دكتر ويلم جي. كولف (Willemj.kolff) ، مخترع ماشين دياليز و رهبر تيم سازنده نخستين قلب مصنوعي، همراه با دكتر بلدينگ اچ. اسكريبنر (Belding H.Scribner) ، پروفسور طب در دانشگاه واشنگتن در سياتل يكي از معتبرترين جوايز پزشكي جهان را به خود اختصاص دادند.
دكتر كولف، پروفسور دانشگاه يوتا، ماشين دياليز خود را در اواخر دهه ۱۹۳۰ و اوايل دهه ۱۹۴۰ توسعه داد و همكارش دكتر اسكريبنر امكان درمان ناراحتي هاي بلندمدت كليه را با دياليز فراهم آورد؛ به طوري كه به سبب فعاليت هاي چشمگير و درخشان اين دو متخصص، بيماري هاي حاد كليوي از ۹۰ درصد كشنده به ۹۰ درصد غيرمرگ آور تبديل شده است.
جايزه لاسكر(Lasker Award) يكي از معتبرترين جوايز علوم پزشكي است كه هفته گذشته از سوي بنياد آلبرت و مري لسكر به اين دو دانشمند اهدا شده و معادل ۵۰ هزار دلار است. تاكنون ۶۵ نفر از دانشمنداني كه جايزه لسكر را دريافت كرده اند، به دريافت جايزه نوبل نيز نائل آمده اند و اين موفقيت خود بر اعتبار و اهميت جايزه لسكر افزوده است.
پروفسور كولف هم اينك در حال ساخت ريه مصنوعي قابل پوشيدن است. خبرنگار نشريه نيويورك تايمز با وي گفت وگويي انجام داده كه از نظرتان مي گذرد.
***
| دكتر كولف نخستين واكنش جامعه پزشكي به اختراع شما چه بود؟
* خب، به طور مثال در بيمارستان پروتستان اينجا در نيويورك پزشكي بود كه از بكارگيري و استفاده كليه مصنوعي سرباز زد. هنگامي كه رزيدنت هاي اين بيمارستان بيماري با ناراحتي كليوي رامشاهده مي كردند، وي را به بيمارستان هاي ديگر ارجاع مي دادند. يك دانشجوي جوان از اين جريان بسيار ناراحت بود و به هزينه خودش يك كليه مصنوعي را خريداري كرد و آن را جهت درمان يك سگ مورد استفاده قرار داد، به طوري كه او توانست پزشك مزبور را به استفاده از آن براي درمان انسان ها متقاعد سازد.
|تصور مي كنيد علت مقاومت در برابر اين ابزار مكانيكي چه بوده است؟
*هنگامي كه مردم راجع به استفاده از ابزارها و وسايل جديد مي شنوند، از آنجايي كه شناخت قبلي راجع به آن ندارند ناخودآگاه در برابرش مقاومت مي كنند. پزشك ها نيز چندان تمايلي به استفاده از اين قبيل وسايلي كه كاركرد آنها به طور محكم به اثبات نرسيده، براي درمان بيماران خود ندارند.
| نخستين واكنش هانسبت به قلب مصنوعي چگونه بود؟
*در ابتدا، پايگاه و پشتوانه اي براي آن وجود نداشت. پس از خلق اين وسيله نخستين كسي كه يك قلب مصنوعي دائمي را دريافت كرد بارني كلارك بود كه در سال ۱۹۸۲ اين عضو مصنوعي را پذيرفت. او داراي ناراحتي قلبي بود، اما پس ازدريافت قلب مصنوعي جريان طبيعي خون به بدن وي بازگشت. او روزهاي خوبي را سپري كرد، اما عمر اين روزهاي خوب كوتاه بود و سپس اتفاقاتي رخ داد كه بعدها مورد تشريح قرار گرفت. كلارك به طور ناگهاني دچار يك سري تشنج شد، به طوري كه مردم تصور مي كردند او سكته كرده اما اين طور نبود. كلارك دز بالايي از يك نوع دارو را مصرف كرده بود، اما كسي در آن زمان اين مسأله را تشخيص نداد و وي ۱۱۲ روز پس از دريافت قلب مصنوعي از دنيا رفت. اين واقعه موجب شد كه هنوز هم قلب مصنوعي با يك نوع بدنامي همراه باشد.
| مخالفت ها و اعتراضات فلسفي نيز در برابر قلب مصنوعي وجوددارد؟
*قلب سمبل عشق و به اصطلاح جايگاه روح و روان و زندگي است و برخي از انسان ها تصور مي كنند كه تعويض اين عضو نوعي انقلاب و طغيان در زندگي آنان خواهد بود. ظاهراً هيچكس علاقه اي به داشتن قلب مصنوعي ندارد، مگر آن كه از همين لحظه تنها دو روز از عمر وي باقي مانده باشد.
|آيا در خصوص اندام هاي مصنوعي ديگر نيز با چنين مقاومتي مواجه شده ايد؟
*در ارتباط با ريه مصنوعي قابل پوشيدن نيز اين مسائل رادر پيش خواهيم داشت. هفته گذشته سري به يك مركز پزشكي در بروكلين زدم و در آنجا از چند بيمار ريوي بازديد كردم. يكي از آنها پرستار وديگري مادر ۳ يا ۴ كودك ۴ تا ۱۴ ساله بود. ما در خصوص ريه مصنوعي به آنها توضيح داديم وتشريح كرديم كه شما بايديك لوله را به طور دائمي درون سينه خود حمل كنيد ومخزن اكسيژن نيز بايد در بيرون از بدن شما قرار گيرد كه مي توانيد آن را روي چرخ هايش به اطراف حركت دهيد و البته آسان نيست، اما قابل حركت خواهد بود. پس از شنيدن سخنان ما، پرستار گفت اگر قادر به بازگشت به پرستاري باشم از آن استفاده مي كنم و مادر نيز ابراز علاقه كرد كه در صورت امكان بازگشت نزد فرزندانش از اين وسيله استفاده خواهد كرد.
| تا دسترسي به چشم مصنوعي چقدر باقي مانده است؟
*هم اينك دكتر ويليام اچ. دابل كاشت چشم مصنوعي در هشت بيمار را در پرتغال تحت نظارت دارد. اين بيماران كاملاً كور بودند و تا اينكه يكي از آنان موفق شد از پشت چشمان مصنوعي خود به دنياي بيرون بنگرد وهم اينك نيز سه نفر از آنها قادر به رانندگي هستند.
| به نظر شما اندام هاي مصنوعي روزي متداول خواهد شد؟
* در مورد قلب مصنوعي اين اتفاق خواهدافتاد، زيرا قلب طبيعي كافي براي پيوند نداريم واز همين مقدار موجود نيز ۲۵ درصد موارد را از دست مي دهيم، زيرا آنها در بدن افراد بسيار بيمار كاشته مي شود در حالي كه پيوند يك قلب كاملاً سالم به يك بيمار بسيار ناسالم بايد ممنوع شود.
| تصور مي كنيد اندام هاي مصنوعي افزايش قابل توجهي درعمر مورد انتظار انسان ها به وجود آورد؟
من ۹۱/۵ ساله هستم و بايد مراقب آنچه مي گويم باشم. انسان هاي بسيار كمي بيش از ۱۰۰ سال عمر مي كنند و قلب مصنوعي آن را تغيير نخواهدداد.
اين اعضاء ممكن است منجر به اين شود كه برخي ۱۰۵ ساله شوند، اما نه ۱۱۰ يا ۱۱۵ ساله