جورج بوش درحالي به استراحت يك ماهه خود در تگزاس پايان داد كه با دو چالش جدي، انتخابات ميان دوره اي كه آينده سياسي وي را شكل مي دهد و موضوع حمله به عراق مواجه است. اين درحالي است كه دولت آمريكا شاهد مخالفت هاي داخلي و خارجي گسترده اي در رابطه با امكان حمله به عراق است.
بوش، پس از ديدار با «جي دنيس هسترت» سخنگوي مجلس و «تام داشل»، رهبر اكثريت سنا اعلام كرد: اقدام نكردن عليه يك تهديد جدي از اصول آمريكا نيست. من معتقدم كه جهان بايد با اين مرد (صدام) برخورد كند و قول داد كه كنگره ومتحدين ايالات متحده را بر لزوم خلع صدام از قدرت متقاعد نمايد.
در قبال اين موضعگيري، رهبران كنگره مي گويند: بوش بايد مدارك بيشتري براي ادعاي خود مبني بر اينكه عراق تهديدي جدي براي كشور است، ارائه دهد. «ديك آرمي» رهبر اكثريت مجلس نمايندگان آمريكا مي گويد موضوع حمله به عراق نيازمند بررسي دقيق است تا كنگره بتواند قطعنامه اي براي حمايت از اقدام نظامي عليه صدام صادر كند.
«تام داشل» نيز گفت: من هنوز واقعاً تصميمي نگرفته ام. برخي رهبران اقليت مي گويند: خواستار اجازه كنگره براي اقدام نظامي، قبل از هرگونه حمله به عراق هستند. تعداد ديگري از نمايندگان اعتقاد دارند كه آمريكا بايد بار ديگر سعي كند تا عراق رامجبور به پذيرش بازرسان تسليحاتي سازمان ملل متحد كند و از آنجا كه عراق احتمالاً مانع از انجام اين كار مي شود، آمريكا مي تواند حمايت بين المللي را براي اقدام نهايي به دست آورد.
در پي اين مخالفت ها و عدم همراهي كنگره و سنا با نظرات جنگ طلبانه بوش، مشاوران حقوقي رئيس جمهوري براي رهايي از اين نظارت قانوني، به اين نتيجه رسيده اند كه بوش مي تواند بدون تصويب كنگره نسبت به صدور فرمان حمله به عراق اقدام كند. اين چالش و عدم اتفاق نظر خارج از كنگره و در تيم اجرايي دولت بوش نيز به چشم مي خورد. درحالي كه «دونالد رامسفلد» وزير دفاع ايالات متحده مي گويد: انجام دادن كار صحيح ممكن است تك روي به نظر برسد، اما درست بودن مهمتر از آن است كه سايرين با شما موافق باشند.
«ديك چني» معاون رئيس جمهوري نيز در دو سخنراني جداگانه همين اظهارات را تكرار كرده است. تمامي اين نظرها درحالي طرح مي شود كه بنا به گفته منابع خبري ارتش آمريكا مشغول شبيه سازي حمله به عراق است و اين شبيه سازي شامل استفاده از امكانات زميني و هوايي، واكنش هاي سريع و كنترل فرماندهي بوده است. سياست جورج بوش همانگونه كه با عدم استقبال داخلي مواجه شده، درخارج آمريكا نيز از سوي ديگر كشورهاي جهان خصوصاً متحدين سابق آمريكا با واكنش هاي سردي روبرو شده است.
براساس نظرسنجي هايي كه مؤسسه جيمرمن با همكاري شوراي قانونگذاري «شيكاگو» انجام داده است، بسياري از اروپايي ها سياست بوش را در قبال عراق مورد انتقاد قرار داده اند. سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) نيز خواستار اثبات رابطه ميان هواپيماربايي هاي سال گذشته و بغداد از سوي واشنگتن براي جلب همكاري اين سازمان در حمله به عراق شده است.
«خاوير سولانا» رئيس كميسيون سياست خارجي اتحاديه اروپا نيز مجدداً بر مخالفت خود با حمله يك جانبه عليه عراق تأكيد كرد و خواستار حل اختلافات بين بغداد و جامعه بين المللي درباره بازگشت بازرسان تسليحاتي در چارچوب سازمان ملل متحد شد.
كوبيدن بر طبل جنگ از سوي بوش، تيره تر شدن رابطه ايالات متحده با اتحاديه اروپا را رقم زده است؛ رابطه اي كه در چند ماه گذشته بسيار شكننده و آسيب پذير بوده، اما هم اكنون آمريكا با مخالفتي تمام عيار مواجه شده است.
رهبر اين مخالفان «گرهارد شرودر» صدراعظم آلمان است. او در پاسخ درخواست آمريكا براي پشتيباني آلمان از حمله به عراق «نه» گفته است. نظرسنجي هاي عمومي نيز نشان مي دهد كه اكثريت مردم آلمان با حمله به عراق مخالفند.
ژاك شيراك رئيس جمهوري فرانسه نيز مجدداً بر مخالفت پاريس با هرگونه اقدام نظامي يك جانبه عليه عراق تأكيد كرد و گفت: هدف احتمالي بايد بازگشت بدون قيد و شرط بازرسان تسليحاتي سازمان ملل باشد.
حتي دوستان نزديك آمريكا نيز از سياست هاي جنگ طلبانه بوش حمايت نمي كنند. دولت عربستان سعودي اعلام كرده است آمريكا در يك عمليات بدون مجوز سازمان ملل متحد نمي تواند از ۱۱ پايگاهي كه در طي جنگ خليج فارس استفاده كرد، مجدداً بهره مند شود. امير بحرين ـ كشوري كه مهمترين تأسيسات دريايي آمريكا در منطقه در آن واقع است، مي گويد با جنگ عليه عراق مخالف است. گرچه هنوز معلوم نيست شيخ حمد چه محدوديت هايي براي استفاده از بنادر بحرين اعمال خواهد كرد.
«يوسف بن علوي»، وزير مشاور در امور خارجه عمان كه دولت وي رياست دوره اي شوراي همكاري خليج فارس را بر عهده دارد نيز مي گويد: هيچيك از كشورهاي عرب به حمله آمريكا به عراق نخواهند پيوست. عبدالله دوم پادشاه اردن نيز حمله به عراق را مضحك خواند.
دولت چين نيز به صراحت مخالفت خود با حمله به بغداد را اعلام كرد. تمام احزاب تركيه با آغاز حمله آمريكا به عراق مخالف هستند. «پرويز مشرف»، رئيس جمهوري پاكستان نيز اعلام كرد هيچ علاقه اي به شركت در تلاش هايي كه منجر به سرنگوني صدام مي شود، ندارد.
قطر، عمان و تركيه ۳ متحدي هستند كه حمايت علني خود را از آمريكا اعلام نكرده اند، ولي ديگر كشورها روي اين ۳ دولت حساب مي كنند ـ فقط استراليا، انگلستان و مجارستان حمايت خود را علني كرده اند. اما جالب ترين موضعگيري، رويكرد اسرائيل است.
مقامات رژيم صهيونيستي براي تشويق آمريكا به حمله هرچه سريعتر به عراق، قول هر نوع كمكي را به بوش داده اند. تل آويو از اين مي ترسد كه حمله به عراق حتي براي مدتي كوتاه به تعويق بيفتد! اسرائيل براي انجام جنايات بيشتر عليه ملت فلسطين و آغاز قتل عام مبارزين مسلمان فلسطيني بر روي حمله ايالات متحده به عراق حساب باز كرده است. مقامات صهيونيست مي دانند كه هرچه حمله شديدتر باشد، بيشتر از هر كشوري، اسرائيل از آن سود خواهد برد، چرا كه فضاي لازم براي مقابله با فلسطينيان و سركوب فلسطينيان فراهم خواهد آمد. به عقيده اسرائيلي ها، حمله آمريكا به عراق بي شك ازنظر رواني تأثيري ويران كننده بر مردم فلسطين خواهد داشت.
براساس همين محاسبات است كه نخست وزير سفاك اين رژيم به دستگاههاي امنيتي دستور داده كه خود را براي يك دفاع حياتي در اوايل ماه نوامبر ـ كه به زعم وي زمان حمله به عراق است ـ آماده كنند. حال سؤالي كه مطرح مي شود اين است كه آيا جورج بوش به رغم روبرو بودن با مخالفت هاي شديد داخلي و همچنين عدم حمايت قاطع جهاني و نيز زمزمه هايي كه در مخالفت با خودسري و تكروي آمريكا هر لحظه بلندتر به گوش مي رسد، اقدام به حمله به عراق خواهد كرد و آيا وي آمادگي مواجهه با تنش هاي شديد جهاني را، پس از تحمل شوك شديد حادثه ۱۱ سپتامبر، با وقوع اين فاجعه خواهد داشت؟