... و اما ماجراي بوسان
سقوط۳پله اي در بوسان جاي تجزيه وتحليل دارد اگر چه در بعضي رشته ها موفقيت هايي نصيب ورزش باشد
كاراته موفق ترين بود
كاراته كاهاي ما موفق ترين بودند ۵ فيناليست، ۲ مدال طلا و سه مدال نقره نشان از آن دارد كه فدراسيون آقاي ناظريان و مربيانش تحت تأثير هيچ نوساني قرار نگرفتند و در ميان مردان سرشناس وكارآمد شرق آسيا خود نمايي كردند. ولي چرا اين تيم موفق را فقط يك مربي همراهي كرد؟ اين سؤالي است كه بايد كميته المپيك به آن پاسخ دهد؟
آقاي ناظريان در درون هواپيما به ما گفت نگاه كنيد كه چند صندلي خالي در اين هواپيماي اختصاصي به چشم مي خورد؟ موقع پرواز از تهران شمار صندلي هاي خالي ۲ ، ۳ برابر بود ولي كميته المپيك با اعزام مربيان ديگر موافقت نكرد؟!
چرا اين اشتباه از سوي پرتجربه اي نظير بهرام افشارزاده رخ داد، مشخص نيست. داستان يك مربي براي كاراته، مسأله غيبت رسول خادم را هم تداعي مي كند.
امير رضا خادم مدعي بود كميته المپيك روي نام رسول خادم خط كشيده است. بهرام افشارزاده دستخطي را به ما نشان داد كه فدراسيون كشتي نامي از رسول خادم نبرده بود ولي محمود حداداشاره به صدور كارت آماده رسول خادم داشت!!
اوجاقي مرد طلايي ووشو
جايگاه ورزش هاي رزمي در بوسان بالا بود. سواي كاراته در تكواندو ـ در ووشو و در جودو هم مدال هاي رنگارنگي نصيب رزمي كاران كشورمان شد.
ولي مدال طلايي كه حسين اوجاقي ووشو كار ۷۰ كيلويي كشورمان به دست آورد عياري بالاتر از خيلي مدال ها داشت.
اوجاقي براي آن كه قهرمان شود ابتدا ۱۳/۵ كيلو از وزن خود را كم كرد، هركس به او اين اجازه را داده بود محكوم است، چرا كه دستگاه ورزش، كميته المپيك ، فدراسيونها مجاز نيستند ورزشكار را تحت فشار بگذارند.
به خاطر جوري تيم و تركيب دلخواه، يك ورزشكار آينده خود را دچار خطر كند، درست است كه قهرمان آسيا شانس هاي خود را فقط به خاطر القائات شخصي و مسائلي از اين دست در ۷۰كيلو جست وجو مي كرد ولي بايد به آن همه اراده، آن همه ايثار و آن همه استقامت تبريك گفت و اگر فراموش نكنيم ووشو در تايلند شبيه تكواندو در كره جنوبي است و اين حسين اجاقي بود كه در فينال پس از غلبه بر حريف تايلندي مدال طلا را بر سينه زد.
درد دل او در داخل هواپيما شنيدني بود. مرد اول ووشو كشورمان مي گفت وقتي شنيدم سفير محترم جمهوري اسلامي ايران ۳۰هزاردلار پاداش نقدي، يك دستگاه فيلمبرداري ديجيتال به هر يك از فوتباليست هاي قهرمان هديه كرده است از خود و شما سؤال كرده و مي كنم مگر براي آقاي سفير مدال طلاي فوتبال با مدال طلاي كشتي متفاوت است و توفير دارد؟
چرا نمي خواهند باور كنند اين تفاوتها و اين تبعيض ها است كه ورزش ما را به رده دهم آسيا سوق داده است. چرا نمي خواهيم عملكرد چين و كره را مبناي حركت خود قرار دهيم؟ چگونه كره اي كه ادعا مي كرد اگر ۸۰مدال طلا بگيرد راضي ميدان را ترك خواهد كرد ۹۳طلا برد؟
رئيس فدراسيون دو و ميداني چرا آمد و چرا زود رفت؟
اقاي كفاشيان معاون فني دستگاه ورزش هم در بوسان بود، به واقع ايشان بايستي نقشي بزرگتر در اين هياهوي قاره اي داشتند و از همه مهمتر آقاي كفاشيان رئيس فدراسيون دو و ميداني كشورمان بود. در كنار ايشان تيمور غياثي پرنده بلندپرواز آسيا هم حاضر بود ولي وقتي مسابقات دو وميداني، رقابت پرنده ها، دوندگان، پرتاب كنندگان آغاز شد اين دونفر بوسا را ترك كردند!!!
واقعاً حضور رئيس فدراسيون دو وميداني در بوسان براي چه بود؟
ايشان مهمترين پست معاونت ورزش كشور را در دست دارند، ايشان مرتبط باهمه فدراسيونها هستند. سالهاي سال است كه «مادر» ورزشها در كشور ما به خواب ناز فرورفته است. آيا آقاي كفاشيان نمي توانستند دست به بررسي بزنند و راز و رمز درخشش دوندگان و پرندگان بحرين، عربستان و كشورهاي ديگر را مورد توجه و بررسي قرار دهند؟
حضور تيمور غياثي مسلماً بخاطر قهرماني هاي گذشته ركورددار قبلي كشور نبود، او يك معلم يك دردآشنا و يك خبره پرش ارتفاع محسوب مي شود. حضور ايشان خبر از اين داشت كه همكار و همراه فدراسيون دو وميداني است. ولي چرا تيمور غياثي به همراه كفاشيان قبل از آغاز مسابقات دو و ميداني صحنه را ترك كردند؟
آيا نمي شد طوري برنامه ريزي كرد كه تيمور غياثي به عوض پرواز سوم مهرماه دهم مهر به بوسان مي رسيد كه نظارت بر روند كلي دو و ميداني آسيا داشته باشد، آيا نمي شد طوري عمل كرد كه رئيس فدراسيون دو و ميداني و معاونت فني سازمان ورزش نيم نگاهي هم به ورزش تحت كنترل خود داشته باشد؟
وقتي آقاي صميمي مدال نقره آسيا را در پرتاب ديسك برد چرا نبايد مسؤول دو و ميداني بالاي سر وي باشد؟ چرا بعد از ۵۰سال نمي توانيم در ورزش »مادر» باغبانباشي ها، رحماني ها، خليق رضوي ها، شاهخوره ها، يزدان پناه ها، كشميريها، انتظاري ها و آنهايي كه در سه، چهاردهه قبل قهرمان شدند را در دووميداني در اختيار داشته باشيم و از تجربه هاي آنها بهره بگيريم تا در مادر ورزشها فقط نگاهمان به يك نقره صميمي خيره نشود!
هدف از اعزام مديران كل چيست؟
در آخر بايد به حضور مديران كل برخي از استانها در بوسان اشاره داشت، كه مشخص بود حضورشان به خاطر عملكرد موفق آنها در استانهاي ذيربط بوده است. ولي چرا برنامه ريزان ومشوقين آنها نخواستند طوري برنامه ريزي كنند كه اين مديران فرصت تحقيق و تفحص در ورزش كره را هم داشته باشند.طوري برنامه ريزي كنند كه نقش بخش خصوصي را هم در ورزش كره جنوبي مجسم تر و روشن تر مورد توجه قرار دهند.
واقعاً اين ۳۶مدال چقدر هزينه داشته است؟ آقاي يزداني خرم مدعي بودكه كميته ملي المپيك براي كشتي از سال۹۸ تا به امروز بيش از يك ميليارد هزينه كرده است. ايشان عنوان مي كردند كه سال پيش كشتي ۴۰۰ميليون از اعتبارات كميته المپيك را به خود اختصاص داد و نتيجه كار مشخص شد كه اشكالاتي در ورزش سنتي وجوددارد كه هنوز مشخص نيست! چگونه بايد به قافله آسيا رسيد؟ چيني كه در تهران ۱۹۷۴ به لطف جانبداري كشور ما وارد صحنه شد حالا آسيا برايش كوچك و كوچكتر مي شود، همه در آسيا براي مقام دوم به بعد در تلاشند. حتي كره اي هاي ميزبان هيچ گاه به خود اجازه ندادند كه حرف و سختي دال بر قهرماني بزنند.
آنها ادعا داشتند منتظر ۸۰مدال طلاهستند ولي ميزباني و كمك هاي جانبي بيش از ۹۳طلا به آنها تفويض كرد. اما در سال۲۰۰۶ قطر ميزبان است و ما بايد از اين همه تجربه، اين همه ميدان ديدن ها براي صعود خود بهره برداري كنيم تا فردا و فرداها دست به توجيه نزنيم.
حرف آخر
بايد بپذيريم تنها راه پيروز شدن، به افتخار رسيدن فقط هزينه كردن و سرمايه گذاري و برنامه هاي تداركاتي نيست. مامتأسفيم كه عنوان كنيم مربي، معلم ومتخصص كارساز كم داريم يا اصلاًنداريم.
قهرمان بودن دليل بر اين نيست كه ما صاحب معلم هستيم، ما قهرمانان بسياري را بر گرد ورزش خود داشته ايم كه امروز حتي از كنار ورزش هم عبور نمي كنند ما مدال آوران پرشماري داشته ايم كه عشق به تعليم وتعلم ندارند. ورزش براي تعالي و براي اوج گرفتن نياز به انسانهاي عاشق، مربيان زبده و كاربلد، مرداني پرهنر كه مرد عمل باشند، دارد. حرافي، لاف زني امروز خريدار ندارد و پشيزي ارزش ندارد.
زمانه، زمانه لاف زني نيست، زمانه ثابت مي كند هر كسي پوياتر، عميق تر و دقيق تر و با برنامه تر به سوي تعالي گام برداشته و هدف هايي شناخته شده داشته باشند تا شاهد پيروزي را در آغوش گيرند.
و... اما واليبال
در شب پاياني مسابقات واليبال وقتي كره اي ها از «سد» ايران با حساب ۳ بر صفر عبور كردند هيچ كسي از اين نامرادي چهره درهم نكشيد وحتي زماني كه ما قادر بوديم گيم سوم يا بهتر يك گيم از كره ايها بگيريم، عدم خودباوري اجازه نداد كه ما لياقت هاي حقيقي خود را نشان دهيم. ۱۲سال طول كشيد تا يزداني خرم اين تيم را پرورش داده است، از نوجواني، جواني وحالا در تيم ملي بزرگسالان، حاصل كار پيوسته او مشاهده مي شود.
واليبال حالا فقط پيروزي هايش نشان خانگي ندارد. واليبال كه در سال گذشته به بودجه اش يك ميلياردريال افزوده شده ثابت كرد كه استحقاق اين توجه را داشته است. وقتي مهندس ميرعليزاده به سوي آقاي يزداني خرم آمد و شادباش نايب قهرمان آسيا را به او گفت انتظار داشت كه مرد اول واليبال تقاضاي بودجه و امثالهم كند ولي...
يزداني خرم رو به معاون محترم رياست جمهور كرد وگفت آقاي مهندس ما از شما پول نمي خواهيم ما ابزار كار كم داريم به اين سالن نگاه كنيد و كمبود آن را در ورزش احساس نماييد اين سالن اگر مجهز شود آن وقت واليبال حاميان بيشتري بر گرد خود خواهد ديد.
واليبال وقتي سالن داشت، وقتي مربي علاقه مند در كنارش بود آن زمان در پشتوانه سازي موفق تر عمل خواهد كرد. راز و رمز همه تيمهاي پيروز در داشتن پشتوانه هاست. وقتي پشتوانه باشد كسي بيمي از آسيب ديدگي، ناز كشيدن و قهر كردن و پشت كردن ستاره ها نخواهد داشت ما به لطف همبستگي وتلاش بي وقفه پيروزي گم شده ۴۴سال پيش را نثار ملت قهرمان ايران كرديم.
شكست دادن چين و بالاتر قرار گرفتن از ژاپن سالهاي سال براي واليبال ما يك رؤيا محسوب مي شد، براي حفط اين موقعيت بايد حالا ۲برابر گذشته تلاش كرد، تا ديروز كسي روي ما حساب نمي كرد ولي از امروز تلاش كشورهاي پيشرفته براي صيد ستارگان ما مضاعف خواهد شد و ما زير ذره بين آنها واقع خواهيم شد و حالا تلاش رقيبان براي پاك كردن بيشتر و بيشتر خواهد شد. آيا ما قادريم در موضع تازه استوار بايستيم يا اينكه بايد ۴۴سال ديگر انتظار بكشيم؟!