جمعه ۱۷ آبان ۱۳۸۱ - ۳ رمضان ۱۴۲۳
Fri, Nov 8, 2002
بين الملل
شماره ۲۲۹۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
كتاب و كتابخواني
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
بررسي تأثير جنگ با تروريسم بر پيروزيهاي اخير اسلامگرايان
مصاحبه نيوزويك با اسقف اعظم كانتربري
دلايل پيروزي جمهوريخواهان در انتخابات آمريكا
به دنبال اعلام پيروزي تاريخي جمهوريخواهان در كنگره آمريكا، تحليلگران سياسي روز چهارشنبه «شخص بوش و ناتواني دمكراتها در رسيدگي جدي به نگرانيهاي اقتصادي» را دوعامل كليدي در اين پيروزي ناميدند.
بنا به گزارش ايرنا رسانه هاي آمريكايي، روز چهارشنبه به تفصيل نتايج انتخابات مياندوره اي سال۲۰۰۲ براي كنگره و فرمانداريهاي ايالتي در آمريكا را مطرح كرده و از آن به عنوان «يك پيروزي تاريخي» براي جمهوريخواهان ياد كردند.
شبكه تلويزيوني «اي.بي.سي» در گزارش تحت عنوان «فاكتور بوش» مي گويد: همچنانكه جمهوريخواهان كنترل سنا را به دست گرفته و اكثريت مجلس نمايندگان را كماكان در اختيار دارند، شايد بزرگترين برنده انتخاباتي كه حتي نامش در برگه هاي رأي وجود نداشت، خود «جورج بوش» بود.
اي.بي.سي مي افزايد: بوش تا پاسي از شب بيدار بود ونتايج انتخابات سه شنبه را از كاخ سفيد نظاره مي كرد تا بتواند به نمايندگان جمهوريخواه يكي پس از ديگري تلفني تماس گرفته و پيروزيشان را تبريك بگويد.
بنا به گزارش اي.بي.سي، بوش اكنون بر دولتي حاكم خواهد بودكه هر دو مجلس كنگره، در اختيار جمهوريخواهان است.
شبكه تلويزيوني «سي.بي.اس» نيز شخص بوش را در پيروزي جمهوريخواهان به عنوان يك عامل مؤثر ارزيابي كرده و مي افزايد: با به دست گرفتن كنترل سنا از سوي جمهوريخواهان و حفظ مجلس نمايندگان، انتخابات مياندوره اي ۲۰۰۲ يك پيروزي باورنكردني براي حزب «جي.او.پي» محسوب مي شود.
بر پايه اين گزارش، دوعامل كليدي كه به اين نتيجه كمك كرد، شكست دمكراتها در مخاطب قرار دادن نگراني اقتصاد جمعي و تلاشهاي رئيس جمهور بوش به عنوان «فرمانده مبارزات» بود.
هنگامي كه سؤال شده بود كه در حال حاضر چه چيزي از اولويت بالاتر برخوردار است؟ اقتصاد و كار يا تروريسم و امنيت ملي؟ رأي دهندگان تقريباً بطور مساوي تقسيم شده بودند: ۴۶درصد اقتصاد و شغل را ترجيح دادند، در حالي كه ۴۷درصد، تروريسم و امنيت ملي را مهمتر مي دانستند.
در پاسخ به اين سؤال كه دقيقاً كدام موضوع در تعيين رأي آنها در مجلس عامليت دارد؟ اقتصاد (۲۸درصد) مسأله درجه يك در بين رأي دهندگان بود.
هر چند كه تقريباً همان ميزان (۲۳درصد)، تروريسم يا عراق را به عنوان مهمترين نگراني خود ذكر كرده بودند.

• تحليل اعراب از پيروزي جمهوريخان در انتخابات آمريكا
در همين حال تحليلگران و مقام هاي عربي روز چهارشنبه از تأثير پيروزي جمهوريخواهان در انتخابات مياندوره اي آمريكا بر تسريع صدور فرمان حمله به عراق توسط «جورج دبليوبوش» رئيس جمهوري آمريكا سخن گفتند.
به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس از قاهره ، «خالدالغمدي» تحليلگر سياسي عربستان سعودي گفت:«احتمال جنگ افروزي برضدعراق اكنون بيشتر از هر زمان ديگري است».
در ميان اعراب بسته به موضع آنها در قبال اينكه آيا آمريكا بايد به منظور سرنگوني رژيم «صدام حسين» متوسل به زور شود يا نه، پيروزي جمهوريخواهان در انتخابات آمريكا مايه خوشحالي و يا نشانه فاجعه است.
در كويت، «فؤاد الهاشم» مقاله نويس روزنامه «الوطن» مي گويد: وي از موفقيت جمهوريخواهان سر از پا نمي شناسد.
الهاشم گفت: « اين خبر مرا بسيار بسيار شادمان كرد. معناي اين خبر اين است كه حمله به عراق ديگر در قلمرو شايعه نيست. اكنون ما بايد براي ديدن روزي كه مردم عراق و كل منطقه نجات پيدا كرده باشند لحظه شماري كنيم».
«عبدالرضا عصيري» استاد دانشگاه كويت مي گويد: قرار گرفتن كنترل مجلس نمايندگان و سناي آمريكا در دست جمهوريخواهان «به اين معني است كه برنامه كار دولت آمريكا از جمله آزادسازي عراق صورت عمل خواهد گرفت».
چنين ديدگاه هايي، در بسياري از بخش هاي جهان عرب خريدار ندارد. براي بسياري از اعراب، عواقب اقتصادي و اجتماعي كه مي تواند از جنگي جديد ناشي شود و نيز چشم انداز سيطره آمريكا بر خاورميانه ، بر بيم هاي آنها از رژيم عراق مي چربد.
«محمد شاكر» رئيس شوراي روابط خارجي مصر مي گويد: «ما با قدرتي روبرو هستيم كه براي برخورد با مسائل خارجي هيچ حدي براي خود قائل نيست».
«نجيب النعيمي» وزير دادگستري سابق قطر مي گويد : «اين پيروزي حزب رئيس جمهوري آمريكا در انتخابات ميان دوره اي نشان دهنده اين است كه رئيس جمهوري آمريكا موفق شده است اذهان مردم كشورش را از مشكلات اقتصادي داخلي منحرف و حمايت آنها را از سياست خارجي خود جلب كند».
وي افزود: «بوش، مردم آمريكا را متقاعد كرده است كه براي از بين بردن جنبش هاي افراطي وحكومت هاي ديكتاتوري در جهان، آمريكا را ايمن تر بدانند».
«لبيب كمهاوي» تحليلگر سياسي اردني نيز مي گويد: در كشور وي كه يكي از شريكان اصلي تجاري عراق است، بسياري از مردم از آن بيم دارند كه اكنون بوش براي رويارويي با صدام وادامه حمايت قاطع از اسرائيل برضد فلسطيني ها، «كار ساده اي» در پيش رو دارد.
بررسي تأثير جنگ با تروريسم بر پيروزيهاي اخير اسلامگرايان
رأي دهندگان مسلمان به دين خويش مباهات مي كنند
096108.jpg
اين باور كه واشنگتن كماكان نسبت به اسلام متخاصم است، به پيروزي برخي از احزاب مذهبي در جهان اسلام و عرب مي انجامد.
به موازات ناتواني احزاب سكولار در حل معضلات خردكننده اقتصادي و اجتماعي، اكثر احزاب اسلامگرا طي سالهاي اخير برشمار هواداران خود افزوده اند. اما برتري ناگهاني شان در رأي گيريهاي اخير پاكستان ، بحرين، مراكش و تركيه نشانه اين واقعيت است كه رأي دهندگان ـ دست كم در آن معدود كشورهايي كه انتخابات آزاد برگزار مي كنند ـ مي خواهند به جهان بيرون نشان دهند به دين خويش مباهات مي نمايند.
محمد ظريف ، استاد علوم سياسي در دانشكده حقوق دانشگاه ملك حسن دوم در شهر محمديه مراكش در مصاحبه اي تلفني گفت: مردم تركيه، پاكستان يا مراكش به احزاب اسلامگرا صرفاً بدين دليل رأي ندادند كه معتقدند آنها توانايي حل معضلات اجتماعي و اقتصادي را دارند، بلكه جمعيتهاي عرب و مسلمان بر اين باورند كه جنگي كه به بهانه مبارزه با تروريسم مطرح شده چيزي نيست جز جنگ با اسلام، فرهنگ اسلام و فرهنگ عربي و احزاب اسلامگرا توانسته اند از ا ين مسأله بهره برداري كنند.
كارشناسان مي گويند نتايج اخير انتخابات كشورهاي مسلمان مي تواند براي ايالات متحده يك فرصت يا خطر باشد. آنها خاطر نشان مي كنند همكاري با گروههاي اسلامگراي ميانه رو مي تواند اعتبار از دست رفته را به واشنگتن بازگرداند، حال آن كه مخالفت با آنها فقط احساسات داغ ضدآمريكايي را تشديد مي سازد.
عبدالمنعم سعيد، مدير مركز مطالعات سياسي و راهبردي الاهرام در قاهره درباره پيروزي حزب عدالت و توسعه در تركيه مي گويد: اگر آمريكا هركسي را كه درباره اسلام حرف مي زند، مجرم تلقي نمايد و به ارتش تركيه براي سركوبش فشار بياورد، يك كشور متحد خود را از دست خواهد داد.
اگر چه هيچ الگوي واحدي را نمي توان براي چهار كشور فوق ترسيم كرد، ولي نتايج هركدام از اين انتخابات احزاب مذهبي را صاحب پيروزي غيرمنتظره اي كرد. در تركيه حزب پيروز احتمالاًنخستين حزب طي سالهاي متمادي خواهد بود كه بدون شريك ائتلافي دولت تشكيل مي دهد، چرا كه بيش از ۳۶۰ كرسي از ۵۵۰ كرسي پارلمان را تصاحب نمود.
ماه گذشته رأي دهندگان پاكستاني و بحريني نيز در پارلمانهاي خود نداي رسايي به احزاب مذهبي بخشيدند. نامزدهاي اسلامگرا ۷۸ كرسي از ۳۹۲ كرسي پارلمان پاكستان را به چنگ آوردند و احزاب بنيادگرا نيز در پارلمان تازه تأسيس بحرين حدود نيمي از ۴۰ كرسي را تحت كنترل در آوردند. در مراكش گروههاي اسلامي نيز در انتخابات سپتامبر بر ۴۲ كرسي از ۳۲۵ كرسي نشستند كه خيلي بيشتر از ۱۴ كرسي رأي گيري پيشين بود.
در بحرين كه اكثر مردمش شيعه اند، اگر انتخابات از سوي گروه محبوب شيعيان تحريم نشده بود، نامزدان اسلامگرا چه بسا كنترل كامل پارلمان را كه براي اولين بار طي حدود ۳۰سال انتخاب مي شد، به دست مي گرفتند. اين گروه سياسي از رأي هندگان خواسته بود در اعتراض به تغييرات قانون اساسي كه اختيارات پادشاه كشور را افزايش مي داد، از شركت در انتخابات خودداري كنند.
هر چند ناوگان نيروي دريايي آمريكا در خليج فارس، در بحرين مستقر شده است، حضور اين پايگاه حتي به عنوان مسأله انتخاباتي مطرح نشد. سواسن شاعر، ستون نويس روزنامه الايام چاپ بحرين مي گويد: سوء مديريت و عملكرد ضعيف دولت به گروههاي مذهبي فرصت داد فعاليت كنند و از حمايت مردم برخوردار شوند. اعضاي آنها حدود ۱۰سال است كه فعاليت مي كنند ـ درمانگاه مي سازند، ازيتيمان نگهداري مي كنند و دارو و غذا پخش مي نمايند.
همين امر تا حدودي در پاكستان مصداق دارد، هر چند كه خشم از حضور آمريكا در منطقه و پشتيباني ارتشبد پرويز مشرف از مبارزه واشنگتن با تروريسم از مسائل سرگشاده انتخاباتي براي احزاب مذهبي بودند. رسول رئيس بخش، استاد علوم سياسي و مناسبات بين الملل در دانشگاه لاهور، مي گويد: مسأله هويت و غرور اسلامي جاري بود و جنگ با تروريسم عامل تأثيرگذاري بود.
اما وي و سايرين تصريح كردند كه جنگ با ترويسم عامل اصلي نبود. آقاي رئيس بيان كرد: همه مسلمانان عميقاً حس مي كنند نخبگان، دولتها ونهادهايشان به آنها خيانت كرده اند. مردم از احزاب جريان ساز به اين اميد فاصله گرفته اند كه احزاب سياسي مذهبي، گزينه بهتري فراروي شان قرار دهند.
در مراكش فعالترين گروههاي اسلامگرا منحل شده اند، بنابراين نامزدان انتخابات با دولت متحد بودند و بعيد بود كه به دليل ارتباط با غرب به دولت حمله كنند. اما آنها توانستند با تأكيد بر لزوم حفظ هويت اسلامي و حفاظت از جهان اسلام به طرز ظريفي پيام خود را انتقال دهند.
به نظر مي رسد اين موضوع نقش اندكي در تركيه ايفا كرده باشد، چرا كه ميل غالب رأي دهندگان بيرون انداختن همه كساني بودكه مقصر فروپاشي اقتصاد كشور بودند. به عنوان نمونه حزب جوانان كه شعارش ستيز با آمريكا و صندوق بين المللي پول بود، نتوانست آستانه ۱۰درصدي لازم براي ورود به پارلمان را اخذ كند. حزب پيروز تركيه به رهبري مرداني كه خود را به جاي اسلامگرا، محافظه كار اجتماعي معرفي مي كنند، در زمينه سياست خارجي مواضع معتدلي اتخاذ كرده و طرفدار ادامه عضويت در ناتو و پيوستن به اتحاديه اروپاست.
اين امر انزجار گروههاي مذهبي تندروتر منطقه بخصوص «اخوان المسلمين» را كه افراطي ترين همه اين گروهها در جهان عرب است، بر خواهد انگيخت. آقاي سعيد مي گويد: آنها انزواطلب اند. ديدگاه آنها اين است كه ما بايد بخاطر داشته باشيم كه از زمان جنگهاي صليبي تا به امروز در در يك مناقشه دايم با غرب قرار داريم.اما بخاطر تركيه و مردمسالاري بايد به حزب عدالت وتوسعه فرصت داد زيرا حتي اگر تحت فشار ارتش و دستگاه قضايي تركيه نباشد، با چشم انداز سياسي رعب انگيزي مواجه است. تركيه در آستانه فروپاشي اقتصادي قرار دارد، به نظر مي رسد بزودي پيشنهادش براي پيوستن به اتحاديه اروپا رد شود و شايد در قبرس با بحران مواجه گردد. در همين حين آمريكا براي حمله احتمالي به عراق، همسايه تركيه، آماده مي شود.
اردوغان در قبال اين چالشها رويكردي معتدل و احتياط آميز اتخاذ كرده است. وي از عضويت تركيه در اتحاديه اروپا واصلاحات سياسي لازم براي نيل به آن هدف، قوياً حمايت نموده و مي گويد اصلاحات اقتصادي را نيز به اجرا خواهد گذاشت. در مورد عراق، خود را همرنگ ارتش درآورده و ضمن ابراز نگراني از جنگ، اعلام كرده كه تسليم خواست سازمان ملل يا تصميم ارتش كشورش خواهد شد.
اگرچه اردوغان در زمان حضورش در شهرداري استانبول دستور كاري اسلامگرايانه داشت، ولي مي گويد اكنون شيوه كارش را تغيير داده است. جزب وي محافظه كاران سكولار را پذيرفته و زنان زيادي را نامزد حضور در پارلمان كرده بود. اردوغان مي گويد هدفش گستراندن مردمسالاري در تركيه و فراهم ساختن زمينه انواع آزاديها از جمله آزادي مذهبي است.
اكنون دولت بوش بايد با دولت اردوغان يك مشاركت ايجاد كند و از دولتهاي اروپايي بخواهد مذاكرات عضويت تركيه را آغاز كنند. اردوغان شايد شكست بخورد، ولي ممكن است الگويي از رفتار سياسي مردمسالار را براي جهان اسلام ارايه دهد.
نويسنده: نيل مك فاركوار ـ مترجم: رضا اسدي
مصاحبه نيوزويك با اسقف اعظم كانتربري
شيواترين توصيفهاي انسان را در قرآن خوانده ام
096114.jpg
دكتر رووان ويليامز، رهبر ۷۰ميليون مسيحي كليساي انگليس از حاميان انديشه گفت وگوي تمدنهاست و اكثر عمر ۵۲ساله خويش را صرف برقراري پيوندهاي نزديكتر بين اسلام و مسيحيت كرده است. ايشان به عنوان يكصد و چهارمين اسقف اعظم كانتربري در ۷سالگي استاد الهيات دانشگاه آكسفورد شد و تا به امروز ركورد جوانترين استاد اين دانشگاه بزرگ را در اختيار دارد. دكتر ويليامز كه در مسائل اجتماعي ديدگاهي ليبرال و در حيطه مذهب افكاري محافظه كار دارد، اولين ولزي طي حداقل هزارسال است كه به رهبري كليساي انگليس برگزيده مي شود ولي بخاطر موضع گيريهايش در قبال غرب اغلب به «جنجال آفريني» متهم مي گردد. جهت آشنايي بيشتر شما خوانندگان گرامي، برگردان مصاحبه نيوزويك با وي از نظرتان مي گذرد.
**شما توماري را امضا كرده ايد كه حمله احتمالي به عراق را «غيراخلاقي و غيرقانوني» توصيف كرده است. چرا؟
* فكر مي كنم واژه «غيرقانوني» از اين حيث به كار گرفته شد كه هم سنت «جنگ عادلانه» كليسا و هم قوانين بين الملل، اقدام نظامي بازدارنده را بدون عملي تجاوزطلبانه منع مي كنند و آن «غيراخلاقي» است زيرا در اخلاق و در فلسفه كلاسيك مسيحيت، دورانديشي پاره اي از اخلاق است و محاسبه فرجام كار بايد بخش بسيار مهم روند تصميم گيري باشد. اين امر از موضوع آشكار تلفات غيرنظامي جداست.
** شما از چه عواقبي هراس داريد؟
* يكي اين كه كشورهاي منطقه در حال حاضر ثبات سياسي ندارند و هر عملي كه نوعي شهادت اسلامي را فراروي صدام بگذارد، دست گروههاي اسلامگراي تندرو در كشورهايي همچون مصر، اردن، سوريه و عربستان سعودي را باز خواهد گذاشت. همچنين مسيحيان منطقه بدون استثنا مي گويند كه موضعشان به عنوان اقليت مذهبي جداً به خطر خواهد افتاد. ما تا همين حالا شاهد واكنش افراطيون عليه مسيحيان پاكستان بوده ايم، بنابراين تشويش و نگراني آنها كاملاً قابل درك است. نكته ديگر شايد مرتبط با موضوع به نظر نرسد، ولي هند و پاكستان فعلاً مناسبات بسيار ظريفي دارند و حمله بازدارنده به يك متجاوز احتمالي پيامي است كه مايل نيستيم اين دوكشور دريافت كنند.
** آيا شرايطي هست كه مداخله در عراق را توجيه پذير بسازد؟
* اگر تجاوز روشني صورت پذيرفته بود، آن وقت مي توانستيم پاسخي هماهنگ و متحد به كمك ساير كشورهاي مسلمان بدهيم. يكي از جنبه هاي جنگ سال قبل در افغانستان دقت وافري بود كه صرف شد تا كشورهاي اسلامي نيز در آن شركت داشته باشند و هرگونه سوءتفاهم درباره اسلام ستيزي زدوده شود. همچنين مداخله در عراق زماني قابل توجيه است كه سازمان ملل بر اساس محاسبه بسيار آشكار و دقيق تلفات جاني و خطرات منطقه اي مجوز حمله را صادر كند.
** آيا اين خطر وجود دارد كه شما داريد قضاوت خود را تسليم نظر سازمان ملل مي كنيد؟
* به همين دليل است كه هنوز درباره تأييد حمله به عراق از سوي سازمان ملل پرسشهايي دارم. من نظارت سازمان ملل را شرطي لازم مي دانم نه كافي.
** آيا نمي توان چنين استدلال كرد كه مردم عراق مستحق رهايي از چنگ رژيمي سركوبگرند، همانگونه كه افغانها از طالبان نجات يافتند؟
* براي بيان اين حرف مي توان مستندات محكمي آورد و همين جاست كه محاسبات را پيچيده مي سازد. اگر تاوان رهاندن ملت عراق بدعتي خطرناك شود براي برقراري روابط بين الملل از طريق اقدام نظامي نابخردانه، آن وقت ناگزيريم بازنگري كنيم. دوم، نجات مردم عراق مستلزم سرمايه گذاري در كشورسازي درازمدت است. ما با كشوري روبرو هستيم كه نهادهاي سياسي ابتدايي دارد و زيرساختهاي فيزيكي اش قريب به يك دهه بطور منظم تضعيف شده وفن آوري اش عمدتاً در خدمت تلاش براي احياي قدرت نظامي بوده است، كاري ۶ماهه نيست. اگر مدركي روشن درباره نحوه انجام اين عمليات مي ديدم، آسوده خاطر مي شدم. من هيچ ترديدي درباره اوضاع زندگي مردم عراق ندارم. وضعيت انزجارانگيزي است و صدام، يك جبار ديو صفت. انسان وسوسه مي شود كه كاري انجام دهد.
**كليسا در رويكردش نسبت به هيتلر به تسامح متهم شده بود، اينطور نيست؟
*آن موقع ما با موردي مواجه بوديم كه مي توان «جنگهاي مدرن منسوخ» ناميد. در دهه ۱۹۳۰ ما مناقشه هاي كشورهاي مستقل را بررسي مي كرديم، مناقشاتي كه منشأ آنها در نقض تعهدات آشكار عهدنامه بود كه ما را به نشان دادن واكنش در شرايط خاص ملزم مي ساخت و جديت تهديد بسيار بديهي و قطعي بود. از حداقل سال ۱۹۵۰ يعني سرآغاز عصر اتمي ـ ما با جهاني مواجه شده ايم كه مناقشاتش كمتر محلي است و كمتر به اعمال كشورهاي مستقل ارتباط دارد. بايد ميان اروپاي سال ۱۹۳۸ و حال و هواي محيط پسامدرني كه در آن قرار داريم، تمايزي دقيق قائل شد، محيطي كه به دليل فن آوري اطلاعات و نظامي و نيز اقتصاد، پيامدهاي واكنشهايي خاص به بحرانهاي نظامي را بسيار پيچيده تر كرده است.
**هم توني بلر نخست وزير انگليس و هم جرج بوش رئيس جمهوري آمريكا مسيحي هستند. آنها لابد پيش خود محاسباتي انجام داده اند. چطور آنها را متقاعد مي كنيد كه محاسبات شما برتر است؟
* شوق اخلاقي نابي براي برخورد با جنايات رژيم صدام وجود دارد، چيزي كه نسبتاً دير متوجه اش شده ايم. مايلم به آنها بگويم و شايد از زبان يك روحاني عجيب باشد، ولي مايلم بگويم كه در محاسبه بايد اخلاق را نيز مدنظر داشت. همچنين دوست دارم به بلر و بوش بگويم كه در ميان مدت و دراز مدت، با ايجاد گزينه هاي مثبت و ارايه تصاويري اميدبخش و ايجاد رابطه بين كشورهاي همسايه مي توان با رژيمي ستمگر و سركوبگر مقابله كرد. اين يك نگراني بجاي مسيحي است زيرا علاوه بر ساير چيزها، بحث ما درباره مفاهيم امنيت مشترك است كه ريشه بسيار عميقي در سنت مسيحيان دارد.
**از انتقاد شديد علني مسيحيان راستگراي آمريكا از اسلام نگران نيستيد؟
*اهانت به اسلام مرا بسيار نگران مي كند. نكته اي كه در مباحث بين مذاهب در اين بخش از انگليس برايم بسيار بديهي بوده، صراحت لهجه بسياري از علماي بزرگ اسلام (كه در رسانه ها مورد پوشش خبري زيادي قرار نمي گيرند) درباره ناسازگاري قرآن با تروريسم است. من برخي از شيواترين توصيفهاي مربوط به بشر و ماهيت انسان را در قرآن خوانده ام، گاهي فكر مي كنم هر چقدر مفسران مسيحي از جوامع بزرگ مسلمانان فاصله مي گيرند، ديدگاهشان مضحكتر مي شود.
**شما در يازده سپتامبر در منهتن بوديد. آن حادثه چه تأثيري بر انديشه شما گذاشته است؟
*من در دفتر «كليساي ترينيتي» در ۲۰۰ متري برجهاي دوقلو بودم، آن حادثه تا آنجا بر احساساتم تأثير گذاشته كه ازانديشيدن به اين نكته كه چطور ما مي توانيم اين عذاب را برديگران تحميل كنيم، وحشتزده مي شوم. اين واكنشي غريزي است، ولي وقتي داشتند آن روز صبح در ميان آن ابر غبار و فروريختن برج دوم، ما را تخليه مي كردند، آن حس قوي را داشتم. همچنين آن حس، من و بسياري از آمريكايي هاي همراهم را به طرح اين پرسش واداشت ـ نه براي تبرئه مجرمان ـ كه اين نفرت از كجا سرچشمه مي گيرد.
تصميمات تروريستها شايد پليد باشد، ولي بازبايد بپرسيد كه منشاء نفرتشان چيست.
**آيا شما درباره اقدام نظامي عليه طالبان نيز همين ترديد ها را داشتيد؟
*بله، داشتم، تا حدودي بدين خاطر كه حداقل جالب مي شد اگر مي ديديم حيله طالبان درباره آمادگي شان براي تحويل دادن اسامه بن لادن به دادگاهي اسلامي چقدر صحت دارد. خيلي جالب بود كه ببينيم چطور نهادي بين المللي مي تواند يك دادگاه كارآمد اسلامي تشكيل دهد. راهكارهاي ديگري (غير از حمله به افغانستان) نيز وجود داشت كه از بررسي آنها اكراه داشتيم. همانطور كه ديديم، جنگ كوتاهتر از پيش بيني ام بود و نتيجه اش، دست كم در كوتاه مدت، موفقيت آميزتر بود. هيأت منصفه درونم درباره كشورسازي هنوز پابرجاست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |