|
|
|
|
|
قاضي جاسبي معاونت ارجاع مجتمع قضايي ميرداماداعلام كرد:
|
|
|
|
جويندگان عاطفه
|
|
|
|
|
مرگ وحشتناك ترين قاتل سريالي انگليسي
گروه بين الملل ـ «مايرا هايندلي» يكي از وحشتناك ترين قاتلين سريالي در سن ۶۰ سالگي در بيمارستاني در انگلستان درگذشت. به گزارش شبكه خبري «سي.ان.ان» هايندلي كه ۳۶ سال از زندگي اش را به جرم قتل ۵ پسر و دختر نوجوان انگليسي در زندان گذرانده بود، روز جمعه در بيمارستان «وست سوفولك» در «بري ايست ادموندز» به دليل حمله قلبي درگذشت. هايندلي و همدستش، ايان بردي، ۵ قرباني خود را مورد آزار و اذيت قرار داده و اجساد آنان را سوزانده اند. بردي كه ۶۴ ساله است، از سال ۱۹۶۶ به جرم كودك ربايي، آزار، شكنجه و قتل ۳ نوجوان به نامهاي جان كيلبرايد ۱۲ ساله، لسلي آن داوني ۱۰ساله و ادوارد ايوانز ۱۷ ساله در زندان به سر مي برد. درسال ۱۹۸۷ نيز پائولين ريد ۱۶ ساله و كيت نبت ۱۲ ساله به قتل رسيدند. هايندلي كه از سال ۱۹۶۶ در زندان به سر مي برد، چندين بار قصد فرار از زندان را داشت. او در طي اين ۳۷ سال اعتراف كرد بردي مسؤول قتل ها بوده و او را به اين كارتشويق مي كرده است. هايندلي در ۲۳ ژوييه سال ۱۹۴۲ در منچسترمتولد و اوايل ماه جاري به دليل حمله قلبي از زندان به بيمارستان منتقل شد.
|
|
|
|
|
دسيسه زن آلماني براي شوهر ايراني اش
گروه حوادث: مرد جواني كه با دسيسه همسر آلماني خود از كشور آلمان اخراج شده است، براي گرفتن پسر چهار ساله خود از دادگستري تهران درخواست كمك كرد. اين مرد جوان كه يوسف نام دارد، همسر آلماني خود را طي دو شكايت جداگانه كه تسليم دادگاه شهر كلن ـ آلمان ـ و دادگستري تهران كرده، متهم به سرقت، كلاهبرداري و اجير كردن اوباش براي آزار و اذيت خود كرده است. بر اساس پرونده اي كه در شعبه ۱۷۱۰ دادگاه خانواده تحت رسيدگي است، چندي قبل مرد ۳۶ ساله اي با مراجعه به دادگاه طي شكايتي اعلام كرد: حدود ۹ سال پيش زماني كه ۲۷ سال بيشتر نداشتم، تصميم گرفتم براي ادامه تحصيل به كشور آلمان بروم. در نتيجه با كمك چند تا از دوستانم به دوبي سفر كردم و از آنجا نيز پس از ۲۱ ماه سرگرداني در چند شهر اروپايي، سرانجام موفق شدم به شهر كلن ـ آلمان ـ بروم. وي ادامه داد: يك سال در شهر كلن ـ آلمان ـ بلاتكليف بودم و خانواده ام در اين مدت مرتب براي من پول مي فرستادند تا من بتوانم هزينه زندگي و تحصيل خود را تأمين كنم. اما مشكل اقامت در كشور آلمان را داشتم، تا اينكه با يك زن آلماني به نام «ماريان» آشنا شدم. وي افزود: پس از مدتي، او وقتي فهميد كه من از يك خانواده سرشناس هستم و در آن كشور نيز غريب مي باشم، به من پيشنهاد ازدواج داد و گفت: با ازدواج كردن با او، تمام مشكلات و موانعي كه سر راه من براي اقامت، كار و ادامه تحصيل وجود دارد، حل خواهد شد. وي ادامه داد: «ماريان» در حرفهايش افزود: من با گرفتن «كارت ويژه» از اداره مهاجرت شهر كلن ـ آلمان ـ به عنوان يك شهروند آلماني به راحتي در آنجا زندگي كنم. ضمناً او كه چند ماه پيش از همسرش جدا شده بود، به تنهايي يك رستوران را اداره مي كرد. وي ادامه داد: پس از مدت كوتاهي با مشورت خانواده ام از تهران، در يكي از مراكز فرهنگي ايرانيان با آن زن آلماني ازدواج كردم. وي افزود: روزها به دانشكده مي رفتم و عصرها تا ديروقت به همسرم در اداره كردن رستوران كمك مي كردم تا اينكه همسرم پيشنهاد داد رستوران را گسترش بدهيم. براي اين كار نياز شديدي به پول پيدا كرديم و من هم با خانواده ام در ايران تماس گرفتم و آنها نيز مبلغ ۴۵ ميليون تومان براي من حواله كردند و من آن مبلغ را در اختيار همسرم گذاشتم و همچنين با كمك مالي خانواده ام موفق شدم يك آپارتمان كوچك بخرم. وي گفت: تا اينكه ما صاحب پسري شديم و همسرم اسم او را «مارك» گذاشت، اما من مخالف اسم خارجي بودم و به او گفتم: اسم پسرم بايد «امير» باشد، چون من برادري به نام «امير» داشتم كه چند سال پيش بر اثر يك سانحه تصادف كشته شده است، اما همسرم زير بار نرفت. وي افزود: زندگي ما كم كم رنگ خوشبختي را از دست داد و او به بهانه هاي مختلف دير به منزل مي آمد و مرتب در ميهماني هايي كه از سوي دوستانش برگزار مي شد، شركت مي كرد و همين مسأله اختلاف ما را شديدتر كرد و يكي دوبار هم درگير شديم و او نيز از من به دادگاه شكايت كرد و من توسط پليس دستگير شدم و مدتي را به اتهام ضرب و شتم همسرم در بازداشت به سر بردم و بعد از آن ماجرا تعدادي اراذل و اوباش براي من مزاحمتهايي ايجاد مي كردند كه همه اينها از ناحيه همسرم بود. او با اجير كردن تعدادي اوباش، قصد داشت مرا از آلمان بيرون كند كه حتي يك بار وقتي به منزل رفتم، متوجه شدم اشياي با ارزش منزل به همراه اسناد و مدارك هويتي ام از جمله مجوز اقامت و گذرنامه ام به سرقت رفته است كه بلافاصله به پليس مراجعه كردم، اما كسي به حرفهاي من توجه نكرد و سرانجام دادگاه به اخراج من از كشور آلمان رأي داد، اما من اعتراض كردم و گفتم بايد پسرم با من به ايران بازگردد، اما مسؤولان پليس و دادگاه به حرفهاي من توجه نكردند و سرانجام از طريق سفارت ايران در آلمان به تهران بازگشتم. بر اساس همين گزارش، دادگاه با شنيدن شكايت مرد جوان به او اعلام كرد كه در رابطه با شكايت كيفري از جمله سرقت، ضبط دارايي و كلاهبرداري از وي بايد به دادگستري تهران شكايت كيفري مطرح كنيد، اما براي مسائل خانوادگي از جمله حضانت و گرفتن فرزند ۴ ساله تان از طريق وزارت امور خارجه و سفارت ايران در آلمان اقدام خواهد شد و همسرتان بايد در اين زمينه پاسخگو باشد و ضمناً اگر شما طبق مقررات كشور آلمان ازدواج كرده ايد و يا در زمينه شرايط ازدواج بين شما و همسرتان قراردادي منعقد شده است، بايد بررسي و تحقيق شود و به هرحال درباره شكايت شما اقدام قانوني خواهد شد.
|
|
|
|
|
قاضي جاسبي معاونت ارجاع مجتمع قضايي ميرداماداعلام كرد:
محدوديت هاي قانوني پليس در برخورد با دختران و پسران
گروه حوادث: مأموران نيروي انتظامي تنها در صورتيكه شاكي خصوصي مطرح باشد، آن هم با اجازه مقامات قضايي حق برخورد با دخترها و پسرهاي جوان را دارند. قاضي جاسبي ـ معاونت ارجاع مجتمع قضايي ميردامادـ با بيان اين مطلب گفت: در جلساتي كه با مسؤولان مبارزه با مفاسد اجتماعي ناجا داشتيم، تصميم گرفته شد تا تغيير و تحولات اساسي در باره شيوه هاي مقابله با جرايم و مفاسد اجتماعي داشته باشيم. در حقيقت قرار شد با نگرش نو و جديد به اين مقوله نگريسته شود. وي افزود: به مأموران مربوطه دستور داده شده كه صرفاً جهت مبارزه خويش را در شناسايي باندهاي توزيع كننده مشروبات الكلي، تهيه و توزيع سي دي و خانه هاي فساد متمركز كنند و آنان حق ندارند همچون گذشته كه هرگاه پسر و دختري را در خيابان يا پارك مي ديدند مورد بازخواست قرار مي دادند، عمل كنند. اين مقام قضايي كه به عنوان نماينده دادگستري استان تهران در اين تصميم گيري ها حضور داشت، در ادامه با تأكيد براينكه درباره منع برخورد مأموران نيروي انتظامي با دخترهاو پسرها به آنان دستور اكيد داده شده است، گفت: آنان به هيچوجه حق برخورد با دخترهاو پسرهاي جوان را ندارند، مگر اينكه شاكي خصوصي در اين باره مطرح شود و در صورتيكه مأموري خارج از اين دستورات و خودسرانه عمل كند، شديداً با او برخورد مي شود. وي رعايت حقوق فردي و اجتماعي افراد را يكي از اركان اساسي اين تصميم گيري دانسته و افزود: در گذشته گاهي اوقات حتي دو دانشجو وقتي به قصد عزيمت به دانشگاه، سوار يك خودرو بودند از سوي مأموران بازداشت و به دادگاه فرستاده مي شدند كه همه اينگونه موارد از سوي قاضي تبرئه مي شدند، چون اين موارد را مغاير بارعايت حقوق فردي و اجتماعي تشخيص داديم، اين تصميم را گرفتيم. قاضي جاسبي در ادامه با اشاره به اينكه براي مأموران ويژه اي كه مجوز برخورد با مفاسد اجتماعي را دارند كلاس هاي توجيهي گذاشته شده است گفت: اگر مأموران كلانتري ها متهمان اين چنيني را بازداشت كنند، طبق تقسيم بندي داخلي كه براي نيروي انتظامي در برخورد با مفاسد اجتماعي در نظر گرفته شده است، آنها بايد تحويل مأموران آموزش ديده ويژه مفاسد اجتماعي داده شوند. حتي به كلانتري ها دستور داده شده در صورتيكه متهماني از اين دست شاكي خصوصي ندارند، بلاقيد آزاد شوند. وي افزود: در اداره اجتماعي مشاوران و روانشناسان صاحبنامي حضور دارند و به افرادي كه مشكلات خاص دارند، مشاوره مي دهند. همچنين مقرر شد دربازداشتگاهها افراد تازه كاري را كه براي نخستين بار مرتكب خطا مي شوند در سلول هاي جداگانه اي از افراد سابقه دار و حرفه اي نگه دارند. وي ادامه داد: سعي مي شود با افرادي كه براي مرتبه اول مرتكب فرار از خانه و يا... مي شوند از راههاي فرهنگي و مشورت برخورد شود و پاي آنها به مراكز قضايي و انتظامي باز نشود. باتوجه به اين تصميمات بسياري از افرادي كه داراي مشكل بودند، مانند دختراني كه تازه از خانه فرار كرده اند و يا زنهايي كه براي اولين بار مرتكب خلافي شده اند، متوجه اشتباه خود شده و به آغوش گرم خانواده هاي خود بازگشته اند. معاونت ارجاع مجتمع قضايي ميرداماد افزود: براي مدت كوتاهي كه اين افراد را در اداره اجتماعي ناجا نگهداري مي كنيم وسايل مطالعه، تماشاي فيلم و ورزش را برايشان فراهم كرده ايم، همچنين براي زناني كه علت ارتكاب جرم خود را فقر مادي بيان كرده اند با كميته امداد امام خميني(ره) مذاكره شده و آنان متعهد شده اند در صورتيكه در تحقيقات قضايي مشخص شود ارتكاب بزه صرفاً در نتيجه فقر مادي بوده است، براي آنها مقرري تعيين كنند. وي افزود: در صورتيكه اين متهم در مراحل بعدي بار ديگر به همان جرم دستگير شود، باتوجه به اينكه سوابق آنها رايانه اي شده است، براي ما مسجل مي شود كه او انگيزه ديگري دارد بنابراين با او برخورد شديدي صورت مي گيرد. نماينده دادگستري در اين طرح در ادامه گفت: از بعد ديگر باتوجه به تخصصي شدن كار در اداره اجتماعي ناجا كه دستگيري و متلاشي شدن چندين باند توزيع كننده مشروبات الكلي به صورت علني و غيرعلني را به دنبال داشت، نشان مي دهد كه طرح مورد نظر در نخستين گام موفق بوده است. وي درپايان متذكر شد باتوجه به تأثيرات معنوي ماه رمضان در جامعه اسلامي ما، آمار جرايم منكراتي در اين ماه به شدت كاهش يافته است كه اين مورد نشاندهنده گرايش هاي ديني افراد در جامعه است.
|
|
|
|
|
جويندگان عاطفه
مادر شايد ديگر برنگردم
|
|
|
۱۲ ارديبهشت سال ۶۶ بود كه بهرام مرآتي در حالي كه بادگيري سبزرنگ به تن داشت، با مادرش خداحافظي كرد و به طرف ماكو حركت كرد تا ادامه خدمت سربازي اش را در اين شهر بگذراند. مادر وقتي «بهرام» اش را از زير قرآن رد كرد، با چشمان پراز اشك به او نگاه كرد، بهرام لبخندي زد وگفت: مادر شايد ديگر برنگردم. مادر با دلواپسي به پسرش نگاه كرد. ماهها گذشت، انگار بهرام ديگر قصد بازگشت نداشت. در اين همه سال مادر چشم به در دوخت، به هر جايي كه توانست سر زد، اما تنها خاطرات گذشته را در كنار خود يافت. وقتي كه پسرش بهرام ۱۷ ساله بود، از سوي بسيج به جبهه رفت ، شش ماه در جبهه ماند، از ناحيه پاي چپ مجروح شد، يك هفته در بيمارستاني در باختران تحت درمان قرار گرفت و بعد به خانه برگشت. چند ماه بعد بهرام براي گذراندن سربازي به ماكو رفت. دو، سه ماهي خدمت كرد، دوسه بار به ديدن مادر به تهران آمد و وقتي كه براي هميشه رفت بادگير سبزي به تن داشت. حالا هنوز كه هنوز است مادر چشم انتظار بازگشت بهرام است، انگار او حتي در رؤياهايش صداي پوتين بهرام را مي شنود. كساني كه از بهرام اطلاعي دارند با تلفن ،۸۷۶۱۶۲۱ بخش جويندگان عاطفه روزنامه ايران تماس حاصل كنند.
|
|
|
|