|
گفت وگو با كورش نريماني ـ كارگردان تئاتربه بهانه نمايش «والس مرده شوران»
|
|
|
|
|
|
|
|
جليل سازگارنژاد عضو كميسيون فرهنگي مجلس:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گفت وگو با كورش نريماني ـ كارگردان تئاتربه بهانه نمايش «والس مرده شوران»
كشمكشي نابرابر در برزخ
|
|
|
كوروش نريماني فارغ التحصيل كارشناسي ارشد در رشته كارگرداني تئاتر است. بيشترين فعاليت او به نمايشنامه نويسي براي راديو اختصاص دارد؛ علاوه بر آن چند كار تلويزيوني نيز در كارنامه او به چشم مي خورد. كه از آن جمله است كارگرداني تله تئاترهاي طالع عشق و خسيس دهكده روگاپن. آخرين نوشته و كارگرداني نريماني تئاتر شب هاي آوينيون در هجدهمين جشنواره تئاتر فجر جايزه نمايش برگزيده به مفهوم مطلق را به همراه هفت جايزه ديگر ازآن خود كرد و سپس در شهرهاي برلين، مولهايم و مونيخ كشور آلمان به اجرا درآمد و مورد استقبال تماشاگران قرارگرفت. نريماني اكنون نمايش والس مرده شوران را در سالن چهارسوي تئاتر شهر تهران به صحنه برده كه در همين باره با او به گفت وگو پرداخته ايم. ••• \ آقاي نريماني آيا وضعيتي كه شخصيت هاي نمايش شما در آن به سر مي برند نمادي از وضعيتي نيست انگار همه در برزخ به سر مي برند؟ * من معتقدم كه چه تئاتر و چه هر هنري به نوعي بازتاب غيرمستقيم وضعيت كشورش است. من نمي توانم بگويم آيا تئاتر من، دقيقاً بازتاب واقعيت امروز ما هست يا نيست اما قطعاً متأثر از شرايط هست. به هر جهت من لااقل در كارهاي خودم داعيه ام اين است كه حرفهايي كه مي زنم حرفهايي كلي است و به نوعي تاريخ مصرف ندارد و همه ما به طور غيرمستقيم با آن دست به گريبان هستيم. \ شما در اين نمايش به نوعي با جملاتي مثل «شفاف باشيد، لطفاً» و غيره گويا خواسته ايد حال وهواي كنوني را به طنز بكشيد و انگار كه خواسته ايد بگوييد در فضايي از اين نوع، شفاف بودن چقدر احمقانه است. * وقتي شما يك قضيه كلي اي را آن هم در مقوله طنز عنوان مي كنيد، خواهي نخواهي كلمات يا جملاتي كارتان را ـ من مي گويم ـ مزين مي كند. كلمات و جملاتي هست كه به گوش تماشاگر آشناست. به دليل اين كه بيش از اندازه دارند تكرار مي شوند و من اتفاقاً يكي از انتقادهايم به همين وضعيت است. اينكه سياستمداران ما كلماتي را آنقدر تكرار كرده اند كه ديگر كاربرد خودش را از دست داده است. \ در اين نمايش همواره مرده در مكاني بالاتر نسبت به زنده ها قراردارد؛ با آن لباس سفيد كه بيشتر شبيه رداي شاهانه است. آيا بهتر نبود گاهي زنده ها در مكان بالاتري قرارمي گرفتند تا اين كشمكش پررنگ تر مي شد؟ * اتفاقاً كشمكشي كه من قصدنشان دادنش را داشتم يك كشمكش نابرابر بود. جوري كه انگار تمام تلاشي كه زنده ها مي كنند بي فايده است. چون مرده به چيزهايي مسلح بود كه زنده ها نسبت به آن هيچ علمي نداشتند و در نهايت مرده يا همان مرگ پيروز مي شود. \ دقيقاً و چرا ترجيح داديد مرگ پيروز شود؟ * من تاحال به اين قضيه فكر نكرده بودم اما حالا كه شما مي گوييد فكر مي كنم چقدر بي مايه مي شد اگر كه مرده شور و زنش پيروز مي شدند. حتي جاي مرده مي خوابد و مي گويد كه او را بشويند اما زنده ها راضي به مرگش نمي شوند. درواقع زندگي شان را به وجود او وابسته مي بينند. مي توانم بگويم كه حداقل روند اين نمايش، چنين اقتضا مي كند و هيچ فلسفه يا بدبيني خاصي هم در كار نبوده. \ آيا بهتر نبود به دستگاه مرده شويي ـ اختراع مرد جوان ـ كمتر مي پرداختيد تا داستان جنبه فانتزي كمتري پيدا مي كرد و بيشتر توجه بيننده را به جنبه فلسفي داستان معطوف مي كرديد؟ * نمي دانم. زماني كه نمايشنامه را مي نوشتم فكر كردم كه به مرده شوي جوان ـ اشكبوس ـ كم پرداخته ام. به نوعي انگيزه او براي نفروختن سهم خود به مرده كم رنگ است. او با اختراعي كه كرده بود به نوعي نابغه بود اما همه نبوغش را صرف مرده شويخانه ـ درواقع مرده ها ـ كرده بود. حتي جايي مرده به او حالي مي كند كه كارهايش فايده اي ندارد. به اين دليل سعي كردم شخصيت او را هم همپاي شخصيت هاي ديگر پررنگ كنم. \ شما قلم توانايي در ديالوگ نويسي داريد، و نيمي از موفقيت كارهاي شما مرهون همين ديالوگ هاي خوبي است كه تماشاگر را در سالن نگاه مي دارد؛ چطور به اين نتيجه موفقيت آميز رسيديد؟ * دقيقاً نمي توانم علتش را بگويم اما من كتاب زياد مي خوانم. پيش از همه چيز به استادم بهرام بيضايي مديونم اگرچه نوشته هايم، از فضاي نوشته هاي ايشان بسيار دور است اما من خبرنگار هم بوده ام و كساني كه با آنها كار كرده ام هم اغلب آدم هاي طنزپردازي بوده اند مانند ابراهيم نبوي كه در حوزه طنزنويسي به سبك خاص خودش دست پيدا كرده و كاملاً در اين حوزه شناخته شده است. به علاوه من به فرهنگ مردم كوچه و بازار بسيار علاقه مند هستم و در اين زمينه مطالعات و مشاهدات بسياري كرده ام. شايد مجموعه اينها باعث شده تا به اين نوع از نثر و ديالوگ نويسي برسم. \ نظرتان راجع به وضعيت كلي تئاتر كشور چيست؟ * تئاتر در درجه اول نيازمند مكان مناسب است. يك گروه تئاتري براي آنكه بتواند جمع شود، تمرين كند، گفت وگو كند در درجه اول به يك مكان نياز دارد كه در ايران وجود ندارد. تئاترهاي كشور ما تعدادشان زياد است، بنابراين لازم است به اندازه كافي برايشان سالن اجرا و تمرين درنظر گرفته شود. انتظار مي رفت حداقل در مجلس ششم كه به نسبت نماينده هاي مجلس از قشر روشنفكر و تحصيلكرده تري انتخاب شده بودند به تئاتر بودجه و اعتبار بيشتري اختصاص پيدا كند اما عملاً چنين نشد. كدام نماينده مجلس براي ديدن تئاتر مي آيد؟ تنها نماينده مجلسي كه من در اين سالنها ديده ام بهروز افخمي بود كه دوبار «شب هاي آوينيون» را ديد. آن هم احتمالاً به خاطر آنكه مرتبط با كارش است. خب، وقتي نماينده مجلس نمي آيد كه تئاتر ببيند چطور مي شود انتظار داشت كه بودجه براي تئاتر اختصاص بدهد. الان سياستمداران ما وقتي درباره تئاتر سخنراني مي كنند هزار برابر از من تئاتري بهتر حرف مي زنند به حدي كه من ناگهان متوجه مي شوم تئاتر چه كاربردهايي دارد كه خود ما از آنها غافل بوده ايم؛ اما عملاً چه كرده اند؟ من مي گويم، تا پول نباشد تا بودجه و اعتبار و ارزش براي تئاتر قائل نشوند، هيچ اتفاقي نمي افتد.
|
|
|
|
|
پاياني غمگين آغازي مبهم
|
|
|
اركستر فيلارمونيك برلين در ۱۵سپتامبر (۲۴شهريور) سال جاري يعني پس از يكصدوبيست سال فعاليت، با رهبري «سرسيمون راتل» (Sir Simon Rattle) فصل هنري ۲۰۰۳ـ۲۰۰۲ را در سالن موزيك فراين شهر وين آغاز كرد. رهبري اين اركستر مشهور جهان پس از «هانس فون بلو» و «آرتور كيش»، «ويلهلم فورت ونگلر » و «هربرت فون كارايان» و نهايتاً «كلاديو آبادو»، در ارديبهشت گذشته به سرسيمون راتل سپرده شد. كلاديو آبادو كه پس از مرگ كارايان از سال ۱۹۸۹ به عنوان رهبر دائم اركستر فيلارمونيك برلين فعاليت مي كرد، ماه مه ۲۰۰۲ (ارديبهشت ماه ۱۳۸۱) پس از ۱۲سال همكاري با اين اركستر با اجراي سمفوني شماره ۷ از گوستاومالر از اركستر و دوستارانش خداحافظي كرده وچوب رهبري را به «سرسيمون» راتل سپرد. آبادو تنها رهبر اركستر فيلارمونيك برلين است كه در زمان حياتش از رهبري اركستر كناره گرفت و عامل اصلي اين تصميم نيز بيماري سرطان بود. انتخاب شهر وين براي اجراي آخرين كنسرت و وداع بااركستر فيلارمونيك برلين يكي از جنجالي ترين اتفاقات هنري اخير است اما همه ا فرادي كه آبادو را مي شناسند به علاقه وكشش او و همچنين آهنگسازاني چون گوستاو مالر به شهر وين آگاه هستند. جالب تر اينكه «سرراتل» نيز وين را براي برگزاري اولين كنسرت خود به عنوان رهبر دائم اركستر فيلارمونيك برلين انتخاب كرد. سرسيمون راتل در سال ۱۹۵۵ در ليورپول انگلستان متولد شده و در رويال آكادمي موزيك لندن تحصيل كرده است. وي از سال ۱۹۷۴ تا سال ۱۹۷۷ با سمت «آسيستان رهبري ا ركستر سمفونيك بورتموث انگلستان» فعاليت داشت و در سال ۱۹۷۹ در آمريكا براي اولين بار، اركستر فيلارمونيك لوس آنجلس را درهمان شهر رهبري كرد. او درسال ۱۹۸۰ به عنوان اولين رهبر و مشاور اركستر سمفونيك بيرمنگام شروع به كار كرد و بين سالهاي ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۸ كه رهبري دائم اين اركستر را عهده دار بود، موفق شد آن را به سطح يك اركستر بين المللي برساند. راتل درزمينه آثار اپرايي در سطح وسيع و متنوعي نيز فعاليت داشته است و رپرتواري از موتزارت و بتهوون تا واگنر واشتراوس و ياناچك را در كارنامه دارد. همكاري سرراتل با اركستر فيلارمونيك برلين، از سال ۱۹۸۷ و با اجراي سمفوني شماره ۶ از مالر آغاز شد و اين همكاري از همان سال بطور منظم ادامه يافت. از خصوصيات قابل توجه اين هنرمند، توجه و تمايل او به موسيقي آهنگسازان حاضر است و بسياري از آثار اين آهنگسازان براي اولين بار به رهبري وي اجرا شده اند. سرسيمون راتل در ضبط آثار نيز فعاليت قابل ملاحظه اي داشته ودرحال حاضر بيش از ۶۰ صفحه ضبط شده از وي عرضه شده است كه تعدادي ازاين صفحات موفق به اخذ جوايزي هم شده اند. ازجمله سمفوني شماره ۱۰مالر با اركستر فيلارمونيك برلين بود كه با موفقيت ونقدي بسيار خوب در جوامع هنري روبرو شد. وي به تازگي نيز مجموعه سمفوني هاي بتهوون را با اركستر فيلارمونيك وين ضبط وعرضه كرده است. راتل طي سالهاي اخير موفق به اخذ جوايز و القابي از مراكز هنري جوان شده است ، درسال ۱۹۹۴ به پاس خدمات وفعاليت هاي وسيع خود لقب سر (Sir) را از ملكه انگلستان دريافت كرد. و اما اولين كنسرت فيلارمونيك برلين با سرسيمون راتل بروي سكوي رهبري چگونه بود؟ كنسرت ۲۴شهريور شامل آثاري از هايدن ماگنوس ليندنبرگ (Magnus Lindenberg) آهنگساز حاضر سوئدي و نيز سمفوني بزرگ دوماژور از شوبرت بود. سمفوني هاي هايدن و شوبرت آثاري شناخته شده و مأنوس براي حاضران بودند؛ آنچه تازگي داشت قطعه Gran Due از ليندنبرگ بود كه براي ۲۴ ساز بادي (سازهاي بادي چوبي و بادي برنجي ) نوشته شده كه هرچند مهارت وتسلط فوق العاده نوازندگان دراين اثر تحسين برانگيز وغيرقابل انكار بود واستحقاق ستايش نيز داشتند اما پس از شنيدن اصوات روشن وساده سمفوني هايدن وملودي هاي پراحساس و گوياي شوبرت، اين موسيقي يك فضاي تاريك و مبهم بود…
|
|
|
|
|
دهمين نمايشگاه بين المللي قرآن كريم در يك نگاه
* نفيس ترين آثار هنري كشور در نمايشگاه قرآن عرضه مي شوند ۲۰۰ قطعه از آثار هنري نفيس و طراز اول كشور در بخش آثار و فعاليتهاي هنري دهمين نمايشگاه بين المللي قرآن كريم، به نمايش گذاشته مي شود. به گزارش رسيده از دهمين نمايشگاه بين المللي قرآن، مهندس كاظمي، معاون هنري وزارت ارشاد با اعلام اين مطلب گفت: اين آثار در كليه رشته هاي هنرهاي سنتي و اسلامي گردآوري شده است. وي افزود: امسال در يك قسمت از سالن اصلي نمايشگاه قرآن آثار استادان خوشنويس و پيشكسوتان هنر خوشنويسي به نمايش گذاشته مي شود.
* هر شب با يك كشور در نمايشگاه
نشست «شب كشورها» دهه دوم ماه مبارك رمضان و با حضور ۲۵ كشور شركت كننده در دهمين نمايشگاه بين المللي قرآن كريم برگزار مي شود. مدير كميته امور بين المللي دهمين نمايشگاه بين المللي قرآن كريم نيز با اعلام اين خبر افزود: در روزهاي برپايي نمايشگاه قرآن، نشست شب كشورها به طور منظم هر شب و با حضور نمايندگان كشورهاي دعوت شده در دهمين نمايشگاه بين المللي قرآن كريم برگزار مي شود.
* مانعي براي حضور توليدات قرآني ايران در مجامع بين المللي
عدم رعايت قانون مالكيت معنوي در محصولات رايانه اي، توليد كنندگان محصولات رايانه اي ايران را از حضور در مجامع بين المللي قرآن باز مي دارد. سيدمهدي تقوي مدير بخش نرم افزارهاي قرآني دهمين نمايشگاه بين المللي قرآن كريم ضمن بيان اين مطلب گفت: محصولات رايانه اي در مدتي كمتر از يك دقيقه به سرقت مي روند و دستگاههاي قانونگذار نيز هيچ حمايتي در خصوص رعايت قانون مالكيت معنوي انجام نمي دهند.
* برگزاري دومين همايش بين الملل قرآن مجيد
دومين همايش بين المللي قرآن مجيد طي روزهاي ۲۶ و ۲۷ آبان ماه در محل نمايشگاه بين المللي قرآن كريم برگزار مي شود. به گزارش ايرنا «محمدعلي تسخيري» رئيس مجمع تقريب مذاهب اسلامي با اعلام اين خبر، گفت: در اين همايش سخنرانان داخلي و خارجي به ارائه مقاله و سخنراني با موضوع قرآن و هنر مي پردازند. وي افزود: محورهاي موردبحث در اين همايش «هنر از ديدگاه قرآن»، «جلوه هاي هنر متعالي در قرآن»، «هنر و مفاهيم قرآن»، «هنرهاي قرآني (خط، تذهيب و قرائت) و «هنرمندان قرآني» است.
|
|
|
|
|
جليل سازگارنژاد عضو كميسيون فرهنگي مجلس:
متوليان متعدد حوزه فرهنگ را با بحران مواجه ساخته اند
|
|
|
متوليان متعدد، حوزه فرهنگ را با برنامه ها و سياستهاي متناقض به چالش كشيده اند و مجلس هر روز با درخواست هاي متعدد و متنوع اين دستگاهها براي جذب اعتبار روبرو است. به گزارش ايرنا، جليل سازگارنژاد عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با بيان اين مطلب گفت: يكپارچه سازي سياستگذاري و ساماندهي بخش فرهنگ كشور كاملاً ضروري است چراكه در حال حاضر باوجود وزارت ارشاد و دستگاههاي متعدد موازي فرهنگي كه هركدام برنامه هاي خاص خود را دارند، شرايط افزايش بودجه فرهنگي فراهم نيست. وي، بودجه بخش فرهنگ را ناكافي خواند و تصريح كرد: تا وقتي كه فعاليتهاي عرصه فرهنگي به صورت شفاف تدوين نشود، بحث افزايش بودجه تحت الشعاع برنامه هاي مقطعي و موردي قرارمي گيرد و به نتيجه نمي رسد. سازگارنژاد همچنين حوزه فرهنگ را شامل حضور و فعاليت «نخبگان»، «سياستگذاران» و «مجريان» دانست و خواستار تدوين استراتژي فرهنگي كشور توسط نخبگان شد. وي تأكيد كرد: تنظيم ايده ها، نقطه نظرات، تئوريها و تشكيل گروه «نخبگان فرهنگي» به عنوان گروه «مرجع» براي تبيين استراتژي عرصه فرهنگي ضروري است. سازگارنژاد اضافه كرد: تا زماني كه ساختار و جايگاه افراد متناسب با تخصص شان مشخص نشود، سياستگذاري فرهنگي ممكن نيست. وي يادآور شد: اظهارنظر افراد غيرمتخصص و تداخل فعاليتها در عرصه هاي مختلف فرهنگي، اقتصادي و سياسي، نشانگر نبود ساماندهي و نظم در ساختار عمومي كشور است. عضو كميسيون فرهنگي مجلس تأكيد كرد: رشد و توسعه سياسي و اقتصادي كشور به ساماندهي و بهبود ساختار فرهنگي بستگي دارد و فرهنگ زمينه ساز اقتصاد وسياست است.
|
|
|
|
|
دعاهاي روزهاي ماه مبارك رمضان
دعاي روز هفتم (۸۱/۸/۲۲) اَللّهُمَّ اَعِنّي فيهِ عَلي' صِيا'مِهِ وَ قِيا'مِهِ وَ جَنِّبْني فيهِ مِنْ هَفَو'اتِهِ وَ ا'ثا'مِهِ وَ ارْزُقْني فيهِ ذِكْرَ كَ بِدَوا'مِهِ بِتَوْفيقِكَ يا' ها'دِيَ الْمُضِلّينَ.
خدايا مرا بر روزه و نماز امروز ياري كن و از لغزشها وخطاها دورگردان و ذكر دائمي خود را روزيم كن، به توفيقت اي رهنماي گمراهان.
دعاي روز ششم (۸۱/۸/۲۱) اَللّهُمَّ لا تَخذُلني فيهِ لِتَعَرُّضِ مَعصِيَتِكَ وَ لا تَضرِبني بِسِياطِ نَقِمَتِكَ وَ زَحزِحني فيهِ مِن موُجِباتِ سَخَطِكَ بِمَنِّكَ وَ اَياديكَ يا مُنتَهي رَغبَةِ الرّاغِبينَ.
پروردگارا، مرا به سبب عصيان خوارم مكن و به ضرب تازيانه انتقامت كيفر منما و از موجبات خشم خود دور گردان. به حق احسان و نعمتهايت، اي منتهاي خواسته و آرزوي خواستاران.
هر كه به عافيت زير دستش خشنود باشد، از بالادست خود سالم ماند. امام علي (ع):
|
|
|
|
|
بر پرده سينماهاي تهران
| خواب سفيد: (كارگردان: حميد جبلي) عصر جديد،۱ سروش، شهرتماشا، شهرقشنگ، ماندانا، گلريز ،۱ قيام، ستاره، ميلاد و شيدا.
| بي همتا (كارگردان: جهانگير جهانگيري) آفريقا، بهمن،۱ ايران،۱ بلوار، سعدي، جام جم، پيوند، حافظ، تهران،۲ شيرين، جي۱ و البرز.
| بالاي شهر پايين شهر (كارگردان: اكبر خامين) قدس، صحرا، جوان، پارس،۱ جمهوري، تهران،۱ شقايق، سايه، گلريز، ملت، اروپا، رودكي، المپيا، فردوس و جي.۲
| سايه روشن (كارگردان: حسن هدايت) استقلال، آستارا، ايران۳ و مركزي.۱
| دختر شيريني فروش (كارگردان: ايرج طهماسب) جي،۲ عصرجديد،۲ بهمن،۲ ناهيد، كارون، آسمان آبي، پيام انقلاب، شهرتماشا۲ و شاهد.
| زندان زنان (كارگردان: منيژه حكمت) آسيا، مراد، دهكده المپيك، پارس۲ و عصر جديد.۳
|
|
|
|
|
همچنان بر همان پاشنه ي شكسته!
در هفته اي كه گذشت در كنار همه اخبار سياسي و اجتماعي رايج، معهود، معمول و كسالت آور خبرهاي ديگري هم بود كه شايد براي مردم ما و در نگاه اول، از اولويت نخستين برخوردارنباشد اما في نفسه آنقدر اهميت دارد كه به تنهايي از جمله بنيادي ترين معضلات زيست اجتماعي ـ فرهنگي ايران معاصر به حساب آيد؛ و آن اخبار مرتبط با دهه اي بود كه به هرحال و به بهانه بزرگداشت كتاب به كتابخواني و امورات مربوط بدان اختصاص داشت. اگرچه درطول سال، اين تنها فرصتي نيست كه به طرح مقوله كتاب دركشور ما اختصاص دارد و از نمايشگاه بين المللي در همان نخستين ماههاي هرسال آغاز و تا مراسم و بزرگداشتهاي كوچك و بزرگي چون كتاب سال، كتاب دانشجويي، نمايشگاههاي مختلف استاني، جوايز ناشران كتاب، جوايز مجلات فرهنگي ـ ادبي و... ادامه مي يابد. اما راستي چرا با همه اين بزرگداشتها، سمينارها، گفته ها، شنيده ها، توصيه ها و نصيحتها و هزار و يك هاي ديگر باز هم سرانه كتابخواني در كشورمان به حد تحقيرآميزي ناچيزاست، تا بدان حد كه طبق آخرين پژوهشهاي منتشره، ۸۸درصد دانش آموزان ايراني يا هيچگونه مطالعه غيردرسي ندارند و يا حداكثر، يك ساعت، سرجمع مطالعه آنهاست؟ تاحدي كه درميان ۳۸ كشور موردپژوهش كمترين ميزان مطالعه ازآن دانش آموزان ايراني است. همواره دلايل متعددي براي چنين حقيقت ناگواري فرض مي شود، كه ازآن جمله است گراني كتاب، عدم دسترسي مناسب مردم به اين كالا، فقدان جذابيت موضوعي آثار نوشتاري، عدم اعتمادكافي به كتابها به دليل اعمال مميزي و سانسور، پخش ناكارآمد آثارچاپي و.. اما بخشي از اين دلايل به نظر جدي تر مي رسند. گراني كتاب اگرچه رايج ترين دليل اما درواقع بعيدترين آنهاست. منصفانه بايد اعتراف كرد كه قيمت پشت جلد كتاب در كشور ما از بسياري كشورهاي ديگر ارزانتر هم هست؛ قيمتهايي چون ۳۰ ، ۴۰ و يا ۵۰دلار براي يك كتاب در كشوري چون آمريكا كه تيراژهاي چندصدهزار و حتي ميليوني امري رايج به شمارمي رود، بسيار عادي است. مسأله كتاب و كتابخواني درهمين كشور همسايه خودمان روسيه، گاه حتي غبطه هرناظري را هم برمي انگيزد. تقريباً درهرمكاني عده اي را همواره مي توانيد درحال خواندن كتاب مشاهده كنيد. حتي درقطارهاي مترو كه فاصله ايستگاه ها بيش از ده تا پانزده دقيقه بيشتر به طول نمي انجامد، انبوه مردمي (بدون هيچگونه محدوديت سني) كه سرگرم مطالعه كتابي (كتاب و نه حتي روزنامه و مجله و...) هستند، حيرت آور است. و اين در شرايطي است كه قيمت كتاب در فروشگاه هاي مسكو و سنت پترزبورگ به گونه اي است كه هر خواننده حتي حرفه اي ايراني را مي تواند ازخريد منصرف كند؛ جالب است بدانيد كه درآمد سرانه مردم روسيه با درآمد سرانه در كشور ماتفاوت معني داري ندارد. پس نكته اصلي كجاست؟ براي يافتن نكته اصلي البته كه به پژوهشي واقعي، آزاد، علمي و عاجل در ژرف ساختهاي ذهني و عيني جامعه معاصر ايران، نياز است. پژوهشي كه نشان دهد، علت يا علل سردماندن چراغي كه ميل به دانستن و دانايي ازطريق خواندن آثارمكتوب را درميان ملت ما مي تواند برافروزد، چيست؟ اگرچه تا آن هنگام مي توان بيشترين سوءظن را همچنان به عنصر بي اعتمادي خوانندگان ايراني به اساساً مقوله كتاب و متون نوشتاري در كشورمان معطوف داشت. فقدان باورپذيري به گونه اي است كه كمتر اثر تأليفي، دست كم در حيطه تاريخ، ادبيات و سياست از اقبال و اعتماد كامل جمعيت شكننده و كم شمار كتابخوان، برخوردار است. ملت ما، ملتي با ديرينه كشورهايي از سرزمينهاي عربي، آفريقايي، آمريكايي و حتي آسيايي كه خلق الساعه و در همين دهه هاي نزديك خود را ازمادر استعمار زايانده باشد، نيست. سهم انبوهي از تاريخ سازي تمدن بشر درسايه همين زبان و قوم و حيطه جغرافيايي باليده است. اما واقعيت بي چون و چرا آن است كه فقدان دموكراسي و آزادي هاي بنيادين، همواره بر آتش بي اعتمادي و گريز از حيطه هاي انديشه و توليد فرهنگي اين مردم دميده است. همه حاكميتها ـ مگر در دوره هاي بسياركوتاه ـ دايماً صاحبان فكر و كارگران بي اجر و مزد آفرينش ادبي و انديشگي را ازمهمترين تهديدكنندگان خويش فرض كرده اند و لذا مدام مرزهاي رابطه مردم با حاصل انديشه فرهيختگانش را كوتاهتر و محدودتر خواسته است. اين جريان دائمي و غيرقابل توقف درايران دوقرن اخير، نتيجه اش امروز به بارنشسته است تا آنجا كه حتي در مراسم مرگ هنرمند يا نويسنده اي كه همه هستي اش را بركارخويش نهاده است جمعيتي كمتر از يك هزارم تماشاگران يك بازي معمولي و درجه چندم فوتبال درعصر يك روز تعطيل به بزرگداشت وي حاضرمي شود. *** تبليغات بدون پشتوانه، بولتن هاي رنگارنگ، سخنراني هاي پي درپي در وصف اهميت كتابخواني، گوشزدكردن درجه احترام بزرگان قلم، برنامه هاي بي بو و خاصيت تلويزيون درباب كتاب، نمايشگاههايي كه بيشتر به بازارمكاره شبيه اند تا عناصري براي جذب و توليد خواننده هاي جديد و... چه اهميتي دارند وقتي كه همچنان اين در زنگاربسته بر همان پاشنه شكسته مي چرخد و ديگر هيچ؟ همه اين بودجه هاي ريزودرشت را به جاي آراستن ويترين آمار و ارقام رسمي، بايد يكجا صرف زيرساختهاي فرهنگي كرد. چندمدرسه مي شناسيد كه كتابخانه هاي زيبا و جذاب و كتابداران آموزش ديده شان، تن و جان كودكان اين سرزمين را به خواندن كتاب فراخواند؟ چندمعلم را مي شناسيد كه فارغ از رنج و اندوه لقمه اي نان، بتواند هفته اي يك كتاب بخواند و در دانش آموزانش عطش خواندن كتابي را برانگيزد؟ حذف سانسور، فراهم سازي امنيت و احترام واقعي و نه صوري و تشريفاتي براي اهل قلم، تعطيل هميشگي فضاهاي طرح و توطئه نسبت به نويسندگان و مؤلفان اين سرزمين، تغيير شيوه هاي آموزشي در مدارس از روشهاي سنتي و گريزاننده به روشهاي باز و مدرن و رغبت برانگيز، صرف بيشترين هزينه هاي ممكن براي توسعه كتابخانه هاي شهري و روستايي، تربيت نيروي انساني برخوردار، آگاه و ممتاز براي اداره كتابخانه ها و... تنها راهكارهاي احتمالي و عاجل و ممكن براي توسعه تفكر، فرهيختگي و حركت به سوي افقهاي تازه اي است كه ازملت كهنسال ما، فرزنداني چابك و دانا به فردايي كه پيشاروست عرضه خواهدكرد. البته اگر چنين دغدغه اي درميان باشد و باقي، تنها خشت زدن بردريا است.
|
|
|
|
|
اجراي ۶۵ سالگي چكناواريان در تالار وحدت
كنسرت موسيقي ملل به رهبري «لوريس چكناواريان» در تالار وحدت برگزارمي شود. به گزارش رسيده از تالار وحدت، كنسرت موسيقي ملل توسط اركستر سازهاي زهي ارمنستان و با همراهي چند تن از نوازندگان سازهاي بادي اركستر سمفونيك تهران به مناسبت ۶۸سالگي چكناواريان، اجرا مي شود. اين برنامه از هفدهم آذرماه بمدت ۱۵شب اجرا خواهدشد و در هر شب قطعاتي مربوط به يك كشور اجرا مي شود. «شهرام ناظري» خواننده موسيقي ايراني در يك شب از اجراي اين اركستر، لوريس چكناواريان را همراهي خواهدكرد.
|
|
|
|