چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۱ - ۱ رمضان ۱۴۲۳
Wed, Nov 6, 2002
فرهنگ و هنر
شماره ۲۲۹۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
آرشيو
گفت و گو با بهمن قبادي به مناسبت اكران «آوازهاي سرزمين مادري ام»
همراه با هفته كتاب در «ايران»
095508.jpg
امروز آخرين روز هفته كتاب است و باعنوان «كتاب، كتابخانه و كتابدار» نامگذاري شده است.
| پايان يك بزرگداشت
به گزارش رسيده از ستاد خبري هفته كتاب، دهمين دوره هفته كتاب استان تهران با اجراي برنامه متنوع فرهنگي در حوزه كتاب و كتابخواني، به كار خود پايان داد. در اين دوره برنامه هايي چون برگزاري ۲۷نمايشگاه تازه هاي كتاب در شهرستانهاي تهران، مسابقه اي با عنوان «اقتدارحسيني» و تعدادي برنامه فرهنگي ديگر در رابطه با كتاب برگزارشد. گفتني است خريد جديدترين آثار منتشرشده ازسوي كتابخانه هاي عمومي، تقدير از كتابداران و اعضاي نمونه كتابخانه ها و ۱۵نمايشگاه در ۱۵كانون فرهنگي و هنري مساجد شهر تهران نيز از برنامه هاي جنبي اين هفته كتاب بوده اند.
\ سخنان وزير ارشاد درباره ادبيات پايداري
ادبيات پايداري متعلق به همه است و نه دولتي يا قراردادي، امري كه در همه عرصه هاي زندگي ما وارد شده و همه اجزاي آن را تحت تأثير قرارداده است. احمدمسجدجامعي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كه در دومين همايش ادب پايداري در وزارت ارشاد سخن مي گفت، با بيان مطلب فوق افزود: جنگ و دفاع مقدس فرقه اي نيست و متوليان دفاع مقدس گروه خاصي نيستند. وي افزود: ادبيات پايداري هميشه زنده است. بخشي از اين ادبيات تحت تأثير شرايط مكان و زمان است. اما بخشي از آن روح ادبيات است كه با تاريخ و فرهنگ ما پيوند مي خورد و تداوم پيدا مي كند.
| تجليل از كتابداران نمونه كشور
بنابه گزارش ديگري احمدمسجدجامعي در مراسم تجليل از كتابداران نمونه كتابخانه هاي كشور كه در سالن علامه اميني دانشگاه تهران برگزار شد نيز حضور داشت و گفت: كتابداران افرادي هستند كه در رونق و ترويج كتاب و كتابخواني نقش اساسي دارند. اما نامشان در حوزه نشر كشور كمتر مطرح مي شود. وي افزود: كتابخواني در تمدن ايران سابقه گسترده اي دارد كه اين امر ناشي از نگاهي است كه در حوزه اعتقادات مردمي ما نسبت به كتاب وجود دارد. وزير ارشاد در خاتمه افزود:اگر امروز به توسعه دانش مي انديشيم بايد در جهت افزايش و ارتقاي سطح دانش در حوزه كتابداري تلاش كنيم و در اين راه كتابداران پيشكسوت شمع راه ما هستند و براي ترويج كتاب، كتابخواني و كتابداري به يك نگاه كلان و مديريت كلان نياز داريم و در اين صورت است كه مي توانيم عرصه هاي بزرگ تاريخ گذشته را تجربه كنيم.
| برتري ناشران حرفه اي و استفاده از رمزينه
علي اصغر رمضانپور معاون امور فرهنگي وزارت ارشاد كه در ميزگرد «رمزينه و مبادلات تجاري كتاب» سخن مي گفت، به بررسي پديده رمزينه (باركد) پرداخت و اظهار داشت: در دنياي امروز رمزينه يك ركن اساسي نظام اطلاع رساني است كه استفاده از آن باعث تمايز و برتري ناشران حرفه اي نسبت به غيرحرفه اي مي شود. وي افزود: رمزينه كاربرد سيستم هاي جديد توزيع را فراهم مي كند و اگر در حوزه كتاب بتوانيم استفاده از آن را فراگير كنيم در ساير محصولات فرهنگي نيز اين امكان فراهم مي شود.
| بازديد هزاران دانش آموز از پكا
جمع زيادي از دانش آموزان واحدهاي آموزشي تهران به مناسبت هفته كتاب با گروهي از نويسندگان در «پكا» ديدار و گفت وگو كردند. به گزارش رسيده از «پكا» همزمان با هفته كتاب حدود ۵هزار نفر از دانش آموزان با حضور در نمايشگاه مركزي كتاب پكا ابتدا به مطالعه كتابهاي متناسب با مقاطع سني خود مي پردازند و سپس در فضايي شاد و صميمانه از نزديك با نويسنده، شاعر و يا مترجم همان آثار به گفت وگو مي نشينند.
دعاهاي روزهاي ماه مبارك رمضان
095682.jpg
دعاي روز اول (۸۱‎/۸‎/۱۵)
اللّهُمَّ اجْعَلْ صِيا'مي فيهِ صِيا'مَ الصّا'ئِمينَ وَ قِيا'مي فيهِ قِيا'مَ الْقا'ئِمينَ وَ نَبِّهْني فيه ِ عَنْ نَوْمَةِ الْغا'فِلينَ وَ هَبْ لي جُرْمي فيهِ يا' إِلهَ الْعا'لَمينَ وَاعْفُ عَنّي يا' عا'فِياً عَنِ الْمُجْرِمينَ
خدايا روزه ام را در اين روز، روزه روزه داران راستين قرار بده و نمازم را نماز نمازگزاران واقعي. از خواب غفلت زدگان هشيارم كن و جرمم را ببخش و از من درگذر، اي بخشنده گنهكاران.

دعاي روز دوم (۸۱‎/۸‎/۱۶)
اللّهُمَّ قَرِّبنْي فيه ِ اِلي' مَرْضا'تِكَ وَ جَنِّبْني فيهِ مِنْ سَخَطِكَ وَ نَقِما'تِكَ وَ وَفـِّقْني فيهِ لِقَرآ'ئَةِ ا'يا'تِكَ بِرَحْمَتِكَ يا' اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
خدايا مرا در چنين روزي به آنچه موجب رضاي توست نزديك گردان و از خشم و انتقام خود دورم ساز و به قرائت آيات قرآنت توفيقم ده، اي مهربانترين مهربانان.

همنشين بي خرد مباش، چرا كه او كار خود را براي تو مي آرايد تا تو را چون خود كند. امام علي (ع):
بر ديوار نگارخانه هاي تهران
| نگارخانه سعدآباد ـ نمايشگاهي از قفل يا كليدهاي آهني، ۱۶ تا ۲۷ آبان ماه، از ساعت ۱۰ تا ۱۳ و ۱۵ تا ،۱۸ خيابان وليعصر، خيابان زعفرانيه، خيابان كمال طاهري، پلاك،۵۰ تلفن: .۲۷۲۶۰۴۲

| گالري سيحون ـ نمايشگاه عكس گروه ورا، ۱۱ تا ۱۷ آبان ماه، از ساعت ۹ صبح تا ۱۳ و ۱۵ تا ۱۹ بعدازظهر، خيابان خالداسلامبولي، كوچه چهارم، پلاك.۱۳

| خانه هنرمندان ايران ـ نمايشگاه ويدئو اينستاليشن و پرفورمنس فريده شاهسواراني و ندادرزي، ۱۳ تا ۱۹ آبان، از ساعت ۱۶ تا ،۲۰ خيابان طالقاني، خيابان موسوي، باغ هنر، تلفن: ۸۳۱۰۷۸۵

| گالري آريا ـ نمايشگاهي از سازه هاي مهدي سحابي باعنوان «پرنده ها»، ۱۱ تا ۲۳آبان، از ساعت ۱۵ تا ۱۹ بعدازظهر، خيابان وليعصر، بالاتر از سه راه عباس آباد، كوي زرين، پلاك،۱۱ تلفن: ۸۷۱۶۴۵۱
امروز با دين پژوهان دكتر ابوالقاسم گرجي
095673.jpg
ابوالقاسم گرجي متولد ۱۳۰۰ تهران، در فقه و اصول و مقدمات و فلسفه و عرفان به تحصيل پرداخت و در رشته فلسفه و حكمت اسلامي موفق به اخذ دكترا شد و هم اكنون به عنوان استاد دانشكده حقوق دانشگاه تهران به تدريس مي پردازد. دكتر گرجي تاكنون بيش از ۱۴ عنوان كتاب منتشر كرده كه بعضي از آنها در چند جلد بود. «الزريعة الي اصول شريعه» در دو جلد، «جوامع الجامع» در چهار جلد كه در علم تفسير، «مسائل الخلافه» در عقود و بعضي از احكام خلافي كه متن اصلي كتاب از شيخ طوسي است. «ديات»، «احكام» و «صرف و نحو» از جمله آثار تأليفي او است.

\ آقاي دكتر گرجي، جوامع الجامع را در چه زماني منتشر كرده ايد؟
* جوامع الجامع در حوزه تفسير است و اصل كتاب متعلق به دانشمند معروفي است كه به طبرزي معروف است. در مجموع اين كتاب، يك اثر بي نظير است.

\ الآن چه آثاري در دست انتشار داريد؟
* كتاب «مقالات اصولي» است كه هنوز منتشر نشده، اين كتاب در علم اصول است. كتاب «مقالات فقهي» هم در دو جلد آماده انتشار است. مقالات اصولي چه بسا چاپش انجام شده، ولي هنوز منتشر نشده و به بازار نيامده است. مقالات فقهي هم در چند جلد است كه دو جلدش چاپ شده است.

\ مي توانيد بفرماييد ضرورت توجه شما به اين اثر شيخ طوسي چه بوده است؟
* همه كتابها در فقه و اصول و مسائلي از اين قبيل، از زمانهاي قديم شروع شده، از هزار سال پيش و هنوز هم ادامه دارد. بنده روي بعضي از اين آثار كه اصلاً چاپ نشده، كار كرده ام. مثلاً كتاب «الزريعة الي اصول شريعه» كه تصحيح و توشيح كرده ام، تاكنون چاپ نشده بود و مهم ترين و قديمي ترين كتاب اصول شيعه و منبع دست اول شيعه است. چاپ اين اثر اهميت زيادي دارد. اگر اهميتش آنقدر نبود، به فكر چاپ آن هم نبودم.

\ كتاب «جوامع الجامع» را كه منتشر كرده ايد و در علم تفسير است، چقدر با موضوع هرمنوتيك مدرن كه در مجامع دانشگاهي مطرح مي شود، نزديك است؟
* امروز در دانشگاهها تصويب شده كه در درس تفسير از همين كتاب «جوامع الجامع» استفاده كنند. در هرمنوتيك مدرن در مورد هر پديده، هر كس قرائت خودش و فهم خودش را از يك متن ملاك قرار مي دهد، ولي در تفسير كه مورد نظر ما است، اينگونه نيست، بلكه تفسير آن چيزي است كه با توجه به منابع و مقررات اسلامي يا عقايد اسلامي و در نظر داشتن كتاب سنت، از يك متن به دست مي آيد. تفسير هيچ ربطي به هرمنوتيك مدرن ندارد. در هرمنوتيك مدرن اساس متن بر سليقه شخصي هر فرد استوار است. اما در تفسير مورد نظر ما، منابع اسلامي و كتاب و سنت، همراه با اجماع و عقل ملاك قرار مي گيرد و از آيات قرآن تا سنت پيغمبر مورد استفاده قرار مي گيرد.
گفت و گو با بهمن قبادي به مناسبت اكران «آوازهاي سرزمين مادري ام»
فيلم من همچون شخصيت كردهاست شوخ طبع و تراژيك
095730.jpg
بهمن قبادي متولد دوازدهم بهمن ۱۳۴۸ ، فعاليت هنري خود را در سال ۱۳۶۷ با عكاسي در انجمن سينماي جوان سنندج آغاز كرد. اولين ساخته او انيميشني است با عنوان «از زاويه اي ديگر» كه درسال ۶۸ كارگرداني كرد. او دانش آموخته رشته فيلمسازي از دانشكده صدا و سيماست وتاكنون نزديك به سي فيلم هشت ميلي متري و VHS ساخته. از آثار كوتاه مهم او مي توان به فيلم هاي زندگي در مه ، سرتاش خانه، باز باران با ترانه، آن مرد آمد، مثل مادر، نغمه هاي دختران دشت، وظيفه م حسيني، سربازي به نام امين و دنگ اشاره كرد. آوازهاي سرزمين مادري ام دومين فيلم بلند بهمن قبادي هم اكنون بر پرده سينماست . به همين بهانه با او كه مدام در حال سفر است گفت وگويي كرده ايم. گفتني است نقد اين فيلم يكشنبه گذشته از نظر شما گذشت.
•••
| آوازهاي سرزمين مادري ام داراي تأثير حسي به مراتب كمتري، نسبت به زماني براي مستي اسبها است. داستان احساسي آن فيلم با موضوع ايثار وشكست لحني تراژيك داشت و داستان نامتعارف اين فيلم، با وجود اشاره به حوادث واقعي و تلخ، لحني كميك دارد. چگونه در دومين فيلم تان به اين پرداخت جديد رسيديد؟
*زندگي كردها آميخته با تراژدي و… است. زندگي كردها در كوهستان با آن شرايط دشوار از سويي، و روحيه زنده آنان همراه شخصيت همواره شوخ شان، از سويي ديگر، اين دوگانگي را باعث مي شود. زماني كه به ساختار اين فيلم فكر مي كردم، به دنبال شكلي متفاوت بودم. از اين رو تأثير توأمان اين دو وجه متضاد مدنظرم بود. طنز و تراژدي اين فيلم فكر شده بود. كردها اين گونه اند. طنز و شوخي لباسي است كه هركرد به تن مي كند تا رنج و دردش پنهان بماند. پس اين طنز نوعي مبارزه است . زماني براي مستي اسبها داستان سرراستي داشت با پرسوناژهاي كم. دراين فيلم من داستاني مثل مستي اسبها نداشتم؛ سه شخصيت هستند كه به سفري رهسپار مي شوند؛ در طول اين سفر، حوادثي رقم مي خورد وآدمهايي سرراه آنان قرار مي گيرند. درآن فيلم، چون ايده اي محدود گسترش يافته بود، جزييات اهميت داشت. دراين فيلم اما سفر، عامل شكل گيري روابط است ، پس در بيان وقايع وشخصيت ها بايد به كليات بها مي داديم. جزييات زندگي اين آدمها پيچيده وتلخ است، درحالي كه اگر از منظر كلي به آنها نگاه كنيم، سادگي وشوخ طبعي شان آشكار مي شود. زماني براي مستي اسبها روايتگر تلخكامي هاي آدم هايش بود واين فيلم رويدادي ديگر از زندگي همان آدمها را به نمايش مي گذارد. جست وجوي «حناره » انگيزه اي بود تا تماشاگر را به همراه قهرمان هايم به قعر كردستان بكشانم.
من دراين فيلم از مايه هاي طنزگونه استفاده كردم، تا احساسات مانع ارتباط درست تماشاگر با فيلم نشود. در مرحله نگارش فيلمنامه با آقاي كامكاري برروي همين مسأله تمركز كرديم. اما فراموش نكنيد كه پايان اين فيلم به هيچ وجه طنز وكميك نيست. ماجرايي تاريخي و دردناك در بك گراند آن سكانس نهفته است.
| آوازهاي سرزمين مادري ام بطور چشمگيري متأثر از سه فيلم سفر به سيترا (تئوآنگلوپلوس)، اي برادر تو كجايي (جوئل كوئن) و دوران كولي وار (امير كوستاريتسا) است. تاچه ميزان اين تأثير خودآگاه بوده است؟
* فيلم سفر به سيترا را تاكنون نديده ام ، با اين وجود به برخي از فيلم هاي آنگلوپلوس فوق العاده علاقه دارم. فيلم اي برادر تو كجايي را ديده ام ودوست هم دارم اما هيچ تأثير مستقيمي از آن نگرفته ام. پيش از شما هم كه گفتيد سرگرداني دو سرباز فيلم كوئن را به يادتان آورد، دوست ديگري شروع حركت ميرزا و دو فرزندش را متأثر از آن فيلم دانسته بود كه البته همان طور كه گفتم هيچ تعمدي در كار نبوده. اما حقيقت اين است كه من عاشق فيلم دوران كولي ها[وار] هستم ويكي از محبوب ترين فيلمسازانم امير كوستاريتساست. اولين بار كه اين فيلم را ديدم، از نزديكي وتشابه موسيقي آن سرزمين با موسيقي كردستان به حيرت افتادم تا جايي كه احساس كردم اساساً ملودي هاي آن كردي است. در تحقيقي دريافتم كه پيش ازاين تعدادي از اقوام كرد آنجا ساكن بوده اند. گذشته از اين به لحاظ زباني هم پيوندهايي وجود دارد؛ آنها مادر را «دايه » خطاب مي كنند همچون كردها. شخصيت اصلي اين فيلم تأثير زيادي برمن گذاشت بطوري كه احساس كردم انگار با اينها زندگي كرده ام. اين تأثير محدود به همين جزئيات است ، در شكل كلان ماجراها، فضا، آدمها و … فرق مي كند.
«مرز» به عنوان يك دلمشغولي اصلي، دراين فيلم هم به مانند فيلم قبلي مطرح است … اين دلمشغولي را هميشه همراه خواهم داشت . مرز بلاي جان انسانهاي اين اطراف است . تقدس اين مسأله در خاورميانه به قدري است كه اگر كسي اندكي پايش را آن طرف بگذارد، مي شود جنگ چندساله. يك قدرت بيرون از منطقه اين مسأله را ديكته كرده است. رونق بازار تسليحات نظامي به دليل وجود اين وضعيت است. من در غرب ديدم كه موضوع مرز آنجا چقدر بي اهميت و بي ارزش قلمداد مي شود . مي توان كل اروپا را با يك دوچرخه گشت، اما من اين جا براي تدارك رفتن به عراق جهت ديدن يك دوست، فاميل يا تدارك فيلم و… بايد دوهفته انتظار بكشم تا مجوز صادر شود. همين شرايط در مرزهاي شرقي هم وجود دارد. من به عنوان يك ايراني زماني كه مي بينم كردها به دليل مرزنشيني در شمال عراق، هميشه قرباني اوليه درگيري هاي اين دو كشورند متأثر مي شوم. عده اي وجود اين مضامين در فيلم هايم را به كردبودن من نسبت مي دهند؛ خب طبيعي است كه من متعلق به اين منطقه هستم وآدمهاي آنجا را خوب مي شناسم. من هردوسال فرصت ساختن يك فيلم را دارم. دوسال يك بار فيلمي درباره كردستان ساختن رقم زيادي نيست. من تنها دوفيلم تاكنون ساخته ام.
| سه شخصيت اصلي فيلم اخير شما در زمينه موسيقي صاحب تجربه اند وآيا قطعات موسيقي در فيلم زنده اجرا مي شوند؟
* تمام اين فيلم صدابرداري سرصحنه است وقطعات موردنظر شما واقعاً اجرا مي شوند. درمورد اين سه شخصيت هم بايد بگويم كه آنها نوازندگان دوره گرد كردستان هستند ودراين منطقه بسيار مشهورند. آنان از سالها پيش در عروسي ها و بزم ها شركت مي كردند وهمچنان به اين كار مي پردازند. البته با ورود سازهاي جديد مثل ارگ و… كار آنها تاحدودي از رونق افتاده است .
| لحن فيلم در فصل مربوط به صحبت هاي معلم براي بچه ها، كش دار به نظر مي رسد ونوع صحبت كردن معلم وهيأت او كمي شعاري جلوه مي كند.
* شخصاً اين فصل فيلم را خيلي دوست دارم. ما به ازاي واقعي اين آدم، دايي من بود كه شهيد شد. او نيز معلمي بود درمناطق محروم كه شديداً خود را با مردم آنجا تطبيق داده بود. هرهفته بچه ها را با اتومبيل به شهر مي آورد وآنان را بطورعملي در جريان رويدادها مي گذاشت. به آنان درس سينما، خياطي و … مي داد. انسان غريبي بود. كلاس درس فيلم قبلي ومعلم آن هم متأثر از شخصيت او بود. مدتي قبل دريكي از همين مناطق محروم، زماني كه بچه ها فهميدند من به خارج از كشور با هواپيما سفر كرده ام معصومانه سؤال مي پرسيدند وهواپيما برايشان معني واضحي نداشت. اين موضوع در آنجا طبيعي است . بچه ها حتي يك روستا آن سوتر نرفته اند. نكته ديگري كه باعث مي شود اين بخش فيلم را دوست داشته باشم به سفرم از برلين به روسيه برمي گردد. درحين اين سفر، پس از توقف در استانبول، در آسمان به پايين خيره شدم كه كردستان سرسبزتر از تركيه بود. همان جا اعلام شد كه اين مناطق بسيار زيبا فلان جا است و… در آن لحظه احساس كردم كه كودكاني آن پايين دارند هواپيما را با دست نشان مي دهند درحالي كه مسافرين هيچ اطلاعي راجع به وضعيت زندگي مردمان اين سرزمين زيبا نداشتند.
| در فصل مربوط به بازار، جايي كه يكي از سه نفر به جست وجوي موتور دزديده شده اش برمي آيد، فضايي مشابه فيلم اول تان شكل مي گيرد با دو رويكرد متفاوت. به اين رابطه بينامتني توجه داشتيد يا خود به خودشكل گرفت؟
* اين مكان يك بازارچه سيار است. نگاه دقيقي داشته ايد. من چندين نما از ايوب [نام شخصيت اصلي فيلم زماني براي مستي اسبها] گرفتم كه همچنان دنبال دفتر براي خواهرش بود اما حذفش كردم. چون ايوب را ديگر نمي شناختم ومطمئن بودم تماشاگر نيز ديگر او را نخواهد شناخت. احساس كردم تحميلي باشد. الآن نمي دانم كه كار درستي كرده ام يا اشتباه، اما خوشحالم كه شما متوجه اين رابطه شده ايد. من در عملي كردن اين فكر دونكته را مي خواستم منتقل كنم كه ، اولاً اوضاع همان است كه بود وهيچ تغييري صورت نگرفته ودوم اين كه هركدام از آدم هاي اين جمع داراي يك قصه اند؛ قصه هاي زيبا و يكه. ايوب و ميرزا دوقصه ازاين هزاران هستند. مردمان روستاهاي مرزنشين شهرهايي نظير نقده ، پيرانشهر، مريوان، بانه، سردشت، اكثراً به كار باربري قاچاق اشتغال دارند. زنان ودختران اين منطقه براي رسيدن به حداقل حقوق خود اجناسي همچون چاي و … قاچاق مي كنند. آنها كيلومترها راه پياده مي آيند به همين منظور تا پول كرايه ندهند. درمسير اينان هزاران خطر ازجمله مين، راهزن و… وجود دارد.
| در اكثر و شايد تمام فيلم هايي كه تاكنون درايران با موضوع كردها و كردستان ساخته شده، كوهستان و اماكن خشن طبيعي، لوكيشن مشترك بوده اند. فكر نمي كنيد بتوان چنين موضوعي را در شهر روايت كرد؟
* من جنس آن نوع سينما را خوب نمي شناسم ولي با گفته شما كاملاً موافقم. موضوع فيلم سوم من پيشتر داراي چنين فضايي بود؛ يعني قصه مردي شصت ساله كه در شهر زندگي مي كند. برايم فيلمبرداري از گروه عظيمي از مردم در شهر كار دشواري است. پس منصرف شدم وتصميم گرفتم به دلايل شخصي قصه ام را باز در كوهستان روايت كنم. اما قطعاً فيلم چهارم من شهري خواهد بود. در آوازهاي سرزمين مادري ام چندين داستان كوتاه را مدنظر داشتم كه ساختاري واحد داشتند. من اين داستانها را با خط روايي جست وجوي حناره به هم پيوند دادم. مي خواهم بگويم كه داستان هاي زيادي هستند كه بايد آنها را در ساختار درستي عرضه كرد. در حال حاضر در فيلم هاي شهري همه چيز كليشه شده وتكراري است ؛ داستانهاي مشابه، فضاهاي آشنا، تيپ هاي بسيار تجربه شده… در صدد هستم تا با پيداكردن چند فيلمساز جوان، آنها را به ساخت فيلم هاي كوتاه در مورد اقليم شان تشويق كنم ودراين راه مصمم هستم. حداقل حسن اين كار تنوع تجربيات فيلمسازان است كه آزادانه و با شناخت از منطقه شان تلاش كرده اند. با تحقق اين پروژه ما فيلم هايي اصيل از فيلمسازان يزدي، بلوچ، گيلاني، شيرازي ، لر، بوشهري و … خواهيم داشت.
| نسخه اصلي واوليه آوازهاي سرزمين مادري ام چند دقيقه بود؟
* نسخه مونتاژ شده اين فيلم صدوسي دقيقه بود كه بسياري از سكانس هاي آن را حذف كردم تا رسيد به اين نسخه نود وهفت دقيقه اي اكران شده. دوسكانس طولاني كوره پزخانه وعروسي را مجدداً در تدوين حذف كرديم.
| اين فيلم در چه شهرهايي فيلمبرداري شد؟
* اطراف شهرهاي سنندج، ديوان دره، مريوان، اورامانات ايران وعراق و…
| و جشنواره شيكاگو…
* چندان علاقه اي به مطرح كردن دوباره اين موضوع ندارم. من به دلايل شخصي جايزه نگرفتم . به دليل اين كه به كيارستمي بي حرمتي شد. من به احترام او اين كار را كردم كه چندان هم مهم نبود. من شخصاً دوبار براي همين جشنواره به دبي وابوظبي رفتم وتمام برنامه هايم به هم ريخت. همان طور كه گفتم عمل من يك اعتراض شخصي بود وانتظار نداشتم كه بازتاب سياسي پيدا كند.
| آخرين موفقيت فيلم هم كه به سائوپائولو برمي گردد.
* بله جايزه بزرگ سائوپائولو به آوازهاي سرزمين مادري ام تعلق گرفت. البته در سال ۲۰۰۰ هم من اين جايزه را براي زماني براي مستي اسبها دريافت كرده بودم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |