنابر اين اخلاق بين المللي لاجرم در سطح پاييني باقي مي ماند، زيرا اعضا و ابزارهاي لازم را ندارد تا با آنها خود را متحقق سازد.» (۱۱) به اين ترتيب، عدم اكتشاف حلقه مفقوده اي به نام سويه هاي فراسرزميني جامعه مدني، اعمال اخلاق را به يك گستره فروملي محدود مي سازد. حدود سه چهار دهه پس از سخنان پيشگفته، مقوله «جامعه مدني» در سطح جهاني و نيز در فضاي عطرآگين دوم خردادي به چنان ترازي نوين فراروييده كه با ارتقاي خود چشم انداز نويني فراروي مفهوم فراسرزميني اخلاق قرار مي دهد: كافي است بطور توأمان به ابعاد فراملي و فروملي مقوله جامعه مدني انديشيد و فضايي را فراهم كرد كه تشكل هاي مدني همسايه ومنطقه وجهان در فضاها و گستره هاي فراسرزميني همديگر را «ببينند» و به نام هاي انساني خود صدا كنند و نه به نام هاي ابداعي توسط ايدئولوگي فاشيست مشرب. يعني درست به همان سان كه «لويناس» مي گويد: «ديگري را از روبرو نگاه كردن، چهره اش را تماشا كردن، همانا ممكن ساختن عدم تناهي رابطه اخلاقي است. چهره، آن چيزي است كه در معنايش آمده است: «تو هرگز نخواهي كشت» و تمام رابطه اخلاقي تحت حاكميت اين عدم امكان كشتن قرار دارد. در نخستين تجلي چهره ديگري از اين فرمان تورات وجود دارد: «تو هرگز نخواهي كشت» چهره نيز فرماني است براي برعهده گرفتن مسؤوليت ديگري و تنها نگذاردن او…» (۱۲) به اين ترتيب، مفهومي كه اديان ابراهيمي از «چهره ديگري» ترسيم مي كنند، بامفهومي كه ناسيونال ـ فوندمنتاليسم عصر حاضر از «دگر» هويتي و ملي مي پردازد، تفاوت بنيادين دارد. كافي است بسط و گسترش مقال جامعه مدني منطقه اي و جهاني، فضاي ديدار «ديگري» را فراهم آورد و آنگاه است كه در همان نخستين لحظه ديدار شرم مان خواهد آمد از اينكه افراد مرئي و رؤيت پذير را به نام هاي گل وگشاد و فله اي همچون «عجم ها» و يا «تازيان» و «ترك ها» بناميم. تصاعد كنترل ناپذير و غيرقابل پيش بيني تشنج در منطقه، فرصت بسيار اندكي در اختيار ما مي نهد تا ديدار چهره به چهره در تمامي سطوح سياسي و مدني را به عنوان آلترناتيو جنگ علم كنيم. بسيار كوتاه تر از زماني كه استيس مي نوشت: «در جنگ ديگر، البته اگر بگذاريم پيش بيايد، باموشك هايي كه از هزاران فرسنگ راه دور پرتاب مي شود پيش از آنكه بدانيم در جنگ هستيم خاكستر مي شويم. آنچه كه آمريكا با تمام قوا درصدد تحقق آن است حذف سايه شوم جنگ و تنش از فراز منطقه مظلوم ما نيست، بلكه كنترل و قاعده مند كردن تنش به گونه اي است كه آسيب آن متوجه جامعه «خودي» نشود، همين و بس. ما پيش از آنكه و بيش از آنكه نيازمند حذف سلاح هاي كشتارجمعي باشيم، نيازمند حذف و انهدام آن انديشه اي هستيم كه همبسته اين تكنيك مدرن است: زيرا دانش توليد سلاح كشتار هسته اي وضعيت بازگشت ناپذير دارد، يعني اينكه مي توان سلاح هاي كشتارجمعي موجود را از بين برد، اما نمي توان دانش توليد آن را به كلي نابود كرد. بنابر اين بايد به نابودسازي و غيرممكن سازي جنگ انديشيد، نه اينكه فقط مهار و كنترل سلاح هاي جمعي را از دست ژنرال هاي صدام گرفت و به دست ژنرال «خزرجي» و ديگر ژنرال ها و جنايتكاران جنگي خود فروخته به آمريكا سپرد. براي مقابله با اين وضعيت، به جاي چشم دوختن به آمريكا و به جاي اميد به اينكه جنگ افروزان تحريك شده توسط لابي صهيونيستي كمي تخفيف داده و بطور موقت هم كه شده ما را از نوك پيكان «محور شر» قدري عقب تر برانند، بايد در همسايگان چشم دوخت و مذاكره و گفت وگوي چهره به چهره در ظرف سياسي و در ظرف تشكل هاي مدني را تا مرحله غيرممكن ساختن جنگ استمرار داد. همچنين بايد مذاكره با آمريكا را ازحالت يك فراروايت معجزه آسا بيرون آورد و به مذاكره تمام عيار مدني با تشكل هاي مدني جوامع اروپايي و آمريكايي بدل كرد تا امكان توسل به جنگ افروزي را خفه كند. قرائت اسرائيلي از «منافع ملي» همچنان كه اين روزها در رسانه هاي جديدالتأسيس بوش شاهد آن هستيم، زيستن در وضعيت اتمي را به ما القا مي كند و مي گويد مذاكره كنيم كه آمريكا به ما سلاح كشتارجمعي و اتمي بدهد تا به وسيله آن «عرب ها»، «ترك ها» و «تازي ها» را تهديد كنيم، اما مذاكره مدني در ظرف تشكل هاي مدني بايد مسيري درست معكوس مسير بوش ـ شاروني را تعقيب كند: راه شيري صلح را كه در نخستين فاز خود از خلال نگاه مهرورزانه به شيرخوارگان خود و همسايه مي گذرد. مسأله بر سر غيرممكن ساختن جنگ و غيرممكن ساختن بازگشت به آن تفكرات اهريمني است كه «ديگري» و «همسايه» را ابتدا در يك قالب گل و گشاد فله اي و غيرانساني مي پيچاند و سپس كشتار فله اي ديگري را توجيه مي كند: «اگر نسل كشي في الواقع به خيالواره قدرت مدرن بدل شده است، بدان خاطر نيست كه آن حق باستاني [و شاهانه] معطوف به كشتن، خود را تا آستانه عصر حاضر بر كشيده، بلكه بدان خاطر است كه قدرت، امروزه خود در سطح حيات، نوع، نژاد و پديدارهاي انبوه و وسيع جمعيتي مستقر كرده است.» (۱۳) نسل كشي هاي مدرن ( كه كودك كشي هاي بوش پدر و پسر در عراق از آن جمله است) امروز خود را با گفتمان زندگي و حيات توجيه مي كنند. منطق عريان بوش اين است كه حتي اگر لازم آمد، بايد يك ميليون و بيشتر از عراقي ها و ايراني ها را كشت تا «تهديد بالقوه و احتمالي كشته شدن حتي يك شهروند آمريكايي» از بين برود. جنبه استراتژيك اين منطق همچنان كه ميشل فوكو يادآور مي شود، اين است: «آن اصل تاكتيكي در ميدان نبرد كه متضمن كشتن براي بقا بود، اكنون به اصلي استراتژيك بين دولتها بدل شده است، اما بقاي مورد بحث [در اين اصل استراتژيك] ديگر هستي حقوقي حاكميت (Sovereignty) نيست، بلكه هستي بيولوژيك جمعيت [خودي] است.» همين استراتژي مدرن است كه در يك سوي قضيه، يعني در جوامع «خودي»، وسواسي فوق العاده در جهت حفظ حيات تك تك اعضاي جمعيت را ايجاب مي كند و در طرف ديگر، قضيه به كشتار فله اي افراد جامعه «ديگر» راه مي برد. وقتي بوش و شارون بر مبناي چنين استراتژي هولناكي چنگ و دندان نشان مي دهند، ما بيش از هر زمان ديگر محتاج آن هستيم كه همسايگان را با نامهاي انساني و غيرفله اي بناميم و صدا بزنيم. پانوشت ها: ۱۱ـ استيس، ص۱۵۵ ۱۲ـ لويناس ۱۳ـ Michel Foucault, The History of Sexuality P137.
|
|
|
|
|
حمايت كاخ سفيد از ترور صدام
كاخ سفيد از ترور صدام توسط مردم عراق حمايت كرده و مي گويد كه صرف يك فشنگ براي كشتن ديكتاتور عراق مي تواند منجر به تغيير سريع حكومت در عراق و راه حلي به مراتب كم هزينه تر از حمله آمريكا باشد. آري فليشر، سخنگوي كاخ سفيد در اين باره گفت: از سرنگوني صدام به هر شكل ممكن استقبال مي شود. هزينه يك فشنگ البته اگر به دست خود مردم عراق شليك شود، بسيار كمتر از جنگ است و هزينه جنگ به مراتب بالاتر از اينها مي شود.
|
|
|
|
|
هشدار «حماس» به آمريكا
حماس تأكيد كرد كه مقاومت اسلامي فلسطين در برابر اقدام رئيس جمهور آمريكا در موافقت با انتقال سفارت اين كشور از تل آويو به بيت المقدس موضع قاطعي خواهد گرفت. به گزارش ايرنا، اسامه حمدان، نماينده حماس در لبنان افزود: جهانيان مي دانند كه مقاومت فلسطين همواره بيش از سخن گفتن و اعلام مواضع، عمل كرده است، بنا بر اين جهانيان بايد در آينده نزديك در انتظار موضع عملي و روشن مقاومت فلسطين بويژه حماس در واكنش به اقدام آمريكا باشند.
|
|
|
|
|
درخواست رئيس جمهوري سريلانكا
براي خلع سلاح ببرهاي تاميل
گروه بين الملل: خانم چاندريكا كوماراتونگا رئيس جمهوري سريلانكا از ببرهاي تاميل خواست خيلي سريع اسلحه خود را زمين بگذارند و در مذاكرات صلح به موضوعات اساسي بپردازند. به گزارش خبرگزاري رويتر، سخنگوي رياست جمهوري سريلانكا گفت: ما مي خواهيم خيلي زود به مسأله خلع سلاح ببرهاي تاميل بپردازيم. معتقديم ما بايد خيلي سريع به موضوعات اساسي بپردازيم.
|
|
|
|
|
دوئل «ميلوسويچ» و «مسيچ» در دادگاه لاهه
گروه بين الملل ـ اسلوبودان ميلوسويچ و استيپه مسيچ رئيس جمهوري كرواسي ديروز در دادگاه جنايات جنگي رودررو شدند. به گزارش خبرگزاري فرانسه، قاضي ريچارد مي چندين بار از ميلوسويچ خواست اعتبار مسيچ به عنوان شاهد را تضعيف نكند. يكبار وي به رئيس جمهوري سابق يوگسلاوي هشدارداد: وظيفه شما در اينجا پرسش از شاهد درباره مداركش است، نه اين كه سخنراني كنيد يا بكوشيد مداركي عليه جنايات طرف مقابل ارائه دهيد كه كاملاً نامربوط است. مسيچ موقع پاسخ دادن به سؤالات ميلوسويچ چهره اي جدي داشت. بحث برسر اين كه چه كسي مقصر فروپاشي يوگسلاوي سابق بوده، با بالارفتن صداي هردونفر داغ شد. ميلوسويچ جلسه دادگاه را با پرسش و پاسخي سريع آغازكرد كه مترجمان دادگاه را ازنفس انداخت و آنها ازهردومرد خواستند كه آهسته تر حرف بزنند. ميلوسويچ از مسيچ درباره اين سؤال كرد كه آيا فرمان قتل افسران امنيتي را صادركرده است يا خير و بعد درباره قتلهاي خاص سؤالاتي پرسيد.
|
|
|
|
|
وزير دفاع كويت در گفت وگوي اختصاصي با «ايران»:
ايران مركز توجه كشورهاي منطقه است
|
|
|
مقدمه: با تشديد تهديدات لفظي مقامات «كاخ سفيد» عليه حاكمان «بغداد» به نظر مي رسد اين كشور در آستانه يك تهاجم نظامي قرار گرفته است كه آواز آن از پس از سقوط طالبان در افغانستان به گوش مي رسيد. «واشنگتن» به بهانه هايي چون حمايت از تروريزم و تكثير سلاحهاي كشتار جمعي از سوي رژيم عراق (به زعم نابودي بسياري از انبارها و زرادخانه هاي بيولوژيكي و شيميايي عراق توسط بازرسان تسليحاتي سازمان ملل) بر اين تلاش است تا بغداد را مورد هجوم گسترده نظامي قرار دهد. «جرج دبليو بوش» اينك نيروهاي نظامي اش را در هشت كشور از سه قاره مستقر كرده است تا بطور مستقيم در يك جنگ جهاني عليه تروريستهاي بين المللي وارد عمل شود. جنگي كه به عقيده بسياري از ناظران سياسي دست كم تا سال ۲۰۰۵ ميلادي يعني پايان اولين دوره رياست جمهوري «بوش» ادامه خواهد داشت. تحركات گسترده نيروهاي نظامي آمريكا طي چند ماه گذشته خصوصاً در «كويت» حكايت از نزديكي عمليات وسيع و همه جانبه نظامي عليه «بغداد» دارد. در سفر «شيخ جابر مبارك الصباح» وزير دفاع كويت به ايران با وي در اين خصوص به گفت وگو نشستيم.
\ به عنوان نخستين سؤال آيا سفر شما به «تهران» تأييد اين نكته است كه «تهران» و «كويت» در مواضع خود در برابر «بغداد» به توافقاتي مشترك دست يافته اند؟ * ديدار من در امتداد و تكميل ديدار آقاي شمخاني از كويت است و ما اطمينان داريم كه تبادل نظر و تداوم اينگونه ديدارها در جهت منافع منطقه و هر دو كشور مي باشد.
\ گفته مي شود شما به ايران آمده ايد تا مقامات كشورمان را در جريان قاطعيت حمله آمريكا به عراق قرار دهيد چنانچه سفر وزير امور خارجه انگليس در هفتم اكتبر به ايران نيز در همين راستا ارزيابي مي شود آيا ديدار شما از ايران در اين مقطع بحراني منطقه با هشدار مجدد آمريكا مبني بر حمله به عراق ارتباط دارد؟ * هيچ ربطي ميان ديدار من و آنچه شما فرموديد وجود ندارد ولي در مذاكره با مقامات ايراني تبادل نظري داشتيم كه پس از يازدهم سپتامبر ديدگاه امريكا نسبت به عراق تغيير پيدا كرده است.
\ منظور شما چه نوع ديدگاهي است؟ * به نظر آمريكا عراق دستي در تروريزم دارد و از آن حمايت و پشتيباني مي كند.
\ آيا شما هم اين ايده آمريكا را تأييد مي كنيد؟ * ما و ايرانيان تجربيات تلخي از رژيم عراق به ياد داريم و اگر نقطه نظر خودمان را بازگو كنيم به نفع رژيم عراق نخواهد بود. \ شما پيش از آن كه راهي تهران شويد با «تامي فرانكس» فرمانده نيروهاي نظامي آمريكا كه از چند كشور منطقه ديدن مي كند در كويت به مذاكره نشسته و پس از سفر به تهران راهي ملاقات با مقامات «كرملين» هستيد. در پس اين برنامه ها چه اهدافي نهفته است؟ * ديدار فرمانده آمريكايي از كويت يك ديدار دوره اي بوده و حضور وي جهت حضور در تمرينات نظامي بود كه در كويت برگزار شد. ديداري هم با رئيس ستاد ارتش كويت داشتند كه بيشتر تشريفاتي بوده است.
\ با مقامات «كرملين» درچه زمينه اي صحبت خواهيد كرد؟ آيا در مورد بحران عراق نيز رايزني خواهيد داشت؟ * دعوت نامه اي از وزير دفاع روسيه دريافت كردم و سفر من پاسخ به دعوت ايشان است ولي اين مانع نمي شود كه از اين مناسبت جهت مذاكره در خصوص تحولات و رخدادهاي منطقه استفاده نكنيم. \ پس قطعاً بحران منطقه يكي از موضوعات مهم مذاكرات شما با مقامات «كرملين» خواهد بود... * درست است چرا كه روسيه نقطه نظرات خاصي در اين زمينه دارد و ما خيلي مشتاق شنيدن نقطه نظرات روسيه هستيم. \ برخي رسانه هاي غربي از مشورتهاي «ايران»، «كويت» و «عربستان سعودي» براي اتخاذ يك موضع واحد در مورد عراق و ايجاد هماهنگي ميان «تهران» ـ «كويت» براي همكاري با آمريكا در حمله احتمالي به عراق سخن مي گويند و سفر شما را به ايران در اين راستا ارزيابي مي كنند... * چنين چيزي نيست ولي با ايران ما تبادل نظر داريم و اين به نفع منطقه است. همانطور كه اگر ضرري بوجود آيد متوجه همه ما خواهد بود.
\ همزمان با افزايش احتمال حمله نظامي آمريكا به عراق كشورهاي عربي منطقه گامهاي تازه اي در مسير گسترش روابط خود با ايران برداشته اند. اين طبيعي است كه موضع ايران درباره اين وقايع از اهميت بخصوصي براي كشورهاي منطقه برخوردار باشد آيا غير از اين دلايل ديگري هم وجود دارد؟ * طبيعي است با توجه به موقعيت ايران نقطه نظر و موضع گيري ايران از اهميت زيادي برخوردار است و هر زيان و نفعي در منطقه به همه كشورهاي منطقه برخواهد گشت.
\ فكر نمي كنيد وقت آن فرا رسيده باشد كه كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس به يك تصميم مشترك برسند كه ايران را در همكاري هاي امنيتي منطقه مشاركت بدهند؟ با توجه به اين نكته كه امنيت خليج فارس بدون توجه به ضلع شمالي آن يعني ايران تحقق پيدا نخواهد كرد. * هيچ اختلافي در مورد اينكه موقعيت ايران بسيار با اهميت است وجود ندارد در مورد اين موضوع كه شما مطرح كرديد مربوط به رهبران كشورهاي منطقه خليج فارس است و آنها تصميم گيرنده نهايي هستند.
\ آيا فكر مي كنيد آنها به اين موضوع مشترك برسند كه حضور ايران براي تأمين امنيت منطقه در شوراي همكاري خليج فارس الزامي است؟ * همانطور كه گفتم تصميم گيري در اين خصوص مربوط به رهبران كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس است ولي من همواره اشاره مي كردم كه گسترش روابط ميان طرفين واقعاً به تأخير افتاده و ما براي جبران مافات بايد گامهاي بلندي برداريم. \ شما اعلام كرديد كه در سفر شما به تهران محور مذاكرات با مقامات ايراني بر امنيت منطقه اي و همكاري دفاعي متمركز خواهد بود اين همكاري ها در چه زمينه هايي خواهد بود؟ * اين گام اول در آغاز راه است و هنوز ما به سطح مطلوب آنچه مورد نظر ما است نرسيده ايم. \ و همكاري دفاعي متمركز با ايران چه تعريفي خواهد داشت؟ * چنين همكاري و احترام متقابل امري طبيعي ميان دوكشور است. \ يعني همكاري دفاعي را در احترام متقابل تعريف مي كنيد؟ منظور من اين است كه مثلاً آيا شما از ما سلاح خواهيد خريد؟ * بله چرا نه؟ اين گام اولي است كه اطمينان مشترك ميان طرفين بر قرار گردد. در قالب تبادل تجربيات ميان طرفين ممكن است ما اشخاصي را جهت آموزش از كويت به ايران يا از ايران به كويت بفرستيم. اين يك تبادل ميان دو كشور خواهد بود. \ برخي كشورها مايلند به بهانه مسأله جزاير سه گانه ميان ايران و كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس شكاف ايجاد كنند كويت در گسترش روابط خود با ايران تا چه حد تحت تأثير اينگونه تبليغات است؟ * كشورم قبلاً موضع خود را اعلام كرده است ولي ما به حكمت و درايت جمهوري اسلامي ايران اعتقاد داريم و نظر ما اين است كه اين مسأله ادامه پيدا نكند و ديدگاهمان نسبت به اين مسأله وسيع تر باشد.
\ در خلال سفر شما به تهران سفر همزمان «ناجي صبري» وزير امور خارجه عراق به ايران نيز صورت گرفت. آيا ميان شما ديداري انجام شد؟ * آيا شما فكر مي كنيد چنين ملاقاتي صورت گرفته است؟
\ من فكر مي كنم كه اگر چنين ملاقاتي صورت مي گرفت پس از ۱۴ سال اختلاف ميان دو كشور مي توانست فرصتي براي عادي سازي روابط باشد، خصوصاً پس از تفاهماتي كه دوكشور در اجلاس بيروت كسب كردند... * در مورد تصميمات بين المللي چه؟ در مورد اسراي كويتي در عراق؟ زناني كه هنوز چشم انتظار بازگشت شوهرانشان هستند چه؟
\ اين ديدار مي توانست مقدمه همه اين صحبتها باشد... * چرا اين مسائل از طريق سازمان ملل و تصميمات شوراي امنيت حل نمي شود؟ ديدار من هيچ ربطي به ديدار وزير امور خارجه عراق ندارد و اين ديدارها و همزماني آنها نشان مي دهد كه ايران مركز توجه كشورهاي منطقه شده و آگاهي از نقطه نظرات ايران براي آنان مهم است.
\ اما در هر حال باز من جواب صريح از شما نگرفتم. آيا اين ملاقات انجام شده؟ * البته چنين ملاقاتي صورت نگرفت ولي من شنيدم در ملاقاتهايي كه با سران جمهوري اسلامي ايران داشته است نصيحت ها و اندرزهايي شنيده است كه اميدوارم آنها را مد نظر قرار دهد.
\ برخي منابع ديپلماتيك غربي از ميانجيگري ايران ميان عراق و كويت و ميانجيگري كويت ميان ايران و آمريكا خبر داده اند اين گفته ها تا چه حد صحت دارند؟ * اينها تصورات صحيحي نيست و صحت ندارد. \ در صورتي كه آمريكا به تصميم قطعي براي حمله به عراق برسد آيا پايگاههاي خود را در اختيار اين كشور قرار خواهيد داد؟ * در صورتي كه دستور اين حمله از سوي شوراي امنيت سازمان ملل صادر شود ما هيچگونه مخالفتي نخواهيم داشت. \ ايران و كويت هر دو آسيب ديده از سوي عراق هستند و درد مشتركي در اين زمينه دارند اينكه اين دو كشور با حمله آمريكا به عراق مخالفند چه دلايلي را در بر دارد؟ * اعلام موافقت سابقه بدي براي دو كشور خواهد بود و در ضمن اين كار دخالت در امور ديگران محسوب مي گردد. ما براي ملت عراق احترام قائل هستيم.
\ يعني اين مخالفت صرفاً به خاطر حس نوعدوستي است يا به خطر افتادن امنيت منطقه؟ * حكومت ها يك روز مي آيند و يك روز مي روند. ما بايد بيش از پيش نسبت به ملت عراق احساس دوستي كنيم. ما و ايران چنين احساس مشتركي داريم.
\ راههاي مسالمت آميز در مورد كنار رفتن صدام مورد بحث قرار گرفته است يا خير؟ * من دوست ندارم در اين زمينه صحبت كنم چون دخالت در امور ديگران تلقي مي شود. ولي اميدواثق داريم كه خود ملت عراق دست به تغيير زند. به عقيده من فشار آوردن بر رژيم عراق ممكن است به نتايجي بينجامد. اين روش مسالمت آميز است. اگر اين روش نتيجه ندهد تغيير حكومت عراق بايد با توسل به روش قهريه انجام پذيرد. \ اكنون به نظر مي رسد يك جبهه داخلي گسترده عليه بغداد در حال شكل گيري است. گروههاي مخالف نمي خواهند بار ديگر در لندن يا واشنگتن گردهم آيند. در شمال عراق آيا چيزي شبيه به «جبهه شمال» دولت عراق را تهديد مي كند؟ * اميد زيادي به اپوزيسيون عراق داريم و فكر مي كنم نيروهاي مخالف عراقي از ملت خودشان پشتيباني مي كنند. \ در صورتي كه صدام تحت فشار قرار بگيرد تا چه حد احتمال استفاده وي از سلاحهاي شيميايي و حتي حمله او به اسرائيل را قوي مي دانيد؟ * تجربه ما اين است كه اين رژيم در استفاده از سلاحهاي شيميايي عليه مردم خود وكشورهاي ديگر ابايي نخواهد داشت اما حمله به اسرائيل را بعيد مي دانم و موشك هايي كه عراق قبلاً به كار برده است تبليغاتي بوده است. \ آيا هرگونه حمله اي به عراق از سوي آمريكا پيش از خاتمه دادن به بحران خاورميانه مي تواند در ميان اعراب مشروعيت داشته باشد، حتي اگر اين حمله با تصويب شوراي امنيت سازمان ملل باشد؟ * ما نظرمان اين است كه بحران خاورميانه بايد حل و فصل شود و با باقي ماندن اين قضيه به شيوه كنوني برگ برنده اي دردست صدام حسين خواهد بود و اين به معني اين نيست كه رژيم اسرائيل به حال خودش رها شود چون وجود و بقاي اين رژيم خطراتي براي منطقه در بر دارد. \ فكر مي كنم حمله آمريكا به عراق باعث اغتشاشاتي در كشورهاي عربي حاشيه خليج خواهد شد و در حالي كه همزمان مسأله فلسطين و اسرائيل بحراني تر مي شود شورش هايي نيز دراين كشور ها به وقوع مي پيوندند... * اين درست است به نظر من اينگونه جنگ ها باعث تشديد و متشنج كردن اوضاع خواهد شد و اين جنگ ها چنين نتايجي را به بار خواهد داشت. \ با طرح اين سؤال مطمئن هستم كه ابتدا لبخندي خواهيد زد اما مي پرسم در صورتي كه صدام به ميل خود يا تحت فشار از حكومت عراق كناره گيري كند و از دولت كويت تقاضاي پناهندگي سياسي كند كشور شما او را مي پذيرد؟ * البته اين يك فرضيه است. مستبدان و ديكتاتوراني همانند صدام هيچگاه دست به چنين كاري نخواهند زد و به زندگي خود پايان مي دهند پيش از آنكه از كشوري تقاضاي پناهندگي كنند.
\ كويت خواستار خريد ۱۶ بالگرد «اچ۶۴دي.آپاچي» و ۳۰۰ فروند موشك «هلفاير» به مبلغ ۲/۱ميليارد دلار از آمريكا شده است. آيا اين همه تجهيز نظامي براي كشور كوچكي چون كويت زياد از حد نيست؟ آيا اين تجهيزات تنها به منظور تقويت نيروي نظامي كويت است؟ * درست است. ما يك طرحي داريم براي اينكه توانايي خود را بالا بريم و به سطح مطلوبي در جبران نيرو و تجهيز سلاحهاي پيشرفته برسيم. «آپاچي» با گردان هاي پيشرفته برابري مي كند و اين بالگرد مورد نياز ما است.
\ اما برداشت اين است كه با توجه به شرايط اخير منطقه و اينكه عربستان از كرنش در برابر آمريكا امتناع مي كند با اين تجهيزات نظامي كويت در آينده اي نه چندان دور به عنوان اصلي ترين پايگاه آمريكا در منطقه جايگزين عربستان سعودي خواهد شد. * اين شايعه پراكني است. روابط عربستان با آمريكا روابطي است كه متضرر نشده است فقط رسانه هاي گروهي آمريكا اشاره مي كنند عربستان پشت قضيه ۱۱ سپتامبر بوده است.
\ يعني اگر حتي آمريكا از سران كشور شما بخواهد كه از اين كشور به عنوان پايگاه استفاده كند شما بازهم منوط به تصميم سازمان ملل مي كنيد؟ * اين يك ديد استراتژيك نخواهد بود كه آمريكا از كشور كوچكي چون كويت چنين درخواستي كند.
\ در صورت استفاده از كويت به عنوان پايگاه، آمريكا مي توان همواره نيروهاي خود را آماده نگه دارد تا به هر كشوري در خاورميانه كه متضاد با منافع آمريكا عمل كند حمله برد... * نيروهايي كه در كويت هستند براي منافع كويت استفاده مي شوند و ما راضي نيستيم اين نيروها به كشورهاي ديگر حمله برند حتي هواپيماهايي كه در كويت هستند به موجب دستورالعمل ها و تصميمات شوراي امنيت عمل مي كنند و در گشتهاي خود اگر رادارهاي عراق يا موشك پراني عراق را مشاهده كنند به نيروهاي آمريكايي گزارش مي دهند و آنها از طريق دريا مقابله مي كنند.
\ فكر مي كنيد تحريكات صهيونيستها تا چه حد در حمله آمريكا به عراق مؤثر واقع گردد؟ * صهيونيستها هميشه به نفع خودشان سوءاستفاده مي كنند و اگر در اين قضيه منفعتي داشته باشند هيچ كوتاهي نمي كنند. بيش از همه صهيونيستها از يازده سپتامبر و حادثه بعدي آن سوءاستفاده كردند. \ آيا جريان اصلاحات و رشد دموكراسي در ايران را خطري براي كشورهاي منطقه خليج مي دانيد يا خير؟ * خير ما خوشحال مي شويم و از دور نگري رهبران جمهوري اسلامي ايران قدرداني مي كنيم. \ به عنوان آخرين سؤال مي پرسم آيا اعتقاد داريد كه هنوز هم مي توان جلوي يك جنگ جديد در خليج فارس را گرفت؟ * جنگ زيان آور است و در اين نكته شكي نيست ولي اگر تصميم بين المللي باشد، نمي توانم مخالفت كنم. • گفت وگو: هنگامه شهيدي
|
|
|
|