يكشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۱ - ۲۸ رجب ۱۴۲۳
Sun, Oct 6, 2002
اجتماعي
شماره ۲۲۶۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
رئيس جمهوري در مراسم افتتاح نوزدهمين دوره مسابقات قرآن كريم:
• نوزدهمين دوره مسابقات قرآن كريم با حضور شركت كنندگاني از ۴۱ كشور جهان و با سخنان رئيس جمهوري كشورمان روز جمعه افتتاح شد.
در اين مراسم حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي رئيس جمهوري ضمن تجليل از پيامبراكرم(ص) به عنوان انسان كامل و مقتداي همه يكتاپرستان و آزادگان، يكي از مصيبت هاي بزرگ جهان اسلام را در حال حاضر ظاهرگرايي و غفلت از باطن دين محمدي(ص) عنوان كرد و افزود: امروز ذكر هست، ظاهر هست اما اخلاق، عدالت ومهرباني كجاست؟ دوري از دنياپرستي كجاست؟ آيا ما مسلمانان در همه رفتارهاي خود، خداوند را به ياد داريم؟
يادداشت
گفت وگوي «ايران» با مديركل دفتر تأليف كتب درسي:
دريچه
جرم هاي فسفري ـ جرم هاي كلسيمي
«خانه و دارايي هاي ميلياردي مرد ۶۲ساله اي كه به آرسن لوپن ايران شهرت يافته است در هشت منطقه كشور شناسايي شده است. اين درحالي است كه با گذشت ۴۰ روز از بازداشت هنوز آمار دقيقي از ميزان نجومي دارايي وي به دست نيامده است.» مطلب بالا مضمون خبري است كه در هفته گذشته در روزنامه منتشر شد، درباره فردي كه با كلاهبرداري از ۱۲ زن و مرد سالخورده به ثروت هنگفتي دست يافته است.
اگر خبرهايي كه روزانه در رسانه هاي كشور منتشر مي شوند مورد تحليل محتوايي قرارگيرند، مشاهده مي كنيم كه اخبار مربوط به حوادث از فراواني قابل توجهي برخوردارند. در ميان اين خبرها نيز جرايم خشونت آميزي چون ضرب و جرح،سرقت به عنف، تجاوز، قتل و ... سهم بيشتري از ديگر حوادث و اتفاقات دارند. اشخاصي كه به اينگونه جرايم دست مي زنند معمولاً از طبقات پايين جامعه هستند و از آنجا كه در اينگونه بزه ها عنصر زور و خشونت نقش تعيين كننده اي دارد در دسته بندي كلي جرم، اين جرايم را به «جرمهاي مبتني بر كلسيم» تعريف مي كنند.
اما دسته اي ديگر از جرمها است كه در ظاهر خشونتي در آنها مشاهده نمي شود و جامعه نسبت به آنها حساسيتي كمتر از جرمهاي دسته اول دارد. اختلاس، ارتشاء، كلاهبرداري و... نمونه هايي از اين جرمها هستند كساني كه به اين نوع اعمال دست مي زنند، اغلب از نظر هوشي و استعداد و يا پايگاه اجتماعي بالاتر از افراد معمولي جامعه هستند و از آنجا كه عنصر برنامه ريزي و فكر در اين جرمها بيشتر به كار مي رود، اين جرايم به «جرمهاي مبتني بر فسفر» معروف هستند. اين مجرمان به سبب هوش و تحصيلات زياد و يا ارتباط با افراد صاحب نفوذ، كمتر از مجرمان دسته اول گرفتار قانون و مجازات مي شوند.
اما نكته بعدي، حساسيت و نگاه مردم و رسانه ها به اين جرايم است به نظر مي رسد جرايم خشونت آميز در سطح جامعه نگراني بيشتري را برمي انگيزد اما شايد بتوان گفت كه بخش زيادي از جرايم خشونت آميز معلول جرمهايي مثل اختلاس و كلاهبرداري است و بسياري اوقات تبهكاراني كه به جرايم خشونت زا متوسل مي شوند، تحت نفوذ مجرمان كلاهبردار هستند. در خبري كه بهانه يادداشت امروز شد، مي خوانيم كه كلاهبردار مزبور به راحتي چهار جوان را كه قصد اخاذي از وي داشتند به استخدام خود درآورده و از آنها به عنوان ابزار اعمال مجرمانه استفاده كرده است. در يك كلام بين جرمهايي كه زاييده مشكلات ساختاري است با جرمهايي كه باعث ايجاد اشكال در ساختارهاي جامعه مي شود، اختلاف زيادي است و البته در اين رابطه حرفهاي بيشتري داريم.
بيماران خاص سرشماري مي شوند
طرح سرشماري جامع بيماران خاص از سوي بنياد امور بيماريهاي خاص انجام مي شود. اين بنياد با حضور در جشنواره روز جهاني كودك، علاوه بر تشريح برنامه هاي خاص ويژه كودكان، توسعه برنامه ها و اقدامات حمايتي از بيماران در تأمين دارو و درمان مناسب، آموزش كودكان به منظور جلوگيري از ابتلا به برخي بيماريها و ايجاد بانك اطلاعاتي بيماريهاي خاص را در فهرست برنامه هاي آتي اعلام كرد.
بررسي احتمال حذف كنكور كارداني
طرح حذف كنكور در دوره كارداني، از سوي دانشگاه آزاد به شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارائه شد.
رئيس اين دانشگاه در گفت و گو با «ايرنا» و بدون اشاره به جزئيات طرح و تشريح مزيت هاي آن، افزود: در صورت تصويب نهايي اين طرح از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، اجراي آن به دانشگاههاي كشور ابلاغ مي شود.
كودكان ايران روز جهاني كودك راهپيمايي مي كنند
089835.jpg
كودكان سراسر كشور طي مراسمي در روز جهاني كودك با حمل پلاكاردهايي با مضمون صلح براي همه كودكان، راهپيمايي مي كنند.
«مهدي باقري» مدير روابط عمومي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان با اعلام اين مطلب ضمن اشاره به ويژه برنامه هاي روز جهاني كودك در ايران، افزود: كودكان كشور با ماسك هاي ويژه روي چهره و پلاكاردهايي كه پيام رعايت حقوق كودكان برآنها نقش بسته است،در شهرهاي مختلف راهپيمايي مي كنند و خواستار رعايت و توجه بيشتر مسؤولان به حقوق كودكان مي شوند. اين مراسم روز ۱۶ مهرماه جاري برگزار مي شود.
در همين حال اعلام شده است كه همزمان با ويژه برنامه هاي روز جهاني كودك، ميزگردهايي با حضور استادان دانشگاه، محققان و پژوهشگران اجتماعي ونويسندگان كودك با سه موضوع «آسيب هاي اجتماعي كودكان»، «ادبيات كودكان» و «بازيهاي كودكانه» برگزار مي شود. ميزگرد «آسيب هاي اجتماعي كودكان» امروز با حضور خانم «حاج محمدعلي» وكيل دادگستري و مدير عامل انجمن حاميان كودك، دكتر «مرعشي» استاد دانشگاه و دبير انجمن حمايت از حقوق كودكان ودكتر «شيخاوندي» استاد دانشگاه برپا مي شود.
ميزگرد «ادبيات كودكان» نيز روز سه شنبه ۱۶ مهرماه با حضور دكتر «نوش آفرين انصاري» رئيس شوراي كتاب كودك، دكتر «كمال پولادي» استاد دانشگاه و منتقد ادبيات كودك و «محمد ميركياني» نويسنده كتابهاي كودك برگزار خواهد شد.
همچنين در ميزگرد «بازيهاي كودكان»، خانم «رفيقي» پژوهشگر امور كودكان، «ابراهيم آبادي» مدير كل دفتر برنامه ريزي اجتماعي و مطالعات فرهنگي وزارت علوم و «مجيد قادري» مدير سرگرمي هاي سازنده كانون در روزچهارشبنه ۱۷ مهرماه حضور خواهند داشت.
رئيس جمهوري در مراسم افتتاح نوزدهمين دوره مسابقات قرآن كريم:
ظاهر گرايي يكي ازمصيبت هاي بزرگ جهان اسلام است
• نوزدهمين دوره مسابقات قرآن كريم با حضور شركت كنندگاني از ۴۱ كشور جهان و با سخنان رئيس جمهوري كشورمان روز جمعه افتتاح شد.
در اين مراسم حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي رئيس جمهوري ضمن تجليل از پيامبراكرم(ص) به عنوان انسان كامل و مقتداي همه يكتاپرستان و آزادگان، يكي از مصيبت هاي بزرگ جهان اسلام را در حال حاضر ظاهرگرايي و غفلت از باطن دين محمدي(ص) عنوان كرد و افزود: امروز ذكر هست، ظاهر هست اما اخلاق، عدالت ومهرباني كجاست؟ دوري از دنياپرستي كجاست؟ آيا ما مسلمانان در همه رفتارهاي خود، خداوند را به ياد داريم؟
089892.jpg
گروه اجتماعي: نوزدهمين دوره مسابقات قرآن كريم با حضور شركت كنندگاني از ۴۱ كشور جهان و با سخنان رئيس جمهوري كشورمان روز جمعه افتتاح شد.
در اين مراسم حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي رئيس جمهوري ضمن تجليل از پيامبراكرم(ص) به عنوان انسان كامل و مقتداي همه يكتاپرستان و آزادگان، يكي از مصيبت هاي بزرگ جهان اسلام را در حال حاضر ظاهرگرايي و غفلت از باطن دين محمدي(ص) عنوان كرد و افزود: امروز ذكر هست، ظاهر هست اما اخلاق، عدالت ومهرباني كجاست؟ دوري از دنياپرستي كجاست؟ آيا ما مسلمانان در همه رفتارهاي خود، خداوند را به ياد داريم؟
وي همچنين افزود: اگر در جامعه ظاهر دين رعايت شد، اما اخلاق، فقر، جهل، نابرابري، تبعيض و دنياپرستي وجود داشت، نشانه دوري ما از حقيقت دين است. خاتمي تصريح كرد: وقتي دين ظاهرپرستي شد، ديگران مجبورند به اين ظواهر تظاهر كنند و زور، تزوير، كينه، نفي و نفرت كه حاصل ظاهر بدون باطن است در جامعه رواج مي يابد.
رئيس جمهوري، تنها راه برون رفت كشورهاي مسلمان از تهديدهاي فرارو و بازآفريني تمدن اسلامي را بازگشت به روح قرآن كريم خواند و گفت: امروز كه اسلام و حقيقت آن در درون و بيرون از جوامع اسلامي مورد تهديدهاي فراوان قرار گرفته است، تنها راه نجات، رجوع واقعي به قرآن است.
وي افزود: امروز مسلمانان از درون در معرض فشارهاي فراوان ناشي از عقب ماندگيها، فقر، جهل و گاه حكومتهاي جابر قرار دارند و از بيرون قدرتهاي بزرگي كه مي خواهند منافع كشورهاي اسلامي را در دست گرفته و آنها را همواره قمرهاي مركز متروپل قرار دهند، مورد تهديد و فشار گذاشته اند.
خاتمي تصريح كرد: اگر مي خواهيم از اين وضع رهايي يافته، درخشندگي گذشته را به دست آورده و تمدن آفرين باشيم بايد روح قرآن كريم را در جامعه خود زنده كنيم. رئيس جمهوري توجيه در عرصه اعتقاد، اخلاق در عرصه حيات فردي و قسط و عدل را در عرصه اجتماعي، روح قرآن و اصول دعوت آن در همه زمانها و مكانها دانست و اظهار داشت: مدار و بسترهمه اينها، انسان آزاد، مختار و گزينشگري است كه به سرنوشت خويش حاكم است.
حجت الاسلام والمسلمين خاتمي، مناسك و ظواهر اديان را شناسنامه آنها توصيف و انجام اين مناسك را نشانه ميزان پايبندي انسان به دين دانست و تأكيد كرد: ظاهردين، معبر و گذرگاه رسيدن به باطن آن است و اگر به صورت واقعي به قرآن رجوع كنيم، مطمئناً امت اسلامي مي تواند نه تنها گذشته پرافتخار خود را تكرار كند، بلكه كانون درخشندگي و بركت براي همه بشريت خواهد شد. رئيس جمهوري افزود: فلسفه بزرگ اجتماعي وتاريخي اديان الهي و اسلام اين است كه دوران طلايي آن نه در گذشته بلكه در آينده است و نسل عصر ما بايد بكوشد تا براي تحقق اين وعده خداوند، گام بردارد.
رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي همچنين با اشاره به درخشش تمدن اسلامي در تاريخ بشر، مهمترين ويژگي اين تمدن را شكل گرفتن آن حول محور يك متن يعني قرآن كريم به عنوان يگانه نسخه مورد قبول همه مسلمانان دانست و از آن به عنوان رمز وجود نوعي وحدت در فرهنگ جوامع اسلامي به رغم تمامي اختلافات خونين سياسي در طول تاريخ ياد كرد.
خاتمي همچنين افزود: امروز اگر چه مسلمانان از تمدن باشكوه خود فاصله فراوان دارند، اما مبناي آن تمدن درخشان يعني قرآن كريم، همچنان در اختيار ماست و مسلمانان مي توانند با رجوع به اين متن جاويد و شناخت زمان و پرسش هاي آن و دادن پاسخهاي متناسب، جامع، كارآمد و پويا به اين پرسش ها نه تنها تمدن گذشته خود را بازسازي بلكه تمدني جديد ايجاد كنند. چرا كه قرآن كريم متعلق به يك نسل نيست كه با رفتن آن نسل، تمدن قرآني نيز به پايان برسد.
پيش از سخنان رئيس جمهوري حجت الاسلام «محمدعلي نظام زاده» نماينده ولي فقيه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه در گزارشي از نوزدهمين دوره مسابقات بين المللي قرآن كريم اعلام كرد: در اين دوره از مسابقات كه به مدت پنج روز در سه رشته حفظ، قرائت و تفسير قرآن كريم برگزار مي شود، ۳۲ حافظ، ۲۸ قاري و ۲۰ مفسر از ۴۱ كشور اسلامي به رقابت مي پردازند.
نظام زاده افزود: اين مسابقات را ۲۱ نفر از كشورهاي مصر، عربستان، اندونزي، لبنان، يمن و ايران داوري مي كنند و سه ميهمان ويژه نيز از كشورهاي كويت، يمن و عربستان به عنوان ناظر در آن حضور دارند. در اين مراسم ابوالعيئين شعيشع يكي از چهره هاي قرآني، از مسؤولان نظام جمهوري اسلامي ايران بخاطر اقدامات ارزنده و اهتمام به ترويج و نشر قرآن كريم ستايش كرد. اين مسابقات تا روز سه شنبه اين هفته همه روزه بعد از ظهرها از ساعت ۱۵ الي ،۲۱ در سالن اجلاس سران كشورهاي اسلامي برگزار مي شود.
يادداشت
جرائم اينترنتي
مي دانيم كه جرم عمل يا ترك عملي است كه در قانون براي آن مجازات و عقوبتي تعيين شده و تفاوت آن با گناه درآن است كه گناه مجازات اخروي دارد و جرم مجازات اين جهاني. به عنوان مثال يكي از بزرگترين گناهان دروغ گفتن است ولي مجازات آن اخروي است و نمي توان كسي را به عنوان دروغگويي تحت تعقيب قرارداد مگر در موارد خاصي كه به حقوق ديگران مرتبط باشد مانند شهادت دروغ يا نشر اكاذيب و افتراء. بنابراين صرف زشت بودن عملي دليلي براي جرم دانستن آن وجود ندارد.
هر جرم داراي سه عنصر است ۱ـ عنصر قانوني جرم، يعني اينكه در قانون براي عمل يا ترك آن مجازات تعيين شده باشد ۲ـ عنصرمادي: صرف تصور جرم و انديشيدن درباره آن مستوجب كيفر نيست بلكه بايد آن انديشه و گمان بد به عمل تبديل شود كه نمود خارجي آن انجام يك سلسله عملياتي است كه سبب بروز و وقوع جرم مي شود ۳ـ عنصر معنوي: منظور از عنصر معنوي آن است كه شخص با علم و اطلاع از نامشروع بودن عمل و نتيجه مجرمانه اقدام به انجام آن كند به عبارتي هم بداند كار وي خطاست و هم با اختيار و آزادي اراده آن را انجام دهد اگر زشتي كار را بداند ولي او را مجبور به انجام آن كار سازند، «جرم واقع نشده» است براساس ماده ۴۲ قانون مجازات اسلامي، شخص بايد «عالماً و عامداً» اقدام به عمل مجرمانه كند به عنوان مثال عنصر قانوني جرم سرقت ماده ۲۰۱ قانون مجازات اسلامي است و عنصر مادي آن ربودن مال ديگري به طور پنهاني و سلطه بر آن مال بدون رضايت مالك بوده و عنصر معنوي اين است كه شخص كه بر مال ديگري سلطه پيدا كرده و بدون رضايت مالك در آن تصرف مي كند با اراده و علم و اختيار اين كار را انجام دهد اگر شخصي به تصور اينكه در اسباب كشي منزل به همسايه خود كمك مي كند، درواقع سارقين را در حمل بار و بيرون آوردن اثاث ياري دهد، مرتكب جرمي نشده است.
در جرايم رايانه اي و اينترنتي مسأله مهم عنصر قانوني جرم است. قوانين كيفري به عكس مقررات مدني بايد تفسير محدود و مضيق شده و نمي توان با قياس و وحدت ملاك آنها را بسط داده و دامنه مصاديق يا مفاهيم آن را گسترش دهيم يعني عملي جرم است كه قانونگذار به صراحت آن را جرم اعلام كرده و براي مرتكب مجازاتي تعيين كرده باشد بديهي است همانگونه كه رايانه و اينترنت از دستاوردهاي جديد فن آوري و تكنولوژي مدرن است. جرائم مربوط به آن نيز ماهيتي خاص و ويژه دارد و نمي توان به آساني عناوين مجرمانه ديگر را بر آن تطبيق كرد به ويژه كه عنصر مادي اين جرائم با جرائم ديگر متفاوت بوده و براي جرم تلقي كردن آن نياز به قانون خاصي است كه با تشريك مساعي حقوقدانان رشته هاي جزائي و متخصصان و كارشناسان كامپيوتري و اطلاع رساني تدوين و براي تصويب به مجلس تقديم شود.
صرفنظر از تفاوت ساختاري و ماهيتي اين جرائم با جرائم مطبوعاتي دلايل ديگري وجود دارد كه انطباق جرائم اينترنتي را با جرائم مطبوعاتي و ساير عناوين مجرمانه ديگر غيرممكن مي سازد. از جمله آنها بحث صلاحيت دادگاه محل وقوع جرم است كه قواعد آن در مواد ۵۱ و ۵۲ قانون آيين دادرسي كيفري بيان شده است و براساس آن دادگاهي مي تواند به عمل مجرمانه اي رسيدگي كند كه جرم در حوزه قضايي آن دادگاه واقع شده باشد. قواعد صلاحيت قضايي كه در قانون آيين دادرسي كيفري بيان شده، ناظر به جرائم مرسوم است و به هيچ وجه براي جرائم اينترنتي كه گاه در چند كشور و مناطق مختلف واقع مي شوند و محل وقوع آنها فضاي مجازي و اعتباري است نه طبيعي و واقعي كافي نبوده است. بنابراين هم در بخش قواعد ماهيتي و مجازاتي و هم آيين دادرسي و شكلي خلأ قانوني وجود دارد و بدون وضع و تصويب قانوني درا ين باره تعقيب و مجازات امكانپذير نيست و با توجه به تصويب كنوانسيون مبارزه با جرائم اينترنتي كه هم اكنون بيش از ۳۵ كشور دنيا به آن پيوسته اند، پيشنهاد مي شود با توجه به جنبه برون مرزي و بين المللي اين جرائم با تصويب ماده واحده اي كشور ما نيز به اين كنوانسيون ملحق شود تا ضمن برخورداري از حمايتهاي قضايي بين المللي اين بحث همچون قانون مطبوعات در چالشهاي درگيري هاي سياسي لوث و غيرقضايي نگردد.
گفت وگوي «ايران» با مديركل دفتر تأليف كتب درسي:
تحول نظام آموزشي درايران آغاز شده است
089721.jpg
دفتر برنامه ريزي وكتب درسي بالاخره بعد از سالها به شكلي جدي به تحول نظام آموزشي مقطع ابتدايي همت گمارد و با انجام تغييراتي دركتاب معروف فارسي سال اول دبستان، به كانون توجه تبديل شد. كتاب فارسي پيشين علي رغم نوستالژي عميقي كه براي سه نسل از ايرانيان داشت، از امسال به صندوقچه هاي خاطرات تبعيد شد تا دانش آموزاني كه درسال ۸۱ پابه مدرسه مي گذارند الفباي نوشتن وخواندن را با كتاب جديد بياموزند. دراين ميان علي رغم اينكه منتقدان بسياري انتظار چنين تغييراتي را مي كشيدند بازهم عده اي ديگر به انتقاد پرداختند ، اين درحالي است كه به شهادت بسياري از كارشناسان و معلمان، كتاب جديد نسبت به كتاب قبلي ويژگيهاي مثبت بسياري دارد و مي تواند سرمنشأ تحولي جدي در نظام آموزشي ايران باشد. صرفنظر از كمبود امكانات كه اجراي برنامه هاي مدرن كتاب جديد را با مشكل مواجه خواهد كرد، اميدهاي بسياري دراين تغيير نهفته است. مهندس علي زرافشان، مديركل دفتر برنامه ريزي وتأليف كتب درسي نيز اميد بسياري به توفيق برنامه ريزي خاص اين كتاب دارد. وقتي از او راجع به تحولات مي پرسيم، بيشتر ترجيح مي دهد از ريشه ها وعمق بحث «برنامه ريزي درسي » سخن بگويد، با اين حال قبل از شروع مصاحبه با علاقه تغييرات جديد كتب درسي را در مقاطع مختلف تشريح مي كند.
اين تغييرات تك به تك جاي سؤال دارد، اما به نظر مي رسد تغيير كتاب فارسي پايه اول دبستان بعد از ۴۰سال مهم ترين تغيير كتب درسي در سال تحصيلي جديد باشد. چه شد كه به فكر تغيير اين كتاب افتاديد؟
از ۴۰سال قبل تا حالا. تحولات بسياري درجامعه ما ودنيا اتفاق افتاده است . جامعه ما جامعه اي روستايي بود . كه در هرم تركيب جمعيتي بيش از ۷۰درصد جمعيت آن در روستاها زندگي مي كردند. طبيعتاً رويكرد كتاب قبلي به جامعه روستايي تمايل داشت. از سويي ديگر در حوزه مطالعات و پژوهشها و يافته هاي علمي در حوزه زبان آموزي تحولاتي جدي رخ داده است. بحثهاي جديد دستاوردهاي تازه اي را مطرح مي كند وتأكيد برچهار مهارت اصلي زبان آموزي [خواندن ، نوشتن ، شنيدن و سخن گفتن] موردتوجه قرار گرفته است ، درحالي كه دركتاب قبلي فقط به دومهارت [خواندن و نوشتن] توجه شده بود. دربرنامه جديد ما به چهار مهارت زبان آموزي توجه كرده ايم . اين تغيير چشمگير كتاب «بخوانيم وبنويسيم » است كه در دوجلد «بخوانيم » و «بنويسيم» به دانش آموزان ارائه شده است.

دراين ميان ، بحث كهنه اي در آموزش وپرورش جهان راجع به رسالت «تربيت شهروند خوب» وجود دارد. در گذشته تمامي كتب درسي ايران فقط به مقوله «علم آموزي» توجه داشتند واين موضوع به نقطه ضعفي بدل شده بود. آيا اين بحث در رويكرد جديد مدنظر شما بود؟
«تربيت شهروند» و «آموزش شهروندي» ، يكي از بحثهاي قديمي در باره هدف و رسالت آموزش و پرورش است . يعني اين بحث مطرح بود كه آيا هدف اصلي «آموزش شهروندي » است يا «علم آموزي»؟! كساني كه « آموزش شهروندي» را هدف اصلي آموزش و پرورش مي دانند معتقدند علم آموزي از دل تربيت شهروندان خوب بيرون مي آيد. به هرشكل ما در كتاب جديد، تربيت اجتماعي وتربيت شهروندي را موردتوجه قرار داديم و بستر اين كتاب بستر تربيت شهروندي است و معتقديم فرآيند «زبان آموزي » دراين بستر رخ مي دهد. به عنوان مثال دراين كتاب به كار گروهي توجه ويژه داشتيم تا بچه ها بخوبي اين مهارت را بياموزند. اما در تغييرات انجام شده به نيازهاي جديد مخاطبان نيز توجه شده است.

منظورتان از «نيازهاي جديد مخاطبان» چيست واين نيازها را چگونه شناسايي كرده ايد؟
ببينيد؛ دانش آموز امروز ما به كلي با دانش آموزان ۳۰سال قبل متفاوتند. اكنون رسانه اي عمومي تأثيرگذاري دراختيار بچه هاست. فقط شبكه تلويزيوني ، به عنوان رسانه غالب مورداستفاده آنها قرار مي گيرد ورسانه هاي مكتوب وصنعت نشر نيز دركشور جايگاه خاص دارند. دسترسي به منابع مكتوب بسيار راحت است، لذا اين دانش آموزان، منابع يادگيري فراواني دارند. نكته بعدي، بحث تحول درنيازهاي اجتماعي است. درجامعه امروز بحثهاي جديدي مطرح مي شود كه خواسته هاي جديدي را به وجود آورده است . به عنوان مثال ، زندگي در شهرهاي بزرگ ومهارت زندگي درشهرهاي جديد، مهارتهايي است كه دانش آموزان نياز دارند، درباره آن بياموزند. زندگي شهري نيز تربيت جديدي را براي يك شهروند اقتضا مي كند. همه اينهامسائلي است كه برنامه درسي ما را تحت تأثير قرار مي دهد. مثال ديگري مي زنم. دانش آموز امروز ما حتماً بايد چراغ خطر راهنمايي و رانندگي را بشناسد. درحالي كه جامعه روستايي به هيچ وجه چنين اقتضائاتي نداشت، يا دانش آموز امروز بايد نهادها و بخشهاي خدماتي خاص در زندگي شهري را بخوبي بشناسد وبداند چگونه بايد با آنها وارد تعامل شود.

يعني كتاب جديد نتيجه تأثير برنامه ريزي درسي از چنين تحولاتي است؟
كتاب جديد پاسخي است به مطالبات و درخواستهايي كه تاامروز جامعه از ما داشته است. سؤالي كه اين ماهها مدام از سوي جامعه پرسيده شده، اين است كه چرا برنامه ريزي هاي آموزش وپرورش طوري نيست كه بتواند افراد را براي زندگي امروزي آماده كند؟ دراين كتاب سعي شده دانش آموز مركز يادگيري باشد، چون هم اكنون در دنيا بحث «آموزش مادام العمر» مطرح است.اينكه ما ميزاني از دانش را دراختيار دانش آموزان بگذاريم وآنها اين دانش را حفظ كنند، بحث ردشده نظامهاي آموزش جديد است. امروز اين بحث مطرح است كه به دانش آموز بياموزيم چگونه ياد بگيرد. به همين دليل در رويكرد جديد سعي شده دانش آموز در يادگيري فعال باشد وبتواند فرآيند يادگيري را سامان دهد. به عنوان مثال در كتاب جديد درسي داريم با عنوان «شهرما، روستاي ما» كه دراين درس هيچ چيزي نوشته نشده واين درس، سفيداست. زماني كه دانش آموز به اين درس مي رسد، خود بايد درباره شهر يا روستاي محل زندگي اش بنويسد. درواقع آنها فقط متن از پيش آماده شده را نمي خوانند، بلكه خودشان نيز در توليد علم سهيم خواهند شد. اين تغييرات ، رويكرد ما را از معلم محور به دانش آموز محور بدل خواهد كرد.

ويژگيهاي رويكرد دانش آموز محور چيست؟
دراين رويكرد ، دانش آموز به عنوان عنصر اصلي يادگيري، نقش خود را پيدا مي كند وامر يادگيري را در تمام طول عمر خود ادامه خواهد داد. نكته قابل توجه دراين باره تغيير كانون علم در دنياي امروز است . درگذشته مدرسه تنها كانون علم بود وباقي دنيا، دنياي جهل وبي سوادي قلمداد مي شد. امروز، اينگونه نيست ومدرسه تنها يكي از مراكز يادگيري است . بايد قبول كنيم هم اكنون مراكز يادگيري بسياري كه دائماً علم جديد توليد مي كنند، دراختيار دانش آموزان هستند. ما بايد دانش آموزي تربيت كنيم كه با اين مراكز ارتباط مستمر داشته باشد وخودش در فرآيند توليد علم جديد شركت كند واز اين اطلاعات سهم ببرد. اگر قبلاً معلم در كلاس درس، محور علم بود، امروز به يك نقطه تسهيل كننده يادگيري تبديل شده است كه مي تواند يكي از منابع يادگيري باشد. در رويكرد جديد ما نيز، كتاب تنها مركز يادگيري نيست. متأسفانه هم اكنون بسياري از افراد جامعه ما، همه علم را از كتاب درس مي خواهند. اين بازگشت به عقب است وحركت روبه جلو اين است كه كتاب درسي يكي ازمنابع يادگيري باشد. مجموعه اين توضيحات علمي ما براي تغيير كتاب فارسي بوده واميدواريم كتاب جديد، جايگزين مناسبي باشد.

آيا دربرابر اين تغيير، مخالفتهايي هم ابراز شده است؟
بله! متأسفانه مقاومتهايي وجود دارد. مقاومت از آنجا ريشه مي گيرد كه سه نسل با كتاب قبلي تربيت شده اند. الآن تمامي معلمان پايه اول دبستان ما، خودشان با كتاب قبلي خواندن ونوشتن را ياد گرفته اند. چندروز قبل يكي از دوستان خبرنگار ازمن پرسيد: حالا كه كتاب عوض شده ، ديگر كوكب خانم نيست؟! مسأله اين است كه ما با ذهنيت خودمان با كودكان برخورد مي كنيم ، درحالي كه بچه ها رابايد براي خودشان تربيت كرد. اينها عوامل بازدارنده هستند. كوكب خانم، دركتاب قبلي خانمي است كه در زندگي جديد ما هم جايي ندارد. الآن هيچ خانم خانه داري روي ماست پارچه تميز نمي گذارد بلكه اگر بخواهد از ماست نگهداري كند آن را در يخچال مي گذارند. كوكب خانم، شايد سمبل خوبي براي مقطعي خاص بود، اما امروز بايد كوكب خانم جديدي تعريف كنيم. ما نبايد بچه ها را براي گذشته تربيت كنيم، بلكه بايد به آينده بينديشيم.

روند اين تغييرات چگونه خواهد بود؟ آيا تغيير كتاب فارسي پايه اول در سالهاي آينده به سالهاي بالاتر منتقل خواهد شد؟
بله! ما هم اكنون كتاب جديد «بخوانيم و بنويسيم» را تا پايه چهارم دبستان آماده كرده ايم ودر پايه هاي بالاتر در مرحله آزمايش هستيم. اين تغييرات در سالهاي آينده به مقطع راهنمايي نيز خواهد رسيد ورويكردها به شكل فراگيري عوض مي شوند. اما فعلاً تمركز ما برروي دوره هاي ابتدايي وراهنمايي است وزماني كه به متوسطه برسيم، باتوجه به مقتضيات آن زمان به تغييرات متوسطه هم فكر خواهيم كرد. توجه داشته باشيد به دليل تغييرات انجام شده درنظام آموزش متوسطه دراين سالها، فرصت هيچ تغييري درابتدايي وراهنمايي نداشتيم، اما الآن برروي اين دومقطع متمركز شده ايم. ما حتي براي تربيت بدني و زنگ ورزش، هم برنامه هاي جديدي داريم. اين تغييرات با مطالعات واجراي آزمايشي به مرحله اجراي سراسري خواهد رسيد.

در اجراي آزمايشي چه كارهايي انجام مي دهيد وچگونه مفيد يا غيرمفيد بودن تغييرات را مي فهميد؟
وقتي برنامه تازه اي توليد مي كنيم، با گستره جمعيتي وسيعي روبرو هستيم كه بايد در معرض اين تغييرات قرار بگيرند. مثلاً در كتاب دبستان با يك ميليون و۶۰۰هزاردانش آموز مواجه خواهيم بود. يا درمجموع ۵ پايه ، ۸ ميليون دانش آموز تحت پوشش برنامه جديد قرار خواهند گرفت . امروزه در نظامهاي درسي دنيا، كتاب درسي را ، ناگهان به مدرسه نمي دهند بلكه بعد از تأليف درمقياس آزمايشگاهي آن را آزمايش مي كنند. دراين مرحله كتاب دربين تعداد محدودي از مدارس توزيع مي شود وبعد از بررسي بازخوردها ونظرات اصلاح مي شود. يافته ها پس از پايان سال اول اجراي آزمايشي جمع آوري مي شوند ودر برنامه ريزي درسي از آن كمك مي گيريم . سال دوم درمقياس وسيع تري، اجرا مي كنيم. درمنطقه محروم، درمنطقه برخوردار، دوزبانه و… به شكل آزمايشي ، اجراي برنامه را ادامه مي دهيم وازاين مناطق هم جواب مي گيريم. بازهم برنامه براساس بازخوردها اصلاح مي شود تا درنهايت براي اجراي سراسري آماده شود.

درباره كتاب جديد«بخوانيم و بنويسيم » چه اتفاقي افتاد؟
اين كتاب به مدت سه سال اجراي آزمايشي داشته وامسال سراسري شده است. البته امسال در ۶۰درصد مدارس ابتدايي كتاب جديد تدريس مي شود واز سال بعد ۱۰۰درصد خواهد شد.

چرا ۴۰درصد از مدارس تحت پوشش كتاب جديد قرار نگرفتند؟
كتاب جديد ما تغييري اساسي درمقوله آموزش است وبه همين دليل نياز به امكانات خاص داشت . آموزش معلمان، تغيير رويكردها و… ما اين موضوع را دراختيار مسؤولان اجرايي گذاشتيم ودرجلسه اي كه با مسؤولان آموزش ابتدايي استانهاي مختلف داشتيم، از آنها سؤال كرديم چقدر براي اجراي برنامه جديد آمادگي دارند؟ دراين ميان جايي مثل استان تهران اعلام كرد۱۰۰درصد آماده اجراي برنامه است واستاني هم گفت مثلاً ۲۰درصد مي تواند برنامه جديد را اجرا كند. ما هم به ميزان گفته آنها برايشان كتاب چاپ كرديم. تأمين امكانات تغيير شرايط فرهنگي و فكري وآموزش معلمان از مسائلي بود كه مسؤولان اجرايي براي اعلام ميزان آمادگي خود مدنظر قرار دادند.
089718.jpg
شما مدام از امكانات تازه براي تدريس كتاب «بخوانيم وبنويسيم» حرف مي زنيد. اين امكانات جديد چيست كه پيش ازاين در مدارس ابتدايي وجود نداشته؟ ضمن اينكه مي دانيم هم اكنون بسياري از مدارس كشور ازامكانات بسيار ساده محرومند وبدون همين امكانات ساده، كتاب قبلي تدريس مي شد.
نيازها، نيازهايي نرم افزاري وسخت افزاري هستند. نيازهاي نرم افزاري در حوزه نيروي انساني است . به عنوان مثال، معلمان كه خودشان با كتاب قبلي درس خوانده اند وسالها آن را تدريس كرده اند براي تدريس كتاب جديد، تغيير نگرش درمقوله آموزش نياز دارند. تغيير مهارت و حتي تغيير دانش از نيازهاي معلمان براي آموزش كتاب جديد است. درحوزه اجرا هم كتاب ما رويكرد فعال دارد. مثلاً يكي از كارهايي كه بچه ها بايد براي يادگيري انجام دهند، «بازي» است. بچه ها بازي مي كنند تا درس را ياد بگيرند. اين كار كه با نيمكت و ميز قابل اجرا نيست. درجايي معلم ناچار است ميز ونيمكت را دور كلاس بچيند. شايد بخواهد بچه ها را در محيطي خارج از كلاس آموزش بدهد يا اينكه بگويد ميز ونيمكتها را ببريد وموكت بياوريد تا بچه ها روي زمين بنشينند. يكي از كارهايي كه بچه ها بايد مدام انجام دهند، كار گروهي است. بچه ها بايد دائماً گروههايي تشكيل بدهند وبعد نظرشان رابگويند. اين روش چندان باميز ونيمكت سازگار نيست وحتي نياز به تغيير فيزيكي محيط كلاس دارد. دراين ميان ابزارهاي كمك آموزشي مانند رسانه هاي جنبي نيز نياز است كه بايد تأمين شود. اينها امكاناتي است كه بايد تأمين وبعد كتاب جديد تدريس شود. بازهم تأكيد مي كنم آموزش معلمان وتغيير نگرش آنان، در توفيق اين برنامه بسيار نقش دارد.
دريچه
كانال هاي ماهواره اي فارسي زبان لكنتي كه درمان نمي شود
در حالي كه وجود دستگاههاي گيرنده امواج ماهواره اي در منازل تعدادي از شهروندان، انكارناپذير است و گفته مي شود كانال هاي فارسي زبان خارج از كشور، به كمكهاي مالي دولتهاي بيگانه مخالف جمهوري اسلامي ايران وابستگي شديد دارند، نگاهي واقع بينانه به اين تحركات، نشاندهنده مؤثر نبودن برنامه هاي اين كانال ها در جهت دهي و هدايت گري افكار عمومي در داخل است.
مجموع كانال هاي فارسي زبان ايراني خارج از كشور، با وجود برنامه هاي متنوع موسيقي و پخش فيلمهاي قبل از انقلاب اسلامي كه صرفاً شايد تداعي خاطرات گذشته را هدف قرار مي دهند، يا حتي گزارش هاي خبري آنها، تأثيري بر اذهان عامه ايرانيان داخل و حتي خارج از كشور ندارد. دلايل اين امر در مؤلفه هايي همچون نبش قبر گذشته و تمايل به عقب ماندگي تاريخي، ناآگاهي و فقدان گفتمان مناسب با مردم و كم سوادي و... قابل بررسي است.
مشكل عمده اي كه با اندكي تفاوت گريبانگير تمامي اين كانالها است، نبش قبر گذشته، عقب ماندگي تاريخي و فقدان ارتباط پويا و به روز از نظر زماني و زباني با مردم است. در واقع زمان و زباني كه اين كانالها در آن و با آن سخن مي گويند، به شدت كهنه و منسوخ است، چه از حيث ساختار زبان و چه از نظر زبان خاص تحولات سياسي و اجتماعي كه حاكم بر وضعيت اكنون ما ايرانيان است. اين گروه بايد خاطرات زندگي دهه هاي چهل و پنجاه، يادآوري تفريحات آن دوران در قالب فيلمها، خاطرات و مصاحبه با خوانندگان، هنرمندان و نويسندگان آن دهه ها (كه متأسفانه بيشتر آنان نيز انقلاب وتاريخ پس از آن را از بيخ و بن تجربه نكرده اند)، تنها مردم را به سوي يك نوستالژي اجتماعي، حسرت خوري و انفعال سوق مي دهند. البته هر ايراني با هر عقيده و مرامي حق دارد نسبت به سرنوشت كشورش حساس باشد و اظهارنظر كند. اما حق فردي و شهروندي يك مسأله است و بلندگوي مردم شدن و از مردم عقب بودن مسأله اي ديگر. مردمي كه انفعال، يأس، دلزدگي و بي حركتي را پيشه خود مي كنند به گذشته پناه مي برند و آرامش را در گذشته مي جويند و سعي مي كنند به زعم روانشناسان فرافكني كنند و از حل مسائل موجود بگريزند و در گذشته اي كه تاريخ آن سپري شده است، ساده لوحانه آرام و قرار يابند؛ آن هم گذشته اي كه چندان قابل دفاع نيست.
تغيير گذشته خود يك واقعيت انكارناپذير است، اين تغيير با هر لرزش تفكر و ايدئولوژي كه صورت پذيرفته است، صرفنظر از اينكه ما آن را قبول و دوست داشته يا نداشته باشيم، حكايت از آن دارد كه آن گذشته، به دليل تاريخي و خاص خود قابل دوام نبوده است، بلكه وضعيتي متزلزل بوده كه وقتي فرصت هاي تاريخي و طلايي براي زوال آن فراهم شده، فروريخته است. مي توانيم در آن انديشه و مطالعه كنيم، ريشه هاي ظهور و افول آن را بررسي كنيم، پيرامون آن تحليل تاريخي داشته باشيم و در يك كلام از آن عبرت بگيريم، اما قطعاً راه حل موجود بازگشت حسرت بار به آن نيست، گذشته را مي توان از رهگذر عبرت و تجربه گرفتن، خرج حال و آينده كرد اما نمي توان با بازسازي خيالي گذشته در زمان حال زيست و به آينده فكر كرد. به تعبير حضرت علي (ع) بايد فرزند مقتضيات زمانه خويش باشيم. رجعت به يك هپروت تاريخي وحسرت فضايي است كه اين ماهواره ها جملگي ترسيم كرده و ما را نيز به قبول آن دعوت مي كنند. صرفنظر از تحليلهاي انگشت شمار پاره اي افراد كه نشانه توجه آنان به وضعيت حال ايران است، فضاي حاكم بر اين برنامه ها نوستالژيك و حسرت زده است و قدرت حركت، تفكر به زمان حال و تواندهي و نيرودهي به مردم را از آنها مي ستاند. در واقع تمامي آنها ما را به سوي يك عقب ماندگي تاريخي دعوت مي كنند و در حقيقت مي خواهند بيست و چندسال تاريخ گذشته را كاملاً فراموش كنيم، بر تمامي حوادث آن خط بطلان بكشيم و با آنها در اين فضاي حسرت بار همنوايي كنيم؛ البته اين كار به نوعي ممكن است و آن اينكه در يك تصادف شديد تاريخي، دچار نسيان تاريخي شويم. واقعيت تاريخي تنها از جنس و سنخ آرزو و آرمان نيست كه هر وقت نخواستيم آن را براحتي فراموش كنيم. تاريخ از اعمال و رفتارهاي يك ملت است و نمي توان براحتي آن را ناديده گرفت.
فقدان گفتمان مناسب با مردم بدون آنكه قصد اهانت به هموطنان خارج از كشور را داشته باشم و با اعتراف به اينكه بسياري از نخبگان، اهل انديشه و قلم، انديشمندان و محققان گرانقدر ايراني در خارج از كشور به سرمي برند و در تمامي حوزه هاي علوم، سياست، اجتماع و اقتصاد نيز تحليل و برداشتهاي انديشمندانه اي دارند، اما آنچه كه در داخل كشور به روايت تصوير، مصاحبه و گفت وگو در اين كانالها شاهد آن هستيم، متأسفانه عارضه دردناك كم سوادي و در پاره اي مواقع كاملاً بي سوادي است. با كمال تأسف تعداد زيادي از مجريان اين برنامه ها زبان فارسي را به سختي تكلم مي كنند وحتي به زحمت مطالب را از روي اوراق نوشته شده مي خوانند كه البته اين مسأله گاه به دليل كم سوادي نيز است. در ارجاعاتي كه به نشريات و كتب مي دهند، گونه اي بي اطلاعي و كم اطلاعي مشهود است و جالب آنكه اين نقص در بعضي برنامه ها تكرار مي شود بدون آنكه كمي به خود زحمت دهد و برنامه را اصلاح كند. در چنين فضايي چگونه مديران اين برنامه ها متوقع هستند تأثيرگذار باشند، آن هم بر مردمي كه هر چند ممكن است در حال حاضر به دليل مشغله هاي مختلف زندگي روزمره و دشواريهاي اقتصادي مجال مطالعه روزمره را نداشته باشند، اما به هر حال مجموعاً ميزان دانش و اطلاع آنها از اين برنامه ها بيشتر است.
به نظر مي رسد اين برنامه ها درك درستي از ارتباط سيال و پويا با مردم ندارند و تقاضاي چندموسيقي درخواستي و تلفن ها و گپ هاي كوتاه كه حتي در حد يك نظرسنجي صوري نيز نيست، به معناي رابطه عميق و جاندار با لايه هاي اجتماعي هم نيست. اين نكته اي است كه مجريان اين برنامه ها به آن توجهي شايسته ندارند.

تنش هاي بي مقدار

از ديگر نقايص جدي اين برنامه ها، كشمكش توأم با فحاشي حاكم بر آنهاست، جالب آنكه برنامه هايي كه مدعي طرح وفاق ملي در سطح ايرانيان داخل و خارج هستند و خود را تلاشگراني در اين راستا معرفي مي كنند؛ از حل اختلافات جزيي و بسيار سطحي خويش عاجز بوده و سرگرم در ستيزه ها و تنش هاي بي مقدار و تصفيه حسابهاي شخصي اند. حال در چنين فضايي اين مدعيان كه در حل مسائل جزئي و خصومتهاي بي محتواي همديگر درمانده اند چگونه مي توانند موفق به درك مشكلات مردم باشند؟!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |