روز دوشنبه بخش اول
گفت وگوي «ايران»
با محمود حجتي
وزير جهاد كشاورزي را خوانديد. اينك بخش دوم و پاياني
اين گفت وگو را
مي خوانيد.
•••
| در اين بحث يكي ازعمده ترين مشكلات كه عملاً مانع توليد اقتصادي بوده همين بحث سرمايه گذاريها دربخش بوده، اين سرمايه طي سالهاي گذشته روند رشد منفي داشته يعني يكي از مشكلاتي كه عملاً وزيران قبلي با آن مواجه بودند رشد منفي سرمايه گذاري در بخش كشاورزي بوده است.
* در يك دوره اينگونه بوده ولي الآن در دو سه ساله اخير روند عكس شده ورشد سرمايه گذاري در بخش كشاورزي مثبت شده كه آمار بانك كشاورزي مؤيد اين مسأله است. به نكته اي كه لازم مي دانم اشاره كنم بهره برداران ما در دو مرحله فزاينده افزايش پيداكردند. يكي اوايل انقلاب و يكي هم بعد از اصلاحات ارضي سال۴۲ بوده است.
|آقاي وزير همواره گفته مي شود ۹۵درصد بخش كشاورزي در اختيار بخش خصوصي است. اين بخش از جمله بخشهاي اقتصادي كشور است كه بخش خصوصي در آن بيشتر اعمال نفوذ دارد، اگر بخواهيم يك تعريف علمي از اين بخش كنيم قاعدتاً بايد سياستگذاري ما هم در دست خود بخش خصوصي باشد. مثل تعيين قيمت توزيع نهاده ها. حال آيا واقعاً سياستگذاريهاي بخش كشاورزي را در دست بخش خصوصي مي بينيد؟
* چه كسي گفته است سياستگذاري بخش بايد در دست بخش خصوصي باشد؟
| به هر حال آنها بايد مشاركت داشته باشند.
* پس دولت چه كاره است؟
| دولت بايد نظارت داشته باشد. نه اينكه خودش هم سياستگذاري كند.
* خير دولتها بايد سياستگذاري كنند، اينگونه نيست كه دولتها سياستگذاري نكنند چون اين حداقل است. البته ما دنبال اين بوديم وهستيم ولي هنوز در بخش كشاورزي خيلي از تصدي گريها بر دوش مديران و مسؤولان دولتي است عليرغم اينكه تنها بخشي است كه بيشترين درصدش دراختيار بخش خصوصي است.
| مهمترين بحث همان قيمت گذاري است.
* بحث قيمت گذاري را اجازه بدهيد من در قسمت ديگر به آن بپردازم ولي سياستگذاري بايد دست دولت باشد ولي در سياستگذاريها و اتخاذ سياستها بخش خصوصي وتشكلها بايد حضور داشته باشند. اما در ارتباط با قيمت بخش عمده اي از محصولات كشاورزي به هر حال توسط عرضه و تقاضا قيمتشان تعيين مي شود. منتهي چون توليد انبوه شده كه همان مرحله گذر از سنتي به اقتصادي است و هر روز دارد اين بخش خود را به نوعي ديگر نشان مي دهد، لذاما در ارتباط با خيلي از محصولات به خاطر اينكه بازار هم بازار «بازي» نيست و بسته است، ناچار شديم به عنوان يك حمايت از توليدكننده سياست قيمت تضميني را اعمال كنيم.
| واقعاً تعيين اين قيمتها حمايتي بوده است؟
* در اغلب محصولات بله حمايتي بوده است البته ممكن است در بعضي محصولات چون دولت خودش را مسؤول تأمين و توزيع آنها مي داند و در بعضي مقاطع تمام منافع كشاورز وتوليدكننده در نظر گرفته نشده باشد.
| كدام محصول؟
* مثلاً گندم. ممكن است در بعضي مقاطع آنطور كه بايد و شايدمنافع كشاورز در نظر گرفته نشده باشد چون دولت خودش مسؤول نان مردم است و از طرف هزينه هايي در اين ارتباط مي پردازد كه باز من اين را مدعي هستم، بخصوص سال گذشته و امسال تصميمات گرفته شده در شوراي اقتصاد واقعاً يك جنبه حمايتي بالايي از توليد گندم داشته كه شما مي توانيد آثارش را در حال و آينده ببينيد و در خيلي از محصولات نيز صرفاً نظر حمايت از توليدكننده بوده به عنوان مثال در بحث خرما و كشمش اگر دولت وارد مي شود و قيمت تضميني مي گذارد براي چيست؟ براي اين است كه توليدكننده خرما اميد داشته باشد اگر بازار به هر دردي مبتلا شد، انباشتگي كالا، نبود متقاضي يا بسته بودن مرزها و عدم صادرات يك حداقل قيمت قابل قبولي وجود داشته باشد كه توليد كننده ما بتواند روي آن حساب باز كند. البته ممكن است سر اين عدد حرف باشد و توليد كننده بگويد اين كم است ما به عنوان مسؤولين وزارت جهادكشاورزي بايد مدافع اين باشيم كه اين رقم بيشتر شود ولي بالاخره در ساز و كار مملكتي اين رقم و عدد با پيشنهاد ما بايد برود سازمان حمايت موردتأييد قرار بگيرد و نهايتاً بيايد در شوراي اقتصاد تصويب شود. همانگونه كه گفتم ممكن است اختلافي در عدد و رقم باشد ولي اساس اين سياست حمايت صرف از توليدكننده است.
| خوب همين اساس سياست كه حمايت صرف است بايد عملاً خودش را در قيمت و عدد نشان دهد، اگر خواسته باشد منافع توليدكننده را به خطر بيندازد ديگر حمايتي نيست؟
* هيچ به خطر نمي اندازد.
| چرا به عنوان مثال در بخش چغندرقند ديديم عملاً تعيين قيمت تضميني باعث شده بود كه سطح زير كشت چغندر يك دفعه كاهش پيدا كند؟
* در چه سالي؟
| در سال۷۷ كه عملاً سطح زير كشت چغندر يك دفعه ۵۰درصد كاهش پيدا كرد و كارخانجات قند ما به خاطر قيمت تضميني كه مطرح شد خوابيد.
* البته من دقيقاً نمي دانم آن سال علت چه بوده آيا متأثر از خشكسالي يا خير؟ اگر گفته هاي بنده را كاملاً متوجه باشيد گفتم بعضي جاها و بعضي محصولات كه دولت هم داخل است به خاطر بعضي هزينه هايي كه بار دولت مي شود و محدوديتهايي كه دولت دارد در بحث چغندر چون از طرفي تبديل به شكر مي شود و شكر خودش در واقع يكي از كالاهايي است كه دولت خود را مسؤول تأمين آن مي داند و هزينه هايي را براي دولت دارد و با محدوديتهايي روبرو مي شود شايد مسأله اين بوده ولي در ارتباط با چغندرقند حداقل در اين سالهايي كه بنده اينجا بودم نرخ رشد خوبي داشته است چه در ارتباط با امسال و چه در ارتباط با سال آينده كه مصوبه اش را ۲۰روز پيش در شوراي اقتصاد داشتيم و منجر به افزايش سطح زير كشت شده است. امسال ما چغندري را كه داريم توليد مي كنيم در تاريخ كشور توليد نشده، امسال ما ۵ميليون و ۴۰۰هزارتن توليد چغندرقند داريم همچنين درتوليد شكر هم ما امسال ركورد داشتيم، يك ميليون و ۱۰۰هزارتن كه بالاترين رقم در سالهاي گذشته ۹۰۰هزارتن بوده و اين نرخ رشدهاي خيلي خوبي است كه در ارتباط با اين محصول و ديگر محصولات داشتيم. همانطور كه اشاره كردم در بعضي محصولات هم صرفاً جنبه حمايتي داشته منتهي نكته اي كه هست اين اختلاف نظر را شما ممكن است در بهره برداران ما ببينيد كه مثلاً وقتي قيمت تضميني كشمش ۴۰۵تومان تعيين مي شود اين حداقل قيمتي است كه خانه خرابي براي توليدكننده ايجاد نكند و به آنجا كارش نكشد كه مجبور شود كشمش را كيلويي ۱۵۰ يا ۱۶۰تومان بفروشد.
|
|
|
ما فكر مي كنيم اين اعداد و ارقام اگر ۱۰۰درصد نتوانسته نظر توليدكننده را تأمين كند ولي بالاي ۹۰درصد توانسته است در سيب زميني هم همينطور. اينكه بگوييم كشاورز«تو توليد كن و بيا با اين قيمت به ما بفروش چيز خوبي نيست» نه كشاورز بايد برود توليد كند و نه در بازار بفروشد. يك حداقل قيمتي را دولت بايد تعيين كند كه آن قيمت خط قرمز قيمت باشد وزارت جهاد كشاورزي سياست قيمت تضميني را يك راهكار نهايي و بلندمدت براي حمايت از منافع توليدكننده نمي داند، بلكه راهكار نهايي و بلندمدت را سيستم هاي نوين و بازارهاي جديد مي داند، كه در اين راستا بحث بورس كالاي كشاورزي مطرح است كه در آينده مي آيد جايگزين مي شود يا حداقل بخشي از اين مشكل را حل مي كند و فاصله بين قيمت توليدكننده و مصرف كننده را كم مي كند، متأسفانه ما در محصولات كشاورزي بيشترين فاصله بين قيمت در دست توليد كننده و مصرف كننده را داريم كه در بعضي محصولات اين قيمت ۲۰۰ تا ۳۰۰درصد متفاوت است شايد هم بيشتر دليلش هم اين است كه محصولات كشاورزي محصولاتي است كه فسادپذير است و نگهداري آن هزينه هاي خاص خود را مي طلبد و مشكلات خاص خودش را دارد.
يك برنامه ديگر هم در ادامه بورس داريم به كمك بانك كشاورزي كه بيمه خريد است كه اميدواريم بتوانيم خريد تضميني كنيم با نظام بيمه اي كه در دست مطالعه است، ولي بورس كالاي كشاورزي مراحل نظري خود را پشت سر گذاشته و علميات اجرايي آن همانگونه كه قول داده بوديم در شش ماهه دوم تشكيل مي شود كه الآن آماده تشكيل و فعال شدن است.
| به عنوان آخرين سؤال بفرماييد شما تا چه اندازه به خودكفايي محصولات كشاورزي اعتقاد داريد. مانند همان ديدگاهي كه اوايل انقلاب وجود داشت؟
* اجازه بدهيد من از دوزاويه به اين سؤال پاسخ بدهم، فكر مي كنم هر ايراني دلش مي خواهد نياز خودش را خود تأمين كند والبته دلش مي خواهد اقتصادي هم باشد. قطعاً اين مسأله فطري است و طبيعت هر ايراني است. بنابراين من هم دلم مي خواهد هر چيزي را كه نياز داريم بهترين را توليد كنيم، بازاريابي كنيم واضافه اش را هم صادر كنيم. اين يك بحث است ولي در ارتباط با بخش كشاورزي و محصولات كشاورزي بايد زاويه ديدمان به بهره وري هر چه بيشتر از منابع آب و خاكي باشد كه در اختيارمان است. اگر با اين زاويه نگاه كنيم ظرفيت هاي خالي ما با يك برنامه ريزي منجر به افزايش توليد مي شود و در نتيجه مي توانيم در بسياري از محصولات بيشتر از نياز خود توليد كنيم. آنچه در دستور كار ما است از اين زاويه است و مشخصاً در موردگندم هم همين باور بود كه يك بحث آرماني كه اشاره كردم، ولي آنچه كه ما به دنبالش بوديم و هستيم وجواب مثبت هم گرفتيم اينكه خوب ما كه اين منابع آب وخاك را به گندم تخصيص داده ايم و ناچار هم هستيم كه گندم توليد كنيم از آن طرف ما جلوي كسي را نمي گيريم كه گندم نكارد و بيايد فرضاً ذرت بكارد، پس اگر در جمع بندي در مطالعات به اين مهم برسيم كه خوب از منابع آب وخاك بهره نمي گيريم، خوب مي توانيم توليد را با توجه به پيشرفت علم و تكنولوژي افزايش دهيم، يعني به جاي اينكه در محصول آبي گندم نزديك ۳/۱تن و در ديم ۹۰۰كيلوگرم برداشت كنيم اين را افزايش بدهيم، بياييم بحث افزايش توليدمحصولات را طرح وارائه بدهيم كه داديم و موردتأئيد قرار گرفت و جزو طرحهاي محوري روي آن كار كرديم و جواب مثبت هم گرفتيم و امكان اينكه توسعه بدهيم و بهره وري مان را بالا ببريم هم هست.
| يعني شما خودكفايي به هر قيمت را قبول نداريد؟
* ما نگاهمان از اين زاويه است كه افزايش توليد در ارتباط با منابعي كه داريم اختصاص مي دهيم كه معتقديم اين افزايش توليد منجر به خودكفايي مي شود.
| اين ديدگاه شما درست است ولي يك بحثي است كه مي گويند خودكفايي به هر قيمت. يعني اگر خواسته باشيم ضرر هم بدهيم بايد در اين محصولات خودكفا شويم. ديدگاهي كه اوايل انقلاب مطرح بود.
* من معتقد هستم با همين نگاه ما دقيقاً به خودكفايي مي رسيم كه اين سؤال ديگر لزومي براي مطرح كردن نخواهد داشت. در واقع جواب را ما از اين كانال گرفتيم روشن است امروز مصرف آب و استفاده بهينه اش را با ماده خشك مقايسه مي كنند كه در كشور ما ۷دهم كيلوگرم است كه اگر بتوانيم با يك برنامه قابل قبول و بلندمدت اين ۷دهم را به دوبرابر افزايش دهيم اين شدني است، منتهي تجهيز مي خواهد و بسيج عمومي، براي رسيدن به آن هدف از نظر علمي پاسخ گرفتيم جواب هم مثبت است، كشاورزان ماخيلي پيشتر از اين توانسته اند اين هدف را محقق كنند و روز به روز تعدادشان دارد بيشتر مي شود ما در طرح گندم همين بحث را مطرح كرديم و جواب داد منتهي همت مي خواهد و قوت!