|
در ميزگردي در دانشگاه تهران تشريح شد
دلايل و شواهدحقوقدانان براي اثبات تبيين اختيارات رئيس جمهوري
• ميزگرد بررسي لوايح رئيس جمهوري ديروز با حضور دكتر حسين مهرپور رئيس هيأت پيگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي و سيدمحمدهاشمي استاد حقوق اساسي دانشگاه شهيد بهشتي در محل تالار شيخ انصاري دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران برگزارشد.
|
|
دكتر هاشمي : از آنجا كه رئيس جمهوري منتخب مردم است، سپردن مسؤوليت اجراي قانون اساسي به رئيس جمهوري قابل دفاع مي باشد دكتر مهرپور : تلقي بخش عمده اي از حكومت بخصوص شوراي نگهبان اين بود كه مسؤوليت دفاع از حقوق ملت با رئيس جمهوري است
|
گروه سياسي : ميزگرد بررسي لوايح رئيس جمهوري ديروز با حضور دكتر حسين مهرپور رئيس هيأت پيگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي و سيدمحمدهاشمي استاد حقوق اساسي دانشگاه شهيد بهشتي در محل تالار شيخ انصاري دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران برگزارشد. بنا به گزارش خبرنگار سياسي «ايران»، در اين برنامه دكتر محمد هاشمي طي سخناني گفت: براساس پيش نويس اصل۵۷قانون اساسي عالي ترين مقام سياسي كشور رئيس جمهوري است و بعد از اصلاح قانون اساسي نيز رئيس جمهوري به عنوان دومين مقام رسمي كشور معرفي شد و از آنجا كه رئيس جمهوري منتخب مردم است، سپردن مسؤوليت اجراي قانون اساسي به رئيس جمهوري قابل دفاع به نظر مي رسد. وي خاطرنشان كرد: در خصوص مسؤوليت اجراي قانون اساسي نظارت از اهميت بسزايي برخورداراست. به همين دليل بايستي انواع نظارت مورد بررسي قرارگيرد. دكتر هاشمي با نام بردن از دونوع نظارت «قبلي» و «بعدي» تصريح كرد: نظارت «قبلي» جهت جلوگيري از تخلف است كه به سه صورت اعمال مي شود. «نظارت استصوابي» كه براساس آن مقام ناظر در مقام تشخيص مصلحت عمومي قرارمي گيرد، «نظارت استطلاعي» كه همچون نظارت استصوابي از شأن كنترلي و مراقبتي برخوردار است با اين تفاوت كه در آن مقام ناظر تصميم گيرنده نيست و «نظارت انضباطي» كه در آن ناظر در مقام تطبيق عمل و رفتار عمومي و يا تصميم عمومي متخذه با شايستگي هاي قانوني قرارمي گيرد. وي آنگاه نتيجه گيري كرد كه شأن شوراي نگهبان به عنوان مقام ناظر انتخابات، نظارت انضباطي است كه برصحت يا عدم صحت انتخابات نظارت مي كنند. دكتر هاشمي از «نظارت بعدي» به عنوان نوع ديگري از نظارت نام برد و در توضيح آن گفت: نظارت بعدي بيشتر نظارت مديريتي است كه به دو صورت اعمال مي شود. نظارت «سلسله مراتبي» به گونه اي كه مقام ناظر بتواند برزيرمجموعه خود نظارت كند و «قيمومي» كه در آن قيم يا فرد مسؤول نظارت هاي لازم را انجام مي دهد ولي براي اعمال نظارت نمي تواند بطور مستقيم كاري انجام دهد. وي اضافه كرد: در نظام تفكيك قوا ممكن است نتوانيم از نظارت «سلسله مراتبي» استفاده كنيم ولي بطور عمومي مي شود از «نظارت قيمومي» بهره برد. وي گفت: از آنجا كه براساس اصل ۱۲۴ رئيس جمهوري مي تواند براي انجام وظايف خود معاوناني داشته باشد مي توان اجراي قانون اساسي را نيز در چنين قالبي تعريف كرد. استاد دانشگاه شهيد بهشتي خاطرنشان كرد: در مورد نهادهاي حكومتي رئيس جمهوري مي تواند پس از اطلاع از تخلف، موارد نقض قانون اساسي را به اطلاع مقام رهبري برساند و انتظار مي رود رهبري تذكرات لازم را به متخلفين بدهد. وي پس از اشاره مختصري به نحوه نظارت برتخلفات احتمالي در قوه قضائيه گفت: آنچه در لايحه در قالب پيشنهاد ايجاد شعبه اي از ديوان عالي كشور آمده است كه درست نمي دانم و معتقدم اين مسأله محل تأمل و توجه است. * دكتر حسين مهرپور «رئيس هيأت پيگيري و نظارت براجراي قانون اساسي» نيز با تأكيد براينكه پيش از اين مباحث نظري و حقوقي پيرامون لوايح ازسوي صاحبنظران مطرح شده است، به ارائه توضيحاتي از جنبه هاي عيني موضوع پرداخت. دكتر مهرپور اضافه كرد: نكته اصلي در نظارت بر اجراي قانون اساسي، رعايت حقوق ملت است چرا كه نقض آنها ملموس تر است و از لحاظ حقوق بشر نيز از آنجا كه ايران نسبت به معيارهاي جهاني حقوق بشر متعهد شده است، پس بايد نسبت به رعايت حقوق ملت توجه بيشتري صورت بگيرد. استاد دانشگاه شهيد بهشتي تصريح كرد: از سال ۵۸ رئيس جمهوري به عنوان منتخب ملت و بالاترين مقام رسمي بعد از رهبري قلمداد مي شد و همواره از اين شأن برخوردار بود كه رئيس جمهوري بتواند هرگونه تمهيدي را براي جلوگيري ازمعطل ماندن اصول قانون اساسي بينديشد. وي اضافه كرد: تلقي بخش عمده اي از حكومت بخصوص شوراي نگهبان اين بود كه مسؤوليت دفاع از حقوق ملت با رئيس جمهوري است. اوج اين بحث نيز به سال ۱۳۶۹ بر مي گردد. در آن سال رئيس جمهوري نامه اي به شورايعالي قضايي نوشت و برخي از دستورالعمل هاي آن را خلاف قانون اساسي دانست. در مقابل شورايعالي قضايي نيز در اين مورد از شوراي نگهبان وقت استفسار كرد كه شوراي نگهبان در پاسخ صريحاً مي گويد كه طبق اصل ۱۱۳ قانون اساسي رئيس جمهوري چنين وظيفه اي را دارد. در قضيه تعزيرات حكومتي هم، چون شوراي نگهبان روند كار را خلاف مي دانست به رئيس جمهور نامه نوشت و با استناد به اصل ۱۱۳ گفت: «چون مسؤوليت اجراي قانون اساسي باشماست بايد مانع اعمال اين قانون شويد.» دكتر مهرپور با اين توضيح كه تفسير و تشخيص قانون اساسي با شوراي نگهبان است ولي مسؤوليت اجراي آن با رئيس جمهوري است، گفت: از آنجا كه سازو كاري براي اجراي قانون اساسي پيش بيني نشده بود، پس از انتخاب آقاي خاتمي به رياست جمهوري، ايشان هيأتي را تحت عنوان « هيأت پيگيري بر اجراي قانون اساسي» تشكيل دادند كه در عمل به رئيس جمهوري در خصوص نحوه اجراي قانون اساسي مشاوره مي داد. وي اضافه كرد: اين هيأت در طول اين مدت با بسياري از سازمانها همچون آموزش و پرورش، وزارت كشور، سازمان تأمين اجتماعي، مركز مشاركت امور زنان و قوه قضاييه مكاتبه كرده و از آنها درباره مواردي كه احتمال عدم اجراي قانون اساسي مي رود، سؤال كرده است. عموماً به سؤالات ما پاسخ داده شده است ولي در مواردي كه درخواست بازرسي كرده ايم كمتر پاسخ درست داده اند. مهرپور خاطر نشان كرد: از آنجا كه سازوكار مشخصي براي اجراي قانون اساسي وجود نداشت در مواردي كه هيچ همكاري اي صورت نمي گرفت نهايتاً رئيس جمهوري نوشته اند كه «اجمالاً به اين نتيجه رسيدم كه اصول قانون اساسي نقض شده است.» وي افزود: آنچه در اين لايحه اضافه شده اين است كه حق بازرسي بر حسن اجراي قانون اساسي به هيأت منتخب رئيس جمهوري تفويض شده است. رئيس هيأت پيگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي تصريح كرد: آنچه در ماده ۱۴ آمده مبني بر توقف تخلفات معطوف به تصميمات اداري است. وي اضافه كرد: بنده چون سالها قاضي بوده ام وسواس بسيار زيادي داشتم كه هيچ مقامي غير از مقام قضايي نتواند در احكام قضايي دخالت داشته باشد. به همين دليل درلايحه طوري پيش بيني شد كه رئيس جمهوري از طريق مراجع قضايي بتواند جلوي احكام قضايي را بگيرد. دكتر مهرپور «خيل عظيم و انبوه شكايت مردم از محافل قضايي و بازتاب هاي داخلي و خارجي» عاملي مهم در لزوم توجه به نقض قانون اساسي دانست و گفت: راهي كه به نظر مارسيده، اين است كه رئيس جمهور هم بتواند درخواست نقض اين احكام را بكند. پيشنهاد اوليه ما اين بود كه از طريق دادستان كل كشور درخواست رئيس جمهوري به ديوان عالي كشور برود كه بعد شعبه خاصي را پيش بيني كرديم. رئيس هيأت پيگيري بر نظارت و اجراي قانون اساسي در توضيح اينكه «چگونه رئيس جمهوري مي تواند دستور توقف احكام قضايي را بدهد، گفت: براساس تبصره ۲۶۹ ماده آيين دادرسي كيفري وقتي درخواست تجديد نظر در ديوان عالي كشور مطرح شود روند اجراي حكم متوقف مي شود. يعني به محض اينكه رئيس جمهوري درخواست رسيدگي مجدد در ديوان عالي كشور را مي كند خود به خود اجراي حكم صادره متوقف مي شود. وي در انتها خاطر نشان كرد: يك تبصره هم در اين لايحه به اختصاص بودجه براي جبران تضييع حقوق افراد پيش بيني شده است كه از اهميت خاصي برخوردار است.
|