جمعه ۸ آذر ۱۳۸۱ - ۲۴ رمضان ۱۴۲۳
Fri, Nov 29, 2002
اجتماعي
شماره ۲۳۱۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
كتاب و كتابخواني
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
جمعه انتظار
گفت وگو با «رايين اكبرخان زاده» ريزنويس آيات قرآن كريم
• به دليل رسوبات رودخانه دز وكرخه در طول ۳ تا ۴ هزار سال ارتفاع دشتهاي اين منطقه حدوداً ۳ تا ۴ متر بالاتر آمده است
دعاهاي روزهاي ماه مبارك رمضان
دعاي روز بيست و سوم (۸۱‎/۹‎/۸)
اَللّهُمَّ اغْسِلْني فيهِ مِنَ الذّ نُوبِ وَ طَهِّرْني فيهِ مِنَ الْعُيُوبِ وَ امْتَحِنْ قَلْبي فيهِ بِتَقْوَي الْقُلُوبِ يا' مُقيلَ عَثَرا'تِ الْمُذْنِبينَ.
خدايا امروز مرا از گناهان بشوي و از عيب و نقصها پاكم كن و دلم را با تقواي قلوب بيازماي، اي پوزش پذير خطاهاي گناهكاران.

دعاي روز بيست و چهارم (۸۱‎/۹‎/۹)
اَللّهُمَّ اِنيّ اَسْئَلُكَ فيهِ ما'يُرْضيكَ وَ اَعُوذُ بِكَ مِمّا يُؤْذيكَ وَ اَسْئَلُكَ التَّوْفيقَ فيهِ لاَنْ اُطيعَكَ وَ لا 'اَعْصيكَ يا' جَوا'دَ السّائِلين
خدايا دراين روز از تو چيزي را مي خواهم كه خشنودت كند و به تو پناه مي برم از آنچه مايه اذيت و خشم توست واز تو توفيق اطاعت وترك معصيت مي طلبم، اي عطاكننده سؤال كنندگان.َ

امام علي (ع): بدانيد كه از جمله بلاها درويشي است و سخت تر از درويشي بيماري تن و سخت تر از بيماري تن بيماري دل.
جمعه انتظار
مهر تابان
سيماي پرمهر مهدي موعود چنان در خلقت تابنده و فروزان است كه از وراي قرون متمادي همچنان فروزنده مي نمايد.
مهر تابان اميد در عصر نوميدي ها قلب ها را استوار مي سازد و تزلزل ها را ازميان مي برد، و آن روز كه بيايد مردم پاكدل و پاك سرشت با ديدن چهره مباركش درمي يابند كه او حجت خداست.
دوستي آن مهربان امام به دلها مي افتد و همه به او متمايل شده و مطيع او مي شوند.
دلهاي پاك و خداجوئي كه در همه دوران ها به سوي پاكي و سعادت كشيده مي شوند، در دوران طلائي ظهور مهدي موعود كه حقيقت را آشكارا مي بينند، متمايل تر و جذاب ترند.
در آن دوران، پرده هاي شك و ترديد پاره مي شود، ابرهاي غيبت كنار مي رود، قساوت از دلها رخت برمي بندد و زمين به نور پروردگارش روشن مي شود.
شايسته است براي چنان روز شكوهمندي در چنين دوران پرتلاطمي، دست ها گلدسته دعا شوند و دلها سوي آفريدگار مهدي (عج) بنگرند تا آن دوران هرچه زودتر نمايان شود.
بدان اميد
گفت وگو با «رايين اكبرخان زاده» ريزنويس آيات قرآن كريم
بعضي مردم بي نصيب از باران خدايند
099612.jpg
آرزوهاي بزرگي دارد. مثل همه جوان هايي كه دستشان خالي است، اما سري پرشور دارند. آرزو مي كند كه فقر از بين برود، بچه ها در سايه رفاه و تعلق پدرومادر زندگي كنند. دوست دارد عدالت شبيه باران بر سر همه خانواده ها ببارد. اگرچه بعضي ها آنقدر سقف خانه شان محكم است كه از خيس شدن با نعمت خداوند هم بي نصيب هستند.
سرباز وظيفه اي با فكرهايي شنيدني و ايده هاي هنري. او «رايين اكبرخان زاده» است كه اين روزها همه دلسپردگان به قرآن كريم را مشعوف هنر ريزنويسي خود كرده است.
رايين در گوشه اي از نمايشگاه قرآن و در غرفه سپاه پاسداران، هر روز مي نشيند و به سؤالات مردم علاقه مند به هنرش پاسخ مي دهد. او با يك مداد سياه روي دانه هاي برنج، تارمو و گوشه كاغذهاي كوچك، آيات قرآن و ادعيه ائمه را مي نگارد. هنرش خيره كننده است و سالهاست كه به چنين هنري علاقه مند شده است. بقيه حرفهارا از زبان او بخوانيد.
* بعضي ها كه اول كار و هنرت را مي بينند فكر مي كنند كه شعبده اي در كار است. مگر مي توان آنقدر ريز نوشت؟!
** اول اينكه اگر عاشق كارت باشي، غيرممكن وجود ندارد. من سرباز وظيفه هستم ويك روز كه مشغول كار بودم، متوجه شدم چند نفر دارند در مورد هنرمندي صحبت مي كنند كه توانسته آية الكرسي را روي يك دانه برنج بنويسد. چند نمونه از كارهايش را ديدم و بيشتر با فنون و تخصص كارش آشنا شدم. از طرفي چون خودم هم از دوران تحصيل عادت داشتم كه مطالب را خيلي ريز بنويسم، نوشتن روي دانه برنج را هم تجربه كردم.
* چرا در دوران تحصيل ريزمي نوشتي؟
** راستش را مي خواهي بداني؟
* حقيقت را بگو؟
** شايد يكي از دلايل اين ريزنويسي، وضعيت تحصيلم بوده باشد. از نوشته هاي ريز كه نت برداري مي كردم، براي پركردن ورقه هاي سؤال استفاده مي كردم.
طوري مي نوشتم كه فقط خودم مي توانستم بخوانم، آنقدر ريز كه دردسري ايجاد نشود.
* بعد استعداد و توانمندي خودت را هدايت كردي؟
** زمينه آشنايي ام با هنرمند ريزنويس در طول روزهاي سربازي اتفاق افتاد و فهميدم كه مي توانم كلمات را هر چقدر ريزتر روي اشياء بنويسم سطح آنها، حجمي ندارند. اولين حركتم، نوشتن آية الكرسي و سوره توحيد روي يك دانه برنج بود. خيلي ها تشويقم كردند و به ادامه كار دلگرم شدم. بعد توانستم تصويري از حضرت امام (ره) را به همراه چند آيه قرآني، روي دانه برنج نقش بزنم. طرح هاي زيادي هم در ذهن دارم و بايد براي تحقق آنها تلاش كم.
* مهمترين ابزار كارتان چيست؟
** مداد سياه، مهمترين ابزار است، مي دانيد همه اينها بهانه است. اگر هنرمند عاشق كارهاي قرآني باشد، با كمترين ابزار و امكانات مي تواند آثاري خلق كند كه خيره كننده باشد.
* الان روبروي غرفه شما هم با امكانات ليزري همين كار را مي كنند؟
** خوب، آنها هم يك مدل كار مي كنند كه هزينه هايش بالاست. ولي كار با دست، راحت تر و مقرون به صرفه تر است. اگرچه باورش براي خيلي از مردم سخت است، ولي وقتي نوشته ها روي دانه برنج يا تار مو نقش مي بندد، اثر هنري برايشان عينيت پيدا مي كند.
* شنيده ايم كه قصد داريد قرآن كريم را هم ريزنويسي كنيد، در اين مورد توضيح بدهيد؟
** تا الان كه يك جزء از قرآن كريم را ريزنويسي كرده ام و قصد دارم تمام سي جزء آن را به همين شيوه ريزنويسي كنم. البته نمي دانم چند ماه طول مي كشد ولي براي انجام اين كار مصمم هستم.
* بازار كارت چطور است؟
* داخل كشور كه اگرچه خيلي ها به اين هنر خوب توجه مي كنند ولي خيلي ها حاضر نمي شوند بابت اين هنر، هزينه هايي بپردازند، هر چند اندك. از خارج كشور هم تا حالا چند پيشنهاد داشته ام كه بابت مسائل مادي و رفع مشكلات زندگي تقريباً سفارش ها را مي پذيرم.
* كاركردن در اين رشته هنري چه تأثيراتي در رفتار و زندگي ات گذاشت؟
** قبل از اينكه تأثيرات پرداختن به اين كار را بگويم بايد بگويم كه من يكي از اعضاي تيم ملي و ورزش «تاي بكس» هستم و مي دانيد كه رشته خشني است. كنار آمدن با اين رشته و توجه به هنر ريزنويسي تا حدودي تقريباً از ابتدا متناقض بود ولي به لطف خداوند، انس و الفت بسياري با آيات قرآن پيدا كردم و از وقتي شروع به ريزنويسي آيات كرده ام، علاقه مندي ام افزايش پيدا كرده و آرامش دروني ام خيلي بيشتر شده است. اين مسأله خوشحالم مي كند.
شهر دوچرخه سواران
099609.jpg
وقتي دوچرخه وارد زندگي ايراني ها شد، فقط مردم دو شهر از آن خوب استقبال كردند، اهالي اصفهان كه هميشه نصف جهان بوده و ديگري قزوين. دوچرخه اگرچه پس از ورود به ايران، تا حدودي مورد استقبال تهراني ها هم قرار گرفت، ولي مردم هيچ شهري بيشتر از همان دو شهر كه گفتيم، زندگي شان وابسته به دوچره، زين و زنجير نبوده و نيست. شايد خيابانهاي مسطح و دلگشاي اين شهرها پاكيزگي هوا و سعي از پرهيز از اسراف مهمترين دلايل دوچرخه سواري باشد.
«غلامرضا خسروي» پدربزرگ اصفهاني ۸۹ ساله اي است كه ۶۰ سال سوار بر دوچرخه شده است و دوچرخه در اين مدت تنها وسيله نقليه شخصي و همدم راهوار او بوده است، حتي در اين سن كه از نظر جسمي همچون گذشته ها سرحال و قوي نيست.
از خاطرات گذشته چنين نقل مي كند: «خاطرم هست حدود ۴۰ سال پيش ۷۰ كيلو غوره را با همين دوچرخه از ميدان شهرداري تا ۷ كيلومتر آن طرف تر حمل كردم و گذشته از آن زماني كه مغازه داشتم، تمام خريدهاي مغازه را با دوچرخه انجام مي دادم.
اين پير سالخورده حتي به ياد مي آورد كه در همان زمان مسير يك عروسي را تا «شهرضا» (شهري نزديك اصفهان) با دوچرخه رفته و برگشته مسيري كه تردد در آن با جاده هاي امروزي و وسايل نقليه خوب حدود دو ساعت طول مي كشد.
مي گويد:علم نخست وزير وقت رژيم گذشته در زمان وزارتش سفري به اصفهان كرده بود. در اين سفر از مناطق مختلف شهر و از جمله كارخانه اي در خيابان خرم بازديد كرد و وقتي به فرودگاه مهرآباد رسيد، خبرنگاري از او سؤال كرد كه از اصفهان چه خبر؟علم هم در جوابش گفته بود: «وضع همه اصفهاني ها خوب شده، همه شان يك دوچرخه دارند، سوار بر آن و يك زنگ».
ريش سپيدان رئيس صنف تعمير دوچرخه و موتور در شهر اصفهان ضمن يادآوري اين مطلب مي گويد: اصفهان يك شهر صنعتي است كه در گذشته كارخانه هاي متعددي مثل انواع كارخانه هاي ريسندگي و پارچه بافي در آن وجود داشته، طبعاً اين كارخانه ها كارگران بسياري داشتند و اكثر اين كارگران كارخانه ها با توجه به سطح درآمدشان دوچرخه سوار بودند، شايد يكي از دلايل وفور دوچرخه و دوچرخه سوار در اصفهان و مشهور شدن اين شهر به شهر دوچرخه همين علت باشد و فرهنگي كه از گذشته، دوچرخه را به عنوان يك وسيله نقليه عمومي شايد با توجه به همين پيشينه در اصفهان جا انداخته است.
«غفراني» رئيس اتحاديه فروش دوچرخه و موتورسيكلت اصفهان نيز عقيده دارد: مسطح بودن خيابانهاي شهر اصفهان و جزيي بودن سربالايي ها و سرپايين ها در شهر از گذشته هاي دور يكي ديگر از علتهاي رو آوردن مردم به دوچرخه است. از طرف ديگر البته اين وسيله از نظر اقتصادي هم مقرون به صرفه و در نهايت پرطرفدار است.
در اصفهان هر ماه به طور متوسط، هر تعميرگاه دوچرخه بين ۲۰ تا ۲۵ تنه دوچرخه تعمير اساسي مي كند و آنها دوچرخه هايي بيشتر قديمي اند. در هر ماه نيز بين يك هزار تا ۱۵۰۰ دوچرخه در سطح شهر اصفهان فروخته مي شود كه البته اين فروش با توجه به هر فصل نوسان دارد. فصل فروش دوچرخه به گفته رئيس اين صنف معمولاً از اواخر اسفند ماه تا اواخر تابستان (شروع سرما و باز شدن مدارس) است. به عبارت ديگر، فصل دوچرخه سواري در افهان، فصل گرما است.
در اصفهان بالانشيني و پايين نشين در شهر برعكس تهران است، يعني بيشترين فراواني قشر دوچرخه سوار را كه نشان از درآمد كمتر صاحبانش نسبت به اتومبيل سواران دارد، بايد در شمال شهر پيدا كرد. به عقيده رؤساي هر دو صنف، در منطقه زينبيه و خيابان ۲۴ متري و اطراف دروازه تهران كه بيشتر مناطق كارگرنشين شهر را تشكيل مي دهند، مي توان شاهد بيشترين تعداد دوچرخه سواراني بود كه دوچرخه وسيله نقليه شخصي شان است، برخلاف جنوب شهر كه دوچرخه، وسيله اي تفريحي است. در اصفهان حتي دوچرخه هاي مخصوص دختران هم وجود دارد كه اكنون در باغ بانوان اصفهان، تنها فضاي آزاد بانوان اصفهاني مورد استفاده است.
مهسا جزيني
خطر ايدز در استفاده از لنزهاي رنگي
099606.jpg
بيشترين خريداران اين لنزها، دختركان كم سن و سالي هستند كه مي خواهند چشمهاي رنگين داشته باشند. آنها از عوارض اين لنزها بي خبر هستند و نمي دانند زيباشدن به چه قيمتي برايشان تمام مي شود. آنها فقط مي خواهند چشماني رنگي داشته باشند، پس از لنزهاي دست دوم هم استفاده مي كنند كه قيمت هاي ارزانتر هم دارند.
مسؤولان وزارت بهداشت كه حافظ سلامتي مردم هستند، هر از گاهي اطلاعيه اي منتشر مي كنند و در اين اطلاعيه از مردم مي خواهند كه از مصرف لنزهاي يكبار مصرف كه توسط افراد غيرمجاز به فروش مي رسد خودداري كنند و اين در حالي است كه متأسفانه حتي سوپرماركتها هم مشغول خريد و فروش لنز هستند و متأسفانه هر روز تعداد زيادي از جوانان در اثر استفاده از لنزهاي رنگي، بينايي خود را از دست مي دهند.
ظريف اندام و ريزنقش با چشماني مورب به رنگي مبهم پشت پيشخوان مغازه چرت مي زند. با نگاهي خمار موهاي آشفته اش را كنار مي زند و مي گويد فرمايش! سراغ لنزهاي رنگي را مي گيرم. بي هدف قفسه ها را نگاه مي كند و مي گويد: خريداري؟ قيمتش گرونه ها! حالا كدامش، سبز، آبي، طوسي، بنفش يا عسلي.قيمتش از ۵۰هزار تومان هست تا ۲۶هزار تومان. گرانترش هم اگر بخواهي هست، او حرف هاي ديگر هم مي زند و لابه هاي آنها مي گويد: بهترين نوع لنزها مال آمريكا و كاناداست و نوع ارزانش هم ساخت تايلند است. هركي خريده… مي گويم هر كدام شد بياور. قوطي آبي رنگ خاك آلود را روي پيشخوان مي گذارد و مي گويد: آبي است به رنگ دريا، درش را بازمي كند. با دستهاي سياه و كثيفش لنز را درمي آورد و مي گويد امتحانش كن. قيافه ات حسابي عوض مي شود.
* مي پرسم لنزها را از كجا مي آوريد؟ يك آقاي دكتري كه ساكن آمريكاست هرچند وقت يكبار كه ايران مي آيد اين جنسها را مي آورد. قيمتش هم خيلي مناسب است. روزي ۱۰ تا۱۵ لنز رنگي مي فروشم، چون كيفيت لنزما بالاست و همه مشتريان هم راضي هستند.

• قربانيان
۱۷سال بيشتر ندارد. صورت معصومش را هاله اي از غم فراگرفته است، بي قرار و نالان مدام طول و عرض مطب را طي مي كند. چشم چپ باندپيچي شده اش را نشانم مي دهد و مي گويد: همه دوستانم از اين لنزها استفاده مي كردند. يك شب لنز سبز دوستم را امانت گرفتم. اوايل به سوزش چشمانم توجهي نكردم ولي بعد آنقدر دردناك شد كه مجبورشدم شبانه به كلينيك بروم.
دكتر گفت: تمام چشمت عفونت كرده، حدود يك ماه است كه مداوا مي كنم اما همچنان خوب نشده است. دكتر هم خيلي مطمئن نيست چشمم خوب شود.

خطرات لنزهاي رنگي
دكتر «محمدفرهمند» چشم پزشك و استاددانشگاه تهران مي گويد: معمولاً خانمها براي تغيير رنگ چشم ها و مثلاً زيباشدن اين لنزها را استفاده مي كنند كه موادرنگي و شيميايي به كاررفته درآنها و عدم تطابق آن با بافت قرنيه چشم موجب عفونت و درنهايت سرايت عفونت به ساير بافتهاي چشم به كوري شخص استفاده كننده از لنزمنجرمي شود.
وي افزود: تحقيقات نشان داده است افرادي كه بطور مرتب و روزمره با داشتن لنزهاي رنگي مصنوعي در چشم مي خوابند ۲۰مرتبه بيشتر از افرادي كه از لنز استفاده نمي كنند در معرض ابتلا به عفونتهاي باكتريايي در قرنيه چشم خود هستند.
استفاده غيراصولي از اين لنزها باعث ايجاد بيماري التهاب و عفونت چشم، خشكي قرنيه، افزايش حساسيت به نور و پيدايش رگهاي خوني مرئي مي شود.
دكتر «فرهمند» افزود: رعايت نكردن اصول بهداشتي در استفاده از لنز، ضدعفوني نكردن دستها هنگام خروج و جاگذاري لنز و خريد و استفاده از لنزهاي غيراستاندارد خطرناك است.
اين متخصص چشم پزشك تصريح مي كند كه معمولاً خانمها علاوه بر استفاده از لنزرنگي آرايش هم مي كنند كه ممكن است خطرآفرين باشد. زيرا اگر مقدار كمي ازهمين موادآرايشي داخل چشم شود، همراه اشك روي سطح داخلي يا خارجي چشم را مي گيرد و ممكن است خراش قرنيه و يا عفونت چشم را به همراه داشته باشد.
به همين دليل خانمها نبايد هنگام استفاده از لنز آرايش كنند.
اگرچه لنزهاي رنگي قابليت عبوراكسيژن را ۸۰ تا ۹۰ درصد دارند، اما اين ميزان براي هنگامي است كه لنز نوباشد. چون منفذهاي لنز پس از مدتي گرفته مي شود و كارايي خود را از دست مي دهد.
دكتر فرهمند همچنين مي افزايد: افرادي كه از لنز استفاده مي كنند حتماً اين تجربه را دارند كه اوايل استفاده از لنز مشكل ندارند. اما پس از يك تا دوماه، استفاده از لنزهاي رنگي، بيش از دو يا سه ساعت، چشم را ناراحت مي كند.
در موارد متعددي نيز استفاده از اين قبيل لنزهاي رنگي، موجب عفونت، افزايش عروق قرنيه، پاره شدن لنز و استفاده مجدد از آن ايجاد زخم قرنيه مي كند.
اغلب نوجوانان بويژه دختران لنزهاي خود را با يكديگر عوض مي كنند كه اين امر به گفته دكتر فرهمند موجب انتقال بيماري هاي واگيردار مانند ايدز و هپاتيت مي شود.
بيتا مهدوي
نگاههاي دور
• آرامش بي نظير
گاهي اوقات است كه هيچ اتفاقي نمي افتد؛ نه سري به سنگ مي خورد و نه پايي در گل فرو مي رود. گاهي اوقات همه چيز زيادي امن و امان مي شود. يك آرامش بي نظير وحشتناك و اينجاست كه دل آدم به شور مي افتد.
از خدا بعيد است كه روزها همين طور ساده و معمولي بگذرند. بدون گوشمالي، بدون تلنگر، بدون يك غم كوچك صميمي.
بعضي وقت ها سكوت خدا يعني نديده گرفتن ما، يعني اين كه ديگر كاري به كارمان ندارد، يعني آن ريسماني كه ما را به آسمان وصل مي كرد، پاره شده، يعني اين كه گم شديم و اين بدترين اتفاقي است كه ممكن است بيفتد، امان از دست اين نااميدي سمج.
امتحان، خدا، زندگي. آنها كه نمره هاي خوبي از خدا مي گيرند، خوشبختند. خيلي خوشبخت؛ اما آنها هم كه نمره هاي بدي مي گيرند، خوشبختند. چون امتحان مي دهند. يعني به خدا امتحان پس مي دهند و اين خيلي قشنگ است. اين كه آدم هميشه سرجلسه خدا باشد.
اما چقدر سخت است وقتي خدا آدم را سرجلسه امتحانش راه ندهد. يا آدم بيايد و امتحان بدهد؛ اما خدا تحويلش نگيرد و توجه نكند كه تقلب مي كند يا نه كه غلط مي نويسد يا نه.
و چه خوشبختي بزرگي، چه افتخار قشنگي؛ امتحان دادن، اشتباه كردن، شرمنده شدن، عذرخواهي كردن و باز امتحان و امتحان و امتحان.
خدايا به ما مهلت اشتباه كردن نده، خدايا غلط هاي ما را زود بگير و اشتباههايمان را زود به رويمان بياور و نگذار كه روي هم تلنبار شود. خدايا از گوشزدهاي به موقع ات ممنون هستيم.

• زيرقولمان زده ايم
خدا مي داند، فقط خدا مي داند كه تا حالا چند بار قول داده ايم و چند بار زيرقولمان زده ايم، مي گويند عهد بستن و عهد شكستن، مي گويند پيمان بستن و پيمان گسستن، من فكر مي كنم كوچه هاي اين دنيا پر است از تكه هاي شكسته «عهد» و رشته هاي پاره پاره «پيمان».
آن روزها وقتي هنوز مردم، مواظب قلب هايشان بودند، كلمه ها و حرفها، براي آدم ها خيلي مهم بود؛ آدم ها حرف كه مي زدند، روي حرفهايشان مي ايستادند. «پيمان» و «عهد» و «قول» كلمه هاي باارزشي بودند، نه شكستني بودند و نه گسستني. امروز اما…
به خودمان قول مي دهيم، به ديگران قول مي دهيم، به خدا قول مي دهيم. قول مي دهيم كه دلهايمان را گردگيري كنيم، قول مي دهيم كه از اين به بعد به موقع سرقرارهايمان با خدا حاضر شويم، قول مي دهيم كه شب ها فقط خواب او را ببينيم و صبح ها فقط به خاطر او چشم هايمان را باز كنيم.
قول مي دهيم بالاي هر صفحه، بالاي هر صبح، بالاي هر ثانيه، فقط اسم او را بنويسيم. قول مي دهيم به خاطر او بشنويم، به خاطرا و ببينيم، به خاطر او راه برويم و زندگي كنيم. ما قول مي دهيم… اما هميشه يادمان مي رود.
سالها پيش وقتي هنوز به دنيا نيامده بوديم، خدا از ما پرسيد آيا من پروردگار شما نيستم؟ و ما گفتيم، «بله، تو پروردگار مايي» و قول داديم كه وقتي به دنيا آمديم، دوستش داشته باشيم، اطاعتش كنيم، بپرستيمش؛ و هر روز كه روي زمينيم، يك پله اضافه كنيم به نردبان كوچكمان، تا روزي كه به او برسيم.
اما فراموش كرديم، همين كه به دنيا آمديم همه چيز را فراموش كرديم، ما بدقولي كرديم. ما زير قولمان زديم و اين بدترين اتفاقي بود كه براي ما افتاد. بدترين اتفاق.
خدايا! ما بدقول بوديم، اما تو هميشه خوش قولي. تو وعده مي كني، وفا هم مي كني. ما اما… خدايا، ما را با بدقولي هايمان دوست داشته باش. تو خوش قول باش، مثل هميشه.
عرفان نظري
بررسي نوين باستان شناسي در ايران
• به دليل رسوبات رودخانه دز وكرخه در طول ۳ تا ۴ هزار سال ارتفاع دشتهاي اين منطقه حدوداً ۳ تا ۴ متر بالاتر آمده است
عباس عليزاده دكتراي باستان شناسي و متخصص گياه باستان شناسي امروز كرسي استادي دانشگاه شيكاگو را به خود اختصاص داده است . او هر از چندگاهي به ايران آمده و در حوزه تخصصي خود برروي محوطه هاي باستاني كار مي كند. وي همچنين از طريق ارائه طرحهاي تحقيقاتي و پژوهشي در زمينه باستان شناسي توانسته است بسترهاي مناسبي را جهت فعاليتهاي مشترك با كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي فراهم آورد. با او درخصوص يكي از اين طرحها و نيز تخصص او دررشته گياه باستان شناسي گفت وگو كرده ايم:
در حال حاضر در ايران روي چه طرح پژوهشي كار مي كنيد:
طرح پژوهشي من كه به سازمان ميراث فرهنگي ارائه شده و مورد قبول قرارگرفته است، پروژه بررسي گذار زندگي از مرحله گردآوري و شكار غذا به دامداري و كشاورزي در ايران است. اين بررسي ابتدا قرار بود در ايلام انجام شود ولي با تحولات سياسي بين آمريكا و عراق اين برنامه نيز به منطقه خوزستان منتقل شد. تيم بررسي ما از استادان و دانشجويان خارجي در رشته هاي زبان شناسي، باستان زمين شناسي و عوارض زمين شناسي از كشورهاي بلژيك، استراليا و آمريكا تشكيل شده است و قرار است در اين بررسي ها يك گروه از باستان شناسي ايراني نيز ما را همراهي كنند.
ـ در مورد اهداف پژوهشتيان دراين طرح بگوييد:
فصل اول حوزه كاري ما متمركز شده است در بخش شرقي كارون كه يك حوزه ناشناخته است، ما اين منطقه را از نظر مكانهاي باستاني و معيشتي مورد كاوش قرارمي دهيم و قصد داريم با كمك تصاوير ماهواره اي و هوايي منطقه را مورد مطالعه قرار دهيم و بتوانيم از كانالهاي آبي موجود در دشت و مناطق بزرگ شهري در اين منطقه اطلاعاتي به دست آوريم. به دليل رسوبات رودخانه دز وكرخه در طول ۳ تا ۴ هزار سال ارتفاع دشتهاي اين منطقه حدوداً ۳ تا ۴ متر بالاتر آمده است و مامي توانيم به كمك تصاوير ماهواره اي محوطه هاي مسكوني منطقه را شناسايي كنيم. همچنين در اين فصل گمانه زني هايي در دوسايت در خزينه كه ۵۰ هكتار است و تا دوره هخامنشي هم مسكوني بوده و سايت ايلامي ديگري را كه در جنوب شوشتر قراردارند انجام خواهيم داد و برروي اين دو محوطه بررسي هاي زمين شناختي و عوارض زميني و همچنين گياه باستان شناسي را انجام خواهيم داد و بعد براي كامل كردن پژوهشها در اين سايتها حفاري هم در آنها انجام مي شود تا بتوانيم بررسي كاملي در اين محوطه ها انجام دهيم در اصل فصل اول كاوش در اين منطقه يك امكان سنجي است و بعد پروژه بررسي در اين منطقه را تعريف مي كنيم. پژوهشهاي باستان گياه شناسي، باستان زمين شناسي و عوارض زمين شناسي تاكنون طي حفاري هاي انجام شده در ايران صورت نگرفته است و كارهاي جديدي در ايران محسوب مي شوند و من اميدوارم باستان شناساني كه همراه ما هستند در اين چند فصل اين فعاليتها را ياد بگيرند و خودشان بتوانند مستقلاً در مناطق فلات مركزي و در دهلران و ايلام اين بررسي ها را انجام دهند.
ـ در مورد رشته گياه باستان شناسي توضيح دهيد:
از زماني كه بشر خودش را شناخت از گندم، جو و ميوه هاي مختلف استفاده مي كرد ولي آنها را نمي كاشت. بعد از دوران يخبندان كه هوا مناسب تر شد، يعني ۱۲ هزارسال پيش از ميلاد جمعيت به علت افزايش غذا روزبه روز بيشتر و بيشتر مي شد و افزايش جمعيت باعث مي شد كه محدوده هاي قلمرويي زندگي از افراد اشباع شود و گروهي مجبور به كوچ به نقاط ديگر شوند اينها محيط زيستي كه در آن بودند، به خصوص گندم و جو را همراه خود به نقاط ديگر بردند و ۷ هزارسال پيش در كوهپايه هاي زاگرس و در ايلام، دهلران و جنوب بين النهرين يعني خوزستان كاشتند، با كاشت گياهان، آنها مجبور به ساكن شدن در اين قسمتها شدند كه به اين مرحله از رشد گذار زندگي از مرحله شكار به دامپروري و كشاورزي مي گويند و اينها توانستند هسته هاي مركزي دهكده هاي اوليه را در اين مناطق تشكيل دهند. ساختار جامعه انساني با ساختار اقتصادي آن معلوم مي شود. مردم ده يك روزشان از كشاورزي است يك ساختار دارد و شهر هم يك ساختار ديگر بنابراين براي تشخيص ساختار زندگي مجبور هستيم غذايي كه مي خوردند را بررسي كنيم و بتوانيم قوم شناسي را روي آنها بررسي كنيم چون بدون اينها نمي توان ساختار اجتماعي آنها را مورد بررسي و بازسازي قرارداد. اينها گندم و جو را بو مي دادند و پخت نان بعدها آمده است بعضي وقت ها اين گندم ها و جوها در درون اجاقها مي ماند كه اكنون ما بعداز الك كردن اين سوختها برروي آنها آزمايشاتي صورت مي دهيم و از روي آنها به مواردي از جمله نوع كشت و آبياري و… پي مي بريم. بخش ديگر بررسي برروي استخوانها است مثلاً بررسي ها نشان داده است در هزاره هفتم دراين منطقه استخوان خرس يافت شده است كه اين خود مي تواند بيانگر آن باشد كه در آن زمان اين منطقه دشت نبوده وبا گذشت زمان و قطع درختان به دشت تبديل شده است و همين طور درمورد حيوانات ديگر، مرحله ديگر كار بررسي روي گردهاي گياهان است همان طور كه مي دانيد، بيشترگياهان گل دارند اين گردها در بهار در هوا پخش مي شود ولي سرانجام وقتي باران مي بارد اين گردها برروي خاك مي نشينند بنابراين زماني كه گرده گل را مطالعه كنيد مي توانيد از استقرار گياهان در اين منطقه مطالبي را به دست آوريد كه متأسفانه تاكنون اين آزمايش ها و برداشت خاك محل حفاري در ايران توجه خاصي صورت نگرفته است ولي حالا متوجه هستند و من فكر كنم از اين به بعد تمام حفاري ها اين سندها جمع آوري مي شود كه بعداً در زماني مناسب بررسي شوند.
ـ چقدر اين بررسي ها مي تواند تأثير داشته باشد:
وقتي اين بررسي ها صورت بگيرد و به سرانجام برسد، مي توانيم اين منطقه را از نظر اقتصادي، سياسي و اجتماعي مورد بازسازي قرار دهيم. ولي وقتي تنها مقداري سفال و خشت داشته باشيم ديگر نمي توانيم نتايج كامل بررسي هاي خود را ارائه دهيم و منطقه رابه شكل كامل بازسازي كنيم ودرواقع اگر اين بررسي ها را در حين كاوش نداشته باشيم بخش عظيمي از اقتصاد و زندگي اجتماعي سياسي را نخواهيم داشت كه در مورد آن بتوانيم به درستي صحبت كنيم.
در آخر من اميدوارم ميراث فرهنگي به اهميت اين پروژه پي ببرد و بتواند تسهيلاتي فراهم كند تا بتوانيم اين برنامه را تا پايان ادامه دهيم و نيز اميدوارم باستان شناسان ايراني همراه ما بتوانند روش كارهاي جديدي را كه طي اين فصل هاي حفاري انجام مي گيرد ياد بگيرند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |