عبور از سد كره جنوبي، حذف تيم ميزبان از بازي نهايي و حمله به زيباترين مدال طلاي بازيها، پاسخ دندان شكني بود به مخالفان تيم اميد، منتقدان بي رحم و آنهايي كه فوتبال را نمي فهمند، اما درباره آن از هرگونه اظهارنظرهاي كودكانه ابايي ندارد.
تيم اميد فوتبال ايران در شرايطي پا به فينال بازيهاي آسيايي ۲۰۰۲ گذارده است كه زير باران اينگونه انتقادهاي بي رحمانه و خصمانه قرار داشت و حتي پس از مغلوب كردن كويت و رسيدن به مرحله نيمه نهايي از غيبت بشار عبدالله و بازي بد كويتي ها بهانه اي به دست آوردند تا نقطه ضعف هاي ايوانكوويچ و شاگردانش را بزرگنمايي كنند.
موفقيت تيم اميد فوتبال ايران، درحالي كه بيشتر رشته ها نتوانستند انتظارات مردم ايران را برآورند و از آن همه سنجش و آمادگي بدني، كاري صورت نگرفت، نشانه اين است كه اين مربي جوان كروات، برخلاف نگاه منفي بعضي از مخالفان و منتقدان سطحي نگر كارش را بلد است، خوب مهره چيني مي كند، در بازي خواني استاد است و در همين مدت كوتاهي كه مستقيماً عهده دار تيم اميد فوتبال ايران شده است، بسيار تأثيرگذار بوده است. اين كه مي بينيم خط دفاع تيم، نقطه ضعف فوتبال ملي و باشگاهي ما، حالا قادر است در سيستمهاي مختلف خودنمايي كند و علاوه بر دفاع زنجيره اي، با مدافع پوششي يا هافبك دفاعي، مثلث دفاعي را در قلب تيم مسلح و تسليم ناپذير كند، اين كه عموم بازيكنان جوان ما راه و رسم پرسينگ در زمين خودي و حريف را حتي بهتر از كويتي ها و كره اي ها اجرا كردند، اين كه يك عده بازيكن جوان با روحيه اي بالا، به اين خوبي پنالتي زدن را ياد گرفته اند يا در عين حفظ و رعايت مهارتهاي فردي، حالا در مقابل كره به پاسكاري تك ضرب، كوتاه و نسبتاً سالم مي پردازند، آيا در جاي جاي زمين، تأثير مربي كروات و آموزشهاي او را نمي بينيم؟ رفع اشتباهات فردي ميرزاپور در خروج از دروازه، اعتماد به ضربه هاي ايستگاهي و حركت صحيح او روي پنالتي ها، نتيجه تمرينهاي مناسب و پيشرفت اين بازيكن نيست؟
اگر در مقابل افغانستان، لبنان و قطر براي صعود به مرحله يك چهارم نهايي اشتباهاتي داشتيم و در بازي با كويت بهانه هايي موجود بود تا آن پيروزي كمرنگ جلوه كند، اما نمي شود منكر بازي خوب و انديشمندانه تيم ايران مقابل تيمي شد كه از سوي ۵۰ هزار تماشاگر بي آرام و سه داور مسابقه مورد حمايت بود، ۵ بازيكن باتجربه از جام جهاني را به ميدان فرستاده بود و انگيزه هاي فراواني براي رنگين ترين و پر ارزش ترين مدال بازيها داشت.
در مقابل چنين تيمي، با اين ويژگيها كه با تمام قدرت و اشتها و انگيزه آمده بود تا شكست ۲ ـ ۶ سال ۱۹۹۶ در جام ملتهاي آسيا را جبران كند «برانكو» مثل شطرنجبازي قهار كه تا آخر اين بازي و لحظه «كيش و مات» را خوانده است، نبض اين فينال زودرس را در اختيار داشت تا به مقصود رسيد.
درست است كه در طول ۱۲۰ دقيقه اين مسابقه حساس دو بار ديرك دروازه ميرزاپور لرزيد، لحظاتي فشار حملات كره بالا گرفت و دقايقي تيم ايران ناچار به دفاع مطلق شد، اما فراموش نكنيم گلي را كه كاظميان به زيبايي زد و بي جهت مردود شد و بارها آفسايد بي دليلي كه مهاجمان ما واحدي نيكبخت و كاظميان را متوقف كرد يا كارتهاي زرد و پي در پي «رحمان الدلاور»، داور بحريني كه در اواخر بازي براي قلع و قمع تيم ايران نصيب بازيكنان ما كرد و چشم پوشي از همه خطاهاي عمد كره اي ها كه كافي بود تا تيم ايران را عصباني كند و نقشه هاي «برانكو» براي مقابله حساب شده با كره را نقش بر آب نمايد، اين جو ناجور عليه تيم ايران را فراموش نكنيم.
با توجه به اين مسائل، بازي با كره جنوبي در بوسان و عبور از مدعي ترين حريف قهرماني، كار دشواري بود كه از عهده «برانكو» و تيم اميد ايران برآمد و بار ديگر ما را به ارزشهاي فني اين مرد كروات و استعدادهاي نابي كه در فوتبال ما ديده مي شوند و نياز به آموزش صحيح و كلاسيك دارند، واقف و اميدوار كرد. حالا كه به توانايي هاي «برانكو» پي برديم، پيشنهاد مي كنيم در حفظ او بكوشيم. حتي اگر لازم باشد تيمهاي ملي در همه رده هاي سني را به دست او بسپاريم تا آينده تيم ملي بزرگسال ايران را براي مبارزاتي كه در پيش دارد، از نگراني نجات دهد.
كمي منصف تر باشيم و از ياد نبريم كه بسياري از اين بازيكنان جوان را بگوويچ پرورانيد، بلاژويچ به تمرين دعوت كرد و ايوانكوويچ به آنها ميدان داد. بازيكناني كه بعدها در تيم ملي بزرگسالان كشورمان بايد به آنها افتخار كنيم.