يكشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۱ - ۶ شعبان ۱۴۲۳
Sun, Oct 13, 2002
تاريخ
شماره ۲۲۶۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
• در قرن بيستم ارزش هر انساني بستگي به ارزش كشورش دارد
* جمال عبدالناصر نظام سلطنتي مصر را واژگون و كانال سوئز را ملي اعلام كرد
دوگل چشم از جهان فروبست
• در قرن بيستم ارزش هر انساني بستگي به ارزش كشورش دارد
091113.jpg
ژنرال دوگل: آخرين غول سياسي قرن بيستم
آخرين و چهارمين غول سياسي سالهاي ۱۹۴۰ در دهم نوامبر ۱۹۷۰ چشم از جهان فروبست، سه غول سياسي ديگر كه زاده جنگ دوم بودند پيش از او با دنيا وداع كرده بودند، روزولت، استالين و چرچيل.
براي خروج از توفانهاي شديد تاريخ كه پنج سال جهان را بشدت متلاطم كرده بود، مردم دنيا چشم به مقاومت و ايستادگي اين چهارغول سياسي قرن بيستم دوخته بودند. سكان كشتي توفان زده جهان به آنها سپرده شد و مردم در بيم و اميد انتظار داشتند سالم به ساحل نجات برسند. فرانسه در ۲۵ اوت ،۱۹۴۴ اروپا در ۸ مه ۱۹۴۵ و آسيا و اقيانوسيه و آمريكا در ۱۵ اوت ۱۹۴۵ با جنگ جهاني وداع كردند. چهارمين غول ژنرال دوگل بود كه در دهم نوامبر ۱۹۷۰ در دهكده اي به نام «كلمبي له دوزالگيز» Colombey- Lea - Deux- Eglises به دور از پاريس چشم از جهان فروبست، در اوائل ژوئن ۱۹۴۰ كه ارتش فرانسه با يورش بي سابقه ارتش آلمان فروريخت، مصيبت و اندوه ميليونها فرانسوي را فراگرفت، ملتي كه از چهار انقلاب (۱۸۷۱ـ۱۸۴۸ـ۱۸۳۰ـ۱۷۸۹) براي برپايي نظامي آزاد و مردم سالاري پيروز بيرون آمده بود اينك به زير يك نظام فاشيستي فرورفته بود و سربازان هيتلري در هر شهر و دهي كوچكترين نور آزادي را به خشن ترين وجهي نابود مي كردند.
091110.jpg
رهبران جهان در كليساي مشهور «نتردام» پاريس و به ياد دوگل
درياي نااميدي
ملت به حال خود رها شده بود و مي رفت كه در درياي نااميدي فرورود، ناگهان صدايي از يك فرد برخاست و خورشيد اميد در قلبهاي آنها تابيد، صدا از راديو بي.بي.سي در لندن بود و گوينده خطاب به ملت فرانسه چنين مي گفت:
«من از همه آزاديخواهان، كارگران، سربازان، افسران، فرماندهان، ناويان، دانشجويان، دهقانان مي خواهم به من بپيوندند.
مردم قهرمان فرانسه! ما يك نبرد را باختيم ولي جنگ را نباختيم، راهي دراز در پيش است و ميليونها نفر از مردم دنيا دركنار ما براي شركت فاشيسم و پيروزي آزادي نبرد مي كنند. پيروزي نهايي با ما خواهد بود.
پيام از ژنرال دوگل بود كه پس از شكست ارتش فرانسه معاون وزارت جنگ آن كشور بود. دوگل در جنگ اول جهاني كه به پيروزي منجر شد نيز شركت داشت.
ملت و پيام دو گل
فرانسويان پيام ژنرال دوگل را از طريق راديو در زيرزمين هاي خود گرفتند و از همان لحظه هسته جنبش آزاديبخش ملي فرانسه شكل گرفت. سينه هزاران فرانسوي با گلوله هاي گشتاپو و ارتش هيتلر سوراخ شد، هزاران نفر در شكنجه گاهها و اردوگاههاي زمان جنگ جان دادند ولي پاريس چهار سال بعد در ۲۵ اوت ۱۹۴۴ آزاد شد و گفته ژنرال دوگل در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۰ تحقق يافت.
سرنوشت ملتها
لحظاتي در تاريخ ملتها به وجود مي آيد كه سرنوشت ملتي در دست يك نفر قرارمي گيرد، او مي تواند ملتش را به پيروزي و يا شكست هدايت كند و ژنرال دوگل از آن مرداني است كه نه تنها در تاريخ ملت فرانسه كه در تاريخ ملتهاي ديگر نامش جاودانه ماند.
هنگامي كه در دهم نوامبر ۱۹۷۰ خبر درگذشت دوگل روي تلكس خبرگزاريهاي جهان آمد همه گفتند: «خداحافظ آخرين غول سياسي جنگ جهاني دوم.»
شادي صهيونيستها
تنها مردمي كه قلباً از مرگ دوگل شاد شدند صهيونيستها بودند، زيرا كه سومين جنگ عراق و اسرائيل در ششم ژوئن ،۱۹۶۷ ژنرال دوگل صدور اسلحه به اسرائيل را ممنوع اعلام كرد و به دفاع از ملت فلسطين برخاست و تا امروز گليست ها راه ژنرال را ادامه داده اند. آن گروه از فرانسوياني كه به دنبال موافقت ژنرال دوگل با استقلال الجزاير در مارس ۱۹۶۲ مجبور شدند آن ديار را ترك و به فرانسه بازگردند نيز در مرگ دوگل بي تفاوت ماندند.
(من «منصور تاراجي» در مراسم به خاك سپردن دوگل حضور داشتم) در آن روزها همه رهبران جهان به پاريس آمده بودند. گوشي قلب فرانسه از حركت ايستاده است، هزاران مقاله و تفسير و كتاب در باره زندگي دوگل منتشر شد.
حيثيت جهاني
«اندره فروسار» در روزنامه فيگارو دهم نوامبر ۱۹۷۰ نوشت:دوگل در روزي كه فرانسه مي رفت شرف و افتخار خود را رها سازد به نجات ملت آمد. دوگل فرانسه را از نظام ديكتاتوري و جنگ داخلي رهايي بخشيد، او به ما اعتماد، دوستي و برادري آموخت. دوگل ملت فرانسه را كه با حمله و تجاوز بيگانگان از هم گسيخته شده بود آشتي داد. دوگل حيثيت جهاني فرانسه را بازگرداند و با ديپلماسي و به پا خاستن فرانسويان عليه تجاوزكاران موفق شد مقام فرانسه را به عنوان يكي از قدرتهاي بزرگ جهان دوباره به دست آورد و كرسي نماينده فرانسه را در بين قدرتهاي دائمي شوراي امنيت كسب كند.
ژنرال دوگل در سال ۱۹۴۳ كميته ملي فرانسه در مبارزه با نازيها تشكيل داد و در اوت ۱۹۴۴ كه فرانسه در هرج و مرج فرورفته بود فوراً دولت پس از جنگ را تشكيل داد ولي در سال ۱۹۴۶ به استعفا وادار شد.
جمهوري پنجم
در سالهاي ۱۹۵۹ ـ ۱۹۵۴ خاطرات خود را منتشر كرد كه به بيشتر زبانهاي خارجي ترجمه شد.
در مه ۱۹۵۸ كه جمهوري فرانسه بسيار بي ثبات شده بود ملت دوباره دست به سوي ژنرال دوگل دراز كرد و او جمهوري پنجم فرانسه را به وجود آورد و پرونده جمهوري چهارم را به بايگاني فرستاد.
قانون اساسي جمهوري پنجم فرانسه كه توسط «ميشل دبره» نخست وزير او تدوين شد، انتخاب رئيس جمهوري فرانسه را به رأي مستقيم ملت واگذار كرد و اختيارات او وسيع گرديد. از جمله انحلال مجلس يك بار در سال.
مه ۱۹۶۸
بزرگترين بحراني كه دوگل طي زمامداري دوم خود با آن روبرو شد، شورش مه ۱۹۶۸ بود كه او توانست با سياست از اين توفان بزرگ سياسي پيروز به در آيد.
هشتاد سال
دوگل در سال ۱۸۹۰ در شهر ليل (شمال فرانسه) به دنيا آمد و به هنگام مرگ هشتاد ساله بود. او چندين كتاب درباره مسائل گوناگون از جمله ارتش حرفه اي (۱۹۳۴) نوشت. ژنرال دوگل ساعت سه بعدازظهر روز سيزدهم نوامبر ۱۹۷۰ در دهكده (كلمبي له دوزالگيز) به خاك سپرده شد. قبر ژنرال كنار قبر دخترش «آن» است كه در سال ۱۹۴۶ به خاك سپرده شد. تابوت ژنرال دوگل پوشيده از پرچم فرانسه و روي يك زره پوش قرارداده شده بود جوانان دهكده محل زيست دوگل تابوت او را تا كليسا بردوش كشيدند. نمايندگان سه ارتش زميني، هوايي و دريايي فرانسه احترامات لازم نسبت به جنازه دوگل به جاي آوردند.
تجليلي بزرگ
بانو دوگل، پسر دوگل و ياران دوگل در روزهاي اوليه كه او پرچم مقاومت در برابر فاشيست ها را برافراشته بود در مراسم حضور داشتند.
دهكده كوچك «كلمبي» از جمعيت سياه شده بود، از شخصيت جهاني دوگل تجليل فراواني به عمل آمد. در كليساي بزرگ و كهن سال «نتردام» پاريس مراسمي به مناسبت درگذشت دوگل برپا گرديد كه همه رؤساي دول جهاني در آن شركت داشتند.
سياست خارجي
سياست خارجي دوگل حمايت از جهان سوم بود و در اين راه او نظام نوين چين به رهبري «مائوتسه تونگ» را به رسميت شناخت.ژنرال دوگل سياست مستقل ملي را تعقيب مي كرد و فرانسه را از پيمان نظامي ناتو خارج و يك ارتش اتمي به وجود آورد كه برپايه «بازدارنده» ديگران از حمله اتمي به فرانسه بود.
ژنرال دوگل در زمان خود مظهر نظام مردم سالاري بود و درمواقعي كه اختلاف نظر بين جناحهاي سياسي، مي رفت فرانسه را فلج كند به مردم رجوع مي كرد و رأي مستقيم مردم را از طريق همه پرسي طلب مي كرد، او آخرين بار در سال ۱۹۶۹ كه در همه پرسي، ملت فرانسه طرح او را درباره مجلس سنا و تقسيمات كشوري نپذيرفت فوراً استعفا داد.
091116.jpg
نمادي از جهان : ۱۹۷۰-1985
جمهوري پنجم
هنگامي كه در سال ۱۹۶۵ قانون اساسي تازه اي براي فرانسه كه برپايه آن جمهوري پنجم به وجود مي آمد تدوين و همه پرسي شد، ملت طرح او را پذيرفت و جمهوري چهارم دفن و جمهوري پنجم به وجود آمد كه هنوز پايدار است. «آندره مالرو» وزير فرهنگ او از متفكران و آزادانديشاني بود كه شهرت جهاني داشت.
در مرگ دوگل بسياري از رهبران جهان دسته گلهايي روي جنازه او قراردادند كه از همه با ابهت تر دسته گل بسيار بزرگ «مائوتسه تونگ» بود.
جمال عبدالناصر ناگهان در گذشت
* جمال عبدالناصر نظام سلطنتي مصر را واژگون و كانال سوئز را ملي اعلام كرد
091104.jpg
جمال عبدالناصر (سمت چپ ) و انورسادات به هنگام ملي كردن كانال سوئز
جمال عبدالناصر رئيس جمهوري مصر يكي از افسران شاخص كميته افسران آزاد بود كه در ژوئيه سال ۱۹۵۲ به حكومت سلطنتي ملك فاروق پايان دادند و جمهوري در مصر اعلام كردند در سن ۵۲ سالگي با يك سكته قلبي چشم از جهان فروبست. خبر ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۰ در جهان پخش شد.
نخستين شكست
عبدالناصر پسر يك كارمند اداره پست بود كه در آن زمان فرستادن او به مدرسه از چنين طبقه اجتماعي نادر بود. ناصر در سال ۱۹۳۷ وارد آكادمي نظامي مصر شد و در سال ۱۹۴۰ درجه سرواني گرفت. عبدالناصر كه شهرت زيادي در جهان عرب و دنيا داشت در نخستين جنگ اعراب و اسرائيل در سال ۱۹۴۸ شركت كرد. ناصر در جنگ مجروح شد و بسيار غمگين گرديد كه نظام سلطنتي مصر سلاح كافي در اختيار ارتش مصر قرار نداد. عبدالناصر بعداً درجه سرگردي گرفت. او در سال ۱۹۵۶ ژنرال نجيب را كه فرمانده كميته افسران آزاد بود كنار زد و به عنوان رئيس جمهوري مصر برگزيده شد.
كنفرانس باندونك
عبدالناصر كه از رهبران مؤثر و مشهور كشورهاي جهان سوم بود در آوريل ۱۹۵۵ در كنفرانس «باندونك» در كنار نهرو، چوئن لاي و مارشال تيتو شركت كرد. كنفرانس «باندونك» از رهبران كشورهاي جهان سوم تشكيل شد كه هدف آنها مبارزه با استعمارگران بود.
ملي شدن كانال
رئيس جمهوري مصر در ۲۶ ژوئيه ۱۹۵۶ كانال سوئز را ملي اعلام كرد كه محافل سياسي جهان معتقد بودند در اين زمينه او از دكتر مصدق آموخته بود.
به دنبال ملي شدن كانال سوئز نيروهاي فرانسه و انگلستان و اسرائيل به مصر حمله كردند كه با تهديد آمريكا و شوروي مجبور شدند عقب نشيني كنند. در اين زمان شهرت جمال عبدالناصر جهاني گرديد او رهبر بلامنازع ميليونها عرب شد.
وحدت اعراب
ناصر در ژانويه ۱۹۵۸ كنفرانس آفريقا و آسيا را در قاهره تشكيل داد و كساني چون «بن بلا» رهبر انقلاب الجزاير را كه در حال جنگ با فرانسه بود به اين كنفرانس دعوت كرد. رئيس جمهوري مصر به فكر وحدت اعراب براي پيكار با اسرائيل افتاد و ابتدا جمهوري عربي متحد را با شركت سوريه تشكيل داد ولي چهار سال بيشتر دوام پيدا نكرد. جمال عبدالناصر با نظامهاي سلطنتي جهان عرب ستيزه جويي كرد كه منجر به جنگ يمن شد و از سال ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۵ ادامه يافت. او در سال ۱۹۶۷ براي ترساندن اسرائيل با ملك حسين روابط دوستانه بوجود آورد. سروان سابق ارتش مصر كه از شكست سال ۱۹۴۸ در برابر ارتش اسرائيل روحش به شدت جريحه دار شده بود در پي انتقام از صهيونيستها در ژوئن ۱۹۶۷ از «اوتانت» دبيركل سازمان ملل متحد خواست كه نيروهاي سازمان ملل متحد از نوار غزه خارج شوند. نيروهاي سازمان ملل متحد در نوار غزه بين ارتش مصر در اسرائيل قرار گرفته بودند تا از جنگ جديد بين طرفين جلوگيري كنند. جمال عبدالناصر تنگه «تيران» را كه راه بين خليج عقبه و درياي سرخ بود به روي كشتي هاي اسرائيلي بست.
حمله اسرائيل
اسرائيل نيز به محض خروج نيروهاي سازمان ملل متحد در ششم ژوئن ۱۹۶۷ به سه كشور مصر ، اردن و سوريه حمله كرد. ارتش مصر عليرغم جانبازي و فداكاري سربازان و افسران از هم متلاشي شد و اسرائيل همه صحراي سينايي و بخش غربي اردن و بلنديهاي جولان و بيت المقدس را اشغال كرد و عليرغم قطعنامه هاي متعدد سازمان ملل متحد سرزمينهاي اشغالي را تخليه نكرده است. شكست ارتش مصر از ارتش اسرائيل به قدري جمال عبدالناصر را متأثر و اندوهگين كرد كه فوراً از سمت خود استعفا كرد.
091101.jpg
جمعيت انبوهي بر مرگ جمال عبدالناصر كه او را قهرمان جهان عرب مي دانستند گريستند.
حمايت ازناصر
خبر استعفاي ناصر ملت مصر را سخت تكان داد و صدها هزار نفر به خيابانها ريخته و در حاليكه اشك مي ريختند از ناصر مي خواستند استعفاي خود را پس بگيرد. جمال عبدالناصر مجدداً مقام خود را حفظ كرد ولي جسم و روح او از شكست ارتش مصر زخم بزرگي برداشته بود كه سرانجام به سكته قلبي او منجر شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |