• در بخش اول اين گفت وگو كه روز يكشنبه به چاپ رسيد، رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست به تشريح اقدامات اين سازمان براي كاهش آلودگي هوا، از رده خارج كردن خودروهاي فرسوده و معاينه فني خودروها پرداخت و تأكيد كرد كه سازمان حفاظت از محيط زيست بر تمام فعاليتهايي كه به نوعي با محيط زيست در ارتباط است، نظارت دقيق كرده و خواهد كرد.
در بخش اول اين گفت وگو كه روز يكشنبه به چاپ رسيد، رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست به تشريح اقدامات اين سازمان براي كاهش آلودگي هوا، از رده خارج كردن خودروهاي فرسوده و معاينه فني خودروها پرداخت و تأكيد كرد كه سازمان حفاظت از محيط زيست بر تمام فعاليتهايي كه به نوعي با محيط زيست در ارتباط است، نظارت دقيق كرده و خواهد كرد. اينك بخش دوم و پاياني اين گفت وگو را مي خوانيد:
| حالا اگر از اين بحث خارج شويم بدنيست اشاره اي داشته باشيم به بحث جنگلها و پارك و پاركهاي ملي به خصوص پارك ملي و حفاظت شده سرخه حصار كه سازمان شما و تعاوني مسكن وزارت جهاد كشاورزي درباره آن اختلاف دارند.
ما بارها شاهد آتش زدن جنگلها بوده ايم، البته اين ادعاي برخي از مسؤولان سازمان شما است. همينطور آتش سوزي پارك پرديسان كه به صورت عمدي توسط مأموران آتش نشاني وتنها براي صحنه سازي يك فيلم مستند كوتاه تلويزيوني به آتش كشيده شد. تكليف از ميان رفتن اين همه فضاهاي سبز كه به قول خود شما براي تنفس شهر تهران حياتي است چه مي شود. تنهابه خاطر دعواهاي ميان سازمانها بايد از ميان برود؟ جوابگو كيست؟
* البته پارك پرديسان، پارك ملي نيست.
| چون پارك ملي نيست ايجاد آتش سوزي در آن اشكالي ندارد؟!
* خير اينطور نيست. پارك پرديسان يك اكو پارك است كه بيشتر جنبه تحقيقاتي و مطالعاتي و گردشگري دارد.
ولي ما در سطح كشور ۱۶ پارك ملي داريم كه رده ملي حفاظتي و مديريتي سازمان را دارند.
پاركهاي ملي به دليل ذخاير بسيار ارزشمند گياهي و جانوري توسط سازمان شناسايي شده و تحت مديريت قرارگرفته اند. اين پاركها هريك داراي ويژگي هاي خاص خود هستند و از نظر ويژگي هاي اكولوژيك واقعاً بي نظيرند. در خصوص ارزشهاي تنوع زيستي اين پاركها هم نه تنها مطالعات وسيعي در سطح كشور بلكه در سطح بين المللي صورت گرفته است. از جمله اين ۱۶ پارك ملي، پارك هاي ملي سرخه حصار و خجير هستند كه هم به لحاظ گونه هاي گياهي و جانوري و هم به لحاظ اينكه در مجاورت شهر تهران قراردارند بي نظير هستند.
نقدينگي در اين كلانشهر بسيار بالا است و نقدينگي در كشور ما به طوري است كه سرمايه گذاري براي خريد زمين اصطلاحاً «زمين بازي» و ايجاد مسكن بسيار جدي و سنگين است. پارك هاي ملي سرخه حصار و خجير به عنوان تنفس گاه شهر تهران و مهاركننده ساخت و ساز بي رويه هستند. اگر شما نقشه تهران را از بالا نگاه كنيد. تهران به سمت غرب گسترش بي رويه داشته است و متأسفانه در آنجا منطقه حفاظت شده اي نداشته ايم ولي در سمت شرق به غير از مناطق شمال شرق تهران كه متأسفانه در سالهاي اخير توسط ارگانهاي مختلف از جمله ارگان هاي نظامي ساخت و سازهاي بي رويه اي انجام شده است، در ساير بخشهاي ساخت و ساز تقريباً مهار شده است. يك علت آن همين پاركهاي سرخه حصار و خجير است. اين پاركها متعلق به عموم مردم و جزو حق و حقوق شهروندان ايراني و بخصوص تهراني است و بايد از آنها محافظت شود. اين پاركها متعلق به نسل آينده هستند و اينكه ما به خود اجازه بهره برداري از همه ذخاير و تخريب و نابود كردن آنها را بدهيم، به معناي استفاده از سهم نسل آينده است.
بنابراين در حفظ پارك هاي ملي جدي هستيم و معارضين عديده اي هم داريم. موارد مختلف وجود دارد كه متأسفانه به دليل تخلفات و بي توجهي به قانون و اشتباهاتي كه صورت گرفته است به اين پارك ها تعرض شده است و سازمان هم با قاطعيت و تكيه بر قوانين در مقابل اينگونه تعرضات ايستاده است تا اين منابع ملي براي نسلهاي آينده حفظ شوند. سرخه حصار نيز نمونه اي است كه حدود دودهه پيش اشتباهي در واگذاري بخشي از اين اراضي ملي صورت گرفت متأسفانه با اينكه اين مسأله در آن سالها بارها مورد اعتراض سازمان حفاظت محيط زيست قرارگرفت به جاي اينكه ضمن اصلاح و رفع اشتباه، حق و حقوق اعضاي تعاوني را هم مورد توجه قراردهند، مسأله را پيچيده تر كردند. براي پيشبرد اهدافشان به راهها و شيوه هاي غيرقابل قبولي متوسل شدند، غافل از اينكه اينجا پارك ملي و قوانين مربوط به آن بسيار جدي است، البته در برهه هايي قضاوت بدون توجه به اهميت موضوع، پرونده را جدي نگرفتند اما در برهه هايي هم توانسته ايم با طرح موضوع از طريق مجامع قضايي، احكام خوبي را براي حمايت از پارك ملي سرخه حصار بگيريم. در نهايت دولت، سازمان حفاظت محيط زيست و شهرداري تهران مصمم هستند كه اين پارك را حفظ كنند و كاربري اين پارك تغيير پيدا نكند، قضيه به حدي حساس است كه اين چندهزارنفر عضو تعاوني عملاً در مقابل چند ميليون شهروند تهراني قرارمي گيرند.
با وجود آنكه سازمان حفاظت از محيط زيست تجربه و توان برخورد با چنين تعرضاتي را داشته است اما اگراين پرونده از سوي قوه قضاييه حمايت نشود و ضربه و آسيبي به يكي از پارك ملي وارد شود، نگهداري ديگر عرصه هاي طبيعي كشور نيز براي ما غيرممكن خواهد بود يعني اگر قرار باشد عده اي براي منافع شخصي خود انفال عمومي را مصادره كنند و دستگاههاي حكومتي كه وظيفه شان حفاظت از انفال و اموال عمومي است، به نفع منافع افراد خاص اقدام كنند، دچار مشكل خواهيم شد. ما به پشتوانه قانون اساسي در هر كجا كه در حفاظت از حريم پاركهاي ملي مسأله اي بوده، با جديت وارد شده و ايستاده ايم.منتها نقش قوه قضاييه در حل و فصل اين موضوع و اتخاذ مواضع و صدور احكامي كه منافع عامه را به دنبال داشته باشد، بسيارحائز اهميت است. اصلا ً تعداد افرادي كه منفعتي دراين مسأله داشتند مشخص نيست و جاي بحث دارد كه در ابتدا چند نفر بودند، به چند نفر رسيده اند و اين سندها چگونه جابه جا شده است. اگر اين پرونده شفاف شود، مسائل زيادي زير سؤال مي رود.
|
|
|
من از قوه قضاييه و محاكمي كه اين دعوا در آنها مطرح شده مي خواهم موضوع را با جامعيت بررسي كنند. همين درخواست را سال پيش از رياست قوه قضاييه كرديم و خواستيم موضوع پارك ملي سرخه حصار و كلاً موضوعات مربوط به محيط زيست را باتوجه به حساسيتي كه دارند با عنايتي خاص و حتي با تشكيل دادگاههاي ويژه بررسي كنند. دولت هم همانطور كه اشاره كردم، در حفظ عرصه پارك ملي بسيار جدي است و حدود ۱/۵ تا ۲سال پيش هم پيشنهادي براي تأمين معاوض داشت.
متأسفانه برخلاف مصالح و منافع اعضاي تعاوني، خود تعاوني جلوي اين كار را گرفت وگرنه اگر رؤساي تعاوني به پيشنهاد دولت تن داده بودند، الآن مسأله حل شده بود. منتها رؤساي تعاوني جور ديگري با موضوع برخورد كردند و اعضاي تعاوني كه بعضاً اصلاً از قضيه مطلع نيستند متضرر شدند. با اين حال سازمان و دولت در تلاش هستند، مجدداً زمينهاي معوضي را ـ حتي اگر ارزش بيشتري داشته باشد و امكان ساخت بي دغدغه و بي دردسر را مهيا كند ـ فراهم آورد. اين روش درگيري و برخورد قابل توجيه نيست و نتيجه اي ندارد. مهم آن است كه دولت، سازمان و شهرداري اجازه ساخت و ساز در پارك ملي سرخه حصار را نخواهند داد. ما براي بسياري از مناطق حفاظت شده و پاركهاي ملي مان طرحي داريم تا مستثنيات رابه نفع مردم و دولت خريداري كنيم تاحق و حقوق افراد رعايت شود.
| يكي ديگر از طرحهايي كه طي چند سال گذشته اجرا شده و سازمان تأكيد زيادي در موردش داشته است، طرح استراحت جنگل است، اجراي اين طرح بعد از بهره برداري از ۳ميليون هكتار از جنگلهاي شمال، نشان از توجه سازمان به حفاظت از جنگلها دارد. از سوي ديگر ما شاهد عبور كردن دومين خط لوله نفتي از عمق جنگل هستيم كه براي احداث اين خط لوله، اراضي جنگلهاي شمال به طول ۴۰كيلومتر و عرض ۱۲متر در حال تخريب هستند. سكوت در مقابل احداث چنين خط لوله اي در قلب جنگلهاي شمال چگونه قابل توجيه است؟
* علت اصلي ناپايداري و تخريب در جنگلهاي ما، شايد تغيير كاربري اين اراضي، بهره برداري بي رويه و قاچاق چوب باشد. پروژه هاي عمراني همچون اين خط لوله نفت يا پروژه هاي ديگر، به جنگلهاي شمال كشور آسيب زده ولي گستره تخريبشان محدود بوده است.
بااين وجود از نظر خط لوله نفت، بزرگراه تهران ـ شمال، شهرك سازي و گسترش ساخت و ساز همگي از عوامل تخريب و ناپايداري در اراضي شمال محسوب مي شود. درمورد خط لوله اي كه اشاره كرديد، سازمان نظراتش را اعلام كرده و وزارت نفت نيز پذيرفته است. آخرين استانداردها و ضوابط زيست محيطي را در احداث اين خط لوله اعمال و رعايت كندو كمترين آسيب را به اراضي بزند. به هر حال جاهايي هست كه اولويتهاي ملي اقتضا مي كند و سازمان محيط زيست نيز در مقابل يك تصميم ملي قرار مي گيرد و ناچار مي شود فقط ضابطه بگذارد و تصميم ملي را بپذيرد. اما بحث استراحت جنگل به اين بازمي گردد كه سازمان حفاظت از محيط زيست بعد از دوره اي كه بحث بهره برداري از جنگلهاي كشور بطور جدي مطرح بود، به اين نتيجه رسيد كه جنگلها توان اين بهره برداري انبوه را ندارند و متأسفانه نه طبيعت توان بازسازي خود را دارد و نه مسؤولان توجه جدي به آن دارند. روند تخريب و ناپايداري به قدري مشهود است كه خودمردم نيز بعد از مدتي تردد از مسيري كاملاً آن راحس مي كنند. استانهاي شمالي كشور نيز به دليل وجود همين اراضي مورد نظر قرار گرفته اند بنابراين از بين رفتن اين زيباييها به هر دليلي، ضربات جبران ناپذيري چون افزايش فرسايش خاك، رانش زمين و سيل را به دنبال خواهد داشت. افزايش وقوع سيل در چندسال گذشته به از بين رفتن جنگلهاي شمال بازمي گردد.
كارشناسان اقتصادي مي گويند ارزشهاي اقتصادي جنگل۳۰۰برابر ارزش چوب است. در حالي كه متأسفانه ما در گذشته ارزش جنگل را تنها در چوب آن ديده ايم. در مدتي كه متأسفانه بهره برداري بي رويه بود، پاك تراشي صورت مي گرفت. خوشبختانه سازمان جنگلها و مراتع هم اكنون نگاه بهتري در اين زمينه اعمال مي كند ولي كافي نيست.
الآن جنگلهاي شمال ايران با چند تا مشكل مواجه هستند يكي اينكه مساحت آنها خيلي كاهش پيدا كرده است و فقط ۹ درصد مساحت كشور را تشكيل مي دهد، در حالي كه اين رقم در برخي كشورهاي آسيايي و اروپايي ،۱۵ ۲۰ و حتي ۵۰ درصد است. بقيه جنگلهاي كشور نيز مراتع بسيار ضعيف و داراي مشكل هستند. در كنار كاهش مساحت، ما كاهش تراكم و افت كيفيت جنگلها را نيز داريم. يعني تراكم جنگلهاي كشور در سالهاي اخير به شدت كاهش پيدا كرده است. كيفيت نيز به همين صورت! روشهاي تك گزيني اگرچه در تئوري، اينها همگام با ضوابط زيست محيطي است اما در عمل بهترين گونه ها را از بين مي برد. چندي پيش در منطقه حفاظت شده البرز مركزي و شمالي بودم. در آنجا از طرحهاي جنگلداري قديم كه متأسفانه سازمان نتوانسته آنها را خلع يد كرده و از اين فعاليت جلوگيري كند، بازديد كردم. متأسفانه آنها به روش تك گزيني فقط درختهاي راش و بلوط را انتخاب مي كنند كه بهترين چوبها را دارند.
اينها به اصطلاح درختهاي حفاظت شده هستند اما همچنان مورد برداشت قرارمي گيرند.
| چگونه مي توان روي اين قضيه اعمال مديريت كرد؟
* يك راهش اين است كه بگوييم دامدار و روستايي مقصر هستند و مشكل قاچاق چوب است. يك راهش نيز اين است كه به عنوان دولت اعلام كنيم ما بهره برداري تجاري را متوقف مي كنيم، مناطق را باساز و كار حفاظتي كه هم اكنون وجود دارد، حفاظت شده اعلام مي كنيم و به شكل پاركهاي ملي مديريت مي كنيم. حق و حقوق دامدار و مردم را نيز پيش بيني مي كنيم. شايد بتوان براي حضور دام در حد قابل قبول مثل مناطق ديگر نيز برنامه ريزي كرد. ولي بهره برداري تجاري و قاچاق را واقعاً با تدابير حفاظتي متوقف كرد.
ممكن است سازمان جنگلها و مراتع نيز اين سياست را بپذيرد. البته سازمان جنگلها و مراتع نيز كارهاي خوبي انجام داده است و بحث بر سر محكوم كردن سياستهاي اين دستگاه نيست. ماهيت كار ما به عنوان يك دستگاه محيط زيستي اين است كه برعملكرد ساير دستگاههاي مرتبط با محيط زيست نظارت داشته باشيم. ما نسبت به صنعت هم نقش نظارتي داريم، نسبت به راه، ساختمان و همه فعاليتهاي اقتصادي نظارت مي كنيم. پشتوانه ما هم قانوني است كه براي ورود به همه مسائل دستمان را بسيار بازگذاشته است. بعضاً دستگاهها از اينكه سازمان حفاظت از محيط زيست بر كارشان نظارت يا دخالت كنند، احساس ناخوشايندي ندارند. وظايف ما ايجاب مي كند در كار همه دخالت كنيم، برعكس فعاليت برخي نهادها و وزارتخانه ها كه بين عملكردشان خطي كشيده شده و مرزي مشخص است.
قانون اساسي نيز جايگاه سازمان را طوري پيش بيني كرده كه هرگونه فعاليتي را كه به محيط زيست آسيب بزند، ممنوع دانسته است ما در مورد جنگلها با مسؤولان سازمان جنگلها و مراتع نيز بحثهاي كارشناسي متعددي داشتيم و اعلام كرديم جنگلها از ديدگاه سازمان حفاظت از محيط زيست، به شكنندگي و درجه اي از ناپايداري رسيده اند كه بايد حداقل تا چند سال برنامه هاي حفاظتي برايشان اعلام شود. برنامه هاي حفاظتي را هم قانونگذار در مجموعه قوانين و مقررات شوراي عالي محيط زيست و در قالب مناطق حفاظت شده و پاركهاي ملي پيش بيني كرده است. ما روش موفق و تجربه شده ديگري نداريم. الان اگر وضعيت پاركهاي ملي، مناطق حفاظت شده و تالابهايي كه زيرنظر ما مديريت شدند را با مناطق بدون حفاظت در حيات وحش و تنوع زيستي و... مقايسه كنيم مي بينيم مناطق حفاظت شده از نظر گونه هاي گياهي، جانوري و پايداري طبيعت وضعيت بسيار بهتري دارند.
سازمان اين مديريت را روزآمد مي كند و مطالعات جامع در مناطق انجام مي دهد و با اجراي يك برنامه مديريتي كه هم مسائل اجتماعي، هم مسائل اقتصادي و هم مسائل زيست محيطي را در بربگيرد، سعي در حفظ طبيعت و قدرت بازسازي اين مناطق دارد. ما فكر مي كنيم اين سياست بايد براي جنگلها اعمال شود، ابزار، تجربه و توانمندي اش در سازمان وجود دارد. اين تصميم بايد يك تصميم ملي باشد وهمه در آن مشاركت داشته باشند. موضع گيري و برخورد لفظي و درگيري بين سازمانها وجود نداشته باشد، ما اين مسأله را از وظايف واختيارات سازمان مي دانيم و حق داريم نظر و درخواستمان را به دولت و شوراي عالي محيط زيست ارايه دهيم و با جديت آن را دنبال كنيم. اينكه دستگاهي تصور كند اين حيطه وظايف واختيارات خودش است، كاملاً اشتباه است چون پشتوانه هاي قانوني سازمان حفاظت از محيط زيست هيچ محدوديتي و حيطه اي ندارد.
همه حرف ما در مورد جنگل اين است و پيشنهادات را از طريق دولت و شوراي عالي محيط زيست پيگيري مي كنيم. جلسات كارشناسي متعددي نيز با سازمانهاي ذيربط از جمله سازمان جنگلها و مراتع داشته و خواهيم داشت تا بتوانيم به راهكاري برسيم كه در نتيجه آن سرمايه هاي طبيعي و محيط زيست كشور براي آيندگان نيز قابل استفاده باشد.
| منابع آينده درياي خزر شامل آلاينده هاي شهري و روستايي، كشاورزي، صنعتي داخلي و آلودگي موادنفتي و راديواكتيو از سوي كشورهاي همسايه است وهمين امر باعث كاهش و از ميان رفتن موجودات آبزي از جمله ماهيان خاوياري شده است، آينده اين درياچه منحصر به فرد را چگونه مي بينيد؟
* سازمان براي درياي خزر كه از نظر اكولوژيك براي ما بسيار حائز اهميت است، برنامه هاي ملي و منطقه اي متعددي را پيگيري مي كند. پيشرفت بسيار خوبي هم در برنامه هاي منطقه اي داشته ايم. مرحله اول برنامه «محيط زيست كاسپين» يا «سپ» كه شامل برنامه هاي مطالعاتي بوده، به پايان رسيده است.
مركز هماهنگي هاي اين طرح بزودي از باكو به تهران منتقل خواهد شد و در چندماه آينده ميزبان كنوانسيون محيط زيست درياي خزر هستيم اين كنوانسيون بعد از حدود ۲سال رايزني و كار مشترك بين كشورهاي حاشيه دريا باهدف حفظ محيط زيست درياي خزر، جلوگيري از آلودگي، مديريت سواحل، حفظ تنوع زيستي و واكنش هاي سريع در مواقع بروز حوادث غيرمترقبه، تهيه شد. بخش مطالعاتي اين برنامه تقريباً به اتمام رسيده و بزودي با انتقال مركز هماهنگي هاي طرح از باكو به تهران، فاز اجرايي اش آغاز مي شود. در سطح ملي نيز پالايش صنايع به صورت جدي دنبال شده است كه براساس آن صنايع فعال در استانهاي ساحلي درياي خزر موظف به رعايت استانداردهاي زيست محيطي شده اند. در بحث مديريت سواحل نيز نسبت به مديريت مناطق حفاظت شده ساحلي اقدامات و تدابير ويژه اي اتخاذ شده است. حفظ شبه جزيره «ميان كاله» كه هم ايستگاه پرندگان مهاجر است و هم مكاني براي پرورش گونه هاي مختلف آبزيان دريااز آن جمله است. اين شبه جزيره هم جزو كنوانسيون رامسر تلقي مي شود و هم از نظر برنامه «انسان و زيست كره» يونسكو مورد توجه است. متأسفانه اين شبه جزيره از جمله مواردي است كه معارضين زيادي دارد، اميدواريم قوه قضائيه نسبت به حفظ شبه جزيره ميان كاله كه تنها بخش طبيعي حفظ شده ساحل درياي خزر در مازندران است، تلاش كند. همچنين اخيراً پارك ملي «بوجاق» در استان گيلان را در شوراي عالي محيط زيست به تصويب رسانديم. اين اولين پارك ملي ساحلي و تالابي است.
از ديگر برنامه هاي گشت هاي سنجش آلودگي در قالب طرح سب و باهمكاري ساير دستگاهها بوده است كه مي توان به سنجش مواد راديواكتيو با همكاري سازمان انرژي اتمي اشاره كرد. خوشبختانه در اين مطالعه مشخص شد آلودگي قابل سنجشي را كه نگران كننده باشد، نداريم ولي متأسفانه آلودگي هاي غير راديواكتيوي در سواحل وجود دارد، يك علتش ورود فاضلابهاي شهري است كه ما از طريق انجام مكاتبات متعدد، خواستار تسريع اجراي پروژه هاي فاضلاب شهري در استانهاي شمالي كشور شديم و اميدواريم دولت كمك لازم را در اين زمينه انجام دهد.
برنامه جامع «مديريت مواد زائد» براي سه استان شمالي را نيز دولت به عنوان يكي از برنامه هاي اولويت دار انتخاب كرده و سازمان در حال پيگيري است. مديريت مواد زائد و زباله درشهرهاي شمالي در سالهاي گذشته وضعيت خوبي نداشته و اميدواريم اين مشكل را كه اثر بسيار نامطلوبي بر دريا مي گذارد، با همكاري وزارت كشور و شهرداريها، حل كنيم ما اين تلاشها را براي درياي خزر انجام داده ايم و اميدواريم كشورهاي ساحلي نيز با همين جديت با مسأله برخورد كنند چون بيشترين ميزان آلودگي ها از طريق رودخانه «اورال» و «ولگا» وارد درياي خزر مي شود و بيشترين فعاليت هاي نفتي را نيز متأسفانه آذربايجان و كشورهاي ديگر دارند. اخيراً هم يك نفتكش با حدود دوهزارتن نفت در درياي خزر دچار آسيب شد و آلودگي بسيار وسيعي ايجاد كرد. اميدواريم آنها هم موضوع را جدي بگيرند چون به هر حال درياي مازندران ميراث مشترك كشورهاي منطقه بوده و به لحاظ زيست محيطي و اقتصادي براي ما بسيار مهم است.
|
|
|
| همانطور كه مي دانيد ۲۵۰تالاب دركشور وجود دارد كه تعدادي از آن تالابها درسالهاي اخير كاملاً خشك شده اند و تا آنجا كه اطلاع داريم با توجه به پديدآمدن چنين مشكلي در سال۸۰ سازمان حفاظت محيط زيست جهت ساماندهي اين تالابها با سازمان ملل وارد مذاكره شده و پس از موافقت پروژه مشتركي را آغاز كرده اند در اين خصوص توضيح دهيد؟
* در سال۱۳۸۰ سازمان محيط زيست با سازمان ملل پروژه مشتركي تحت عنوان برنامه مديريت زيست محيطي تالابها را آغاز كرد كه در بخش نخست مطالعات مديريت بهينه تالابهاي كشور را انجام داديم و بخش دوم برنامه به طور نمونه براي چندتالاب كه از اهميت بسياري برخوردار هستند، به اجرا درخواهد آمد.
امروزه اثبات شده است ارزش اقتصادي تالابها چندين برابر اراضي كشاورزي است. تالابها همچون جنگل خدمات تنوع زيستي متعددي دارند ازجمله تأثيرات مثبت بر آب وهواي منطقه، تأثير مثبت بر تنوع زيستي اثري كه در مهار سيلاب و تعادل بخشي به آبهاي شيرين در مناطق دارند و حتي اين تالابها در بسياري از نقاط كشور ارتباط تنگاتنگ با معيشت مردم دارند.
متأسفانه تالابها با سوءمديريت در بحث منابع آب و سدسازيهاي بي رويه كه منابع آبي را كه ارزش زيستي بسياري دارند از رودخانه ها منحرف كرده و رودخانه ها را خشك مي كنند آسيب ديده اند. بايد نوع نگرش درمديريت منابع آب اصلاح شود و حق ذاتي رودخانه ها و تالابها مورد توجه قرار گيرد. اگر تنها به فكر انحراف آب رودخانه ها به سمت سدها و ذخيره آب در پشت اين سدها باشيم وتوجهي به طبيعت نداشته باشيم قطعاً با عوارض بسيار شديدي مواجه خواهيم شد.
| تاكنون چند تالاب خشك شده است؟
* در سالهاي اخير ۱۶ الي ۱۷تالاب خشك شده است كه خوشبختانه با بارندگي هاي سال گذشته بسياري از اين تالابها دوباره احيا شده اند . اما مهمترين تالابي كه همچنان خشك است تالاب هامون است كه اهميت بين المللي خاصي دارد.
اين تالاب متأسفانه در اثر توسعه پي درپي و عدم ورود آب رودخانه هيرمند در دوسال گذشته كاملاً خشك شده است اين تالاب براي مردم اهميت خاصي دارد اول اينكه آب وهواي منطقه متأثر از آن است و خشك شدن آن سبب افزايش توفانهاي شن و فرسايش شديد در اين منطقه شده است. پيش از اين شغل جدي مردم اين منطقه حصيربافي بود و همين وضع را در خوزستان داريم ومردم با تالاب حورالعظيم و شادگان امرارمعاش مي كنند وما هم از آنان استقبال مي كنيم. ما فكر مي كنيم اين تعادل بين جوامع محلي و مسائل اقتصادي و تالاب و حفظ و رعايت مسائل زيست محيطي مي تواند به يك مديريت بهينه بينجامد. اين مطالعه هم به همين منظور صورت گرفته است كه با استفاده از بهترين كارشناسان جهاني و تجربيات جهاني براي بهبود وضعيت تالابهاي كشور اقدام مثبتي انجام دهيم.
اميدواريم با رهاشدن آب در رودخانه هيرمند همكاري خوبي كه با دولت افغانستان داريم وهمچنين اهميت بين المللي، اين تالاب دوباره احيا شود، چون احيا مجدد آن هم براي مردم منطقه وهم براي آب و هواي كشور ايران و حتي افغانستان بسيار مفيد خواهد بود.