|
|
|
دفتر برنامه ريزي وكتب درسي بالاخره بعد از سالها به شكلي جدي به تحول نظام آموزشي مقطع ابتدايي همت گمارد و با انجام تغييراتي دركتاب معروف فارسي سال اول دبستان، به كانون توجه تبديل شد. كتاب فارسي پيشين علي رغم نوستالژي عميقي كه براي سه نسل از ايرانيان داشت، از امسال به صندوقچه هاي خاطرات تبعيد شد تا دانش آموزاني كه درسال ۸۱ پابه مدرسه مي گذارند الفباي نوشتن وخواندن را با كتاب جديد بياموزند. دراين ميان علي رغم اينكه منتقدان بسياري انتظار چنين تغييراتي را مي كشيدند بازهم عده اي ديگر به انتقاد پرداختند ، اين درحالي است كه به شهادت بسياري از كارشناسان و معلمان، كتاب جديد نسبت به كتاب قبلي ويژگيهاي مثبت بسياري دارد و مي تواند سرمنشأ تحولي جدي در نظام آموزشي ايران باشد. صرفنظر از كمبود امكانات كه اجراي برنامه هاي مدرن كتاب جديد را با مشكل مواجه خواهد كرد، اميدهاي بسياري دراين تغيير نهفته است. مهندس علي زرافشان، مديركل دفتر برنامه ريزي وتأليف كتب درسي نيز اميد بسياري به توفيق برنامه ريزي خاص اين كتاب دارد. وقتي از او راجع به تحولات مي پرسيم، بيشتر ترجيح مي دهد از ريشه ها وعمق بحث «برنامه ريزي درسي » سخن بگويد، با اين حال قبل از شروع مصاحبه با علاقه تغييرات جديد كتب درسي را در مقاطع مختلف تشريح مي كند.
اين تغييرات تك به تك جاي سؤال دارد، اما به نظر مي رسد تغيير كتاب فارسي پايه اول دبستان بعد از ۴۰سال مهم ترين تغيير كتب درسي در سال تحصيلي جديد باشد. چه شد كه به فكر تغيير اين كتاب افتاديد؟
از ۴۰سال قبل تا حالا. تحولات بسياري درجامعه ما ودنيا اتفاق افتاده است . جامعه ما جامعه اي روستايي بود . كه در هرم تركيب جمعيتي بيش از ۷۰درصد جمعيت آن در روستاها زندگي مي كردند. طبيعتاً رويكرد كتاب قبلي به جامعه روستايي تمايل داشت. از سويي ديگر در حوزه مطالعات و پژوهشها و يافته هاي علمي در حوزه زبان آموزي تحولاتي جدي رخ داده است. بحثهاي جديد دستاوردهاي تازه اي را مطرح مي كند وتأكيد برچهار مهارت اصلي زبان آموزي [خواندن ، نوشتن ، شنيدن و سخن گفتن] موردتوجه قرار گرفته است ، درحالي كه دركتاب قبلي فقط به دومهارت [خواندن و نوشتن] توجه شده بود. دربرنامه جديد ما به چهار مهارت زبان آموزي توجه كرده ايم . اين تغيير چشمگير كتاب «بخوانيم وبنويسيم » است كه در دوجلد «بخوانيم » و «بنويسيم» به دانش آموزان ارائه شده است.
دراين ميان ، بحث كهنه اي در آموزش وپرورش جهان راجع به رسالت «تربيت شهروند خوب» وجود دارد. در گذشته تمامي كتب درسي ايران فقط به مقوله «علم آموزي» توجه داشتند واين موضوع به نقطه ضعفي بدل شده بود. آيا اين بحث در رويكرد جديد مدنظر شما بود؟
«تربيت شهروند» و «آموزش شهروندي» ، يكي از بحثهاي قديمي در باره هدف و رسالت آموزش و پرورش است . يعني اين بحث مطرح بود كه آيا هدف اصلي «آموزش شهروندي » است يا «علم آموزي»؟! كساني كه « آموزش شهروندي» را هدف اصلي آموزش و پرورش مي دانند معتقدند علم آموزي از دل تربيت شهروندان خوب بيرون مي آيد. به هرشكل ما در كتاب جديد، تربيت اجتماعي وتربيت شهروندي را موردتوجه قرار داديم و بستر اين كتاب بستر تربيت شهروندي است و معتقديم فرآيند «زبان آموزي » دراين بستر رخ مي دهد. به عنوان مثال دراين كتاب به كار گروهي توجه ويژه داشتيم تا بچه ها بخوبي اين مهارت را بياموزند. اما در تغييرات انجام شده به نيازهاي جديد مخاطبان نيز توجه شده است.
منظورتان از «نيازهاي جديد مخاطبان» چيست واين نيازها را چگونه شناسايي كرده ايد؟
ببينيد؛ دانش آموز امروز ما به كلي با دانش آموزان ۳۰سال قبل متفاوتند. اكنون رسانه اي عمومي تأثيرگذاري دراختيار بچه هاست. فقط شبكه تلويزيوني ، به عنوان رسانه غالب مورداستفاده آنها قرار مي گيرد ورسانه هاي مكتوب وصنعت نشر نيز دركشور جايگاه خاص دارند. دسترسي به منابع مكتوب بسيار راحت است، لذا اين دانش آموزان، منابع يادگيري فراواني دارند. نكته بعدي، بحث تحول درنيازهاي اجتماعي است. درجامعه امروز بحثهاي جديدي مطرح مي شود كه خواسته هاي جديدي را به وجود آورده است . به عنوان مثال ، زندگي در شهرهاي بزرگ ومهارت زندگي درشهرهاي جديد، مهارتهايي است كه دانش آموزان نياز دارند، درباره آن بياموزند. زندگي شهري نيز تربيت جديدي را براي يك شهروند اقتضا مي كند. همه اينهامسائلي است كه برنامه درسي ما را تحت تأثير قرار مي دهد. مثال ديگري مي زنم. دانش آموز امروز ما حتماً بايد چراغ خطر راهنمايي و رانندگي را بشناسد. درحالي كه جامعه روستايي به هيچ وجه چنين اقتضائاتي نداشت، يا دانش آموز امروز بايد نهادها و بخشهاي خدماتي خاص در زندگي شهري را بخوبي بشناسد وبداند چگونه بايد با آنها وارد تعامل شود.
يعني كتاب جديد نتيجه تأثير برنامه ريزي درسي از چنين تحولاتي است؟
كتاب جديد پاسخي است به مطالبات و درخواستهايي كه تاامروز جامعه از ما داشته است. سؤالي كه اين ماهها مدام از سوي جامعه پرسيده شده، اين است كه چرا برنامه ريزي هاي آموزش وپرورش طوري نيست كه بتواند افراد را براي زندگي امروزي آماده كند؟ دراين كتاب سعي شده دانش آموز مركز يادگيري باشد، چون هم اكنون در دنيا بحث «آموزش مادام العمر» مطرح است.اينكه ما ميزاني از دانش را دراختيار دانش آموزان بگذاريم وآنها اين دانش را حفظ كنند، بحث ردشده نظامهاي آموزش جديد است. امروز اين بحث مطرح است كه به دانش آموز بياموزيم چگونه ياد بگيرد. به همين دليل در رويكرد جديد سعي شده دانش آموز در يادگيري فعال باشد وبتواند فرآيند يادگيري را سامان دهد. به عنوان مثال در كتاب جديد درسي داريم با عنوان «شهرما، روستاي ما» كه دراين درس هيچ چيزي نوشته نشده واين درس، سفيداست. زماني كه دانش آموز به اين درس مي رسد، خود بايد درباره شهر يا روستاي محل زندگي اش بنويسد. درواقع آنها فقط متن از پيش آماده شده را نمي خوانند، بلكه خودشان نيز در توليد علم سهيم خواهند شد. اين تغييرات ، رويكرد ما را از معلم محور به دانش آموز محور بدل خواهد كرد.
ويژگيهاي رويكرد دانش آموز محور چيست؟
دراين رويكرد ، دانش آموز به عنوان عنصر اصلي يادگيري، نقش خود را پيدا مي كند وامر يادگيري را در تمام طول عمر خود ادامه خواهد داد. نكته قابل توجه دراين باره تغيير كانون علم در دنياي امروز است . درگذشته مدرسه تنها كانون علم بود وباقي دنيا، دنياي جهل وبي سوادي قلمداد مي شد. امروز، اينگونه نيست ومدرسه تنها يكي از مراكز يادگيري است . بايد قبول كنيم هم اكنون مراكز يادگيري بسياري كه دائماً علم جديد توليد مي كنند، دراختيار دانش آموزان هستند. ما بايد دانش آموزي تربيت كنيم كه با اين مراكز ارتباط مستمر داشته باشد وخودش در فرآيند توليد علم جديد شركت كند واز اين اطلاعات سهم ببرد. اگر قبلاً معلم در كلاس درس، محور علم بود، امروز به يك نقطه تسهيل كننده يادگيري تبديل شده است كه مي تواند يكي از منابع يادگيري باشد. در رويكرد جديد ما نيز، كتاب تنها مركز يادگيري نيست. متأسفانه هم اكنون بسياري از افراد جامعه ما، همه علم را از كتاب درس مي خواهند. اين بازگشت به عقب است وحركت روبه جلو اين است كه كتاب درسي يكي ازمنابع يادگيري باشد. مجموعه اين توضيحات علمي ما براي تغيير كتاب فارسي بوده واميدواريم كتاب جديد، جايگزين مناسبي باشد.
آيا دربرابر اين تغيير، مخالفتهايي هم ابراز شده است؟
بله! متأسفانه مقاومتهايي وجود دارد. مقاومت از آنجا ريشه مي گيرد كه سه نسل با كتاب قبلي تربيت شده اند. الآن تمامي معلمان پايه اول دبستان ما، خودشان با كتاب قبلي خواندن ونوشتن را ياد گرفته اند. چندروز قبل يكي از دوستان خبرنگار ازمن پرسيد: حالا كه كتاب عوض شده ، ديگر كوكب خانم نيست؟! مسأله اين است كه ما با ذهنيت خودمان با كودكان برخورد مي كنيم ، درحالي كه بچه ها رابايد براي خودشان تربيت كرد. اينها عوامل بازدارنده هستند. كوكب خانم، دركتاب قبلي خانمي است كه در زندگي جديد ما هم جايي ندارد. الآن هيچ خانم خانه داري روي ماست پارچه تميز نمي گذارد بلكه اگر بخواهد از ماست نگهداري كند آن را در يخچال مي گذارند. كوكب خانم، شايد سمبل خوبي براي مقطعي خاص بود، اما امروز بايد كوكب خانم جديدي تعريف كنيم. ما نبايد بچه ها را براي گذشته تربيت كنيم، بلكه بايد به آينده بينديشيم.
روند اين تغييرات چگونه خواهد بود؟ آيا تغيير كتاب فارسي پايه اول در سالهاي آينده به سالهاي بالاتر منتقل خواهد شد؟
بله! ما هم اكنون كتاب جديد «بخوانيم و بنويسيم» را تا پايه چهارم دبستان آماده كرده ايم ودر پايه هاي بالاتر در مرحله آزمايش هستيم. اين تغييرات در سالهاي آينده به مقطع راهنمايي نيز خواهد رسيد ورويكردها به شكل فراگيري عوض مي شوند. اما فعلاً تمركز ما برروي دوره هاي ابتدايي وراهنمايي است وزماني كه به متوسطه برسيم، باتوجه به مقتضيات آن زمان به تغييرات متوسطه هم فكر خواهيم كرد. توجه داشته باشيد به دليل تغييرات انجام شده درنظام آموزش متوسطه دراين سالها، فرصت هيچ تغييري درابتدايي وراهنمايي نداشتيم، اما الآن برروي اين دومقطع متمركز شده ايم. ما حتي براي تربيت بدني و زنگ ورزش، هم برنامه هاي جديدي داريم. اين تغييرات با مطالعات واجراي آزمايشي به مرحله اجراي سراسري خواهد رسيد.
در اجراي آزمايشي چه كارهايي انجام مي دهيد وچگونه مفيد يا غيرمفيد بودن تغييرات را مي فهميد؟
وقتي برنامه تازه اي توليد مي كنيم، با گستره جمعيتي وسيعي روبرو هستيم كه بايد در معرض اين تغييرات قرار بگيرند. مثلاً در كتاب دبستان با يك ميليون و۶۰۰هزاردانش آموز مواجه خواهيم بود. يا درمجموع ۵ پايه ، ۸ ميليون دانش آموز تحت پوشش برنامه جديد قرار خواهند گرفت . امروزه در نظامهاي درسي دنيا، كتاب درسي را ، ناگهان به مدرسه نمي دهند بلكه بعد از تأليف درمقياس آزمايشگاهي آن را آزمايش مي كنند. دراين مرحله كتاب دربين تعداد محدودي از مدارس توزيع مي شود وبعد از بررسي بازخوردها ونظرات اصلاح مي شود. يافته ها پس از پايان سال اول اجراي آزمايشي جمع آوري مي شوند ودر برنامه ريزي درسي از آن كمك مي گيريم . سال دوم درمقياس وسيع تري، اجرا مي كنيم. درمنطقه محروم، درمنطقه برخوردار، دوزبانه و… به شكل آزمايشي ، اجراي برنامه را ادامه مي دهيم وازاين مناطق هم جواب مي گيريم. بازهم برنامه براساس بازخوردها اصلاح مي شود تا درنهايت براي اجراي سراسري آماده شود.
درباره كتاب جديد«بخوانيم و بنويسيم » چه اتفاقي افتاد؟
اين كتاب به مدت سه سال اجراي آزمايشي داشته وامسال سراسري شده است. البته امسال در ۶۰درصد مدارس ابتدايي كتاب جديد تدريس مي شود واز سال بعد ۱۰۰درصد خواهد شد.
چرا ۴۰درصد از مدارس تحت پوشش كتاب جديد قرار نگرفتند؟
كتاب جديد ما تغييري اساسي درمقوله آموزش است وبه همين دليل نياز به امكانات خاص داشت . آموزش معلمان، تغيير رويكردها و… ما اين موضوع را دراختيار مسؤولان اجرايي گذاشتيم ودرجلسه اي كه با مسؤولان آموزش ابتدايي استانهاي مختلف داشتيم، از آنها سؤال كرديم چقدر براي اجراي برنامه جديد آمادگي دارند؟ دراين ميان جايي مثل استان تهران اعلام كرد۱۰۰درصد آماده اجراي برنامه است واستاني هم گفت مثلاً ۲۰درصد مي تواند برنامه جديد را اجرا كند. ما هم به ميزان گفته آنها برايشان كتاب چاپ كرديم. تأمين امكانات تغيير شرايط فرهنگي و فكري وآموزش معلمان از مسائلي بود كه مسؤولان اجرايي براي اعلام ميزان آمادگي خود مدنظر قرار دادند.
شما مدام از امكانات تازه براي تدريس كتاب «بخوانيم وبنويسيم» حرف مي زنيد. اين امكانات جديد چيست كه پيش ازاين در مدارس ابتدايي وجود نداشته؟ ضمن اينكه مي دانيم هم اكنون بسياري از مدارس كشور ازامكانات بسيار ساده محرومند وبدون همين امكانات ساده، كتاب قبلي تدريس مي شد.
نيازها، نيازهايي نرم افزاري وسخت افزاري هستند. نيازهاي نرم افزاري در حوزه نيروي انساني است . به عنوان مثال، معلمان كه خودشان با كتاب قبلي درس خوانده اند وسالها آن را تدريس كرده اند براي تدريس كتاب جديد، تغيير نگرش درمقوله آموزش نياز دارند. تغيير مهارت و حتي تغيير دانش از نيازهاي معلمان براي آموزش كتاب جديد است. درحوزه اجرا هم كتاب ما رويكرد فعال دارد. مثلاً يكي از كارهايي كه بچه ها بايد براي يادگيري انجام دهند، «بازي» است. بچه ها بازي مي كنند تا درس را ياد بگيرند. اين كار كه با نيمكت و ميز قابل اجرا نيست. درجايي معلم ناچار است ميز ونيمكت را دور كلاس بچيند. شايد بخواهد بچه ها را در محيطي خارج از كلاس آموزش بدهد يا اينكه بگويد ميز ونيمكتها را ببريد وموكت بياوريد تا بچه ها روي زمين بنشينند. يكي از كارهايي كه بچه ها بايد مدام انجام دهند، كار گروهي است. بچه ها بايد دائماً گروههايي تشكيل بدهند وبعد نظرشان رابگويند. اين روش چندان باميز ونيمكت سازگار نيست وحتي نياز به تغيير فيزيكي محيط كلاس دارد. دراين ميان ابزارهاي كمك آموزشي مانند رسانه هاي جنبي نيز نياز است كه بايد تأمين شود. اينها امكاناتي است كه بايد تأمين وبعد كتاب جديد تدريس شود. بازهم تأكيد مي كنم آموزش معلمان وتغيير نگرش آنان، در توفيق اين برنامه بسيار نقش دارد.