|
بررسي نقش واشنتگتن در جنايات روزمره اسرائيل
خيانت آمريكا به قبله گاه نخست مسلمانان
|
|
|
در بيست و چهارم ژوئن امسال، جرج بوش رئيس جمهوري آمريكا در نطق مهمي ديدگاه خويش و دولتش درباره آينده و آينده روند صلح خاورميانه را بيان نمود. وي گفت كه ديدگاهش، تشكيل دو كشور است كه در صلح و ثبات كنار يكديگر زندگي مي كنند. بسياري از كارشناسان آن را سخنراني بزرگي تلقي كردند، هرچند اولين باري نبود كه دولت آمريكا آن را مطرح مي كرد. كالين پاول وزير خارجه و خود بوش پيشتر درباره تشكيل ۲كشور به عنوان راه حلي اساسي براي پايان مناقشه فلسطين و اسرائيل صحبت كرده بودند. با اين وجود، حائز اهميت بود زيرا از دهان ابرقدرتي خارج مي شد كه همه ما معتقديم، تنها قدرتي است كه مي تواند به اسرائيل براي دادن پاسخي مثبت فشار بياورد. تقريبا ً ۵ماه بعد از آن نطق، هيچ نشانه بارزي از پيشرفت در جاده مسدود صلح به چشم نمي خورد. خشونت كماكان رزق روزانه غيرنظاميان بي گناه است و كودكان قرباني مي شوند. هيچكدام از مطالبات بلندپروازانه براي اصلاحات فراگير دموكراتيك، مالي، نهادي و قضايي در تشكيلات خودگردان فلسطين، به دست نيامده، بجز يك ترميم ظاهري كابينه كه بندرت جدي تلقي شد. به هر حال چگونه مي توان تحت شرايط اشغال كنوني اصلاحات محسوسي انجام داد؟ بوش در ماه ژوئن عرفات را عنصر نامطلوب خواند و او اكنون در ويرانه هاي برجامانده از سخاوت بولدوزرهاي اسرائيلي در رام الله باقي مانده و چند نفر از مردان وفادارش در سنگر تحت محاصره اش منتظر بهبود اوضاع هستند. عرفات حتي از اعتراض به سياست تحقيرآميز آمريكا براي بايكوت كامل وي و مذاكره با دستيارانش، چيزي كه قبلاً هرگز برنمي تافت، خودداري كرده است. اما جالب است كه گويا حفظ وضعيت كنوني، با وجود خشونتش، به زيان اسرائيل تمام نمي شود. آريل شارون هيچ گلايه اي از اين وضعيت ندارد زيرا رئيس تقريباً دربند و مستأصل نهاد خودگردان نه تنها بي خطر شده، بلكه حضورش به شارون كمك مي كند با هرگونه تلاش جهت يافتن راه حل سياسي مخالفت ورزد و همواره اين بن بست را به تقصير عرفات بيندازد. شارون همچنين مي تواند تظاهر كند سياستش در آسيب نرساندن به عرفات، ثمره احترامش به تمايل بوش براي ساكت ماندن جبهه فلسطين تا روشن شدن تكليف عراق است و بدين ترتيب از واشنگتن پاداش بگيرد. شارون در عرصه داخلي خيلي ناراحت نيست، زيرا در حالي كه همه چيز مسدود و افكارعمومي منحرف شده، ارتش وي بدون هيچ نظارتي بر جنايات روزانه منظمش جهت سركوب مقاومت فلسطينيان از طريق مجازات جمعي و دستگيري فردي يا قتل رهبران و فعالان انتفاضه ادامه مي دهد. محكوميت منظم هر حمله فلسطينيان به اهداف اسرائيلي از سوي ياسر عرفات تنها به ادعاهاي ارتش اشغالگر مبني بر اينكه جناياتش صرفاً دفاع از خود برابر «تروريسم فلسطيني » است، مشروعيت مي بخشد. به نوشته روزنامه كريستين ساينس مونيتور (۱۴نوامبر به قلم «كامرون بار»)، شارون از اين واكنشهاي عرفات خيلي سود برد و بنا به نظر تحليلگران اسرائيلي، به وي امكان داد همكاري حزب كارگر را در اجراي طرح شهرك سازي اش جلب كند. شارون حتي در نبرد سرنوشت ساز براي نجات حيات سياسي اش بر سر رهبري حزب ليكود، خود را سياستمداري خويشتندار و خردمند جلوه مي دهد كه از رساندن كوچكترين آسيبي به عرفات پرهيز مي كند و حال آنكه رقيبش بنيامين نتانياهو هر روز وعده مي دهد در صورت انتخاب به عنوان نخست وزيري، نخستين تصميمش اخراج ياسر عرفات خواهد بود. رفتار افراطي نتانياهو، از شارون چهره ميانه روتري ارائه مي دهد. آنچه تاكنون ذكر شد، مشمول سياست آمريكا نيز مي شود. سواي اين حقيقت آشكار كه آنچه به صلاح اسرائيل است، به مذاق واشنگتن نيز خوش مي آيد، بديهي است كه آمريكا در اين مرحله جهت مهار سفت و سخت مناقشه فلسطين ـ اسرائيل بايد بسيار مراقب باشد كه به منظور اجتناب از هر نوع رويارويي يا برانگيختن شارون، انديشه هايي همچون تشكيل كشور فلسطين يا تعيين ساير موضوعات وضعيت نهايي را مطرح نسازد. بنابراين طرح آمريكا صرفاً براي كاربرد آينده طراحي شده بود، بجز مواردي كه اسرائيل نياز مبرم دارد و آن توقف فوري «تروريسم» فلسطين است. به نوشته روزنامه «جروزالم پست» (۲۴اكتبر)، كاركرد اين طرح اين است كه براي آمريكا وقت بيشتري بخرد. واقعيت نگران كننده اين است كه وقتي رهبران سياسي (عمدتاً اسرائيل) كاملا ًمشغول نبردي فرصت طلبانه براي جاه طلبي هاي شخصي و منافع خودخواهانه كوته بينانه هستند، وقتي قدرتهاي جهان اراده سياسي لازم و در واقع شهامت اخلاقي براي اجراي قوانين بين المللي ندارند و وقتي قدرتهاي منطقه اي به دليل شكستهاي متعددشان عمدتا ً مستأصل مانده اند، خون بي گناهان بيهوده ريخته مي شود و چرخه خشونت لجام گسيخته مي گردد. در يك طرف فلسطينيان قرار دارند كه مصمم اند تسليم واقعيت بي پايان اشغال نشوند كه نه تنها به حد غيرقابل تحملي ددمنشانه و غيرانساني است، بلكه پيوسته آنها را آواره مي سازد، حقوقشان را تضييع مي كند و هستي شان را در معرض تهديد قرار مي دهد. پس از چندين دهه ايستادگي، بردباري، محنت، فراموش شدگي، تحقير،درد، اخراج و يأس، پس از سلب آنچه را به عنوان ۲۲درصد (كرانه باختري و نوارغزه) از سرزمين تاريخي نياكان شان شادمانه پذيرفته بودند، پس از رويارويي با اين واقعيت تلخ كه اقيانوس اميد گسترانده شده فراروي شان سرابي منحرف كننده بوده و هفت سال زحمت پرهزينه شان هرگز به بار ننشسته، آنها تصميم گرفته اند از حق مشروع خويش براي مبارزه با اشغالگر دفاع كنند و آزادي را بجويند. در طرف ديگر اسرائيلي هايي قرار دارند كه به همان اندازه مصمم اند تا اراده ملت فلسطين را خرد نمايند و مانع از مبارزه استقلال طلبانه شان شوند. آنها با اين دروغ كه فلسطينيان دست باراك را ۲سال پيش در كمپ ديويد رد كردند و پيشنهاد «كريمانه اش» براي واگذاري ۹۷درصد كرانه باختري و نوارغزه و پايتختي بيت المقدس را نپذيرفتند، رسانه هاي دنيا را اشباع مي كنند. در همين حين اسرائيلي ها از نابودي فلسطينيان و جامعه شان و تجزيه نهاد خودگردان دست نمي كشند. جنايات اسرائيل ديگر برنامه اي روزمره شده است: جنايات جنگي، نقض وقيحانه حقوق اساسي بشر، نقض قوانين بين المللي، نپذيرفتن قطعنامه هاي شوراي امنيت، انباشت تسليحات كشتار جمعي، نسل كشي، انسداد راه كاروانهاي غذا و دارو براي منزوي ساختن روستاها و اردوگاههاي آوارگان، منع بي پايان رفت و آمد، تخريب منازل، انهدام مزارع و محصولات، ويراني كارخانه ها و كارگاههاي كوچك، حمله به آپارتمان با موشكهاي عظيم و مهمات سنگين، مصادره اراضي، تيراندازي به كودكان در حال بازي، ترور، بازداشت گروهي، اعدام بدون محاكمه، تحقير، مجازات جمعي، بستن شهرها، تبعيض، بي عدالتي فراوان، سلب حق تعليم و عبادت و دريدن بافت جامعه! در حالت عادي كافي است يكي از اين جنايات را مرتكب شويد تا هياهويي بين المللي و شايد جنگ به راه بيندازيد، ولي در اين مورد، اسرائيل هميشه مستثني است. اين كلمات زشت براي آمريكا واژگاني آشنا است كه نثر سياسي رسانه هايش را غني مي سازد. بدين ترتيب آمريكا به ملت فلسطين و همه مسلماناني كه قدس قبله گاه نخست شان است، خيانت مي كند. فروپاشي كابينه اسرائيل بر وخامت اوضاع كنوني مي افزايد و تا زمان برگزاري انتخابات هرگونه احتمال پيشرفت را از بين مي برد. تا آن موقع درباره تحولات عراق بيشتر آگاهي يافته ايم. اين احتمال كه بحران عراق در مسير مناسب حركت كند، نويدبخش تر از انتخابات اسرائيل و به قدرت رسيدن دولتي افراطي نيست. ما براي چندين دهه در منطقه اميد رنگ باخته مان را به انتظار براي اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري آمريكا و انتخابات پارلماني اسرائيل گره زده ايم. اين انتظار كه سالهاي متمادي ارزشمندي را صرفش كرده ايم ولي جز يأس مكرر چيزي نصيب مان نشد، هنوز ما را متقاعد نكرده است كه از توجيه بي تفاوتي مان از طريق انتظار براي راه حلهاي سحرآميز دست برداريم. حيرت انگيز است كه هنوز بسياري از مردم درباره از دست دادن شارون به دليل روي كار آمدن نتانياهو هشدار مي دهند يا اميدوارند حزب كارگر پس از پيروزي بلافاصله راه را براي تحقق صلحي عادلانه، فراگير و پايدار هموار سازد. چند سال ديگر بايد منتظر بمانيم كه در روند بي حاصل آزمون و خطا يك «كبوتر» جاي «باز» را در كابينه اسرائيل بگيرد؟ مادامي كه ما ابتكار عمل را به دست نگرفته ايم، بايد در طلب سراب باشيم و مصايب و شدايدمان را بشماريم. سه ماه آينده براي منطقه ما حائز اهميت است. منطقي است كه ابتكار عمل را به دست بگيريم، نه اينكه نااميدانه منتظر تحولات بمانيم. نويسنده: حسن ابونيماح ـ مترجم: رضا اسدي
|