|
پاسخ سازمان ميراث فرهنگي به گزارش «ايران» درباره كاخ ـ موزه هاي تهران
ادعاي جامع و كامل بودن نداريم
|
|
|
هفته گذشته در صفحه ميراث فرهنگي گزارشي از يك گروه حامي ميراث فرهنگي با عنوان «مختصر وغيرمفيد!» به چاپ رسيد كه به موضوع شيوه اطلاع رساني در كاخ ـ موزه هاي تهران و كاستي هاي آن اختصاص داشت. سازمان ميراث فرهنگي توضيحي را درباره اين گزارش ارائه داده است كه در پي از نظر خوانندگان مي گذرد. شايان ذكر است كه در اين توضيح هيچ يك از مفادگزارش «ايران» مورد ترديد قرار نگرفته است. ••• گروه هاي حامي ميراث فرهنگي،اتفاق خجسته اي است كه از افزايش ضريب حساسيت عمومي نسبت به ميراث فرهنگي حكايت مي كند به ويژه كه در اين گروه ها،روزنامه نگاران و اهل قلم هم حضور دارند و مي توانند شرايط بسيار متعادل تري خصوصاً در عرصه نظري و راهبردي براي حمايت ازميراث فرهنگي فراهم آورند. سازمان ميراث فرهنگي كشور به عنوان متولي اصلي اين بخش از فرهنگ،بايستي پاسخگوي همه آحاد ملت باشد. سازمان ميراث فرهنگي از اين كه در يكي دو سال اخير مخاطب پرسش صاحبان انديشه قرار مي گيرد آن قدر غرق در شعف شده كه تلخي برخي انتقادهاي گزنده را اصلاً احساس نمي كند. گلايه دوستانه و يا طعنه روزنامه نگاران عزيز را شنيدن،كمترين هزينه اي است كه ميراث فرهنگي وسازمان متولي اش براي «ديده شدن» و «به حساب آمدن» مي پردازند. پس انصاف نيست كه بر آشوبيم يا به دفاع يكجانبه از عملكرد خود بپردازيم. فقط از دوستان روزنامه نگار ومطبوعاتي يك تقاضا داريم و آن اين كه براي شنيدن پاسخ منطقي،از رويكرد به ژورناليسم احساساتي كه به حواشي غير فرهنگي موضوع دامن مي زند، بپرهيزند. اين تأكيد بدان جهت بود كه ما بيشتر نيازمند بهره جويي از درياي دانايي دانشوران و ارباب خرد هستيم تا مجروح شدن به نيش قلم عاصي شان. با اين مقدمه و به عنوان مدخلي بر مبحث «راهكارهاي بهبود وضعيت موزه ها در ايران» مطلبي پيرامون كاخ موزه هاي تهران به خوانندگان ارجمند تقديم مي شود. «كاخ موزه ها» پديده هايي هستند كه محصول تحولات تاريخ معاصر بشري بوده اند، اما بايد در نظرداشت كه اين نوع از موزه به دليل وجوه گوناگون و كاركردهاي چندگانه خود صرفاً سياسي و حتي تاريخي و يا هنري تلقي نمي شوند. اين مجموعه ها نه تنها از منظر اقتصادي بلكه بيشتر از بعد فرهنگي / هنري ،جزو سرمايه هاي ملي به شمار مي روند كه با دگرگوني هاي اجتماعي از انحصار مالكيتي افراد وخانواده هايي خاص خارج شده ودر اختيار عموم قرار گرفته اند. اما اين سرمايه ها چگونه بايد باشند و چگونه مي توان از آنها بهره برد. اين پرسشي است كه از اولين سال پيروزي انقلاب اسلامي ذهن برنامه ريزان را به خودمشغول كرده است و در شرايط مختلف دودهه پس از انقلاب به آنها پاسخ هايي بر مبناي شرايط پديد آمده، داده شده است شايد اين را بتوان از روند شكل گيري موزه ها وكاخ موزه ها و حتي حكايت بود ونبود اموال موجود در آنها و استقرار و ادعاي مالكيت نهادهاي مختلف در آنها به وضوح دريافت. ـ اين كه فضايي با آثار خاص خود از نيمه راه به موزه تبديل مي شود با روند شكل گيري موزه اي كه بر مبناي موضوع و مجموعه آثار همگن، ايجاد شده متفاوت است. اين گونه است كه نمي توان تعاريف و انتظارات موجود در موزه هاي تخصصي هم چون فرش، رضاعباسي،ايران باستان يا آبگينه و سفالينه را به كاخ موزه ها تعميم داد. حتي شرايط و قواعد حاكم بر كاخ موزه هاي ساير كشورها را نيز كه در ظرف زماني و محيطي خاص خود شكل گرفته اند نمي توان به كاخ موزه هاي داخلي تسري داد. ـ چندگانگي موضوع در كاخ موزه ها از جمله دشواري هاي پيش روي اين نوع از موزه ها ست. وجوهي همچون تاريخ هنر، معماري، اجتماع، سياست و حتي ويژگي هاي طبيعي اين مجموعه ها موضوعي است كه توقعات وتأثيرات مختلفي ايجاد مي كند، اين گونه است كه موزه داران كاخ ها در برابر پرسش ها، ناشناخته ها و انتظارات بسياري قرار دارند كه به يقين بادو دهه كار و حجم ناچيز نيروي انساني نمي تواند به جواب برسد. پيداست كه موزه ها وظيفه آموزش همگاني وتلاش در جهت اعتلاي فرهنگ و دانش را به عهده دارند؛ بويژه موزه هاي دولتي وملي كه بايد به اهداف ملي وعمومي بينديشند واز نيازها و خواسته هاي فردي و گروهي فاصله گيرند. از همين رو است كه انتخاب تاريخ به مثابه گذشته اي كه پايان يافته و پرونده آن بسته شده است از حساسيت بسيار كمتري نسبت به موضوعات ديگر برخوردار است. كثرت و تنوع آثار موجود در كاخ موزه ها نيز يكي از دردسرهاي همواره موزه داران بوده است. كافيست اشاره كنيم كه تنها سه مجموعه نياوران، سعدآباد و گلستان از تنوع افزون تري نسبت به مجموع ساير موزه هاي موجود در كشور برخوردار هستند واگر قرار باشد كه اين كاخ موزه ها بتوانند اطلاعاتي تخصصي و مكفي در زمينه آثار و اشياي خود ارائه دهند بايد فقط در زمينه پژوهش از كارشناساني به اندازه مجموع كارشناسان موجود در موزه هاي تخصصي بهره بگيرند واين در حاليست كه سازمان ميراث فرهنگي و به تبع آن كاخ موزه ها تنها توانسته اند نيمي از نيروي انساني مورد درخواست در زمان تأسيس را جذب نمايند و در مقابل آن با گذشت پانزده سال تعداد موزه ها وكاخ موزه هاي داير به دو برابر افزايش يافته است و به دنبال آن نيز حجمي به مراتب بيشتر از آثار قبلي در معرض ديد عموم قرار گرفته است البته بايد به همه اينها فقدان ويا كمبود كارشناسان متخصص درزمينه شناخت آثار اعم از ايراني وغيرايراني را افزود هر چند كه تلاش هاي پژوهشي بسيار براي افزايش اطلاعات دقيق علمي آغاز گرديده است. پژوهش هايي كه به نتيجه رسيدن آنها،زمان وشرايط مناسب خود را مي طلبد. ممكن است در برابر اين گفته، مطرح كنند كه نبود چنين موزه هايي ونديده شدن چنين آثاري بهتر از بودن آنهاست. ولي اگر بپذيريم كه اطلاعات امروز ما ـ كه بسيار هم قابل توجه است ـ حاصل باز بودن موزه ها وبه تماشا گذاردن آِثار در برابر كساني است كه يا دانسته هاي خود را به ماهبه مي كنند و يا با تلنگري نقادانه، ذهن و توان ما را مي نوازند و بيدار مي كنند. ديگر از بسته بودن موزه ها دفاع نمي كنيم. با همه اين اوصاف يكي از مشكلات همواره ميراث فرهنگي و موزه ها در ساليان گذشته آن بوده است كه به جاي آن كه فرصتي داشته باشند تا با همياري وهمراهي ساير نهادها ومراكز دولتي و خصوصي و تشكل هاي مردمي به انديشه و كار در زمينه حفظ، احيا و معرفي موضوعات خود با همه نبودها و كمبودها بپردازند، بيشتر مجبور بوده اند هزينه و نيروي خودرا صرف دفاع در برابر تعرضات ناشي از ناآگاهي عمومي و يا غرض ورزي كساني كنند كه به منافع و خواسته هاي خود انديشيده اند و پيشتر منفعت شخصي خود را بر منافع ملي ترجيح داده اند. براي درك بهتر اين مسأله بهتر است به شرح درگيري كاخ موزه ها با طرف هاي ريز و درشت خود كه شمه اي از آن در مطبوعات سال هاي اخير انعكاس يافته، نگاهي بيندازيم. با وجود همه اينها، بدليل اهميت وارزش چنين مراكزي از چند سال گذشته به طور جامع برنامه هايي جهت سامان دهي و بهينه سازي وضعيت آنها آغاز گرديده است كه در آغاز به شناسايي و مطالعه وضعيت موجود، كمبودها و مشكلات انجاميد و براي حل اين مسائل و همچنين بالا بردن كيفيت شرايط آنها با مطالعه، بررسي وامكان سنجي طرح هايي جهت جايگزيني و اجرا برنامه ريزي گرديده اند، شايان توجه است كه برنامه ها بر مبناي شرايط و وضعيت خاص هر كدام از كاخ موزه ها انجام مي پذيرند چرا كه نمي توان در ميان آنها پاسخ هايي يكسان جست، به طور مثال نمي توان شرايط بازديدي يكساني را در كاخ هاي نياوران، صاحبقرانيه، ملت ويا شمس العماره فراهم نمود چرا كه شرايط حفاظتي و حساسيت آثار در آنها متفاوت است. امروزه ديگر پذيرفته شده است كه استفاده از راهنماي انساني به دليل داشتن تمايلات و حساسيت شخصي و اجتماعي نمي تواند شيوه مؤثري در افزايش بهره وري موزه ها باشد از همين رو برنامه هايي همچون راهنماهاي شنيداري و مكتوب در مرحله اول و ايجاد بانك هاي اطلاع رساني تخصصي در مرحله ثانويه در كاخ موزه ها طراحي شده است كه اميدواريم در طي زمان نه چندان طولاني به انجام و بهره برداري برسد. موزه داران و متوليان موزه هيچ گاه ادعاي جامع و كامل بودن نداشته اند بلكه آنها امانتداراني هستند كه وظيفه برقراري ارتباط ميان مجموعه ها و صاحبان اصلي آنها يعني مردم را عهده دار هستند. شايد همان گونه كه لازم است مردم منتقد و پرسشگر باشند بايد خودنيز گام هايي در جهت تكميل نقص ها بردارند و در اين ميان وظيفه هنرمندان،انديشمندان و محققان سنگين تر و بيشتر است، امروزه اگر در موزه ها با كمبود اطلاعات عرضه شده و گاه اشتباه روبرو هستيم ـ كه البته در مقابل اطلاعات تكميل شده و صحيح، حجم قابل تأملي ندارد ـ نه از سر عمد و يا سهل انگاريست، امروزه اشياي خاموش كاخ موزه ها كه فاقد اطلاعات هستند همچون علامت هاي پرسشي در برابر ديد همگان قرار دارند تا آنها را دريابيم و هركدام كه مي توانيم از سر محبت كلمه اي و فعلي متناسب به اين جمله ناقص بيفزاييم تا همه بهره مند شوند، كاخ موزه هاي تابعه سازمان ميراث فرهنگي، حضور هدايتگر و مسؤولانه فرهيختگان و صاحبنظران شاخه هاي مختلف علوم را بي صبرانه انتظار مي كشند.
|