جمعه ۸ آذر ۱۳۸۱ - ۲۴ رمضان ۱۴۲۳
Fri, Nov 29, 2002
ويژه
شماره ۲۳۱۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
كتاب و كتابخواني
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
نگاهي به جديدترين نسخه بازي كامپيوتري "The Sims"
اينترنت ـ مخابرات
• مايكرو سافت در طي سالها به همه چيز متهم شده است ولي هيچ وقت، هيچ كس نگفته است اين شركت در جا زده است
تحليل هفته
نگاهي به جديدترين نسخه بازي كامپيوتري "The Sims"
ملت مجازي
099597.jpg
قسمت اول ـ بي مزه ترين بازي كامپيوتري كه مي توانيد تصور كنيد چيست؟ به جاي آنكه سفينه هاي فضايي را منفجر كنيد و غول هاي بياباني را از بين ببريد، بازي يي را تصور كنيدكه در آن مالك خانه ويلايي در حومه شهر هستيد، شير دستشويي چكه مي كند و همسايه اتان مرتب غيبت اين و آن را مي كند. به جاي از بين بردن شيطان، ظرف ها را مي شوييد، كمي تلويزيون تماشا مي كنيد و بعد هم مي رويد مي خوابيد. به جاي آنكه دنيا را نجات دهيد در حال پس انداز هستيد تا خانه بزرگتري بخريد.
خوب، اگر اين تصور شما رنگ واقعيت به خود بگيرد، شما محبوب ترين بازي كامپيوتري تمام اعصار را اختراع كرده ايد. اسم اين بازي The Sims (مخفف Simulation به معني شبيه سازي) است و هدف آن هم ساده است. شما كنترل يك خانواده را به عهده داريد. شبها براي آنها شام درست مي كنيد و صبح ها آنها را سر كار مي فرستيد. هر وقت حوصله اشان سر برود تلويزيون را برايشان روشن مي كنيد و هر وقت خسته باشند آنها را به رختخواب مي فرستيد. از زماني كه اين بازي در سال۲۰۰۰ معرفي شد، ۸ميليون نسخه از آن و در ۱۷زبان مختلف به فروش رسيده و طرفداران بسياري پيدا كرده است. اين بازي از جمله نادر بازيهايي است كه زنان بيشتر از مردان آن را بازي مي كنند.
ماه آينده زماني كه غول بازيهاي كامپيوتري؛ شركت Electronic Arts ، The Sims Online را معرفي كند، چيزي فراتر از يك بازي معمولي خواهد بود. اين نسخه از The Sims با استفاده از اينترنت امكان زندگي، كار و تعامل ميليون ها Sims را در يك دنياي مجازي مشترك كه بسياري به دنياي واقعي نزديك است خواهد داد. نتيجه: يك آزمايش اجتماعي بزرگ كه مي تواند چيزهاي بسيار جالبي درباره ملت آمريكا بدهد. ما شاهد تولد يك ملت مجازي خواهيم بود. پدر اين دنياي جديد يك مرد دوست داشتني، ۴۲ساله عينكي به نام ويل رايت (Will Wright) است. وي سال۱۹۸۱بعد از آنكه ۵سال در سه كالج مختلف بدون فارغ التحصيلي سپري كرد، تصميم گرفت شانس را در نوشتن بازيهاي كامپيوتري امتحان كند. او اسم اين بازي را حمله به خليج بانگلينگ گذاشت و اعتراف مي كند يك بازي احمقانه بودكه در آن قهرمان درون يك هليكوپتر نشسته و به مردم شليك مي كرد. هدف بازي آن بودكه به جزاير مختلف پرواز كرده و آنها را كاملاً بمباران كنند. ولي رايت مجذوب خودجزيره ها شد. او ساعت ها وقت صرف كرد تا جزئيات هر جزيره را طراحي كند. مثلاً كارخانه اي كوچك كه آدمهاي كوچك در آن در حال بار زدن محصولات در كشتي هاي كوچكي هستند. رايت مي گويد: «خيلي زود متوجه شدم لذتي كه از ساختن جزيره ها مي بردم بسيار بيشتر از بمباران آنها بود.» اولين نسخه با نام يوركا (Eureka: the Original Sim) به بازار آمد.
بسياري متوجه جذابيتهاي بازي نمي شدند. اسم نسخه بعدي بازي Sim City بود كه درآن بازيكنان نقش شهردار يك ابرشهر پيچيده واقعي مينياتوري را با تمام جرائم، زباله ها، نيروگاههاي برق و شهروندان عصبي به عهده مي گيرند. اسم اين فعاليت را نمي توان سرگرمي گذاشت؛ در واقع در نگاه اول خيلي شبيه «كار» به نظر مي رسد. وقتي رايت بازي را به شركت نشان داد، آنها گفتند كه «پس چطور بايد برد؟ اين بازي برد و باخت ندارد!»
چيزي كه آنها متوجه نبودند آن بود كه بعضي بازي ها فقط براي برد و باخت نيستند. درواقع بازي هاي رايت پايان ناپذير است. درنهايت رايت شركت خودش را تأسيس كرد و خود Sim City را درسال ۱۹۸۹ به بازار ارائه كرد. بازي به سرعت جاي خود را در بازار باز كرد و درآمد زيادي براي او فراهم آورد. رايت در نسخه The Sims كه درسال ۲۰۰۰ ارائه كرد توجه خود را روي يك خانواده شهري متمركز كرد. خانواده اي كه بايد با نيازهاي هر روزه كار، خانواده، كارخانه و نيازهاي شخصي دست و پنجه نرم كند. در تئوري بازي بسيار «بي مزه» به نظر مي رسد ولي نظر كاربران كاملاً متفاوت بود. اگر نرم افزارهاي جانبي بازي را هم درنظر بگيريم بازي كلاً حدود ۲۰ ميليون نسخه فروش كرده است.
برگ برنده بازي همان چيزي است كه به نظر مي رسيد آن را «بي مزه» مي كند. اين بازي به جاي آن كه بازيكنان را به مكان و زمان ديگري ببرد آنها را به زمان و مكاني مي برد كه به وضعيت هرروزه اشان شبيه است. هدف بازي ـ اگر بتوان آن را هدف ناميد آن است كه Simتان را به طور خلاصه خوشحال نگه داريد. بازي هيچ وقت تمام نمي شود، شما مي توانيد تا هروقت بخواهيد زندگي كنيد. ولي اين بازي در دستان كاربران سرسپرده تبديل به روشي براي گفتن داستانهايي از زندگي خودشان شده است. مثلاً يك كتابدار اهل بروكلين مي گويد شبهايي كه سرحال است ۳ـ۲ ساعت صرف بازي مي كند. او در بازي تمام دوستان و خانواده را بازسازي كرده است و هر اتفاقي كه در طي روز افتاده است، شبيه سازي مي كند. براي بعضي ها اين بازي حتي جدي تر مي شود. يك پرستار بازنشسته بعد از آن كه شوهرش فوت مي كند اين بازي را شروع مي كند و با بازسازي خود و همسرش در بازي تلاش مي كند غم ازدست دادن شوهرش را در دنياي واقعي كم كند.
او مي گويد: «اين بازي از نظر رواني به من كمك كرده است. براي بسياري از كساني كه آن را بازي مي كنند The Sims بيشتر از يك بازي است؟ راهي است براي بيان خودمان و زندگي امان درحالت هاي واقعي هرروزه.» رايت عقيده دارد كه اين بازي به مردم كمك مي كند تا زندگيشان را بفهمند. زندگي را برايشان ساده تر و روشن تر مي كند.
اينترنت ـ مخابرات
رقابت ـ انحصار
099600.jpg
يكي از متداول ترين تعاريفي كه ازاينترنت وجود دارد، آن را به عنوان «شبكه اي از شبكه هاي كامپيوتري» تعريف مي كند.
منظور از يك شبكه كامپيوتري اتصال مجموعه اي از كامپيوترها به يكديگر است به هدف به اشتراك گذاردن منابعي كه درآن محدوديت وجود دارد . مثلاً اگر چاپگري وجود داشته باشد ودر مقابل پنج كامپيوتر باشبكه كردن كامپيوترها از هريك از آنها مي توان دستور چاپ داد. يكي از انواع تقسيم بندي شبكه هاي كامپيوتري ، براساس محيط جغرافيايي است كه پوشش مي دهند. براساس اين نوع تقسيم بندي ، شبكه هاي كامپيوتري كه محيط جغرافيايي كوچكي را پوشش مي دهند، شبكه هاي محلي (Local Area Networks - LANS) و شبكه هايي كه از نظر پوشش محيط جغرافيايي ،ميزان بيشتري را پوشش مي دهند، شبكه هاي گسترده (Wide Area Networks - WANS) ناميده مي شوند.
در حقيقت اينترنت مجموعه اي از شبكه هاي محلي وگسترده است كه به صورت غيرمتمركز و با قرارداد ارتباطي يكساني به يكديگر متصل شده اند. اگر سازماني ، شبكه اي كامپيوتري داشته باشد، كاربران متصل به آن شبكه فقط از اطلاعات همان شبكه مي توانند استفاده كنند وديگران فقط در صورت برقراري ارتباط فيزيكي با آن مي توانند از اطلاعات آن سازمان بهره ببرند.
حال اگر اين سازمان ، شبكه خود را به اينترنت متصل كند اولاً ديگر كاربران متصل به اينترنت امكان استفاده از اطلاعات آن سازمان را بدون صرف هزينه اضافه خواهند داشت و ثانياً كاربران آن شبكه از طريق اتصال به شبكه محلي خود مي توانند از امكانات شبكه هاي ديگر نيز استفاده كنند.
اگر يك شخصيت حقيقي در محل كار يا تحصيل خود به اينترنت متصل نباشد مي تواند از طريق شركت هاي سرويس دهنده خدمات اينترنت (Internet Service Provides - ISPs) به اينترنت متصل شده ، از امكانات آن بهره گيرد:
ISP هاي ايراني اكثر پهناي باند خود را از طريق ماهواره هاي ارسال و دريافت داده تأمين مي كنند. (اين را اطلاعيه روابط عمومي وزارت پست وتلگراف وتلفن ـ كه درايران جمعه مورخ ۸‎/۱۷ به آن پرداخته شد ـ نيز تأييد مي كنند). اين روش به صورت اصولي مورد اشكال نيست ولي تبعاتي دارد كه بحث برسرآنهاست : در نظر بگيريد يك نفر از شركت ايراني الف خدمات پست الكترونيكي گرفته است ومي خواهد به نفر دومي كه از شركت ايراني ب همين خدمات را گرفته است ، نامه الكترونيكي بفرستد. از آنجا كه اين نامه بايد به خارج ازايران برود و دوباره از خارج به ايران ارسال شود اولاً هم شركت فرستنده و هم شركت گيرنده بايد متحمل مخارج ارزي شوند و ثانياً امنيت ملي كشورهم به واسطه آن كه اين گونه ارتباطات به سيستم هاي خارج از كشور وابسته است ، به راحتي زير سؤال مي رود.
نكته مهم ديگري كه بايد به آن توجه كرد اين است كه سرمايه گذاري براي برقراري ارتباط از طريق ماهواره ، سرمايه گذاري پايدار وماندني مانند سدسازي نيست كه تاسالها بتوان از آن بهره برداري كرد. ISPتهاي مختلف ـ و حتي خود شركت مخابرات ـ ساليانه ميليونها تومان هزينه برقراري ارتباط ماهواره اي با اينترنت مي كنند ولي اگر پس از مدتي هريك منحل شوند هزينه هايي كه به اين خاطر متحمل شده اند برگشتي برايشان نخواهد داشت.
در حالي كه اگر مثلاً اين سرمايه گذاري براي مثلاً كشيدن خطوط فيبر نوري بين داخل و خارج كشور شود، سرمايه گذاري ماندني خواهد بود.
آنچه در اصل بايد اتفاق بيفتد، آن است كه در كشور يك شبكه ملي براساس زيرساخت قوي مخابراتي راه اندازي مي شود. در اين صورت اگر سازماني بخواهد خود و كارمندانش را به اينترنت متصل كند، به اين زيرساخت متصل مي شود و اگر يك شركت بخواهد خدمات اينترنتي بدهد ـ ISP بشود ـ به همين ترتيب به اين صورت ايراداتي كه پيشتر به وضعيت فعلي اينترنت در ايران گرفته شد، به وجود نخواهد آمد. ممكن است بحث شبكه ملي و زيرساخت مخابراتي آن با ساختار غير متمركز اينترنت كه فلسفه وجودي آن است، متناقض به نظر آيد. براي توضيح اين مطلب لازم است ابتدا واژه هاي «انحصار» و «انحصار طبيعي» توضيح داده شود. انحصار (monoply) وضعيتي است كه يك بنگاه اقتصادي به تنهايي در بازار كالا يا خدمات به عرضه آن كالا يا خدمات مي پردازد. در مقابل «بازار رقابتي» وجود دارد كه در آن تعداد زيادي بنگاه در بازار آن كالا يا خدمات، به عرضه آن مشغول هستند و با هم در قيمت و نحوه ارائه آن به رقابت مي پردازند. انحصار از جمله مواردي است كه باعث كاهش بهره وري در اقتصاد مي شود و در نتيجه مطلوبيت افراد و در نتيجه جامعه را كم مي كند. ولي مواردي وجود دارد كه انحصار در آنها طبيعي و حتي عين بهره وري و مطلوبيت است. بنگاههايي مثل بنگاههاي توزيع آب، گاز و مخابرات از آن جمله هستند. هزينه اوليه و ثابت چنين بنگاههايي بسيار بالاست و بنابراين معمولاً بنگاهها رغبتي به فعاليت در اين صنايع نشان نمي دهند.
در نظر بگيريد بنگاهي فعاليتي را در اين زمينه آغاز كند، پس از شروع فعاليت در آن زمينه در آن محدوده جغرافيايي صرف نخواهد كرد، چرا كه هزينه اوليه براي بنگاه جديد نسبت به بنگاه قديمي بسيار بالاتر خواهد بود. در حالي كه اين هزينه اوليه براي بنگاه قديمي مستهلك شده است. در نتيجه مي توان گفت اصولا ً رقابت ميان اين دو معني ندارد. معمولاً (ولي نه لزوماً) اينگونه بنگاهها دولتي هستند. چرا كه دولت در هر حال بايد يارانه ارائه چنين خدماتي را پرداخت كند و حتي در برخي موارد براي مصرف آن هم يارانه بدهد.
بحث ايجاد زيرساختهاي ارتباطي فن آوريهاي اطلاعاتي نيز از جمله مواردي است كه معمولاً نمي تواند جزو بنگاههاي انحصاري نباشد. اين وظيفه را معمولا ً در كشورها (و مخصوصاً كشورهاي جهان سوم) شركتهاي مخابرات (كه معمولا ً دولتي هستند) به عهده دارند. وظيفه ايشان عموماً ايجاد امكانات ارتباط فيزيكي است و اين كه در اين ارتباط چه اطلاعاتي رد و بدل مي شود، به عهده ارگان نظارتي ديگري است. تأمل در تاريخچه اينترنت آشكار مي سازد مهمترين مشخصه اينترنت عدم تمركز آن است، تا در نتيجه اگر بخشي ازآن دچار مشكل شد، بقيه بخشها بتوانند به فعاليت خود ادامه دهند. اين شبكه فاقد يك مركز فرماندهي يا كنترل كننده مركزي است. هيچ كس صاحب كل شبكه نيست و به تنهايي آن را اداره نمي كند. حتي دولت چين نيز كه چندي پيش سعي كرد سايت google.com را ببندد، تنها توانست ده روز مقاومت كند. اينترنت در عين آن كه متعلق به هيچ كس نيست به هيچ كس هم تعلق ندارد.
انحصار، تحريم و سانسور در اينترنت بي معني است. علت گسترش بي حد و حصر اينترنت نيز همين است، چون اگر قرار بود همه به يك مركز متصل شوند، همان مشكلات سيستمهاي متمركز پيش مي آمد (مثل مخابرات، پست و غيره). با اين توضيحات مشخص است مخابرات در زمينه ايجاد زيرساختهاي ارتباطي فن آوريهاي اطلاعاتي انحصار طبيعي خواهد داشت، ولي نبايد با آن برخوردي انحصارگرايانه داشته باشد،چرا كه با طبيعت عدم تمركز اينترنت هماهنگي نخواهد داشت و اصل فعاليت و حركت را نيز زير سؤال خواهد برد.
سيداحمدلواساني
شركت همه كاره
• مايكرو سافت در طي سالها به همه چيز متهم شده است ولي هيچ وقت، هيچ كس نگفته است اين شركت در جا زده است
099594.jpg
در قسمت اول اين مقاله گفتيم راز موفقيت مايكروسافت در سه عامل بوده است: سرمايه فراوان براي تحقيقات، توسعه مداوم محصولات نرم افزاري و قوه تخيل بالاي مديران شركت.
مقاله در ادامه، وضعيت اين شركت رادر يازده حيطه مختلف بررسي كرد كه سه مورد سيستم هاي عامل، نرم افزارهاي تجاري و نرم افزارهاي مديريت بانك هاي اطلاعاتي بررسي شد. در ادامه، مقاله به بررسي وضعيت مايكروسافت در زمينه بازيهاي ويديويي، تلويزيون، كامپيوترهاي جيبي، تلويزيون، مرورگرها، خدمات اينترنت، پيغامهاي آني، تلفن هاي همراه و نرم افزار Officeمي پردازد.
بازيهاي ويديويي:
قطعاً اگر وضعيت حيطه هاي ديگر شركت مايكرو سافت مثل وضعيت آن در صنعت بازي هاي ويديويي بود، كسي به خود زحمت شكايت از آن را نمي كشيد.
تقريباً يك سال از ورود مايكروسافت به اين بازار مي گذرد ولي كنسول xbox مايكروسافت هنوز نتوانسته است حرفي براي گفتن داشته باشد. حرف اول را در اين بازار شركت سوني با كنسول playstation2 (ps) مي زند و مقام دوم متعلق به شركت Nintendo است با كنسول Game Cube. مايكرو سافت در تابستان امسال حدود ۴ ميليون xbox فروخت كه با فروش ۳۰ ميليوني ps2 در سطح جهان قابل مقايسه نيست.فروش xbox در بازار حياتي ژاپن بسيار بد بوده است؛ براي فروش ۲۵۰۰۰۰ دستگاههايي كه به عنوان سفارش اوليه به ژاپن ارسال شد ۶ ماه وقت لازم بود. هكرها در آن مثل بسياري ديگر از محصولات مايكروسافت سوراخهاي امنيتي بسياري پيدا كردند و ناظران عقيده دارند اگر مايكروسافت تجديدنظري در وضعيت دستگاه ونرم افزارهاي بازي هاي آنها انجام ندهد اوضاع بدتر هم خواهد شد.
ايده اوليه اين كار متعلق به چند نفر از برنامه نويسان مايكرو سافت است كه در سال ۱۹۹۹ پيشنهاد كرده بودند اين شركت از نفوذ خود در بازار نرم افزار براي ورود به بازار سخت افزاري بازيهاي ويديويي و كامپيوتري استفاده كند. هدف اصلي مايكرو سافت هيچ وقت به طور رسمي اعلام نشد ولي برخي آن را در اجراي سياست اين شركت مبني بر وارد كردن كامپيوتر در اتاق هاي نشمين خانه ها ارزيابي كرده اند.
شكايت هاي حقوقي رقيبان مايكروسافت اثرات ناچيزي در اين بازار داشته است. درواقع اين بازاري است كه مايكروسافت در آن محصولات بدون رقيب ارائه نمي كند. در اين صنعت Nintendo جاي مايكروسافت را گرفته است. اين شركت در سال ۱۹۹۱ در پي شكايت مدعي العموم دادگاه ايالت نيويورك به اتهامات انحصارگرايي در دادگاه پاسخ داد. Nintendo توانست پيشنهاد با آن كه يك برگه تخفيف ۵ دلاري براي همه مشتري ها خواهد فرستاد، پرونده را خارج از دادگاه مختومه كند.

• كامپيوترهاي جيبي:
اگرچه در سال ۱۹۹۹ مايكروسافت براي دومين بار در حال امتحان Windows CE بود ولي هنوز سهمي از بازار كامپيوترهاي جيبي نداشت. خريداران اوليه اين گونه دستگاهها PalmPilot را در مقابل كامپيوترهاي مينياتوري انتخاب مي كردند.
PalmPilot صفحه كليد نداشت و براي ورود اطلاعات به آن بايد از دستخط عجيبي به نام Graffiti استفاده مي شد.
در همان سال مايكرو سافت به سرعت كامپيوترهاي جيبي را براساس سليقه مشتري ها عوض كرد (Pocket Pc) ولي در مقابل شركت Palm هم بيكار نماند و III Palm را معرفي كرد.
Palm در مجموع بازار را هنوز در دست دارد ولي مايكروسافت مرتباً در حال افزايش سهم خود از بازار است. سيستم عامل Palm در حال حاضر ۵۰ درصد بازار را در دست دارد درحالي كه سيستم عاملهاي Pocket Pc
و Windows CE مايكرو سافت ۲۸ درصد بازار را كنترل مي كنند. در مقام مقايسه در نيمه اول سال ۱۹۹۹ اين نسبت ۸۳‎/۵ در مقابل ۹‎/۷ درصد بود.
شركت Palm؛ مشكلات عديده اي روبه رو است از جمله دو شخصيتي بودن (سخت افزاري و نرم افزاري) بازار اين نوع وسايل هم روبه ركود مي رود كه به نفع مايكروسافت خواهد بود، چرا كه با سرمايه ۴۰ميليارد دلاري خود در اين گونه بازارها بهتر مي تواند دوام بياورد. در رقابت اين دو آنچه جلب توجه مي كند آن كه هر دو به نوعي از همديگر تقليد مي كنند.

• تلويزيون
مايكروسافت در حال آزمودن سه راه مختلف در اين بازار است ولي هنوز هيچكدام به مقصد نرسيده اند.
ورود مايكروسافت به اين عرصه در سال۱۹۹۷ بود، زماني كه اين شركت webTV را خريد و سال بعد از اين مايكروسافت در حال اضافه كردن قابليتهاي جديد شبكه اي و اينترنتي به آن بود. هدف مايكروسافت آن بود كه تلويزيون را به عنوان دروازه ورودي به اينترنت معرفي كند و بتواند به اين وسيله وارد اتاقهاي نشيمن خانه ها شود و كساني را كه كمتر با كامپيوتر درگير هستند آلوده كند. ولي مايكروسافت نتوانست علاقه شركتهاي كابلي تلويزيوني را به webtv جلب كند و با وجود يك ميليون مشتركي كه داشت به مرور از فعاليتهايش كم شد تا آنكه به MSNTV تغيير نام يافت.
مايكروسافت همچنين نرم افزاري براي دستگاههاي گيرنده مشتركين تلويزيون كابلي طراحي كرد و به اين منظور در شركتهاي مختلف سرمايه گذاري كرد، از جمله در شركت AT&T به مبلغ ۵ميليارد دلار. ولي به جز مراحل آزمايشي چيز ديگري ديده نشده است. نكته مثبت براي مايكروسافت آن است كه شركتهايي مثل Liberate كه در اين زمينه فعال هستند نيز با مشكل مواجه شده اند.
مايكروسافت هنوز دست برنداشته است و در حال طراحي سيستم عاملي شبيه ساختار تلويزيون است با نام Windows XP Media Cinter Edition (مركز رسانه اي ويندوزXP)
كاربران با استفاده از اين نوع نرم افزار مي توانند آهنگها، فيلمها و عكسها را با استفاده از يك كنترل از راه دور تلويزيون در آن دسته بندي كنند وآنهايي كه از كارت تلويزيوني در كامپيوترهاي خود استفاده مي كنند، مي توانند يك برنامه زنده در حال پخش را متوقف كنند و هرگاه خواستند دنباله آن را تماشا كنند.
تحليل هفته
نگاهي تحليلي به دارندگان مدارك تخصصي در زمينه IT در منطقه خاورميانه
099603.jpg
تب گرفتن مدارك بين المللي در زمينه فن آوريهاي اطلاعاتي طي چند سال گذشته در ايران بالا رفته است. شايد در نگاه اول اين مسأله فقط به عنوان يك تب يا يك مد به نظر برسد ولي هم چنان كه در يافته هاي گروه پژوهشي مدار كه در شهر رسانه اي دبي مستقر است خواهيد ديد، وضعيت ايران نسبت به بسياري از همسايه ها چه از نظر تعداد مطلق و چه از نظر نسبت تعداد متخصصين به كل جمعيت وضعيت جالبي ندارد.
البته دراين بررسي يك نكته را نبايد از نظر دور داشت و آن اين كه تقريباً تمام شركتها و مؤسساتي كه مدارك بين المللي در زمينه IT ارائه مي كنند، آمريكايي هستند و در نتيجه امكان برگزاري امتحانات در خود ايران وجود ندارد لذا متخصصان ايراني مايل به گرفتن اين مدارك بايد براي امتحان دادن به كشور ديگري مراجعه كنند كه قطعاً در كاهش تعداد ايرانيان در آمارها مؤثر خواهد بود.
نكته اي كه درهرحال بايد درنظر تصميم گيران و تصميم سازان قرار داشته باشد، فرصتهايي است كه ازنظر تبديل ايران به قطب IT منطقه درحال ازدست رفتن است و استفاده هايي كه كشورهاي ديگر منطقه و بويژه امارات متحده عربي از آن خواهند كرد.
مؤسسه Brainbench كه در زمينه آموزشهاي تخصصي فن آوري تكنولوژي فعاليت مي كند، درسال ميلادي گذشته به ۶۵۲۴ نفر در منطقه خاورميانه مدرك داده است. اين مؤسسه كه دوره هاي خود را از طريق اينترنت ارائه مي كند، ادعا دارد يك چهارم مدارك معتبر جهان را دراين رابطه اين مؤسسه ارائه مي كند. درحال حاضر دركنار مدرك اين شركت مدرك شركت هايي مثل Novel، MCSE، سيسكو و CompTIA مطرح هستند.
مؤسسه Brain bench بيشتر از هفتصد هزار گواهي در ۲۰۰ زمينه مختلف فن آوري اطلاعات صادر كرده است و مؤسسات و شركتهاي ديگر براي يك ميليون و ۹۸۷ هزار نفر گواهي صادر كرده اند. ايران با ۵۲۲ نفر رتبه ششم را درمنطقه دارد و به ازاي هر ۱۰۰/۰۰۰ نفر از ۰/۷۹ متخصص برخوردار است. كه دراين نسبت رتبه دوازدهم را دارد. در سطح منطقه امارات متحده عربي هم از نظر تعداد رتبه اول را به خود اختصاص داده است و هم از نظر تعداد متخصصين نسبت به جمعيت! دركل، كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس با توجه به جمعيت كمي كه دارند در جدول نسبت متخصصين به جمعيت بالاترين ها را به خود اختصاص داده اند. با وجود مشكلات سياسي موجود در كشورهايي مثل فلسطين و عراق به ترتيب ۱۹ و ۱۰ نفر از اين كشورها مدرك اين مؤسسه را دريافت كرده اند. به نظر مي رسد از كشورهاي تونس و سودان كسي نتوانسته باشد مدرك مؤسسه Brainbenchرا دريافت كند.
اين محاسبات براساس تعداد مدارك گرفته شده درسي رشته مورد علاقه امتحان دهندگان Brainbench در رشته فن آوري اطلاعات انجام شده است. ايران از نظر رتبه جهاني رتبه شصتم را به دست آورد درحال كه امارات متحده عربي رتبه سي و سوم را كسب كرد. در اسرائيل ۳۱۶۴ نفر مدرك دريافت كرده اند و به ازاي هر صدهزار نفر ۵۲/۴۵ متخصص وجود دارد. در ليست جهاني آمريكا با ۱۹۴/۲۱۱ متخصص بالاترين رتبه را دارد. بعد از اين كشور هند با ۱۴۵/۵۱۷ متخصص و فدراسيون روسيه با ۶۸/۰۵۰ نفر قرار دارند.
براساس جدول جهاني ليست Brainbench در اروپاي شرقي و جمهوري هاي سابق شوروي تمايل شديدي به سمت فن آوري هاي اطلاعاتي ديده مي شود. به عنوان مثال بالاترين رتبه درميان كشورهاي اروپايي متعلق به روماني با ۱۶/۱۲۲ نفر است و اين كشور در ليست جهاني رتبه ششم را دارد. انگلستان در اروپا با ۱۴/۶۴۲ متخصص دوم و بلغارستان با ۸/۸۴۴ نفرسوم است.
منبع: گروه پژوهشي مدار


|   شناسنامه   |   آرشيو   |