بعدازظهر چهارشنبه سوم مهرماه محله چشمه علي ري غلغله بود، درخبرها آمده بود كه بخشي از حصار قديمي ري كه مشرف به چشمه علي است بازسازي شده ودراين روز افتتاح وآماده بازديد عموم خواهد بود ومن كه درباره برج وباروي ري باستان وحوادثي كه برآن گذشته است چيزهايي درتاريخ خوانده بودم ساعاتي زودتر از ديگران خود را به محل رساندم. البته ناگفته نگذارم كه پيشاپيش، يك تصوير خيالي از سيماي اين باروي عظيم را به هنگامي كه دراعماق كهن تاريخ برسرپابوده با خود به همراه داشتم وخداخدا مي كردم اين حس شخصي واين تخيل شيرين با ديدن آنچه كه امروز بازسازي كرده اند درهم نريزد، خوشبختانه آنچه كه ديدم هم حيرت آور بود وهم تحسين برانگيز، زيرا مي توان آن را نزديكترين و واقعي ترين تصوير بازسازي شده اين باروي خيال انگيز دانست.
|
|
|
مردم محله چشمه علي بخصوص كودكان وجوانان كه درتمام ساعات تابستان تن به آب چشمه علي مي سپارند وياكساني كه براي شست وشوي قالي و… كنار اين چشمه به سر مي برند از يك سال پيش همه تلاشهايي را كه مجري سمج ومتهور پروژه، با همت چون قامت بلندش وياري متخصصان ميراث فرهنگي استان تهران پيش مي بردند به چشم ديده بودند ودر واقع نوعي نظارت آميخته با استفهام بر پروژه داشتند و اكنون وقت آن بود كه همه آنها با خانواده شان در محوطه جمع شده ودر مراسم شركت نمايند. هرناظر بي طرفي مي توانست درك كند كه اين مردم پرشور وعاطفه، مراسم گراميداشت يادمان تاريخي محله شان را به مثابه جشن عمومي خود تلقي مي كنند زيرا محله آنها قرق نشده بود گويي حتي شيطنت و بازيگوشي كودكان وجوانان محله نيز جزئي از مراسم افتتاح شمرده مي شد كه برصميميت فضاي آنجا مي افزود. پس از حضور مقامات فرهنگي ايراني وخارجي در جايگاه ويژه، گزارش مصوري از سوي مجري پروژه ارائه شد وشهردار تهران و رئيس سازمان ميراث فرهنگي كشور سخنان كوتاهي ايراد كردند، در لحظاتي كه هواروبه تاريكي مي رفت برابر يك برنامه نورپردازي هنرمندانه ، ناگهان پروژكتورهاي رنگي اندام حجيم باروي خشتي را برابر ديدگان مردم قرار دادند و خروش از كودكان وجوانان برخاست. براي همگان باوركردني نبود كه ميراث فرهنگي بتواند با هزينه اي قليل كالبد كوهوار باروي ري را مطابق اسلوب اوليه اينسان بازسازي كند ومن دراينجا اضافه مي كنم: ترديدي نكنيد كه جانمايه اي از عشق با ذره ذره آب وگل ۲۱۶هزار خشت كه بارو را بالا آورده است سرشته شده وگرنه مرمت وبازسازي اين اثر مهم تاريخي صرفاً با ساز وكارهاي معمول ومتعارف اداري صورت تحقق به خود نمي گرفت.
نمايندگان مردم محل كه اين بار ميكروفون تريبون سخنراني را به مثابه چيزي در دسترس ومتعلق به خودشان يافته بودند به اظهار قدرداني از بهسازي وچمن كاري محوطه چشمه علي و ترميم خرابيهاي حصار ري مي پرداختند والبته تقاضا داشتند تكليف املاكشان كه روي تپه باستاني هفت هزارساله چشمه علي واقع شده هرچه زودتر روشن شود وشهرداري يا ميراث فرهنگي نسبت به خريد املاك و آزادسازي مسير باروي قديمي ومرمت واحياي محلات ديگر كه خرابه هاي بارو را در خود جاي داده اقدام كنند. شهردار تهران وعده تأمين اعتبار ادامه پروژه را داد وحالا همه منتظرند ببينند كه آيا اين وعده ها عملي خواهد شد يا نه؟
|
|
|
اما من كه ناظر مراسم بودم ايكاش هايي هم در دل داشتم! نخست اينكه به شيوه معهود ما ايرانيان، بي نظمي و بلاتكليفي از آغاز تا پايان مراسم محسوس بود. اينگونه اجتماعات غيرتشريفاتي كه قصد آوازه گري حكومت ندارند بايستي با برنامه ريزي منظم وگردش قاعده مند امور توأم شوند، زيرا نظم وقاعده و پرهيز از هرج ومرج اموري نيستند كه دائماً از الطاف ومواهب اقتدار رسمي شمرده شوند ويا ناشي از مقوله حكومت وقدرت باشند، بلكه اموري آموختني ودست يافتني اند. دوم اينكه اي كاش در بروشور مربوط به مرمت بارو كه انصافاً خوب هم تهيه شده بود خلاصه اي به زبان انگليسي براي استفاده مهمانان خارجي مي گنجاندند وبطوركلي براي استقبال وراهنمايي مهمانان وعلاقه مندان تمهيدات بيشتري مي انديشيدند. در طي مراسم، كودكان پيوسته مجال شيرين كاري مي جستند وازدحام و ولوله به راه مي انداختند، كاش مي شد آنها را با ترتيب دادن مسابقه اي مرتبط با موضوعات ميراث فرهنگي واختصاص جوايز اندكي آرام كرد. دراينگونه مراسم مردمي از تأثير تربيتي وآموزشي سرگرمي ها براي كودكان و نوجوانان نبايستي غافل بود.
|
|
|
سخن آخر اينكه آنچه من در بعدازظهر و شامگاه چهارشنبه در چشمه علي ديدم روزباشكوه ري باستان بود. فرهمندي ونيكنامي بهره آنان باد كه در روزگار ما اين چنين جان خسته و فرسوده يادمان هاي تاريخي را احيا مي كنند وزندگي را به ميان رگ وپي آنها مي برند . اينان برميراث نياكان خويش به ديده احترام نگريسته وچشم در چشم مردم ، براي آنها كار مي كنند. دستشان مريزاد.